سفر نوروزی سال 88 به ترکیه - بخش پنجم

سفر دریایی به جزیره قبرس

بعد از صرف مختصری غذا٬ در صف گمرک خروجی تاشجو ایستادیم سه ردیف صف بود تقریبا تمام مسافران جوانان با ظاهری شبیه سربازان و زنان با لباس محلی ترک بودند که همراه خود کیسه یا ساکهایی بزرگ حمل میکردند توریستها انگشت شمار بودند. پاسپورتهایمان مهر خروج از ترکیه خورد و سوار کشتی شدیم . مسافران ساکهای خود را روی هم در جلو و عقب کشتی که فضای بازی داشت تلنبار کردند یکی از خدمه های کشتی بر روی میز چرخداری نوشابه٬ کیک و ساندویچ میفروخت. با کمال تعجب ساندویچش فقط سبزی بود و دریغ از حتی یک برش کالباس یا کباب٬ قیمتش ۵ لیر٬ آنرا پس دادیم. دریا زیاد مواج نبود و بدون مشکلی بعد از دو ساعت و ربع بعد به جزیره قبرس رسیدیم. برای خروج همه عجله داشتند٬ دوباره در صف کنترل پاسپورت و ویزا ایستادیم.

کشتی های کوچک در بندر تاشجو

در حال سوار شدن به کشتی قبرس - بندر تاشجو - جنوب ترکیه

در حال سوار شدن به کشتی قبرس - بندر تاشجو - جنوب ترکیه

مسافران ساکهای خود را روی هم در جلو و عقب کشتی که فضای بازی داشت تلنبار کردند

 

گمرک مرزی جزیره قبرس

مسافران دوباره در سه ردیف در صف کنترل پاسپورت قرار گرفتند. یک مامور قبرسی به همراه سگ تعلیم یافته اش ساکها و بعضی از مسافران را بو میکشید ظاهرا بدنبال مواد مخدر میگشت و اسباب دلهره بعضی از مسافران شده بود. اغلب مسافران بجای پاسپورت کارتهای پرس شده ای همراه داشتند که بالای آن جمهوری ترکیه نوشته بود و حاوی مشخصات و عکس فرد بود و بعضی همراه کارت برگه هایی را نشان میدادند و براحتی اجازه عبور می یافتند چند نفر هم پاسپورت کشورهای اروپایی مثل رومانی و آلمانی داشتند آنها هم براحتی عبور کردند طبق معمول٬ انتظار داشتم پاسپورت ایرانی ما مشکل ساز شود و حتی خودم را برای برگشت آماده کرده بودم چون ما فقط آمده بودیم این جزیره را ببینیم اگر نشد ٬ مسئله ای نبود به ترکیه برمیگشتیم و به بقیه سفرمان بسمت آنتالیا ادامه میدادیم.

مصاحبه دریافت ویزا

نوبت به ما رسید پاسپورتها را به همراه برگه رزرو هتل و بلیط های دو طرفه کشتی را نشان دادم مامور کنترل با دیدن پاسپورت ایرانی ما ٬ پرسید آیا برای بار اول است که به قبرس می آییم پاسخ دادیم بله٬ مامور از باجه اش بیرون آمد و از ما خواست دنبالش برویم.

در انتهای سالن اتاقی شیشه ای و بزرگ بود که روی آن با حروف لاتین نوشته بود. MOHAJERAT

مامور مدارک ما را تحویل اتاق داد و گفت منتظر باشیم تا نوبتمان شود چند نفر در انتظار بودند و چند نفر هم داخل بودند و مامور قبرسی داشت بزبان ترکی از آنها سوالهایی میپرسید و رور برگه ای یادداشت میکرد اولین بارم بود که با بخش مهاجرت یک کشور مواجه میشدم احساس خوشایندی نداشتم چون میدانستم سوالهای متعددی میپرسند و بدنبال ضد و نقیض در حرفهایم خواهند بود تا برایشان ثابت شود هدفمان از سفر فقط بازدید است نه سفر به قبرس جنوبی و نه اقامت غیر قانونی.

بنظرم برخورد مامور مهاجرت با مراجعین که ترک بودند زیاد جالب نبود چون صندلی برای نشستن در مقابل میز افسر مهاجرت وجود نداشت و افراد سر پا ایستاده بودند و جواب میدادند. مامور دیگری با لباس شخصی در حین انتظار ما پاسپورت و مدارک ایرانی مان را چند بار نگاه کرده و به فکر فرو رفته بود.

نوبت ما شد من وارد شدم و همسر و دختر کوچولویمان بیرون ماندند. افسران مهاجرت برخوردشان با من نرمتر بود دستور داد یک صندلی برایم آوردند و خواست که بنشینم٬ کاغذی مقابلش گذاشت و به آرامی به انگلیسی شروع به سوال کرد. چقدر پول همراه دارید؟ حدود ۲۰۰۰ لیر٬  ماشینتان در گمرک ترکیه است؟ آره٬  مدارک ماشین را خواست که به وی دادم مامور لباس شخصی جلو آمد و انگار چیزی را بیاد آورده باشد یک کاغذ و خودکار مقابلم قرار داد و به ترکی به افسر مهاجرت گفت که بگو شماره ماشینش را بنویسد. برق از کله ام پرید شماره بین المللی ماشین را حفظ نبودم٬ به حافظه ام فشار آوردم ماشین را مقابلم تجسم کردم و پلاکش را٬ بسختی و با تردید شماره را نوشتم و به افسر دادم شک داشتم درست نوشته ام یا نه. مثل دانش آموزی که ورقه امتحانش را تحویل میدهد و نگران اعلام نتیجه است به دو مامور خیره شدم هر دو چک کردند و خوشبختانه درست بود هر سه لبخند زدیم. افسر پرسید چند روز می خواهید در قبرس بمانید دو روز کافی است گفتم نه چهار روز ممکن است بمانیم و در پاسپورتمان ویزای ۴ روزه زد. و به ما خوش آمد گفت...

به قبرس شمالی خوش آمدید

دوباره به باجه های کنترل پاسپورت برگشتیم٬ همه مسافران رفته بودند و فقط ما مانده بودیم٬ پلیس باجه٬ پاسپورتها را نگاهی کرد و با لبخند به ما اجازه عبور داد. و ما رسما وارد قبرس شدیم.

 

ساختمان گمرک شهر گیرنه - قبرس شمالی

بندر گیرنه در قبرس شمالی

بعد از آنکه از دردسرهای تهیه بلیط ٬ سفر دریایی و دریافت ویزای قبرس شمالی آسوده شدیم و خود را داخل خاک قبرس دیدیم فرصتی شد تا به اطراف خود دقت کنم شهری که ما در آن پیاده شدیم بندر گیرنه نام داشت که هتل های لوکس قبرس در همین شهر قرار دارند٬ ساختمان و محوطه گمرک قبرس کوچک و نسبتا مرتب و حیاطش سرسبز بود٬ تاکسی ها بقیه مسافران را برده بودند و تاکسی خالی در محوطه نبود یک راننده ون یا مینی بوس سعی داشت من را متقاعد کند با او برویم مقصد ما هتل آکوپولکو بود. با دقت به ماشینها اولین نکته ای که بنظرم جالب رسید فرمان سمت راست خودروهای قبرس بود یک خودرو بنز ۲۳۰ نسبتا قدیمی که تاکسی بود سر رسید و ما را سوار کرد٬ تاکسی متر را زد و تا هتل ۲۰ لیر گرفت. هتل حدود ۱۵ دقیقه فاصله داشت. جاده ها سرسبز و خانه های ویلایی زیبایی در مسیر وجود داشت. سیستم جاده های انگلیسی برایم جالب بود. در قبرس همه جور ماشینی وجود داشت از بنزهای قدیمی تا خودروهای لوکس.

 

از بندر گیرنه تا هتل آکوپولکو 20 کیلومتر فاصله بود

 

شهری که ما در آن پیاده شدیم بندر گیرنه نام داشت که هتل های لوکس قبرس در همین شهر قرار دارند و هتلی که ما داشتیم میرفتیم جزء بهترین هتلهای قبرس شمالی بود البته از حد انتظارم پائینتر بود هتل در خارج شهر قرار داشت و در کنار آن هیچ نشانی از آبادانی٬ مغازه یا خانه نبود.

ورودی هتل آکوپولکو

از جاده اصلی بعد از عبور از سردر ورودی هتل ٬ یک خیابان شیب دار٬ که درختهای نخل در دو طرف آن کاشته بودند به مقابل لابی هتل میرفت. در سمت راست٬ خانه های ویلایی و در سمت چپ٬ اتاقهایی در ساختمان ۵ یا ۶ طبقه قرار داشت و انتهای محوطه هتل ساحل و دریا قرار داشت. در تبلیغ هتل نوشته بود که بزرگترین استخر روباز قبرس در این هتل قرار دارد.رزرو هتل شامل صبحانه و شام بود. بخاطر ابری بودن هوا تقریبا هوا خنک بود و مناسب جهت شنا در این وقت سال نبود اما استخر سرپوشیده هتل برای شنا خیلی عالی بود.

خانه های ویلائی در هتل آکوپولکو

داخل خانه های ویلائی هتل آکوپولکو

 

گروه نوازنده در رستوران هتل آکوپولکو

دیزنی لند در قبرس شمالی

خبری که در یکی از مجلات قبرس خواندم مربوط نهایی شدن قرارداد ساخت پارک دیزنی لند در قبرس شمالی بود که با توجه به اینکه هنوز بر سر به رسمیت شناختن قبرس شمالی بحث های زیادی وجود دارد این قرارداد تعجب برانگیز بود.

 گردش در شهر گیرنه

بندر گیرنه شهری کوچک٬ توریستی و زیباست که خانه های آن اغلب ویلایی است و ساختمان بلند بندرت در آن بچشم میخورد شهر در واقع ییلاق مردم پولدار ترکیه شده و برای استراحت خود خانه های ویلایی در این جزیره سرسبز خریداری کرده اند. واحد پول قبرس شمالی همان لیر ترک است و زبانشان یکی از لهجه های ترکی است. در کنار ساحل رستورانها و فست فودهای زیادی وجود دارند که میز و صندلی خود را داخل پیاده روها چیده اند و مردم در کنار دیواره های ساحل دریا در حال پیاده روی و ماهیگیری هستند. قیمت اجناس در فروشگاههای قبرس در حد ترکیه و گاهی گرانتر است. گردش در کوچه پس کوچه هایی که به بندر ختم میشود لذت بخش است در یکی از کوچه ها یک آبخوری قدیمی وجود داشت که سنگ کتیبه ای بخط عربی روی آن نصب شده بود.

یکی از میادین اصلی شهر گیرنه - قبرس شمالی

خیابان ساحلی بندر گیرنه - قبرس شمالی

در حال ماهیگیری - خیابان ساحلی بندر گیرنه - قبرس شمالی

خیابان ساحلی بندر گیرنه - قبرس شمالی

/ 3 نظر / 42 بازدید
الی

با سلام و عرض تشکر که تجربیات خودتون رو با ما شریک شدین من بعضی از نوشته هاتون رو خوندم و لذت بردم البته اکثرا مربوط به سال 90 بود و نمی دونم آیا جدیدا هم آپدیت کردین یا نه. ولی در مورد نوشته های بالا ( قبرس شمالی ) و مخصوصا این عکس آخر یه خاطره خنده دار دارم. من دختری 25 ساله هستم از تهران ، در سفری که به قبرس جنوبی ( اروپایی ) داشتم ، در حال تردد و گردش در نیکوزیا به شکل تصادفی از این مزر عبور کردم و بدون اینکه کسی به من تذکری بده وارد قبرس شمالی ( ترک ) شدم . و وقتی خواستم راه را برگردم و به قسمت اروپایی بیایم توسط پلیس قبرس جنوبی (نسبتا) دستگیر و به اداره پلیس محلی منتقل شدم :))))))) خلاصه بعد از کلی معطلی و چک و چانه شماره و آدرس هتل محل اقامتم در لارناکا در قبرس اروپایی را از من خواستن ، و از آنجا که زبان انگلیسی را به خوبی صحبت می کنم تونستم داستان را براشون توضیح بدم و بگم که من در پاسپورتم ویزای قبرس اروپا را دارم و قصد قاچاقی وارد شدن را نداشتم ، ولی پاسپورتم در هتل بود و طبیعتا همراهم نبود. . بعد از کمی پرس و جو و صحبت تلفنی با مسئول هتل اقامتم و همینطور گرفتن امضا از من ، گذاشتن که من برم ... و ای

mosafer

در صورت تمایل به سفری به ایتالیا روم و جزایر قناری با هزینه ای متفاوت و هتل هایی شیک با ما تماس بگیرید 09336251167 http://jahangardii5264.blogfa.com/ دوست من فکر نکن دروغه 2 هفته با هزینه ای منطقی هتل روم بهترین هتل در بهترین موقعیت شهر و هتل جزایر هتلی رزورت و بزرگ تعجب نکن اینا به علت شرایطی هست که ما داریم و 2 هفته در سال میتونیم این شرایط را در اختیار دیگران قرار دهیم

saman

مرسی که تجربیاتت رو در اختیار بقیه میگذاری. البته بدون که موقعیتی که تو داری در اختیار هرکسی قرار نمیگیره. منم دوست داشتم میتونستم به جاهای دیگه دنیا سفر کنم. خیلی به کشورهای جهان علاقمندم اما تابحال هرگز این فرصتو نداشتم. متاسفانه خیلی بد آوردم تو زندگی. شاید کم کم باید به سفر به اون دنیا فکر کنم.وقتی بختت بده و خدا کاری رو میکنه از تو کاری برنمیاد...