عاشق سفر

راهنمای فارسی زبان در ترکیه!!

سال 1391 هم مثل پارسال، ما دو سفر به آنتالیا داشتیم یکی در تعطیلات نوروز و دیگری در نیمه دوم شهریور. که به خاطر تکراری بودن، قید نوشتن سفرنامه ها را میزنم و فقط به ذکر چند نکته که به نظرم مهم میرسند میپردازم.

در ترکیه، فارسی بپرسید فارسی بشنوید!!

در نوروز 1391 بعد از ورود به خاک ترکیه، برگه هایی به زبان فارسی به ما داده شد که خبر از راه اندازی خط تلفنی میداد که در موارد اضطراری در خاک ترکیه، میتوان از خدمات ترجمه همزمان فارسی به ترکی و بالعکس به رایگان استفاده کرد. شماره اش هم 11822 بود. ابتکار جالبی است مخصوصا برای افرادی مثل من که ترکی را از بیخ بیلمیرم. توضیحات این بروشور را اینجا عینا نقل قول میکنم.

"آسوده باشید، مشکل زبان شما را حل کرده ایم. 24 ساعت، 7 روز هفته، ما با شماییم از سفرتان لذت ببرید.

خدمات مترجم همزمان:

شما در هر زمان و هر مکان مترجم اختصاصی خود را در کنار خواهید داشت کافیست  11822 را شماره گیری نمایید. مترجم شما از طریق تلفن، نیازهای شما را پاسخگو خواهد بود.

در خرید با مشکل مواجهید؟

در تاکسی نمیتوانید مقصد خود را به راننده اعلام نمائید؟

در مورد قیمت ها سوالی از فروشنده دارید؟

درخواست تخفیف از فروشنده دارید؟

میخواهید درخواست چیزی از کسی کنید؟

در هتل و یا هر مکان دیگری نیاز خاصی دارید که نمیتوانید سفارش دهید؟

ما در کنار شما هستیم، به ما فارسی بگویید ما به زبان ترکی نیاز شما را به مخاطبتان منتقل می کنیم."

دامنه اطلاعاتی که ظاهرا میتوان با این شماره به آنها دست یافت خیلی وسیع است. و شامل

1- اطلاعات توریستی: برنامه گشتها، آدرس مکانهای تاریخی، نزدیکترین مرکز خرید یا رستوران،

2- اطلاعات خدمات عمومی: بیمارستانها، پلیس، کنسولگری ها و...

3- اطلاعات خدمات شهری: برنامه و مسیر ایستگاههای اتوبوس، قطارهای درون شهری، متروها، کشتیها، اسکله هاو...

4- اطلاعات خدمات دولتی: پلیس مهاجرت و اقامت، اداره مالیات، دفاتر گمرک و اطلاعات سایر ادارات دولتی ترکیه

5- اطلاعات بازرگانی: جستجوی تولید کننده ها ، فروشنده ها، کالای خاص و ...

6- اطلاعات اقتصادی: اجاره یا خرید ملک، دفتر، اطلاعات بانک ها، گمرک و...

چگونه با ما تماس بگیریم:

روش اول (با کلیه سیم کارتها و تلفنهای ثابت ترکیه):

شماره 11822 را در هر نقطه از خاک ترکیه بدون نیاز به هیچ پیش شماره ای شماره گیری نمائید، ارزان و راحت اطلاعات مورد نظر خود را کسب کنید.

روش دوم (با کلیه سیم کارتهای ایران):

این روش تنها در خاک ترکیه امکان پذیر است و بایستی شماره 009011822 را شماره گیری کنید تا ارتباط شما برقرار شود . به دلیل بالا بودن هزینه مکالمه ، این روش توصیه نمیگردد.

جالب اینجاست که 11822 سایت فارسی هم دارد. جهت هموطنان داخل ایران بخش پاسخگوی آنلاین در وب سایت www.11822.org آماده پاسخگویی به سوالات هموطنان عزیز میباشد.

قیمت لیر

نوروز سال 1389 قیمت لیر ترک 560 تومان بود اما امسال لیر ترکیه مثل همه ارزهای دیگر شدیدا گران شده بود در نوروز 1080 تومان و در اواسط شهریور 1250 و در آخر شهریور 1410 تومان. یعنی بیش از 2.5 برابر. و این یعنی یک سفر خارجی باندازه دو و نیم سفر پارسال هزینه خواهد داشت.

قیمت بنزین

 قیمت بنزین امروز، سوم مهر نود و یک، 4.75 لیر بود که اگر در 1410 تومان بابت هر لیر ضرب شود حدود 6700 تومان میشود. یعنی برای طی مسافت حدودا 1550 کیلومتری بازرگان تا استانبول یا آنتالیا برای رفت و برگشت و گردش در شهر اگر حدود 200 لیتر بنزین لازم داشته باشیم 1340000 تومان فقط هزینه بنزین خواهد شد. این رقم واقعا وحشتناک است. از سایت http://benzin.doviz.com میتوانید قیمت روزانه بنزین در ترکیه را ببینید.

واردات ممنوعه!!

شهریور ماه 1391 موقع عبور از مرز، در بازرگان، مرزبان ایرانی تاکید میکرد که همراه داشتن بنزین در سمت ترکیه، باعث توقیف خودرو خواهد شد. و موقع برگشت به ایران هم مامورین ایرانی روی نوشیدنیهای "الک لی" شدیدا گیر میدادند و ماشینها را حسابی زیر و رو میکردند و به خاطر 5 الی 6 قوطی صورتجلسه و ماشین را توقیف و به دادگاه میفرستادند که در ساده ترین حالتش، یک روز طول میکشید و 200 الی 300 هزار تومان جریمه شاملش میشد مخصوصا روی بطری های درب پیچ دار غیر پلمب، که بصورت دستی پر شده بود حساس بودند. مامور ارشد مربوطه میگفت" این چیزهای نجس چیه ؟ وارد مملکت میکنید؟". یک مسافر دیگه میگفت حتی به شلوارک پوشیدن آقایان هم حساسند.

+ محمد ; ٦:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۳
comment نظرات ()

داستان کارت اعتباری

چند ماهی ذهنم بشدت درگیر مشکلات شخصی بود که بالاخره در شهریور حل شد . متاسفانه طی این مدت نتوانستم آپ کنم از این بابت از همه دوستان عاشق سفر عذر خواهی میکنم.

طی نه ماه اخیر، قیمت همه ارزهای خارجی حدودا دو و نیم برابر افزایش پیدا کرده که مستقیما زندگی همه ما را تحت تاثیر خود قرار داده و در کنار آن اکثر دوستان سفرهای خارجی را تعطیل کرده و یا بشدت کاهش داده اند. سایت سازمان میراث فرهنگی هم از کاهش 80 درصدی ورود توریستهای ایرانی به ترکیه خبر داده است.

اما مگر میشود یک عاشق سفر را از سفر بازداشت. باید راه حلی برای ادامه سفرها پیدا کرد اگر دوستان تدبیری و راه حلی به ذهنشان میرسد لطفا مطرح کنند تا همه استفاده نمایند. مثلا یک راه آن استفاده از هتلهای ارزان و کم ستاره تر اما با کیفیت است. اینکه چگونه میتوان این هتلها را شناسایی کرد پیشنهاد من، استفاده از سایتهای مشهور رزرو هتل، مثل Booking.com و holidaycheck.com است این سایتها برای هتلهایی که معرفی میکنند بر اساس میانگین رضایتمندی مهمانانی که در این هتلها اقامت داشته اند امتیازی مابین 1 تا 10 میدهند. همچنین قیمت، توضیحات، عکس و ... را هم ارائه میدهند . معمولا هتلهایی که امتیازی بالاتر از 8 دارند هتلهای خوبی هستند (من این را در عمل تجربه کرده ام). قیمت هتل ها را هم میتوانید با هم مقایسه و مناسبترین هتل را انتخاب کنید. اگر کارت اعتباری ویزا کارت و یا مستر کارت داشته باشید میتوانید هتل را آنلاین رزرو کنید.

داستان کارت اعتباری

پس از سالها تعلل و دو دلی، بالاخره امسال کارت اعتباری ویزا و مستر کارت تهیه و در سفر شهریور ماه خود به آنتالیا،  با آن پنج بار هتل رزرو کردم. حالا شرح داستان کارت اعتباری:

پس از مدتها جستجو در اینترنت و دیدن تبلیغ عرضه کارتهای اعتباری، و عدم اعتماد و باور من به صحت این تبلیغات، بالاخره دل را به دریا زدم و از سایت صرافی آبان، و بصورت آنلاین با پرداخت 175 هزار تومان ویزا کارت کلاسیک را خریداری کردم. (البته این سایت چون آدرس صرافی و تلفن خود را درج کرده بود مورد اطمینان بنظر رسید.) پس از حدود دو هفته، پاکت کارتهای اعتباری را با ارائه کپی پاسپورت و کد رهگیری که هنگام ثبت نام داده میشود از صرافی دریافت کردم. پاکت حاوی سه کارت بود، ویزا کارت کلاسیک، مستر کارت و یک کارت دیگر که همه صادره از رویال بانک باکو بودند.

ویزا کارت رویال بانک باکو

مستر کارت رویال بانک باکو

اولین تجربه استفاده از ویزا کارت

با گران شدن ارز، برنامه سفرهای تابستانی ما کلا به هم ریخت و من از کارتها استفاده نکردم. اما بالاخره در نیمه دوم شهریور 1391 فرصت شد تا یک سفر زمینی دیگر به آنتالیا داشته باشیم. و به فکر استفاده از کارتها برای رزرو هتل افتادم. اما کارتها خالی از پول بود به صرافی آبان زنگ زدم تا مقداری دلار در آن بریزم اما صرافی گفت به خاطر تحریم ها از ابتدای سال 1391 موجودی کارتها بلوکه شده. نمیدانستم خوشحال باشم یا ناراحت!!؟ اما وی به یک نکته اشاره کرد که من در ابتدا نسبت به آن شک داشتم. "برای رزرو هتل نیازی به برداشت پول از کارت اعتباری نیست فقط شماره و مشخصات کارت را وارد کنید و در بدو ورود به هتلی که اینترنتی رزرو کرده اید پول هتل را پرداخت کنید." با شک و تردید یک هتل سه ستاره و ارزان قیمت به نام yavuzhan hotel در شهر سیده نزدیک آنتالیا به قیمت هر شب 30 یورو از طریق سایت Booking.com رزرو کردم.

yavuzhan hotel اولین هتلی که با کارت اعتباری رزرو کردم. هتلی ارزان ولی فوق تصور ما از همه نظر بود تمیز، دارای استخر و ...

و بدون آنکه پولی در کارتم باشد سایت رزرو مرا تائید کرد. از تائیدیه یک پرینت گرفتم تا به عنوان رسید به هتل ارائه دهم. این کار برایم خیلی لذت بخش بود چون دقیقا شهریور ماه سال گذشته برای یافتن هتل در آنتالیا، با مراجعه مستقیم به هتلها، خیلی دردسر کشیدیم.

قبل از حرکت از ایران هتل دوم خود را پنج ستاره و در شهر بلک در 30 کیلومتری شهر آنتالیا گرفتم هر شب 300 لیر. مابقی هتلها را هم در آنتالیا و از طریق نوت بوکم رزرو کردم. مبلغ هتل را هم هنگام ورود به رسپشن هتل میپرداختیم. 

هتل ریور گاردن در شهر بلک نزدیک آنتالیا دومین هتل رزروی

نکته: دقت داشته باشید که هنگام رزرو هتل با کارت اعتباری فاقد موجودی کافی یا خالی، در مقابل نوع رزرواسیونی که میخواهید انجام دهید کلمات free cancellation نوشته باشد در غیر اینصورت از کارت شما آنلاین برداشت میشود و در صورت عدم موجودی کافی رزرو شما ممکن است با مشکل مواجه شود. کلمات Non refundable  به معنی رزرواسیون قطعی بوده و از کارت مبلغ بصورت آنلاین کم میشود.

نظر ندا: در مورد سفر ارزون هم راهنمایی خواسته بودین! من اکثر هتل های 5 ستاره ایران رو رفتم اما سالهاست که دیگه برای اقامت از هتل های ارزون استفاده می کنم حتی شده مهمان پذیر هم رفتم و خیلی بیشتر از هتل های گرون بهم خوش گذشته چون فقط برای خواب ازش استفاده کردم ;o) تنها چیزی که برای من مهمه تمیز بودن اونجاست.

در مورد سفرهای خارجی هم به ندرت هتل میرم معمولا یا guest house میرم یا hostel فکر کنم بد نیست یه مقدار دیدتون رو از سفر رفتن عوض کنید و بعضی اوقات مثل یک backpacker سفر کنید. وقتی به مهمان پذیر یا هاستل هایی میرین که backpacker  های جوون کشورهای مختلف هم اونجا میرن خیلی بیشتر به آدم خوش میگذره چون همه خیلی صمیمی تر هستند و خیلی راحت می تونی دوستای خوب و سالم پیدا کنی و تازه اونها می تونن راهنماییت کنن که چطوری سفر ارزون تر هم بری.
با تمام این تفاسیر پول ما اونقدر بی ارزش شده که حتی اگه بری یه هاستل خیلی ارزون، باز هم هزینه آن گران میشود.

+ محمد ; ۸:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢
comment نظرات ()

سفر سال 90 به ترکیه - بخش پنجم

 سال 90 دو سفر زمینی به آنتالیا داشتیم یکی از آنها در نوروز و دیگری در اواخر شهریور 1390 انجام شد که به خاطر شباهتهایشان هر دو را میخواهم در کنار هم بنویسم .

سفر نوروزی سال 90 به ترکیه 

70 کیلومتر بعد از شهر Demre به شهر کاش رسیدیم جاده اصلی از کنار شهر میگذرد اما برای تجدید خاطرات اولین سفر زمینی دور ترکیه مان وارد این شهر کوچک و زیبا شدیم. شهری ساحلی زیبا و توریستی که اکثر خانه ها بر روی شیب تپه و کوههای مشرف به ساحل ساخته شده است.چند سال پیش بر روی تابلوی ورودی این شهر جمعیت آن 6000 نفر نوشته شده بود اما اینبار 9500 نفر شده بود. بازار صنایع دستی و تابوتهای تراشیده شده از سنگ از آثار دیدنی این شهر است.

شهر کاش، مابین آنتالیا و مارماریس

 

شهر کاش، مابین آنتالیا و مارماریس

مارماریس = همه چی آرومه...

نزدیک نهار به مارماریس رسیدیم. تپه های مشرف به مارماریس خیلی زیبا و سرسبز بود و ماشینهای راهسازی در حال تعریض جاده بودند. ایام نوروز توریست چندانی در شهر وجود نداشت و خیابانها فاقد شور و شوق بود. بعد از پرس و جو از چند هتل تاپ در شهر و اطراف متوجه شدیم که تقریبا همه آنها یا تعطیل بودند یا در حال تعمیرات. در نهایت هتل گراند ایدل 5 ستاره را در داخل شهر گرفتیم با شام و صبحانه شبی 230 لیر.

خلوتی شهر مارماریس در ایام نوروز

عصر کمی داخل شهر گردش کردیم و بجز چند فروشگاه زنجیره ای و یک راسته بازار که مغازه هایش بیشتر بسته بودند جایی پیدا نکردیم. آخر شهر مارماریس، بعد از 10 کیلومتر و دور زدن خلیج مقابل شهر به یک شهر کوچک دیگر رسیدیم به نام ایچملر که تمام  خانه ها و مغازه های خیابانهای اصلی آن یک یا دو طبقه بودند. و به نظرم خیلی تمیز و زیبا رسید دنبال بازار شهر به یک آقای مسن و قد بلند انگلیسی برخوردیم که میگفت برای چند روز امده اما یکسال است در این شهر اقامت کرده. و گفت که الان فصل توریست نیست و اکثر جاها تعطیلند. از ظاهر این شهر خوشم آمد حتما یک روز در ایام تابستان به آنجا خواهم رفت. با این تفاصیل تصمیم گرفتیم فردا به آنتالیا برگردیم. شهری که همیشه زنده و پر رونق است.

خلوتی شهر مارماریس در ایام نوروز

خاطره شیرینی که از مارماریس بخاطر دارم مربوط به غذای هتل است .شام هتل گراند ایده بسیار رویائی بود. چون میهمانان کم بودند غذا بصورت سفارشی و با تشریفات کامل سرو میشد. ما از روی منو دو نوع غذا سفارش دادیم و چند نفر گارسون بر روی چرخ و طی چند مرحله استارتر ، غذای اصلی و بعد دسر برایمان آوردند. و طی این مراحل هر وقت لیوانی خالی میشد سریع پر میکردند. انصافا غذایشان خیلی خوشمزه بود استیکی که در این هتل خوردیم هیج جایی دیگر تجربه نکرده ام.

هتل گرانده ایدل - شهر مارماریس - در ایام نوروز شبی 230 لیر

 

آنتالیا بدون شک زیباترین مکان در دنیاست

فردا صبح بعد از صرف صبحانه، مارماریس را به مقصد آنتالیا ترک کردیم. اینبار از فتحیه به بعد مسیر کورکوتلی را به سمت آنتالیا انتخاب کردیم. جاده کیفیتش بد نبود. راهمان کوتاهتر هم میشد. با نزدیک شدن به آنتالیا حس خوبی به ما دست میداد این شهر در تمام فصول سال زنده و پر جنب و جوش بود با این شهر احساس صمیمیت میکردیم و مثل خانه خود در آن راحت بودیم. از شمال آنتالیا وارد شهر شدیم آبشار و صورتک بزرگی از آتاتورک در تپه مشرف به شهر وجود داشت. که در زیر آن جمله ای به امضاء آتاتورک وجود داشت با این مضمون :            "  hic suphesiz ki antalya, dunyanin en guzel yeridir"

"آنتالیا بدون شک زیباترین مکان در دنیاست". البته من ترکی بلد نیستم و با گوگل ترانسلیت آنرا ترجمه کرده ام.

صورتک بزرگی از آتاتورک در تپه مشرف به شهر آنتالیا

بعد از گردشی در شهر و خرید، برای تنوع تصمیم گرفتیم برای گرفتن هتل به اطراف شهر سیده و ماناوگیت برویم. فاصله این منطقه تا آنتالیا 90 کیلومتر است و بزرگراه آنتالیا به آلانیا هم پر از چراغ قرمز است و این موضوع باعث میشود که رسیدن به مرکز شهر حدود 1.5 ساعت طول بکشد. در اطراف این منطقه دنبال هتل میگشتیم و مردد بودیم که کدامیک را انتخاب کنیم از یک آقا که در یک آژانس تورگزار کار میکرد راهنمایی خواستم او دو هتل را به عنوان بهترین هتل منطقه پیشنهاد کرد یکی هتل گراند استون و دیگری هتل گراند آکوا. که ما دومی را انتخاب کردیم.

هتل پنج ستاره تاپ گراند آکوا، بصورت یک دهکده توریستی بود با ساختمانهای مجزای چهار طبقه، که هر کدام ورودی مستقلی داشتند. طبق نقشه ای که به ما داده شد این مجموعه از دو هتل و یک پارک آبی مفصل تشکیل شده بود که در ایام نوروز آن دو بخش فعال نبودند. تمام مهمانهای هتل آلمانی بودند. سرویس دهی هتل هم بسیار باکیفیت و عالی. جمعا سه شب در این هتل اقامت کردیم. هر شب 230 لیر.

 محوطه هتل گراند آکوا

گروه نمایش و سرگرمی هتل حدود 10 نفر بودند که با چند تا از آنها دوست شدیم. که سه تایشان دختران هلندی و آلمانی بودند. که  فقط یکیشان بنام "ایوی" انگلیسی بلد بود و حرفهایمان را برای بقیه ترجمه میکرد.

سفر شهریور  90 به ترکیه

 ما بمدت 6 شب در هتل گراند سیده ماندیم اتاق دو نفره، هر شب 340 لیر. البته ابتدا برای  3 شب اتاق رزرو شد، اما بعد از دیدن برنامه ها و کیفیت بالای هتل 3 شب دیگر تمدید کردیم.

استخر موج ساز پارک آبی هتل گراند سیده

در این هتل فقط آلمانی زبانها اقامت داشتند مثل هلندیها، آلمانیها، سوئیسیها، بلژیکیها.. هر چند برقراری ارتباط با آنها از نظر زبانی سخت بود اما نظم و احترام به حریم خصوصی دیگران در بین آنها، مثال زدنی بود. کارکنان هتل همه زبان آلمانی و معدودیشان انگلیسی را بلد بودند در بین گروه نمایش هتل، چند تا دختر هلندی و آلمانی بودند که در سفر نوروزیمان با آنها در هتل مجاور یعنی هتل گراند آکوا آشنا شده بودیم یکی از آنها بنام "ایوین" انگلیسی بلد بود . بعد از شش ماه در شهریور ماه وقتی مجددا با آنها روبرو شدیم با استقبال گرمی از سوی آنها مواجه شدیم بطوری که در کل طول اقامتمان اصلا احساس غربت نمیکردیم. 

گروه نمایش پر تعداد هتل گراند سیده

نسبت به ایام نوروز سرویس دهی هتل خیلی بهتر شده بود و برنامه های سرگرم کننده و نمایشها بقدری متنوع بود که به سختی از آنها دل میکندیم و تا داخل شهر میرفتیم. این هتل از نظر بچه ها کاملا ایده آل بود مینی کلوب هتل،پارک آبی و نمایشها آنقدر بچه ما را سرگرم میکرد که هر شب نگران تعداد روزهای باقیمانده اقامتمان در آنجا بود.

برنامه دنس بچه ها که هر شب "ایوی" برای بچه ها اجرا میکرد

دو هتل گراند آکوا و گراند سیده تحت مدیریت واحد Sezur Group قرار دارد. دو هتل یک پارک آبی زیبا هم بنام "آمازون ورلد" دارند که واقعا عالی بود.

هتل گراند سیده

تذکر: خواننده این نوشته ها ممکن است تجربیات متفاوتی از نگارنده داشته باشد.

+ محمد ; ٦:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٦
comment نظرات ()

سفر سال 1390 به آنتالیا - مقایسه چند هتل 5 ستاره

مقایسه چند تا از هتل های 5 ستاره آنتالیا

در اینجا میخواهم بین هتلهایی که تاکنون در آنتالیا رفته ام مقایسه ای از جنبه های مختلف انجام دهم و برای هر فاکتور از یک تا ده نمره بدهم اینطوری برای دوستانی که میخواهند سفری به آنتالیا داشته باشند تصمیم گیری و انتخاب راحتتر خواهد بود. ضمنا این مقایسه بین بهترین هتلهایی در آنتالیا انجام میشود که من رفته ام مطمئنا هتلهای بهتری هم وجود دارند که من تجربه نکرده ام.

هتل ونیز *5 تاپ

قیمت : در ایام نوروز 90 اتاق دو نفره ، شبی 230 لیر ، نمره 7 از 10

اتاقها : از نظر تمیزی و بزرگی و امکانات  نمره 7  از 10

غذا : تمام وعده های صبحانه، نهار، شام  رایگان، بعلاوه، میان وعده ها و انواع نوشیدنیها رایگان. نمره 9 از 10

سرگرمی و نمایش: گروه نمایش هتل حدود 10 نفر پرسنل داشت که در طی روز برنامه های سرگرم کننده و شبها تئاتر اجرا میکردند. نمره 7 از 10

استخر و پارک آبی: استخر سرپوشیده و استخر روباز بزرگ و پارک آبی کوچک، نمره 7 از 10

ساحل اختصاصی: دارد بعلاوه یک اسکله اختصاصی، نمره 9 از 10

برخورد پرسنل: از نظر دوستانه و کمک کننده بودن ، نمره 7 از 10

خلوتی هتل و احساس آرامش: در ایام عید بعضی از هتلها خیلی شلوغ بودند اما هتل ونیز زیاد شلوغ بنظر نمیرسید. نمره 7 از 10

فاصله از مرکز شهر: حدود 15 کیلومتری شرق شهر آنتالیا، نمره 6 از10

محیط سازگار با کودکان:مینی کلوپ و پیش بینی نمایش برای بچه ها نمره 6 از10

میانگین نمره ها:  از ده نمره  7.2

محوطه هتل ونیز - ساحل لارا - آنتالیا

هتل توپکاپی *5 تاپ

قیمت : در ایام نوروز 87 اتاق دو نفره شبی 250 لیر. نمره 6 از 10

اتاقها : از نظر تمیزی و بزرگی و امکانات،  نمره 7  از 10

غذا : تمام وعده های صبحانه، نهار، شام  رایگان، بعلاوه، میان وعده ها و انواع نوشیدنیها رایگان، نمره 9 از 10

سرگرمی و نمایش: گروه نمایش هتل حدود 10 نفر پرسنل داشت که در طی روز برنامه های سرگرم کننده و شبها تئاتر اجرا میکردند. نمره 6 از 10

استخر و پارک آبی: استخر سرپوشیده و غیر سرپوشیده بزرگ و پارک آبی متوسط، نمره 8 از 10

ساحل اختصاصی: دارد بعلاوه یک اسکله اختصاصی، نمره 9 از 10

برخورد پرسنل: از نظر دوستانه و کمک کننده بودن، نمره 6 از 10

خلوتی هتل و احساس آرامش:  نمره 6 از 10

فاصله از مرکز شهر: حدود 15 کیلومتری شرق شهر آنتالیا، نمره 6 از10

محیط سازگار با کودکان:مینی کلوپ و پیش بینی نمایش برای بچه ها، نمره 6 از10

میانگین نمره ها:  از ده نمره  6.9  


هتل کوئین الیزابت *5 تاپ

قیمت : در ایام نوروز 88 اتاق دو نفره شبی 150 لیر. نمره 9 از 10

اتاقها : از نظر تمیزی و بزرگی و امکانات. اتاقهای این هتل خیلی بزرگ و دارای دو اتاق 40 متری با 4 تختخواب بزرگ بود.  نمره 8  از 10

غذا : تمام وعده های صبحانه، نهار، شام  رایگان، بعلاوه، میان وعده ها و انواع نوشیدنیها رایگان. نمره 6 از 10

سرگرمی و نمایش: گروه نمایش هتل حدود 5 نفر پرسنل داشت که در طی روز برنامه های سرگرم کننده و شبها تئاتر اجرا میکردند. نمره 5 از 10

استخر و پارک آبی: استخر سرپوشیده و استخر روباز بزرگ و زیبا و پارک آبی نداشت. نمره 5 از 10

ساحل اختصاصی: دارد البته با یک پل روگذر و به فاصله 50 متر از دریا اسکله اختصاصی ندارد. نمره 4 از 10

برخورد پرسنل: پرسنل از نظر مدیریت دچار نوعی سردرگمی بودند از نظر دوستانه و کمک کننده بودن. نمره 5 از 10

خلوتی هتل و احساس آرامش: در ایام نوروز این هتل خیلی شلوغ بود خصوصا موقع شروع غذا مهمانان پشت درب سالنهای غذاخوری ازدحام میکردند. نمره 4 از 10

فاصله از مرکز شهر: این هتل در نزدیکی شهر کمر در 40 کیلومتری غرب آنتالیا قرار دارد. نمره 5 از 10

محیط سازگار با کودکان:مینی کلوپ و پیش بینی نمایش برای بچه ها. نمره 4 از10

میانگین نمره ها:  از ده نمره   5.5

هتل زیبا و با شکوه کوئین الیزابت نزدیک شهر کمر در غرب آنتالیا - شبیه یک کشتی

 

هتل فالز آنتالیا *5

قیمت : در ایام تابستان 86 اتاق دو نفره شبی 250 لیر. نمره 6 از 10

اتاقها : چون با تور رفته بودیم اتاقی که به ما رسید پنجره اش رو به یک دیوار و تاریک بود از نظر تمیزی و بزرگی و امکانات.  نمره 5  از 10

غذا :  فقط وعده های صبحانه و شام  رایگان،  نمره 5 از 10

سرگرمی و نمایش: هفته ای دو تا سه بار فقط شبها برنامه های سرگرم کننده و شعبده بازی اجرا میکردند. نمره 5 از 10

استخر و پارک آبی: استخر سرپوشیده و استخر روباز متوسط اما زیبا همراه با یکی دو تا سرسره آبی. نمره 5 از 10

ساحل اختصاصی: دارد البته با یک پل روگذر و به فاصله 50 متر از دریا. اسکله اختصاصی ندارد 4 از 10

برخورد پرسنل: از نظر دوستانه و کمک کننده بودن. نمره 6 از 10

خلوتی هتل و احساس آرامش: لابی هتل بزرگ است اما نه به اندازه و مجللی هتلهای بالا. نمره 5 از 10

فاصله از مرکز شهر: این هتل در مرکز شهر آنتالیا و ساحل کونیالتی قرار دارد. نمره 10 از 10

محیط سازگار با کودکان: مینی کلوپ و پیش بینی نمایش برای بچه ها. نمره 2 از10

میانگین نمره ها: از ده نمره  5.3


هتل ایبرتول *5 تاپ

توجه: این هتل در ایام نوروز تا 20 فروردین تعطیل است.

قیمت : در 28 فروردین 88 اتاق دو نفره شبی 120 لیر برای یک هتل 5 ستاره all include من هنوز هم باورم نمیشود !!! نمره 10 از 10

اتاقها : از نظر تمیزی و بزرگی و امکانات  نمره 7  از 10

غذا : تمام وعده های صبحانه، نهار، شام  رایگان، بعلاوه، میان وعده ها و انواع نوشیدنیها رایگان. نمره 9 از 10

 سرگرمی و نمایش: در اواخر فروردین گروه نمایش هتل خیلی فعال نبود فقط مسابقه موسیقی برای بچه ها ترتیب داده بودند. نمره 5 از 10

استخر و پارک آبی: استخر سرپوشیده و استخر روباز بزرگ و پارک آبی متوسط. نمره 8 از 10

ساحل اختصاصی: دارد بعلاوه یک اسکله اختصاصی 9 از 10

برخورد پرسنل: از نظر دوستانه و کمک کننده بودن نمره 8 از 10

خلوتی هتل و احساس آرامش:  نمره 8 از 10

فاصله از مرکز شهر: حدود 90 کیلومتری شرق شهر آنتالیا. نمره 4 از 10

محیط سازگار با کودکان:مینی کلوپ و پیش بینی نمایش برای بچه ها. نمره 5 از10

میانگین نمره ها: از ده نمره  7.3 

 

پارک آبی هتل ایبرتول

هتل کلوپ گراند آکوا *5

قیمت : در ایام نوروز 90 اتاق دو نفره شبی 240 لیر برای یک هتل  پنج ستاره all include  نمره 8 از 10

اتاقها : از نظر تمیزی و بزرگی و امکانات.  نمره 9  از 10

غذا : تمام وعده های صبحانه، نهار، شام  رایگان، بعلاوه، میان وعده ها و انواع نوشیدنیها رایگان نمره 9 از 10

 سرگرمی و نمایش: در طی روز و مخصوصا بعد از شام برنامه های نمایشی و تئاتر و موزیک توسط یک گروه 15 نفره اجرا میشد . نمره 10 از 10 

استخر و پارک آبی: استخر سرپوشیده و استخر روباز بزرگ و یک پارک آبی جداگانه بزرگ و مفصل. البته در ایام نوروز استخر روباز تقریبا غیر قابل استفاده ولی در تابستان همه آنها برقرار بود نمره 9 از 10

ساحل اختصاصی: دارد بعلاوه یک اسکله اختصاصی 9 از 10

برخورد پرسنل: از نظر دوستانه و کمک کننده بودن نمره 9 از 10

خلوتی هتل و احساس آرامش:  نمره 10 از 10

فاصله از مرکز شهر: حدود 90 کیلومتری شرق شهر آنتالیا نمره 4 از 10

محیط سازگار با کودکان: مینی کلوپ  و پیش بینی برنامه های سرگرم کننده و نمایش برای بچه ها نمره 8 از10

میانگین نمره ها: از ده نمره  8.5 

 

هتل کلوپ گراند سیده *5

توجه: این هتل در ایام نوروز تعطیل است.

قیمت : در ایام شهریور 90 اتاق دو نفره شبی 340 لیر برای یک هتل  پنج ستاره all include  نمره 8 از 10

اتاقها : از نظر تمیزی و بزرگی و امکانات.  نمره 8  از 10

غذا : تمام وعده های صبحانه، نهار، شام  رایگان، بعلاوه، میان وعده ها و انواع نوشیدنیها رایگان. نمره 9 از 10

 سرگرمی و نمایش: هفت روز هفته و در طی روز و مخصوصا بعد از شام برنامه های نمایشی و تئاتر و موزیک توسط یک گروه 15 نفره اجرا میشد . نمره 10 از 10

استخر و پارک آبی: استخر سرپوشیده و استخر روباز بزرگ و یک پارک آبی جداگانه تقریبا بزرگ و مفصل. نمره 10 از 10

ساحل اختصاصی: دارد بعلاوه یک اسکله اختصاصی. نمره 9 از 10

برخورد پرسنل: از نظر دوستانه و کمک کننده بودن. نمره 9 از 10

خلوتی هتل و احساس آرامش:  نمره 9 از 10

فاصله از مرکز شهر: حدود 90 کیلومتری شرق شهر آنتالیا. نمره 4 از 10

محیط سازگار با کودکان:مینی کلوپ و پیش بینی نمایش برای بچه ها. نمره 10 از10

میانگین نمره ها: از ده نمره  8.6 

 

هتل پریمیوم *5

قیمت : این هتل تازه ساز بود و در شهریور 90 قیمت اتاق دو نفره 300 لیر. نمره 5 از 10

اتاقها : از نظر تمیزی و بزرگی و امکانات.  نمره 5  از 10

غذا : تمام وعده های صبحانه، نهار، شام  رایگان، بعلاوه، میان وعده ها و انواع نوشیدنیها رایگان. نمره 6 از 10

 سرگرمی و نمایش:  نمره 0 از 10

استخر و پارک آبی: استخر سرپوشیده و استخر روباز بزرگ و پارک آبی متوسط. نمره 4 از 10

ساحل اختصاصی: دارد بعلاوه یک اسکله اختصاصی. نمره 5 از 10

برخورد پرسنل: از نظر دوستانه و کمک کننده بودن. نمره 3 از 10

خلوتی هتل و احساس آرامش:  نمره 4 از 10

فاصله از مرکز شهر: حدود 90 کیلومتری شرق شهر آنتالیا. نمره 4 از 10

محیط سازگار با کودکان:مینی کلوپ و پیش بینی نمایش برای بچه ها. نمره 0 از10

میانگین نمره ها: از ده نمره  3.5 

 

نمای خارجی هتل پرمیوم - جاده آنتالیا به آلانیا

هتل پرستیژ  *5

قیمت : این هتل خیلی بزرگ و باشکوه اما نیمه فعال بود و در نوروز 1391 قیمت اتاق دو نفره  160  لیر. نمره 8از 10

اتاقها : در کل سه روزی که در این هتل بودیم اتاق ما نظافت نشد؟!! از نظر تمیزی و بزرگی و امکانات.  نمره 5 از 10

غذا : تمام وعده های صبحانه، نهار، شام  رایگان، بعلاوه، میان وعده ها و انواع نوشیدنیها رایگان. نمره 5 از 10

 سرگرمی و نمایش:  نمره 4 از 10

استخر و پارک آبی:در ایام نوروز استخر سرپوشیده آبش سرد و استخر روباز بزرگ اما  خالی از آب و پارک آبی متوسط اما خالی و غیر فعال. نمره 2 از 10

ساحل اختصاصی: دارد بعلاوه یک اسکله اختصاصی. نمره 5 از 10

برخورد پرسنل: از نظر دوستانه و کمک کننده بودن. نمره 4 از 10

خلوتی هتل و احساس آرامش: مسافران ایرانی هتل خیلی شلوغ و پرسرو صدا بودند. نمره 3 از 10

فاصله از مرکز شهر: حدود 40 کیلومتری غرب شهر آنتالیا. نمره 6 از 10

محیط سازگار با کودکان:مینی کلوپ و پیش بینی نمایش برای بچه ها. نمره 4 از10

میانگین نمره ها: از ده نمره  4.6 

 

هتل پرستیژ

هتل تایتانیک *5 تاپ

قیمت : در ایام نوروز 1391 اتاق دو نفره ، شبی 280 لیر ، نمره 7 از 10

اتاقها : از نظر تمیزی و بزرگی و امکانات  نمره 8  از 10

غذا : تمام وعده های صبحانه، نهار، شام  رایگان، بعلاوه، میان وعده ها و انواع نوشیدنیها رایگان. نمره 9 از 10

سرگرمی و نمایش: گروه نمایش هتل حدود 3 نفر پرسنل داشت که در طی شب برنامه های سرگرم کننده برای بچه ها اجرا میکردند. نمره 5 از 10

استخر و پارک آبی: استخر سرپوشیده و استخر روباز با آب گرم  و پارک آبی متوسط ، نمره 7 از 10

ساحل اختصاصی: دارد بعلاوه یک اسکله اختصاصی، نمره 9 از 10

برخورد پرسنل: از نظر دوستانه و کمک کننده بودن ، نمره 7 از 10

خلوتی هتل و احساس آرامش: در ایام عید بعضی از هتلها خیلی شلوغ بودند اما هتل تایتانیک زیاد شلوغ بنظر نمیرسید. نمره 8 از 10

فاصله از مرکز شهر: حدود 15 کیلومتری شرق شهر آنتالیا، نمره 7 از10

محیط سازگار با کودکان:مینی کلوپ و پیش بینی نمایش برای بچه ها نمره 6 از10

میانگین نمره ها:  از ده نمره  7.3

 

+ محمد ; ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٠
comment نظرات ()

سفر سال 90 به ترکیه بخش 3

خرید در آنتالیا

بحث خرید در آنتالیا خیلی مفصل است. که سعی میکنم کمی آنرا باز کنم.

1- بازارهای هفتگی محلی (جمعه بازار)

بازارهای هفتگی یکی از جاهایی است که میتوان بیشتر با فرهنگ و عادات غذایی مردم آشنا شد. این بازارها معمولا در روزهای مختلف هفته و در مکانهای متفاوتی از شهر آنتالیا برپا میشوند که گاهی تخفیفهای خوبی روی اجناسشان میدهند.آدرس آنهایی را که خودم رفته ام اینجا مینویسم.

1- پنج شنبه بازار (نقشه گوگل محل ) خیابان روبروی هتل فالز بنام Tarik akiltopu خیابان حامدیه hamidiye

2- چهارشنبه بازار تقاطع خیابان شارامپول sarampol و Sukullu که یک پارکینگ بزرگ دو طبقه متعلق به شهرداری است که گاه گاهی بازار هفتگی در آن برپا میشود (نقشه گوگل محل ) من یکشنبه و چهارشنبه آنرا دیده ام که چهارشنبه بازار آن شلوغتر است.

چهارشنبه بازار تقاطع خیابان شارامپول sarampol و Sukullu

3- شنبه بازار خیابان Tekelioglu در حوالی کوچه های  1939 و 1941 (نقشه گوگل محل ).

4- شنبه بازار خیابان لارا مابین خیابانهای metin  و lara در حوالی کوچه 1470 (نقشه گوگل محل).

تذکر:

 بازار هفتگی در آنتالیا

بازار هفتگی در آنتالیا

بازار هفتگی در آنتالیا

بازار هفتگی در آنتالیا

بازار هفتگی در آنتالیا

بازار هفتگی در آنتالیا

بازار هفتگی در آنتالیا

 

2- مراکز خرید مدرن ( شاپینگ سنترها)

مراکز خرید بزرگی که در آنتالیا قرار دارند دارای مغازه ها و فروشگاههای بزرگ با مارک های مشهور هستند که قیمتهای بالایی دارند اگر علاقمندبه خرید اجناس مارکدار هستید گاهی تخفیفهای تا 70 درصد را میتوان مابین آنها یافت که البته حتی با وجود تخفیف گاهی قیمتهای بالایی دارند. اما بهترین قسمت این مراکز خرید هایپرمارکت های عظیم میباشند که معمولا گاهی حدود یک سوم کل مساحت یک مرکز خرید بزرگ را شامل میشود.

بیشتر فروشگاههای این مجتمع های بزرگ پوشاک و کفش عرضه میکنند و گاهی شهر بازی های کوچک و یا محلهایی برای بازی بچه ها هم دارند

پیدا کردن بعضی از این فروشگاهها در آنتالیا چندان راحت نیست آدرس مهمترین آنها را روی نقشه گوگل در زیر مینویسم.

1- میگروس: Migros این مجتمع بزرگ با 50000 متر مربع مساحت ، 130 فروشگاه و  8 سالن سینما از ساعت 10 صبح تا 11 شب باز میباشد و در نزدیکی آکواپارک مشهور آنتالیا قرار دارد. ( محل روی نقشه گوگل) - سایت فارسی میگروس

2- دپو:  Deepo این مجتمع تجاری روبروی فرودگاه آنتالیا قرار دارد و دارای فروشگاه ، فست فود ، 5 سالن سینما و شهر بازی است که بعد از گردش در فروشگاهها و خسته شدن میتوان حین صرف غذا در یکی از فست فودها، بازی بچه ها را تماشا کرد .( وبسایت دپو - محل دپو روی نقشه گوگل )

پنج سالن سینما در مجتمع تجاری دپو - شهر آنتالیا

3- رئال:  Real این هایپر مارکت در مرکز شهر آنتالیا قرار دارد و بیشتر شبیه یک فروشگاه زنجیره ای ( مثل فروشگاه رفاه ) خیلی بزرگ است تقریبا همه نوع کالایی دارد اما قسمت مواد غذایی و خوراکی آن متنوعتر و جالبتر است. ( محل فروشگاه در گوگل - وبسایت )

هایپرمارکت رئال در مرکز شهر آنتالیا

4 - کیپا: Kipa  کیپا هم شبیه رئال یک هایپر مارکت است که البته شعبه های کوچک زیادی در شهر دارد که کیپا اکسپرس نامیده میشوند اما شعبه اصلی آن که خیلی بزرگ است در شمال شهر آنتالیا و کنار مجتمع تجاری اوزدیلک قرار گرفته است. ( محل کیپا در گوگل - وبسایت )

5- اوزدیلک:  Ozdilek این مجتمع تجاری چند طبقه بزرگ ، در شمال شهر آنتالیا و در کنار فروشگاه بزرگ کیپا قرار دارد. ( نقشه گوگل محل )

اجرای نمایش شعبده بازی در مجتمع تجاری اوزدیلک - شمال شهر آنتالیا - شهریور 1390

6- تراسیتی: Tera city این مجتمع تجاری در سال 2011 افتتاح شده و به ادعای سازندگانش بزرگترین مرکز تجاری آنتالیا ست دارای 4 طبقه، 150 فروشگاه ، 30 رستوران ، محل بازی و سرگرمی کودکان و چند سالن سینما میباشد. (نقشه محل - تقاطع خیابان فالز و Tekelioglu)

تراسیتی بزرگترین مجتمع تجاری آنتالیا در سال 2011 افتتاح شده

7- لاورا : Laura avm این مجتمع تجاری با 88 فروشگاه در تقاطع خیابان های Ozgurluk و Tekelioglu قرار دارد. نقشه گوگل محل. 

8- جی مال: G-Mall  در نزدیکی آکوا پارک ددمان هتل قرار دارد. محل فروشگاه روی نقشه

بجز فروشگاههای بالا تعداد زیادی فروشگاه و سوپرمارکتهای زنجیره ای در آنتالیا وجود دارند مثل  Bim,Tansas , 1e1, Genpa

خیابانهای مهم آنتالیا

خرید از مغازه های بعضی از خیابانهای آنتالیا که معمولا با تخفیف اجناسشان را عرضه میکنند یکی از گزینه های ما هنگام خرید است خیابانهای گولوک ، جمهوریت و آتاتورک از مهمترین آنها هستند. این سه خیابان در مرکز شهر قرار دارند. نام خیابان گولوک را در نقشه ها  Anafartalar مینویسند که خیابان طویلی است اما قسمتی که به سمت دریاست شلوغتر است. محل گولوک در گوگل

در خیابان آتاتورک اجناس مارکدار وجود دارد که گاهی تخفیفهای خوبی به آنها خورده است.

 

بعضی از مغازه های خیابان گولوک از سطح خیابان پایینترند

 

خیابان گولوک

+ محمد ; ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٩
comment نظرات ()

سفر سال 90 به ترکیه بخش 4

سال 90 دو سفر زمینی به آنتالیا داشتیم یکی از آنها در نوروز و دیگری در اواخر شهریور 1390 انجام شد که به خاطر شباهتهایشان هر دو را میخواهم در کنار هم بنویسم .

سفر نوروزی سال 90 به ترکیه

خوب تا آنجایی رسیده بودیم که بعد از رسیدن به آنتالیا شب اول را در هتل نه چندان با کیفیت رویال سیتی سر کردیم و فردایش به هتل ونیز در ساحل لارا نقل مکان کردیم.

پرواز داخلی از ارزروم تا آنتالیا بصرفه تر است یا سفر زمینی؟

یکی از اتفاقات خوشایند اقامتمان در هتل ونیز این بود که در همان روز اول، دختر شش ساله ما با یک پسر بچه ایرانی دیگر همبازی شد بنام دانیال که با پدر و مادرش به آنتالیا آمده بودند. خیلی با هم صمیمی شدیم طوری که بیرون و داخل هتل با هم بودیم. نحوه آمدنشان هم برایم جالب بود از اردبیل تا ارزروم با ماشین خودشان آمده بودند و بعد سه روز اقامت در ارزروم خسته شده بودند و به یک آژانس مسافرتی در آنجا برای تور آنتالیا مراجعه میکنند که ظاهرا فقط هتل ونیز در ساحل لارا جای خالی داشته و با هواپیمائی ترک و پروازی دو مرحله ای از طریق آنکارا خود را به آنتالیا رسانده بودند و ماشینشان را در پارکینگ فرودگاه گذاشته بودند. قیمت هر شب اقامتشان با تور، با ما که بدون تور آمده بودیم تقریبا یکی بود یعنی 230 لیر. و هزینه پرواز رفت و برگشت سه نفره از ارزروم تا آنتالیا هم معادل پول بنزینی میشد که ما از ارزروم تا آنتالیا و بالعکس پرداخته بودیم. حسن پرواز داخلی در صرفه جوئی زمانی است و حسن سفر با خودرو شخصی داشتن وسیله نقلیه در شهر آنتالیا و دادن آزادی عمل برای گردش میباشد.

در ایام نوروز بعضی از قسمتهای هتل تعطیل ، یا به خاطر هوای بهاری عملا غیر قابل استفاده بود.

سفر به مارماریس

بعد از 4 شب اقامت در هتل ونیز تصمیم گرفتیم به مارماریس برویم. و هتلهای پنج ستاره تاپ آنجا را هم امتحان کنیم. قبلا در سفر دور ترکیه  نوروزیمان در سال 1387 یک شب در مارماریس مانده بودیم.

برای سفر زمینی از آنتالیا به مارماریس دو راه وجود دارد یکی از راه کنار دریای مدیترانه است که از شهرهای کمر، کوملوجا ، فینیکه ، کاش و فتحیه میگذرد که 415 کیلومتر فاصله دارد ولی خیلی جاده زیبائی است و شهرهای مسیر هم همه زیبا و رویائی اند. مسیر دوم از شمال آنتالیا شروع میشود و از شهر کورکوتلی و فتحیه عبور میکند. این مسیر تپه و کوهستانی میباشد و هر چند از نظر کیفیت جاده خوب است اما  تا فتحیه، شهر مهم و زیبائی در مسیر وجود ندارد طول این مسیر 325  کیلومتر است. در این سفر، ما از مسیر اول رفته و از مسیر دوم برگشتیم.

یک مسجد در شهر کمر در 50 کیلومتری غرب آنتالیا

چون بعد ازظهر از آنتالیا بیرون زدیم وقتی به شهر فینیکه در 115 کیلومتری آنتالیا رسیدیم هوا تاریک شد و شب را در هتل گراند فینیکه این شهر ماندیم. این هتل 4 ستاره هر شب 130 لیر.

نمای شهر فینیکه از داخل هتل گراند فینیکه

شهر بابانوئل

30 کیلومتر بعد از شهر فینیکه و هنگام عبور از شهر Demre چند تابلو که روی آنها Noel Baba نوشته بود کنجکاومان کرد تا به داخل این شهر برویم دمره شهر توریستی و زیبائی بود که یک کلیسای قدیمی که ظاهرا محل زندگی کشیشی بنام سنت نیکلاس بوده که شبهای سال نو برای مردم هدیه میبرده در آن قرار داشت که تبدیل به موزه شده بود.  داخل موزه بجز ساختمان قدیمی و  نیمه مخروبه کلیسا چیز دیگری وجود نداشت جالب انبوه توریستهای اروپائی بود که برای بازدید، با اتوبوس آمده بودند. و خانم ها موقع ورود روسری سر میکردند. ورودی موزه نفری 5 لیر بود.

هنگام عبور از شهر Demre چند تابلو که روی آنها Noel Baba نوشته بود کنجکاومان کرد تا به داخل این شهر برویم.

 

موزه بابا نوئل شهر دمره - 145 کیلومتری غرب شهر آنتالیا

 

مجسمه بابا نوئل در محوطه موزه بابا نوئل شهر دمره - 145 کیلومتری غرب شهر آنتالیا

 

 

گاری آبمیوه فروشی در خیابان مقابل موزه بابا نوئل شهر دمره

+ محمد ; ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۳٠
comment نظرات ()

سفر سال 90 به ترکیه بخش 2

سال 90 دو سفر زمینی به آنتالیا داشتیم یکی از آنها در نوروز و دیگری در اواخر شهریور 1390 انجام شد که به خاطر شباهتهایشان هر دو را میخواهم در کنار هم بنویسم.

سفر نوروزی سال 90 به ترکیه

وقتی به جاده آلانیا به آنتالیا در کنار دریا میرسیم با آنکه هنوز حدود هشتاد و پنج کیلومتر تا آنتالیا باقی مانده عملا میتوانید خود را در آنتالیا حس کنید چون مابین این دو شهر پر از هتلهای پر ستاره و امکانات توریستی است.

هتلی در اوج کهکشانها

طبق روال سابق هیچ هتلی رزرو نکرده بودیم اما چند تا هتل تاپ پنج ستاره را در نظر داشتیم. اولین آنها هتل کالیستا نزدیک شهر بلک  در چهل کیلومتری آنتالیا بود. هتلهای اطراف این شهر زمینهای گلف تاپی دارند و با آنکه این زمینهای گلف استفاده ای برای ما نداشت  اما ظاهر این هتل را خیلی دوست داشتم. که مجموعه ای از ساختمانهای استوانه ای در اندازه های متفاوت بود.

دور نمای هتل کالیستا در شهر بلک 40 کیلومتری آنتالیا

هنوز ظهر نشده بود که به درب هتل رسیدیم بعد از هماهنگی نگهبانی هتل با رسپشن وارد محوطه هتل شدیم هتل بزرگ و زیبائی بود البته تصاویری که در اینترنت از آن دیده بودم بهتر بود. داخل لابی و جلوی رسپشن شلوغ بود و از ما خواستند بنشینیم.

هتل کالیستا در شهر بلک 40 کیلومتری آنتالیا

چرخی در لابی هتل زدیم خیلی بزرگ و مجلل بود چند خانواده ایرانی هم که با تور آمده بودند توی لابی منتظر تور لیدرشان بودند بالاخره یکی از کارکنان رسپشن به ما مراجعه کرد و گفت که برای هر شب باید 450 یورو یا 900 لیر ترک (احتمالا برای سوئیت چند نفره ) بپردازیم برق از کله مان پرید تا حالا توی ترکیه  هیچ هتلی چنین مبلغی را از ما درخواست نکرده بود. مطمئنا اگر این هتل توی هر کشور دیگری غیر از ترکیه بود خیلی بیشتر از اینها می ارزید. بعد از پرس و جو از دو سه تا هتل دیگر این منطقه و شنیدن اینکه جای خالی ندارند از خیر هتل گرفتن در این منطقه گذشتیم و دوباره به سراغ هتلهای محبوبمان در ساحل لارا رفتیم.

 ساحل لارا و 20 هتل فوق لوکس 5 ستاره اش در 15 کیلومتری شرق آنتالیا قرار دارد از بین چند هتلی که ما سر زدیم دو تا از آنها جا داشتند هتل تایتانیک و هتل ونیز، که قیمت هر شب یک اتاقشان 230 لیر بود . هتل توپکاپی و هتل کرملین پر از توریستهای ایرانی بودند و جا نداشتند. ما هتل ونیز را که خلوتتر بود انتخاب کردیم و جمعا 4 شب در آنجا ماندیم.

نمای هتل ونیز شهر آنتالیا از داخل اتاقمان - در ایام نوروز دمای هوا فقط برای حمام آفتاب گرفتن مناسب بود نه شنا.

 

 

ساختمان لابی هتل ونیز شهر آنتالیا

هتل ونیز در مجموع نسبت به هتلهای دیگری که در آنتالیا رفته بودیم خوب بود. کیفیت غذا و تمیزی اتاقها و برخورد پرسنل و گروه نمایش همه خوب بود قبلا هم هتل توپکاپی را در همین منطقه  لارا (کوندو) رفته بودیم که خیلی عالی و در حد همین هتل ونیز بود اما چند روز بعد به هتلی در نزدیکی شهر سیده رفتیم که کلا نظرمان عوض شد و بعد از اینهمه سفر به آنتالیا، تازه فهمیدیم هتل خوب چه مزه ای میدهد.

عکس یادگاری بچه ها در کنار گروه نمایش هتل ونیز شهر آنتالیا

 

سفر شهریور  90 به ترکیه

ریسک بزرگ

در سفر دوممان در شهریور سال 90 میدانستم که بدون رزرو کردن هتل، ریسک بزرگی داریم مرتکب میشویم چون فصل توریست مخصوصا در آنتالیاست و همه هتل ها از قبل رزرو شده اند اما باز هم دل به دریا زدیم و رفتیم تا به آنتالیا رسیدیم. وقتی به شهر رسیدیم که هوا تاریک شده بود مطمئن بودم که در این ساعت از شب هتلهای ساحل لارا جا ندارند پس منطقی تر بود که شب اول را در یک هتل سه یا چهار ستاره سر کنیم و فردا بدنبال هتل سوپر لوکس بگردیم اما این موضوع سختر و پیچیده تر از آن بود که فکرش را میکردیم. چون همه هتلهای خوب آنتالیا پر بودند.

تا سه نشه...

بعد از دو ساعت جستجو بین انواع هتلهای پنج تا 3 ستاره ای که حوالی مرکز و شرق شهر آنتالیا میشناختم و شنیدن جواب منفی از ده پانزده تا از آنها، ساعت 11 شب به ناچار هتل نه چندان جالب رویال سیتی سه ستاره را با صبحانه، شبی 80 لیر گرفتیم. اتاقهای رو به دریای این هتل چشم انداز فوق العاده زیبائی دارد هر چند کیفیت داخل اتاقهایش بنظرم مناسب نیامد اما در مجموع برای یک شب بد نبود. این دفعه سومی بود که برای اولین شبی که به آنتالیا میرسیدیم و هتل پیدا نمیشد و اینجا اقامت میکردیم.

 

هتل رویال سیتی در شهر آنتالیا - نقشه گوگل محل هتل

 

چشم انداز شرق شهر آنتالیا از داخل اتاقمان در هتل رویال سیتی

 

چشم انداز غرب شهر آنتالیا از داخل اتاقمان در هتل رویال سیتی

پشت درای بسته...

فردای آنشب هتل رویال سیتی را تخلیه کردیم و برای گرفتن هتل لوکس به ساحل لارا رفتیم مسلما انتظار نداشتم که در انتهای فصل تعطیلات تابستانی براحتی هتل پیدا کنیم اما وقتی از چند تا هتل درباره اتاق خالی پرس و جو کردم از جواب آنها کاملا جا خوردم " تا یک ماه آینده تمام اتاقها رزرو شده اند". هتل رویال وینگس، هتل دولفین و ... تا دو ماه آینده رزرو شده بودند. تمام هتلهای پنج ستاره ساحل لارا پر بودند. تصمیم گرفتیم از آنتالیا به سمت شهر سیده و ماناوگیت برویم، جایی که نوروز 90 یک هتل تاپ  5 ستاره بنام گراند آکوا گرفته بودیم.

تعداد بیشمار هتل های 5 ستاره آنتالیا

حد فاصل آنتالیا تا آلانیا دهکده های توریستی مملو از هتلهای 4 و 5 ستاره زیادی وجود دارد. 10 کیلومتر قبل از شهر ماناوگیت، جاده ای فرعی در سمت راست قرار گرفته که به سمت دریا میرود هتلهای این قسمت ابهت و شکوه هتلهای ساحل لارا را ندارند اما از نظر کیفیت بعضی از آنها از هتلهای ساحل لارا بالاترند.  در این قسمت یک هتل 4 ستاره بود که برای فردا شب جا داشت هر شب صد و هشتاد  لیر و آل اینکلود بود. جای تعجب بود که این همه هتل چطور اتاقهایشان را پر میکنند

هتل گراند سیده

با نا امیدی سری هم به هتل گراند آکوا زدیم به متصدی رسپشن توضیح دادم که این دومین باری است که در این هتل اقامت میکنیم و دفعه قبل خیلی راضی بوده ایم و الان هم دوست داریم چند شب دیگر اینجا بمانیم او بعد از زنگ زدن به هتل مجاورش یعنی هتل گراند سیده بما گفت که چون مشتری هتل هستیم برایمان اتاق دارد. منتها در  همان هتل مجاورش که هر دو تحت مدیریت واحدی بودند. در واقع از امکانات دو هتل پنج ستاره میتوانستیم استفاده کنیم. اتاق دو نفره شبی 340 لیر. با خوشحالی قبول کردیم و در طی مدت اقامتمان آنقدر بما خوش گذشت که بمدت 6 شب در آن هتل ماندیم.

ادامه دارد...

+ محمد ; ٧:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٥
comment نظرات ()

مرز بازرگان

نحوه عبور از مرز بازرگان توسط خودرو سواری

با اینکه بارها برای رفتن به ترکیه از مرز بازرگان با خودرو عبور کرده ام اما باز هم مراحل انجام  تشریفات گمرکی، گاهی برایم گیج کننده بوده برای همین تصمیم گرفتم برای یادآوری خودم و سایر دوستانی که برای بار اول میخواهند با خودرو از مرز بازرگان بگذرند مراحل آنرا بنویسم . فقط قبل از حرکت از شهر خود بسوی بازرگان فراموش نکنید که علاوه بر پاسپورتها، برگه کاپوتاژ، گواهینامه مالکیت بین المللی خودرو، پلاک ترانزیت و گواهینامه بین المللی خود را همراه داشته باشید.

تهیه بیمه آکسای ترک برای خودرو

در شهر بازرگان نمایندگی صدور بیمه آکسای ترکیه وجود دارد که بنابر اظهارات بعضی دوستان هزینه آن نسبت به بیمه نامه ای که در سالن ورودی گمرک ترکیه صادر میشود ارزانتر تمام میشود اما متاسفانه دفتر آن همیشه باز نیست مثلا ساعت هشت و نیم صبح مراجعه کردم بسته بود البته میتوان قبل از رسیدن به بازرگان تلفنی از باز بودن آن مطمئن شد اینهم شماره تلفن دفتر صدور بیمه آکسا ترک در شهر بازرگان  0914962877 و 09149624878

دفتر بیمه آکسای ترک در بازرگان

در انتهای شهر بازرگان، محوطه گمرک بازرگان قرار دارد. که معمولا تعداد زیادی دلال ارز دم در پرسه میزنند. مامور یک اتاقک نگهبانی، موقع ورود به محوطه، از شما میپرسد آیا خودرویتان کاپوتاژ شده یا خیر؟ البته زیاد کاری ندارد و با جواب مثبت شما اجازه عبور میدهد. محوطه گمرک خیلی بزرگ است و باید بعد از طی 50 الی 100 متر بصورت مستقیم، جاده سمت چپ را که کنار یک تپه و شیب سر بالا دارد را پیمود تا به مقابل ساختمان مرزی خروج از ایران رسید.

ساختمان گمرک مرزی بازرگان - ایران. تابلو سمت راست، سالن مسافران خروجی و تابلو سمت چپ، سالن مسافران ورودی را نشان میدهد

تشرفات گمرکی در سمت ایران

ماشینتان را در سمت راست ساختمان گمرک خروجی و در انتهای صف احتمالی ماشینهای سواری در نوبت خروج، پارک کنید و پلاکهای ترانزیت را با بستهای نواری پلاستیکی روی پلاکهای ایرانی نصب کنید. سپس به سالن مسافران ورودی بروید. در یکی از اتاقهای آنجا یکی از کارمندان گمرک برگه کاپوتاژ شما را وارد کامپیوتر میکند و تاریخ خروج از کشور را پشت آن درج میکند و یک برگه به شما میدهد که باید همراه برگه اعلام وسایل همراه که در همان سالن به شما داده میشود به ارزیاب تحویل دهید تا از ماشین شما بازدید کند در برگه اعلام وسایل همراه کافی است بنویسید وسایل شخصی و امضا کنید.

وقتی بازدید از ماشین تمام شد شما و همه سرنشینان خودرویتان به سالن مسافران خروجی رفته و در بانک، عوارض خروج از کشور را پرداخت کنید و سپس برای زدن مهر خروج از کشور به باجه های انتهای همان سالن بروید اما بعد از مهر خروج دوباره به داخل ماشینتان برگردید و در صف بمانید تا به مقابل دروازه های خروجی برسید

 صف اتومبیلهای در انتظار خروج از ایران به ترکیه در مرز بازرگان

این تابلو را تصادفی بعد از هفتمین سفر خود به ترکیه و نزدیک دروازه های خروجی بازرگان دیدم

در مقابل دروازه های مرزی چند مامور مرزبان ایرانی ایستاده اند و پاسپورتها را چک میکنند. دروازه های مرزی، از دو نرده فلزی بزرگ به فاصله یک متری هم و موازات یکدیگر تشکیل شده اند که با فشار یک دگمه توسط مرزبانان باز میشوند که کنترل یکی از آنها با مرزبانان ایرانی و دیگری با مرزبانان ترک است و برای عبور مسافران، باید هر دو با هم دروازه ها را باز کنند. معمولا هر بار اجازه ورود همزمان 10 خودرو با هم داده میشود. اتوبوسهای ایرانی راهی ترکیه و سوریه هم از همین گیتها میگذرند

دروازه های مرزی ایران و ترکیه به موازات هم و در یک متری یکدیگر از سمت ایران - ماشینهای آنطرف نرده ها در خاک ترکیه هستند

تشریفات گمرکی در سمت ترکیه

در طرف ترک تعدادی جوان با لباس شخصی به شما مراجعه میکنند و از شما میخواهند پاسپورتتان را به آنها بدهید تا کارهای شما را زودتر انجام دهند  و در آخر پولی از شما بگیرند. آنها کارمند گمرک ترکیه نبوده و دارای هیچ سمتی نیستند به آنها اعتماد نکنید و خودتان کارها را انجام دهید

بعد از عبور از دروازه های مرزی باید ماشین را در محوطه پارک کنید و اگر بیمه اکسای ترک برای ماشینتان ندارید اول از همه برای تهیه آن به سالن ورودی و دفتر صدور بیمه اکسا بروید. معمولا هزینه بیمه نامه سه ماهه 45 تا 50 لیر ترک است

دروازه های مرزی ترکیه وایران به موازات هم و در یک متری یکدیگر از سمت ترکیه - ماشینهای آنطرف نرده ها در خاک ایران هستند - ماشین ها را بعد از ورود به خاک ترکیه باید اینجا پارک کرد

بعد دوباره به محوطه ای که ماشینتان پارک است برگردید و خودتان و همراهانتان با مراجعه به باجه های گمرکی، مهر ورود به ترکیه را در پاستان بزنید بجز راننده بقیه میتوانند به سالن ورودی رفته یا در ماشین منتظر بمانند

باجه های گمرکی ترکیه که باید مهر ورود به ترکیه را در پاسها بزنند. پشت باجه ها و سمت چپ، سالن ورودی و دفتر بیمه آکسای ترک قرار دارد

سالن ورودی گمرک ترکیه - سمت چپ و یک مغازه مانده به آخر، دفتر بیمه آکسای ترک قرار دارد.

این ساختمان کوچک خاکستری فقط با راننده ها کار دارند ابتدا به پنجره سمت راست و سپس به پنجره سمت چپ بروید تا  مهر ورود به ترکیه پاسپورت راننده، بیمه آکسا و کارت مالکیت بین المللی خودرویتان را چک و ثبت کنند.

دوباره راننده باید پاسپورت خودش و گواهی مالکیت بین المللی خودرو و بیمه نامه را به ساختمان کوچک و خاکستری رنگ ( در تصویر بالا و پنجره سمت راست) برده تا ثبت کامپیوتر شود سپس به پنجره سمت چپ همان ساختمان برده تا دوباره ثبت شود. مدارک را به ارزیاب ترک مستقر در محوطه نشان دهید تا ماشینتان را بازدید کنند در هنگام بازدید ماموران ترک به بنزین حساسند و هر مقدار بنزین و گازوئیل را ضبط میکنند البته جلوی ورود مسافر و ماشینش را نمیگیرند. بعد این مرحله به شما اجازه خروج از این محوطه را میدهند البته تا خروج از گمرک مرزی ترکیه یکی دو بار دیگر شماره خودرو را ثبت میکنند ولی بدون نیاز به خروج شما از اتومبیل و بسرعت خواهد بود.

این مراحل بسته به ایام تعطیلات و شلوغی مرز ممکن است از نیم ساعت تا نصف روز یا بیشتر طول بکشد.

بعد از خروج از محوطه گمرک ترکیه نزدیکترین شهر مرزی دغوبایزیت است که حدود 40 کیلومتر فاصله دارد.

+ محمد ; ۸:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢۱
comment نظرات ()

سفر سال 90 به ترکیه

دو فیلم با یک بلیط

سال 90 دو سفر زمینی به آنتالیا داشتیم که جای دوستان خالی ، هر دو آنها خیلی به ما خوش گذشت یکی از آنها در نوروز و دیگری در اواخر شهریور 1390 انجام شد که به خاطر شباهتهایشان هر دو را میخواهم در کنار هم بنویسم و در بعضی جاها با هم مقایسه هایی داشته باشم و در موارد مهم توضیحات مفصلی ارائه دهم.

مسیر سفر زمینی ما از بازرگان به آنتالیا همان مسیر متداول دغوبایزیت - ارزروم - ارزنجان - سیواس - قیصری - قونیه - آنتالیا بود.

من علاقه و دلبستگی زیادی به ترکیه مخصوصا آنتالیا پیدا کرده ام چون از طرفی نسبتا سفرها ارزان تمام میشوند و از طرفی با ماشین و بدون نیاز به ویزا میتوان هر زمان اراده کردید خود را به ترکیه برسانید جاذبه های دیگری چون هتل های پنج ستاره و مردم خونگرم و امکانات توریستی مناسب هم دلایل دیگر میباشند من که عاشق سفر به ترکیه هستم البته سفر به ترکیه گاهی دردسرها و مخاطراتی هم دارد ( مثال )

سفر نوروزی سال 90 به ترکیه

برنامه ریزی سفر

برنامه ما سفر به آنتالیا و مارماریس بود  و زمان حرکتمان اولین روز عید. قرار بر این گذاشتیم که بجای توقف در تبریز یکسره تا بازرگان رانندگی کنیم و در ساعات بین 9 تا 10 شب از مرز رد شویم و بعد در هتل گلدن هیل شهر دغوبایزید شب را سر کنیم.

هتلی که غیب شد

تا قسمت انتهایی سفر طبق برنامه پیش رفتیم و ساعت ده و نیم شب به وقت ایران از مرز بازرگان رد شدیم و نیم ساعت بعد خود را به دغو بایزید رساندیم ساعت ترکیه نه و نیم شده بود باران ملایمی  در حال بارش بود هتل گلدن هیل باید سمت راست جاده اصلی و بر خیابان میبود اما هر چه نگاه کردیم و دقیق شدیم خبری از تابلو هتل نبود ( بعدا دلیلش را فهمیدیم چون تابلوی هتل در آن سوی ساختمان  قرار داشت ) جلوتر هتل دیگری سمت چپ بود اما از آنهم رد شدیم تا اینکه کاملا از شهر خارج شدیم باز هم حس ماجراجوئیمان گل کرد و از طرفی گرانی بنزین هم قلقلکمان میداد که دور نزنیم و به شهر بعدی برویم میدانستم که هتل بعدی در شهر آغری حدود 80 کیلومتر با ما فاصله دارد اما یک و نیم ساعت زمانی که در ترکیه به عقب برگشته بود هم انگیزه ما را برای جلوتر رفتن مضاعف کرد.

هتل گلدن هیل دغوبایزیت - از سمت بازرگان که وارد شهر میشوی تابلویی ندارد فقط از سمت مخالف تابلویش دیده میشود

لطفا نور بالا نزنید

بطرف شهر آغری به مسیر خود ادامه دادیم بعد از حدود 20 کیلومتر کم کم مه شدیدی شروع شد که دید ما را به کمتر از سه چهار متر کاهش داد تمام فلاشر و مه شکن ها را روشن کردم اما فایده ای نداشت به ناچار سرعت را به 30 کیلومتر کاهش دادم جالب انجا بود که وقتی نور بالا میزدم اصلا هیچ چیزی نمیدیدم چون نور ماشین به مه غلیظ میخورد و یک پرده سفید جلویمان ایجاد میکرد تا حال مه به این غلیظی ندیده بودم. خوشبختانه جاده در این قسمت، بزرگراه و خلوت بود به این امید که از آن توده هوای مه آلود رد خواهیم شد به حرکت ادامه دادیم اما فایده ای نداشت

آن سوی مه

حدود دو ساعت در هوای مه آلود جلو رفتیم تا بالاخره به شهر آغری یا آیری رسیدیم آنقدر مه شدید بود که پیدا کردن تابلو مرکز شهر مقدور نیود قبلا در سفر دور ترکیه مان  یک شب در هتل بویوک  این شهر مانده بودیم که خیلی هتل بدی بود در سمت راست به اولین خیابان بزرگی که به ظاهر بطرف مرکز شهر میرفت پیچیدیم و 50 متر بعد یک هتل دیدیم آنقدر هوای مه آلود آزار دهنده بود که وجود یک هتل بی ستاره هم برایمان غنیمت بود.

در مقابل هتل ماشین را پارک کردم ساعت از دوازده شب به وقت ترکیه گذشته بود و درب ورودی هتل بسته بود در زدم و مردی که رب دشامبر حوله ای پوشیده بود در را باز کرد گفتم اتاق میخواهیم گفت برای یک اتاق شبی 65 لیر. خیلی خسته بودیم و اصلا وقت گشتن دنبال هتل بهتر نبود هتل بیشتر شبیه مسافر خانه بود اما جالب وجود تعداد زیادی کاناپه و رب دشامبرهای حوله ای در طبقه بالکن بود انگار در آنجا سونا یا حمامی برقرار بود. وجود مه غلیظ  در نیمه شب، لباس حوله ای هتلدار، و مکان تقریبا نامشخص هتل در آن خیابان فرعی همه عجیب و غریب بود و  ما را یاد فیلمهای  ترسناک میانداخت من و خانمم با شوخی کمی به این قضیه خندیدیم اما ته دلمان کمی استرس داشتیم اما خوشبختانه مشکلی نبود بعدا هر چه گشتم از هتل اسمی و اثری ندیدم . اتاقهای هتل اصلا تعریفی نداشت توالت در بیرون اتاق و مشترک بود اما از شدت خستگی فورا خوابمان برد.

قبلا در شهر آیری یک شب در هتل بویوک آیری اقامت کرده بودیم که آنهم خیلی تعریفی نداشت اما از این هتل اخیر بهتر بود.

ایست و بازرسی شبانه پلیس ترکیه

فردا بعد از بیدار شدن بدون خوردن صبحانه بطرف آنتالیا راه افتادیم. خانمم اصرار داشت که تا آنتالیا یک سره برویم اما امکان پذیر نبود 1350 کیلومتر هنوز از راه باقی مانده بود ساعت 11 شب به قونیه رسیدیم هنگام خروج از شهر چند ماشین ژاندارمری، جاده را بسته و بدنبال مواد مخدر ماشینها را تفتیش میکردند ما را هم نگه داشتند و تمام ساکها را باز کردند و گشتند. هوا سرد بود و لرزش خفیفی در تنمان ایجاد میکرد اما ژاندارمها اصرار داشتند همه وسایل را بازدید کنند به چند بسته قرص سرماخوردگی و آکسار بدقت نگاه میکردند و پرسیدند اینها چیستند؟ گفتیم سرماخوردگی و سعی کردیم با زبان اشاره به آنها منظورمان را بفهمانیم. بقیه قرصها را پذیرفتند اما یک ورق قرص آکسار یا همان قرص دو رنگی که در ورق طلقی شفاف بود و فقط ACA روی آن نوشته بود را به هم نشان میدادند تا اینکه ارشدشان با چند سوال در مورد اثر آنها رضایت داد که ما برویم.

ماشین گشت ژاندارمری ترکیه

نزدیک ساعت 2 شب به وقت ایران به شهر "سیدی شهر " رسیدیم  که تا آنتالیا 200 کیلومتر فاصله دارد اما دیگر بیشتر از آن توان رانندگی نداشتم و اگر داشتم هم دلیلی نداشت که ساعت اولیه صبح در آنتالیا بدنبال هتل بگردیم. چون در اثر خستگی مطمئنا هتل مناسبی پیدا نمیکردیم. پس شب را در سیدی شهر ماندیم در هتلی سه ستاره و خیلی تمیز در مرکز شهر بنام هتل سیهان Seyhan Otel اتاق دو نفره شبی 100 لیر.

فردا صبح قبراق و سرحال به طرف آنتالیا راه افتادیم و بعد از 100 کیلومتر و عبور از کوههای برفگیر، نسیم گرم و رطوبت دریای مدیترانه را احساس کردیم و بعد از سرازیر شدن از کوههای مشرف به جاده آلانیا-آنتالیا به کنار دریا رسیدیم.

سفر شهریور  90 به ترکیه

برنامه سفر

این سفر ما به آنتالیا با فاصله زمانی یک ماه و نیم بعد از سفر اروپای ما انجام شد که از نظر فاصله زمانی منطقی نبود اما چند دلیل باعث شد که آن را انجام دهیم که از حوصله نوشتن خارج است اما شاید مهمترین آن به حداکثر رسیدن فعالیتهای تفریحی در آنتالیا بود.

اینبار تصمیم گرفتیم بعد از رسیدن به مرز شب را در مهمانسرای جهانگردی ماکو سر کنیم که فکر کنم شبی 40 یا 50 هزار تومان هزینه اقامت یک شبه مان شد بعضی از وسایل داخل اتاقهای مهانسرا را نو کرده بودند که با وجود ارزانی آنها خوشحال کننده بود.

انتظار 7 ساعته در مرز

فردا برای عبور از مرز به بازرگان رفتیم که بعد از معطلی 6 یا 7 ساعته ، ساعت 4 بعد از ظهر بطرف ارزروم راه افتادیم بالاخره ساعت 11 شب به وقت ترکیه به شهر ارزنجان رسیدیم در بلوار اصلی ورود به شهر هتل 4 ستاره و خیلی تمیز "هتل بزرگ ارزنجان" را برای اقامت شبانه انتخاب کردیم شبی 120 لیر ترک. که ارزش قیمتش را داشت جلوی هتل محوطه بزرگی برای پارک ماشین وجود داشت

هتل بویوک ارزنجان - شب اول اقامتمان در ترکیه اینجا اقامت داشتیم

فردا صبح موقع صرف صبحانه متوجه شدیم که چند خانواده ایرانی دیگر هم در هتل اقامت داشته اند که اکثرا در حال بازگشت به ایران بودند.فاصله شهر ارزنجان تا بازرگان 500 کیلومتر و تا آنتالیا 1050 کیلومتر است.

آشتی با غذاهای ترکی

غذاهای ترکی که قبلا در رستورانهای ترکیه خورده بودم این ذهنیت  را در من ایجاد کرده بود که غذاهای آنها همه تند و یا همراه با ادویه های نامانوس هستند بجز غذاهای هتلها که بخاطر توریستی بودنشان باب مسافران غیر بومی تهیه میشود اما در سفرهای اخیر مان سعی کردم آنها را با تامل بیشتری امتحان کنم حتی اگر تند باشند و یا مزه های عجیب و غریب داشته باشند. قبلا در تایلند این را تجربه کرده بودیم که هر غذای محلی ای ارزش یکبار تست کردن را دارد. برای همین بجای خوردن خورشتهای کنسرو شده ای که معمولا از ایران همراه میبردیم چند تا رستوران را که ظاهر تمیزتری داشتند برای توقف انتخاب کردیم که تجربه جالبی بود.

بعد از عبور از شهر سیواس، کیفیت رستورانها به تدریج بهتر میشود و  آنطور که من متوجه شدم اطراف شهرهای قیصری و قونیه رستورانهای تمیزتری وجود دارد مثلا ما برای نهار در رستوران یک پارک سرسبز و زیبا، نزدیک شهر قیصری ، توقف کردیم.

این پارک شامل چند غذاخوری و فضای سبز، محل خوبی برای استراحت بین راهی بود - 10 کیلومتر بعد از شهر قیصری سه راه قیصری - آوانوس- نیده

 

یک رستوران در همان پارک با غذاهای متنوع و ارزان مابین 7 تا 10 لیر

 

دو تا از غذاهایی که سفارش دادیم سمت راست قیصری تاوا 10 لیر و سمت چپی تاووک ایزگارا 7 لیر

 

این غذای خورشت مانند "چوبان کاورما" با تکه های گوشت زیاد در یک کاسه سفالی سرو میشد که از بقیه خوشمزه تر بود ظرفی 10 لیر

 

توقفگاههای بین جاده ای در راه ترک

 مابین آکسارای تا چند ده کیلومتر بعد از قونیه، توقفگاههای بزرگی وجود دارند که معمولا پمپ بنزین، فروشگاه و رستوران هم دارند که بعضی از آنها ساختمانهای فانتزی و کارتونی برای جلب توجه مسافران ساخته اند. داخل شهر قونیه هم مخصوصا در بلوار خروجی شهر بطرف آنتالیا غذاخوری و توقفگاههای تمیز و شیکی وجود دارد که برای توقف کوتاه مناسبند.

یک فروشگاه بین شهری مابین قیصری و قونیه

 ساختمانهای فانتزی و کارتونی برای جلب توجه مسافران در مجاورت یک توقفگاه - مابین آکسارای و قونیه

 

یک غذاخوری کنار یک پمپ بنزین در شهر قونیه

 

یک سفره خانه در بلوار خروجی شهر قونیه بسمت آنتالیا

 

یک توقفگاه مابین قونیه و آنتالیا

 

همان توقفگاه مابین قونیه و آنتالیا

دستفروشان محلی در جاده آنتالیا

بعد از قونیه و 30 الی 40 کیلومتر مانده به دریا دستفروشان محلی کنار جاده ایستاده اند که عسل - روغن زیتون - رب انار و ... محلی میفروشند که از عسل آنجا چند کیلو خریده ایم که هر روز صبح داریم با صبحانه میخوریم که به نظرم کیفیت خوبی دارد که به زبان محلی به آن BAL میگویند هر کیلو بین 15 الی 25 لیر. از آنها عسل طبیعی یا اوریجینال و غیر شکردار بخواهید. روغن زیتون آنها تصفیه نشده و دارای بو است به خاطر طبیعی بودنش مطمئنا خواص بیشتری دارد رب انارشان هم در خورشت فسنجان امتحان کردیم خوشمزه بود

یک عسل فروش در 30 کیلومتری کوههای مشرف به دریا - مابین قونیه و آنتالیا - از این فروشنده دو ظرف عسل خریدیم هر کیلو 15 لیر

 

یک آبخوری کنار جاده ای مابین قونیه و آنتالیا

+ محمد ; ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢
comment نظرات ()

عاشق سفر و نوشتن

سلام به دوستان عزیزم

بالاخره بعد از چند ماه سرگردانی و بی وبلاگی(پس از مسدود شدن عاشق سفر در بلاگفا) موقتا به پرشین بلاگ خانه کشی کردم البته اگر اینجا هم مهمان کشی نکنند. به هر حال این دفعه حواسم جمع است که از مطالب بک آپ بگیرم.

هر چند وبلاگ نداشتم اما مسافرت برقرار بود نوروز 1390 یک سفر زمینی دیگر (برای پنجمین بار) به ترکیه داشتیم. و برای اواخر تیر ماه 1390 هم یک سفر دو هفته ای به اروپا در پیش داریم که اولین سفر ما به اروپاست. سفر به ترکیه را فعلا سعی میکنم بنویسم و نوشتن از دردسرهای سفر به اروپا باشد برای فرصتی دیگر.

+ محمد ; ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢
comment نظرات ()

تجربیات سفر مهدی به ترکیه در خرداد 1388

سلام

 من مهدی هستم که خرداد 88 با کمک و راهنمایی های ارزنده شما عازم سفر به ترکیه از طریق مرز زمینی بازرگان شدم و خیلی هم از این سفر لذت بردم. قول داده بودم که نتایج این سفر را برای شما و بقیه دوستان بیان نمایم ولی متاسفانه بدلایل مشکلات عدیده ای که برایم پیش آمد نتوانستم مطالب و تجربیات خود را برایتان ارسال نمایم امیدوارم که عذر اینجانب را بپذیرید.

سفرنامه ترکیه-زمینی خرداد 88

ساعت 14:30 از تهران راهی تبریز شدیم و 21:30 به تبریز رسیدیم شب را در منزل برادر خانمم خوابیدیم و 7:30 صبح راهی مرز بازرگان شدیم و پس از طی کردن 250 کیلومتر در ساعت 12:30 به مرز رسیدیم و باک بنزین خود را کاملا پر نمودیم (تقریبا=50 لیتر). متاسفانه بدلیل اعتصاب راننده های ترکیه مبنی بر بی احترامی مرزبانان ایرانی، عبور از مرز 4 ساعت طول کشید و نهایتا ساعت 16:30 وارد خاک ترکیه شدیم بالای یکی از کوهها کنار جاده ناهار آماده خود را گرم نموده و میل نمودیم با بنزین ایران تقریبا 700 کیلومتر راه پیمودیم.

قبل از سفر، برنامه GPS و نقشه کامل ترکیه را بر روی موبایل خود (Nokia-N85) نصب نمودم و با کمک آن کل مسیر مسافرت را با آرامش کامل طی نمودیم بطوریکه بدون سوال از کسی براحتی ما اطلاعات کلیه راهها، پمپ بنزینها، شهرها، هتلها، خیابانها، مراکز تفریحی و ... را داشتیم و بدون سردرگمی به سفر خود ادامه می دادیم.

شب اول را در هتل مرمر بیتلیس ماندیم (60 لیر برای اتاق دو تخته بدون صبحانه). شب دوم را هم در هتلی در آدانا ماندیم (60 لیر برای اتاق دو تخته بدون صبحانه). شب سوم در کنار دکه ای بین راهی کنار دریای مدیترانه در چادر خوابیدیم. که بسیار راحت و رویایی بود. روز چهارم به آلانیا رسیدیم که خانم اینجانب بیمار شد که ابتدا به یک بیمارستان خصوصی رفتیم و وقتی متوجه شدیم که تنها هزینه ویزیت 100 لیر (معادل 64.000 تومان) می باشد منصرف شده و به کمک GPS موبایل، به بیمارستان دولتی آلانیا رفتیم و کلا 20 لیر بابت ویزیت/دارو/تزریق پرداختیم و شب چهارم را هم در هتل اینترنشنال آلانیا ماندیم (70 لیر برای اتاق دو تخته با صبحانه و عصرانه). روز پنجم به سمت آنتالیا راهی شدیم و در بین راه به پارک آبی آلانیا (آکوا پارک) رفتیم البته بلیط را از یک آژانس تفریحی نزدیک آن خریدیم که از خود باجه پارک (نفری 40لیر بدون تغذیه مجانی) ارزانتر می داد بطوریکه با تغذیه مجانی در داخل پارک برای 4 نفر کلا 135 لیر به آژانس پرداختیم (نفری 33 لیر).

در آنتالیا شب پنجم و ششم را در هتل ریوریا ماندیم(150 لیر برای سوئیت 2 خوابه با صبحانه) روز ششم به پارک آبشار ددمان بالای آنتالیا رفتیم که بسیار سرسبز، زیبا و دیدنی بود و حتی از شمال خودمان هم با صفاتر بود.

شب هفتم را در هتلی در ساحل لارای آنتالیا ماندیم (80 لیر برای اتاق دو تخته) روز هشتم به سمت هتلهای پنج ستاره آنتالیا رفتیم و فقط تونستیم جای خالی در هتل کرملین پیدا کنیم (100 دلار برای اتاق دو تخته با صبحانه/ناهار/عصرانه/شام و نوشیدنی). با اقامت در این هتل، شما از امکانات هتل بغلی آن (توپکاپی) هم براحتی می توانید استفاده نمایید در حقیقت با یک هزینه از امکانات مجزای دو هتل استفاده می نمایید. در این هتل برای تمام زمانهای شبانه روز برنامه های تفریحی مختلفی وجود داشت که استفاده از آنها اوقات خیلی خوشی را برای شما فراهم می نماید. اگر مجددا به ترکیه سفر نمایم حتما این هتل و یا هتلهای نزدیک آنرا به عنوان اولویت اول در نظر خواهم گرفت.

شب نهم را در هتلی در کمر گذراندیم (60 لیر برای اتاق دو تخته) و روز دهم به کوش آداسی رسیدیم و پس از صرف ناهار راهی استانبول شدیم و در بین راه کنار پمپ بنزین، شب را در چادر خوابیدیم روز یازدهم به استانبول رسیدیم و سه شب را در هتل هاسکی گذراندیم (60 لیر برای اتاق دو تخته). روز چهاردهم هم از استانبول راهی ایران شدیم و شب را در بین راه ارزنجان در هتل ایساداس که در یک پمپ بنزین قرار داشت سپری نمودیم (100 لیر برای اتاق دو تخته با شام و صبحانه)

جالب بود که برعکس ایران، این مجموعه بین راهی (پمپ بنزن/غذاخوری/هتل) بسیار شیک و تمیز بود و غذاهای با کیفیتی ارائه می نمود و به مراتب از هتلهای شهر بهتر بود. در روز آخر بدلیل سرعت 135 کیلومتر 180 لیر جریمه شدیم (120.000تومان)

در پایان، روز پانزدهم ساعت 18:50 به مرز بازرگان رسیدیم و ساعت 24 در تبریز بودیم       

 

شرایط و تجارب ما در این سفر به شرح زیر بود:

1. هدف از سفر= بازدید تفریحی از شهر آنتالیا و سپس شهر استانبول

2. مدت سفر در ترکیه (بعد از مرز بازرگان) = تقریبا 15 روز

3. زمان سفر= از 14 خرداد تا 28 تیر ماه 88

4. تفاوت ساعت ترکیه با ایران در تابستان: 2:30 عقبتر می باشد یعنی:  10 صبح ایران =7:30 صبح ترکیه

5. خودرو= پژو 206 صندوقدار اتوماتیک مدل 87 (مصرف داخل شهر تقریبا 10 لیتر و مصرف جاده تقریبا 7 لیتر می باشد)

6. استفاده از GPS موبایل و نقشه کامل کشور ترکیه (شامل نقشه راهها و شهرها و اطلاعات مسافرتی دیگر)

7. نفرات = من و همسرم + برادر خانمم به همراه همسر و کودک یک ساله اش =جمعا 4 نفر بزرگسال و یک کودک

8. مسیر رفت : بازرگان-دغوبایزید-وان-بیتلیس-دیاربکر-قازیانتب-آدانا-مرسین-آلانیا-آنتالیا

9. مسیر برگشت: آنتالیا-کمر-کاس-دالامان-موگلا-آیدین-کوش آداسی-ازمیر-مانیسا-استانبول-بولو-ایلگاز-آماسیا-ارزنجان-ارزروم-آگری- دغوبایزید -بازرگان

10.                    برادر خانمم و همسرش ساکن تبریز می باشند و به ترکی استانبولی آشنایی خوبی دارند

11. تعداد راننده = دو نفر (من و برادرخانمم)

12. نوع و کیفیت سفر = تفریحی، مناسب، ارزان و پربازدید

13. سابقه سفر به ترکیه = نداشتیم

14.قیمت بنزین در ترکیه= هر لیتر 3.2 تا 3.8 لیر = 2000 تا 2300 تومان

15. خرید بنزین در ترکیه(ابتدای سفر با باک پر از ایران-انتهای سفر باک خالی)= 340 لیتر =750.000 تومان

16.مسافت طی شده در ترکیه=5000 کیلومتر

17.قیمت لیر و دلار در تاریخ 12/3/88=635 تومان – 967 تومان

18.کل ارز همراه=3350 لیر+2600 دلار (معادل 4.640.000 تومان)

19.مانده ارز در پایان سفر=610 دلار + 365 لیر

20.تبدیل دلار به لیر در ترکیه به صرفه تر از خرید لیر در ایران بود

21. امنیت در ترکیه و جاده هایش خیلی بهتر از ایران است و ما شبها هم رانندگی می کردیم

22. اقامت در هتل کرملین آنتالیا بسیار رویایی و عالی بود(دو هتل با یک هزینه)

23. بهترین شهرها از نظر تفریحی بودن:

الف- آنتالیا: هتلهای 5 ستاره ساحل کندو بسیار عالی و مناسب+آبشار زیبای دادمان+پارک آبی

ب- آلانیا: شهری کوچک و اروپایی با ساحل خوب+پارک آبی خوب

ج-استانبول: هتلهای گران+بافت سنتی+کشتی سواری

د-کوش آداسی: ساحل خوب

24. هزینه های متفرقه:

گرفتن پروانه خروج از گمرک جنوب تهران= 3.000 تومان + 2.000 تومان شیرینی بازدید

 گرفتن پلاک ترانزیتی = 138.000 تومان  

گرفتن گواهینامه بین الملی= 30.000 تومان  

بیمه آکسای ترکیه برای خودرو در مرز= 50  لیر= 32.000 تومان

 عوارض خروج برای هر نفردر مرز بازرگان= نفری 6.000 تومان

هزینه نصب پلاک در مرز=2.000 تومان

25. برای گرفتن پلاک ترانزیتی و گواهینامه بین المللی به دفتر خدمات جهانگردی آراد واقع در: تهران-فلکه دوم صادقیه-بلوار آیت اله کاشانی-بلوار ابوذر-پلاک - واحد 5 (تلفن: 44060141) مراجعه نمودم

الف- زمان مورد نیاز=تقریبا نیم ساعت

ب- مدارک مورد نیاز= گواهینامه+ دو عکس تمام رخ زمینه سفید 3*4+کپی صفحه اول گذرنامه+تکمیل فرم درخواست ( فارسی و لاتین)+پرداخت مبلغ 000/300 ریال بابت هر جلد گواهینامه 

26. برای گرفتن پروانه خروج یکساله به گمرک جنوب تهران واقع در: تهران-بزرگراه بعثت-ابتدای خ رجایی شمالی-پ29 (تلفن:53 الی 55060051 – داخلی 244)

الف- زمان مورد نیاز=تقریبا یک ساعت

ب- مدارک مورد نیاز= کارت ماشین+اصل سند ماشین+بنچاق و سند کارخانه+کارت ملی+مالک خودرو+حضور خودرو برای بازدید+2 سری کپی از تمام مدارک فوق+پرداخت فیش بانکی مبلغ 000/30 ریال (بانک ملی: بنام رایانه – ش.ح.=0104296882002)

ج- لازم به ذکر است که پروانه های صادر شده بایستی حداکثر تا یکسال بعد در گمرک تمدید و یا باطل گردند در غیر اینصورت جریمه نقدی تعلق می گیرد

با تشکر و تقدیم احترامات فراوان

نویسنده خاطره: مهدی    ایمیل مهدی: ostadi76@yahoo.com    تاریخ سفر خرداد ۸۸

+ محمد ; ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سفرنامه محمد به کوش آداسی

هفته سوم خرداد ماه سفری یک هفته ای به کوش آداسی داشتیم که در سایت Phalls برای استفاده دوستان تجربیاتم رو نوشتم. با توجه به اینکه وبلاگ شما خیلی مفید و کاربردی هست براتون میفرستم که اگه خواستین در وبلاگ قرار بدین. البته با توجه به راهنمایی های وبلاگ شما خیلی دوست داشتم با ماشین شخصی برم ولی چون ماشین مناسب نداشتم با تور رفتیم.

ارادتمند شما – محمد

سفرنامه کوش آداسی

اولین مسله ای که برای سفر به کوش آداسی پیش رو قرار داشت انتخاب آژانس مسافرتی و هتل بود.
در مورد آژانس باید بگم که زیاد حساس نباشید چون معمولا بصورت گروهی کار میکنند و پکیج های یکسانی دارند و هرکدام بسته به موقعیت قیمتهای متفاوتی دارند. و تنها در گرفتن تور و بلیط به کار میان و بعد از اون دیگه کاری به کار شما ندارن. این گروهها در ترکیه با آژانسهایی در ارتباط هستند که از لحظه ورود تا گرفتن کارت پرواز خروج با شما هستند.
در مورد هتل هم با توجه به بودجه و نوع هتل، انتخابهای متفاوتی وجود داره. هتلهای ساحلی که اکثرا خارج از شهر به فاصله 15 تا 30 دقیقه قرار دارند و اکثرا 5 ستاره
All هستند و ساحل اختصاصی دارند و هتلهای داخل شهر که طبیعتا ساحل اختصاصی ندارند و با ستاره های مختلف هستند.
هتلهایی که در لیست آژانس ما قرار داشت همه سایت اینترنتی داشتند که امکاناتشون رو کامل نوشته بودند. در جستجویی که در اینترنت داشتم سایت اکثر هتلها رو به سادگی پیدا کردم که میتونید با توجه به اونها انتخاب بهتری داشته باشید.

هتلی که ما انتخاب کردیم هتل
Tatlises بود. یک هتل 4 ستاره شامل صبحانه و شام. از نظر کیفیت قبلا مواردی منفی در مورد این هتل شنیده بودم که بسیار نا امید کننده بود ولی پس از ورود نظرم رو کاملا جلب کرد. البته این مورد کاملا سلیقه ای هست ولی باتوجه به هزینه پرداختی کاملا راضی بودم. صبحانه و شام متنوع و با کیفیت مناسب بود و فقط تنها مشکلی که وجود داشت رزرو شدن اکثر میزها برای تورهای خارجی بود ولی چند میز رزرو نشده نیز همیشه وجود داشت.
طبق قانون هتل وارد کردن نوشیدنی و خوردنی به داخل هتل ممنوعه که یکی از مسافرا که آب دستش بود ازش گرفتن ولی ما که آب همراهمون بود و تو یخچال گذاشتیم کسی چیزی نگفت.
داخل اتاق تلوزیون، یخچال، آینه و میز و صندلی، یک مبل با میز، دو عدد کمد، یه دوشک اضافه، گاوصندوق، کولر گازی اسپیلت، و بالکن که یه میز و دو تا صندلی پلاستیکی توش بود و نمای بسیار قشنگی به شهر و اسکله و دریا داشت. (داخل اتاق سطل زباله نداشت اگه رفتین چند تا پلاستیک ببرید)
داخل حمام دو عدد حوله بزرگ و دو عدد کوچک و یک حوله زیر پایی دو عدد شامپو دو عدد صابون، وان، توالت فرنگی، سطل زباله، سشوار و تلفن (صابون مایع و مسواک و دمپایی نداشت)
لیدر تور میگفت اینجا تو هیچ هتلی دمپایی و مسواک نمیذارن.
پروازمون هم ترکیش بود که پذیرایی خوبی داشتن.

روز اول ورود با توجه به وقت آزادی که داشتیم تصمیم گرفتیم به مرکز شهر سری بزنیم. طبق نقشه فاصله چندانی تا مرکز شهر نبود ولی چون آشنا نبودیم با یک تاکسی که جلو هتل بود رفتیم که برامون 10 دلار آب خورد و بعد متوجه شدیم که مینی بوس هایی که مرتب در حال گردش هستند با نفری 1.5 لیر همین مسیر رو طی میکنند و در روزهای پایانی که کلا مسیر رو پیاده میرفتیم که چیزی حدود 15 دقیقه راه بود.
در گردشی که روز اول داشتیم به یه نانوایی سر زدیم که دیدیم مینی پیتزا داره هرکدام 1 لیر همچنین ساندویچ های متنوعی داشت که یکبار هم نان و پنیر و سبزی سرخ شده اش رو امتحان کردیم که خیلی خوشمزه بود.
قیمت بستنی به نسبت تهران بیشتر از 3 برابر بود. پیتزا و ساندویچ های متنوعی هم به وفور وجود داشت که به نظرم به خوشمزه گی تهران نبودند.
روز اول هم یک سیم کارت ترکسل به قیمت 25 لیر خریدیم که 5 لیر شارژ داشت و برای خریدش هم به پاسپورت نیاز بود و بعد از 1 ساعت هم فعال شد و به گفته خودشون تا 5 سال هم فعال هست. هزینه هر
SMS هم به ایران 0.6 لیر بود. البته SMS هایی که به خطوط همراه اول فرستادم نرسیده بود ولی به ایرانسل رسید. از ایرانسل به ترکسل هم حدود 230 تومان بود. از ایران هم میشه به راحتی با کارتهای تلفن به اون زنگ زد. یه کارت تلفن هم گرفتیم 10 لیر که کلا کمتر از 8 دقیقه تونستیم از تلفن های عمومی با ایران صحبت کنیم. برای تلفن عمومی به کارت تلفن نیازی نبود.
شب دوباره به مرکز شهر رفتیم با دولموش (مینی بوس) و از شانس ما یه کنسرت کنار ساحل بود که خیلی مزه داد.
سوپر مارکت های خوبی تو شهر بود که برای خرید های کوچیک خیلی مناسب بود و کلا ارزش دیدن داشت. پیشنهاد میکنم اگه از جلوشون رد شدین حتما سر بزنید. بعضا اجناسی توشون پیدا میکنین که تخفیف خوردن و با قیمت بسیار پایینی فروخته میشن.
آب معدنی از 0.25 لیر تا 0.5 لیر. نوشابه از 0.4 لیر به بالا مثلا یه نوشابه رو یکبار در جاده 3 لیر خریدیم در یک مغازه نزدیک بازار 2.5 لیر و در سوپر مارکت 1.4 لیر (در انواع مختلف) و قیمت شکلاتهاش چندان تفاوتی با تهران نداشت.
بهتره پولتون هم به لیر یا یورو باشه که راحت تر خرج میشه (حتما لیر داشته باشید 5 یا 10 و 20) اکثر مغازه ها قیمتی که زده بودند به لیر و یورو بود که یک یورو رو معادل 2 لیر حساب میکردن. در صرافی هم 100 دلار رو 158 لیر میدادن
WC های عمومی همه جا هست 1 لیر
قیمت دولموش هم داخل شهر 1.5 لیر بود و تا
Ladies Beach 2 لیر.
Ladies Beach هم حتما برید، شب برای گردش (قلیون هم یه جا داشت 10 لیر) و روز برای شنا و آفتاب گرفتن. اونجا جت اسکی و بانانا و از این چترها که با قایق میکشن و میرین هوا و .. هم داشت. جت اسکی 35 یورو، بانانا فکر کنم 5 یورو و اون چتر بازی 70 یورو
مرکز شهر و بازار هم فاصله چندانی نداره که برای گشت و گذار خوب بود. تو مغازه هاش هم میشد چیزاهی خوبی که تخفیف خوبی هم خورده بود پیدا کرد. ولی برای خرید اصلی لباس باقیمت مناسب Outlet های سوکه بهتره که اگه وقت کافی داشته باشین میتونین خریدهای خیلی خوبی داشته باشید. مثلا شلوار جین یا کتان 10 لیر که پول دو تا جورابه. البته مارک دار های تخفیف خورده هم مثل Cons و Mavi و Livis هم هستند که مثلا 3 تا شلوار رو به قیمت 2 تا میدن. تی شرت و پیرهن های خیلی خوبی هم پیدا میشه که اکثرا (با تفکر ایرانی) مناسب جوونهاس. اگه با تور به سوکه رفتین حتما از راهنما بخواین که Cons و Livis و Mavi رو برین چون ممکنه اونجا توقف نکنند.
اگر هم خواستید خودتون برید من تجربه اش رو ندارم ولی بهتره چند نفر باشین و یه تاکسی دربست بگیرین که تمام وقت در اختیارتون باشه و بتونین خریدهاتون رو هم توش بگذارین چون مغازه های
Outlet خارج شهر هستند و به گفته راهنمای ما ماشین بخصوص اگه به شب بخورین به سختی گیر میاد.
تورهایی که آژانس ما در کوش آداسی داشت اینها بود:
آکوا پارک 45 دلار
کشتی 40 دلار
افس و خانه حضرت مریم 60 دلار
شب ترکی 60 دلار
ازمیر 35 دلار
خرید سوکه 20 دلار
معمولا تورها از صبح تا بعد از ظهر هست غیر از شب ترکی که شب شروع میشه.
از تورهای بالا همه رو غیر از ازمیر پیشنهاد میکنم. البته ما شب ترکی رو (به خاطر هزینه اش) نرفتیم ولی دوست داشتم برم.
تور کشتی رو حتما پیشنهاد میکنم با تور ایرانی برین خیلی شادتر و باحال تر بود. همراه ما دو کشتی دیگه بودن که خیلی آروم بودن ولی تو کشتی ما یا آهنگ های توپ و اکثرا ایرانی پخش میشد یا خونده میشد.
تور افس و خانه حضرت مریم هم با توجه به توضیحاتی که لازمه داده بشه ایرانی بودنش بهتره.
ازمیر رو اونایی که رفتن راضی نبودن چون قیمتهای بالایی داشت.
سوکه رو که گفتم
آکوا پارک هم که چه خودتون برین چه با تور فرقی نداره. البته با تور راحت تره.
در بعضی تورها تو مسیر ممکنه به فروشگاههای چرم و ... نیز ببرن.
ما رو به یه
فروشگاه چرم بردن که اولش رفتیم تو یه سالن خنک مخصوص فشن شو نشستیم و برامون یه لیوان آبمیوه آوردن. یه کارتهایی روی میزهای جلومون بود که شماره مدلهای مورد نظر رو علامت میزدیم و تو فروشگاه میرفتیم سراغشون. خانمها و آقایون فشن اومدن و رفتن و بعد رفتیم فروشگاه و قیمتهای نجومیش رو دیدیم. از 700 دلار به بالا که موقع خرید حداقل نصف میشد. دو تا از خانمها خرید کردن که یکیشون که یه اور 1000 دلاری رو با کلی ذوق و شوق 500 دلار خریده بود بهمون گفت تو بازار کپی اون رو 200 دلار گذاشته بودن که جای چونه هم زیاد داشت.
یه مرکز خرید نقره هم بردن که به نظر ارزش دیدن نداشت.
تو بازارش هم فرش فروشی زیاد بود با قیمتهایی بسیار بالا. مثلا یه فرش ابریشم حدودا 50 در 70 رو میگفت 1400 دلار که پیش فرش تبریز اصلا هیچ بود.
تو بازارش یه سوغاتی مثل راحت حلقوم خودمون با بسته بندی قشنگ هست به قیمت 1 یورو که 6 تاش رو 5 یورو میدن، اصلا روش به عنوان سوغات حساب نکنین آبرو ریزیه اول یکی بگیرین باز کنین بخورین اگه خوب بود بعد.
در مورد زبان هم فروشنده هاشون دست و پا شکسته انگلیسی حرف میزنن (لغت) ولی مردمشون نه. بهتره یه خورده لغات اصلی ترکی رو تمرین کنید که خیلی به کارتون میاد. لغات مربوط به خرید، تخفیف و آدرس و ... رو تخفیف بیشتر کار کنید که خیلی جا داره.
مردمان خوبی داشتند. دوبار که ما دولموش سوار شدیم و دو تا صندلی کنار هم خالی نبود دفعه اول یه خانم و پسرش و دفعه دوم یا آقای جوان جاشون رو عوض کردن که ما بشینیم. کلا از اهمیتی که به دیگران میدادن خیلی خوشم اومد.
شهرشون خیلی خلوت و آروم بود البته غیر از مرکز شهر که شبهاش که هوا خنک میشد شلوغ بود (نه مثل تهران).
هر روز یک یا دو کشتی کروز به اسکله میومدن و مسافراشون برای گردش به شهر و افس میرفتن.
حضور شهرداری خیلی کم رنگ بود. کنار معابر زباله زیاد بود. در سطح شهر بخصوص در مرکز شهر و ساحل اون اصلا سطل زباله نبود و در مناطق مسکونی بصورت پراکنده و سازماندهی نشده از این سطل های بزرگ گذاشته بودند.

به علت کمبود وقت مطالب یه مقدار پراکنده نوشته شده، به بزرگی خودتون ببخشید. امیدوارم به کارتون بیاد.

توضیح محمد - عاشق سفر: محمد جان سایتی که عکسهایتان در آن قرار داده اید باز نمیشوند لطفا عکسهایتان را در سایت دیگری قرار دهید.

برای نمونه: http://www1.upic.ir/images/asv7reqv9...41jw_thumb.jpg

+ محمد ; ۸:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

پاسخ به سوالات

نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 12:1 

پاسخ به سوالات

دوست عزیزمان مهدی میخواهد با خودرو شخصی به ترکیه سفر کند و چند تا سوال دارد٬ با توجه به اینکه فصل سفرهای تابستانی به ترکیه نزدیک میشود و پاسخ این سوالات میتواند برای سایر توریستهای ایرانی مفید باشد لذا از دوستانی که پیشرو و صاحب تجربه در این زمینه هستند مثل سرورانمان: امید٬ مراد٬ ساسان٬ مرتضی و سایر عزیزان٬ خواهش میشود کمک کنند تا با هم پاسخ هایی جامع به این عزیزان بدهیم.

سوال مهدی درباره سفر زمینی به ترکیه 

راستش من با توجه به تجارب و نوشته های شما در وبلاگتان مصمم شدم که با خودروی شخصی به مسافرت بروم

من کل وبلاگتان را بررسی نمودم و باز هم سوالاتی برایم پیش آمد که با عرض شرمندگی امیدوارم بتوانید مجددا مرا راهنمایی نمایید پیشاپیش از زحمات جنابعالی و کمکهای بیدریغتان کمال تشکر و امتنان را دارم و امیدوارم که موقعیتی پیش آید که بتوانم جبران نمایم

شرایط ما در این سفر به شرح زیر می باشد

مدت سفر در ترکیه (بعد از مرز بازرگان) = تقریبا 10 الی 12 روز

زمان سفر= بعد از 10 خرداد تا قبل از تیر ماه 88

خودرو= پژو 206 صندوقدار اتوماتیک مدل 87 (مصرف داخل شهر تقریبا 10 لیتر و مصرف جاده تقریبا 8 لیتر می باشد

نفرات = من و همسرم + برادر خانمم به همراه همسر و کودک یک ساله اش =جمعا 4 نفر بزرگسال و یک کودک یکساله

بازدید= از آنتالیا، آلانیا و شهرهای اطراف

من کودکی 3 ساله دارم که ترجیح داده ایم آنرا نزد اقوام همسرم در تبریز بگذاریم

برادر خانمم و همسرش ساکن تبریز می باشند و به ترکی استانبولی آشنایی خوبی دارند

تعداد راننده = دونفر

نوع و کیفیت سفر = تفریحی، مناسب، ارزان و پربازدید

سابقه سفر به ترکیه = نداریم

سوالات

آیا زمان سفر مناسب می باشد ما ترجیح دادیم قبل از تیر ماه باشد تا سفر ارزانتری داشته باشیم

هم اکنون قیمت لیر در تهران 640 تومان می باشد پیشنهاد شما برای خرید لیر چه میباشد آیا از هم اکنون و از تهران ارز خریداری کنیم یا اینکه در ترکیه؟

آیا کل ارز همراهمان بصورت لیر باشد یا اینکه درصدی از آن را دلار بگیریم و چه درصدی؟

با توجه به اینکه در سفر دو راننده هستیم لذا توانایی رانندگی در شب را هم داریم آیا ماندن در شهرهای بین راه ارزش دارد یا اینکه ما سریعتر به آنتالیا برسیم و وقت آنرا صرف بازدید از شهرهای توریستی اطراف آن (مانند کوش آداسی،آلانیا، ازمیر و حتی استانبول) بنماییم به نظر شما کدام بهتر است

وضعیت هتلهای آنتالیا قبل از تیرماه چگونه است آیا در مقصد می توان براحتی اتاق خالی و مناسب پیدا کرد یا اینکه  قبل از سفر هتلهای مقصد را از طریق آژانسهای مسافرتی رزرو نماییم هزینه کدام بیشتر می گردد

قصد ما در این سفر این است از مناطق تفریحی بیشتری با هزینه ارزان دیدن نماییم و تنها در آنتالیا از هتلهای خوب استفاده نماییم حال سوال اینست که آیا هتلهای 3 ستاره و یا 4 ستاره آنتالیا خوب و مناسب و خاطره انگیز می باشند  یا اینکه استفاده از هتلهای 5 ستاره ارزش بیشتری دارد و به صرفه تر می باشد

کدام منطقه آنتالیا برای انتخاب هتل مناسبتر و جالب تر می باشد و چه هتلهایی؟

آیا انتخاب آنتالیا برای بار اول به عنوان مقصد اصلی مناسب می باشد یا شهرهای دیگر را توصیه می نمایید مانند کوش آداسی،آلانیا، ازمیر و یا حتی استانبول

آیا بعد از مرز بازرگان، مسافرت 10 روزه به آنتالیا و شهرهای اطراف با شرایط فوق امکانپذیر می باشد و چه توصیه ای می نمایید تا ما بتوانیم سفر فوق را 10 روزه تمام کنیم

آیا امکان دارد بتوانیم در 10 الی 12 روز مسیر بازرگان-آلانیا-آنتالیا-کوش آداسی-استانبول-بازرگان را طی نماییم با توجه به اینکه دو راننده هستیم و شبها هم می توانیم رانندگی کنیم آیا اصلا صلاح می دانید

ما مسافت تقریبی برای رفت و برگشت به آنتالیا را حدودا  3500 کیلومتر در نظر گرفته ایم و با توجه به پرمصرف بودن پژو206 اتوماتیک ، بنزین مورد نیاز را حدودا 350 لیتر تخمین زده ایم که 50 لیتر آنرا از ایران داریم بنابراین بایستی 300 لیتر بنزین با قیمت 2000 تومان در ترکیه خریداری نماییم (3.15 * 640 = 2000)  لذا کل هزینه بنزین سفر حدودا 600 هزار تومان خواهد شد آیا محاسبات فوق درست می باشد

برای هزینه هتل و اقامتهای بین راهی به ازای هر دونفر نیز مبلغ 500 تا 700 هزار تومان در نظر گرفته ایم آیا این تخمین درست می باشد 

آیا تخمین هزینه های متفرقه به شرح زیر درست می باشد: پلاک ترانزیتی =150    گواهینامه= 30*2    بیمه خودرو=50   بیمه فردی =20    عوارض خروج فردی=7

برای هزینه های خورد و خوراک  برای هر نفر چقدر در نظر بگیریم

برای هزینه های تفریحی و گشت و گذار برای هر نفر چقدر در نظر بگیریم

آیا هزینه های دیگری نیز غیر از موارد بالا بایستی در نظر بگیریم

در گذرنامه من و همسرم کودکمان به عنوان همراه ثبت شده است در حالی کودک را همراه خود نمی بریم آیا ممکن است ایراد بگیرند

چه مواردی را در مرز بازرگان  و چه مواردی را در تهران یا تبریز انجام بدهیم بهتر است مانند بیمه، پلاک، خرید ارز و غیره


پاسخ سوال مهدی در مورد سفر زمینی به ترکیه

سلام مهدی جان

سعی میکنم جواب سوالهایتان را در حد اطلاعاتم بدهم ( توصیه میشود بخش پاسخ به سوالات هم مطالعه شود)

1- زمان سفرتان عالی است و از نظر قیمت لیر ترک فکر کنم با نزدیک شدن به فصل رونق سفرهای توریستی به ترکیه٬ باز هم بالاتر برود. در مورد تفاوت قیمت لیر ترک در صرافی های تهران و صرافی های بازرگان اطلاع دقیقی ندارم. اما در یک صرافی در شهر صوفیان (بعد از تبریز) بنام کباری٬ لیر ترک را ارزانتر از ارزفروشان بازرگان خریدم میتوانید تلفنی قیمتهایشان را با تهران مقایسه کنید (تلفن صرافی کباری در صوفیان:۰۹۱۴۳۱۴۰۲۲۶ - ۰۴۷۲۳۲۲۳۳۴۴ - ۰۴۷۲۳۲۲۰۰۰۱).

۲- اگر پولتان را در ایران به لیر تبدیل کنید برایتان به صرفه تر است چون دلار را در هتلها و فروشگاههای ترکیه به قیمت کمتری برمیدارند حتی صرافی های ترکیه هم قیمتشان نسبت به ایران نامناسبتر است. (البته بدون توجه به نوسانات نرخ دلار و لیر).

۳- در مورد رانندگی در شب٬ اصلا موافق رانندگی تا دیر وقت نیستم سعی کنید حداکثر تا ۱۰ شب در یکی از شهرهای مسیر اقامت کنید فراموش نکنید که سفر شما تفریحی است. اگر مسیر شما برای رسیدن به آنتالیا بازرگان٬ ارزروم٬ سیواس ٬ قیصری٬ قونیه ٬ آنتالیا باشد در صورتی که صبح خیلی زود از مرز عبور کنید برای ماندن و توقف شبانه بین راه٬ شهرهای کوچک منطقه کاپادوکیا٬ مثل اورگوپ و قورمه٬ مناسب و زیباست (از بازرگان تا آنتالیا دو روز حرکت و یک شب استراحت خواهید داشت). اگر مسیر وان٬ دیاربکر ٬ مرسین٬ آنتالیا را در نظر دارید سه روز حرکت و دو شب توقف بین راه لازم دارید.

۴- برای گردش و تفریح٬ وقت خود را بیشتر روی شهرهای ٬ آلانیا٬ آنتالیا٬ کمر٬ کاش٬ مارماریس٬ بودروم٬ کوش آداسی٬ چشمه و استانبول بگذارید (ترجیحا آنتالیا٬ مارماریس و استانبول).

۵- همیشه میتوان در شهرهای ترکیه هتل پیدا کرد منتها اگر برای انتخاب هتل٬ چند گزینه را قبل از سفر٬ در نظر بگیرید بهتر است (در انتخابتان کمتر مردد خواهید شد). ضمنا اگر هتل خاصی را مد نظر دارید رزرو آن از ایران اطمینان بخشتر است. اما هزینه آنها تفاوت زیادی ندارد.

۶- در مورد هتل ۳ یا ۴ یا ۵ ستاره٬ شما میتوانید از ترکیبی از این هتل ها در طول مدت اقامتتان استفاده کنید.

۷- انتخاب هتل در آنتالیا بحث مفصلی است (از نظر قیمت٬ امکانات و سلیقه شخصی) اما بطور خلاصه٬  در مرکز شهر و منطقه قلعه قدیمی٬ هتلهای ارزان و تمیزی وجود دارد٬ هتلهای ۵ ستاره بسیار لوکس در ساحل لارا و در ۱۰ کیلومتری شرق شهر آنتالیا قرار دارند در شهرهای نزدیک آنتالیا ( مثل کمر ٬ سیده ٬ بلک و ...)هم هتلهای فوق العاده ای میتوان یافت.(در پستهای قبلی چند تا از آنها را ذکر کرده ام)

۸- چون وقت زیادی ندارید و اگر اولین باری است که به ترکیه میروید حتما انتخاب اولتان را آنتالیا و شهرهای نزدیکش قرار دهید. و سفرهای دورتر را برای دفعات بعدی بگذارید.

۹-  برآورد هزینه هایتان درست است برای سفر ۱۲ روزه برای هر دو نفر حدود دو الی دو و نیم میلیون در نظر بگیرید ضمن آنکه برای صرفه جویی میتوانید غذاهای کنسرو شده از ایران همراهتان ببرید.

۱۰- هزینه های تفریحات: پارک آبی آکواپارک هر نفر ۱۸ دلار٬ تورهای کشتی و رافتینگ و شبهای ترکی هر نفر بین ۲۰ تا ۳۰ دلار.

۱۱- از نظر همراه نبردن بچه و پاسپورت مشترک بچه با شما٬ مشکلی وجود ندارد.

توصیه های دوستان به مهدی


توصیه های مراد عزیز: سلام .ما در انتالیا به این نتیجه رسیدیم که اگر یورو داشتیم به نفعمان بود. در سفر اولمان بچه ها درپاسپورت خانمم بودند ولی آنها همراهمان نبودند وموردی هم پیش نیامد.از نظر من جاده مرسین تا آنتالیا را از دست ندهید .هم از نظر زیبایی هم از نظر اینکه پر از هتل های ارزان تو راهیست .ما نزدیک سیلیفکه در یکی از آنها با شبی 35 لیر اقامت داشتیم که رو به دریا بود .در ضمن هتل سلجوق شهر کایسری یک سوییت تمیز ونوساز 4 تخته شبی 120 لیر بود.

توصیه های محمود عزیز: من که در این 10 سال همیشه قیمت اینورو یعنی تبریز و لب مرزو را چک کردم 20 یا 30تومان با صرافیهای ترکیه فرق داشته یعنی اینجا گران حساب میکردند بهمین خاطر گفتم .ازطرفی من از تمام مرزهای زمینی به ترکیه سفر کرده ام منتها نه با ماشین٬ الان هم سپرده ام برام از ترکیه بلیط هواپیما از وان به ازمیر را برای چند ماه آینده از Pegasus Airlines که خیلی ارزان هستش بگیره ولی چون جدیدا" با سایت شما آشنا شده ام و خاطرات سفر عید شمارا که خوندم وسوسه شده ام که منصرف شده و زمینی با ماشین شخصی سفر کنم

توصیه های جمشید عزیز: سلام به دوستان عزیزم. به نظر من اگه از ایران دلار ببرید بهتره و فقط چند صد لیر برای مخارج داخل خاک ترکیه همراه داشته باشید . الان در استانبول 155 لیر بابت هر صد دلار پرداخت میشه.
صد دلار در ایران 96800 تومان در میاد ، در صورتی که 155 لیر رو ضرب در 640 تومان نرخ تهران کنید میشه 99200 تومان ، پس دلار ببرید بهتره .

پیوندها:

قیمت بروز لیر ترک و بنزین در ترکیه در سایت doviz

+ محمد ; ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

خاطرات امید از سفر زمینی به ترکیه و سوریه - بخش دوم -سوم و چهارم

سفرنامه امید

خاطرات سفر زمینی به دمشق - سوریه - بخش دوم

ساعت حدود 6 عصر بود که در اپارتمان جدید مستقر شدیم و پس از کمی رفع خستگی برای گردش بیرون رفتیم.اپارتمان مزبور در منطقه تقریبا بالا شهر(مثل ونک تهران البته نه به ان خوبی و تمیزی و صرفا جهت مقایسه با تجریش و نیاوران)در خیابان بغداد و به فاصله 3 خیابان تا مرکز شهر واقع شده بود.به دلیل رانندگی خیلی بد و بوقهای ممتد و اعصاب خوردکن سوریها تصمیم گرفتم ماشین را جلو خانه پارک کنم و با تاکسی برویم.یک تاکسی گرفتیم و مقصد بازار حمیدیه(شام) را به او گفتم.در سوریه و مخصوصا در دمشق شما انواع ماشینها را به عنوان تاکسی میبینید ولی در بین انها پراید از همه بیشتر است.تاکسیها دارای تاکسیمتر میباشند ولی عموما برای توریستها روشن نمیکنند و کرایه را مسیری میگیرند.پس از 10 دقیقه به بازار حمیدیه و منطقه مرکزی شهر دمشق رسیدیم و 50 لیر(1000 تومان)کرایه دادیم.بازار حمیدیه و یا همان بازار شام مهمترین و شلوغترین مرکز خرید دمشق است و تقریبا تمام ایرانیها را برای خرید به اینجا میبرند به همین دلیل تقریبا تمام فروشندگان به فارسی صحبت میکنند و البته قیمتها را بسیار بالاتر از واقع میگویند.نکته دیگر اینکه قیمتها را به تومان میگویند و با توجه به اینکه اکثر توریستهای ایرانی زائر هستند و اطلاعات توریستی ندارند با خود پول ایرانی حمل میکنند و کمتر لیر سوری دارند به همین دلیل فروشندگان هم قیمت را به تومان گفته و البته بالاتر از نرخ تبدیل لیر هم حساب میکنند به همین دلیل در مواقع پرسیدن قیمت سعی میکردم تقریبا به عربی و به لیر قیمت بگیرم.در یک مغازه قیمت جنسی را از فروشنده پرسیدم و او گفت 7500 تومان کمی بعد یک سوری به عربی همان جنس را قیمت کرد ودر کمال ناباوری به او قیمت 300 لیر حدود 6300 تومان را گفت.لذا توصیه میکنم حتی المقدور از این مکانها جنس نخرید (البته اگر توانستید خانمها را راضی کنید که امری است محال)و در صورت نیاز سعی کنید به عربی صحبت کنید.به خودتان زحمت انگلیسی صحبت کردن را هم ندهید که بلد نیستند.

 یکی از زیباترین اثار مسجد اموی است.این مسجد دارای صحن بزرگی است که دورتادور ان بر روی دیوارها نقاشیهایی بر روی پارچه وجود  دارد.داخل شبستان اصلی مسجد نیز یکی منبر یزید و محل قرار گرفتن سر امام حسین و دیگری قبر یحیی پیامبر قراردارد

کمی دورتر از مسجد اموی و در سمت شمال شرق ان نیز مرقد حضرت رقیه واقع شده است که در سالهای اخیر توسط ایرانیان باز سازی و مرمت شده و نگهداری میشود.

در جنوب بازار شام بازار دیگری واقع شده که بیشتر محل فروش ادویه است.من از اینجا قهوه و نسکافه های خوبی خریدم.در امتداد این بازار و در پایان ان منطقه مسیحی نشین دمشق است که قسمتی از ان باب شرقی و بخش دیگر باب توما نام دارد. در این بخش هم کلیساهای زیبایی قرار دارد و البته ادمهایش هم زیباتر از بخشهای دیگر هستند.اینها در واقع دروازه های قدیمی دمشق هستند.

همچنین در محله اصلی ان نیز خانه هایی وجود دارد که به توریستها اجاره میدهند و من در سفر قبلی یک هفته در یکی از انها سکنی داشتم.این خانه ها معماری زیبایی دارد .

بازار شام از سوی دیگر در مقابل میدان اصلی دمشق با نام میدان مرجع یا مرجه قرار دارد.این میدان خیلی شبیه میدان توپخانه تهران است.در اطراف این میدان هتلهای زیادی وجود دارد که بعضی از انها محل کارهای بد است!!! و شبها وقتی از جلو انها رد میشوید افرادی هستند که شما را دعوت به بازدید از طبقه سوم میکنند و ....

این هم نمایی از بزرگراه مزه که محل استقرار برخی از سفارتخانه های خارجی از جمله ایران و کانادا(در کنار هم) میباشد و یکی از مناطق خوب دمشق است.امتداد این بزرگراه به اتوبان دمشق بیروت ختم میشود و منطقه ییلاقی که یکی از دوستان ذکر کرده بود در مسیر بیروت قرار دارد.

سفرنامه امید

 سفر زمینی به سوریه - بخش سوم

یکی دیگر از جاهای دیدنی دمشق دامنه های کوهستانی شمال دمشق است.از طریق جاده ای که در بخش شمالی شهر قرار دارد می توان به این منطقه دسترسی داشت.این منطقه به نام جبل قاسیون مشهور است و در مواقع غروب افتاب یا در شب برای دیدن مناسب است.

در جاده نیز کافه ها و نیز اتومبیلهایی وجود دارند که به شما نوشیدنی و مخصوصا قهوه ، کاپوچینو ، نسکافه و ... میفروشند و مکانهایی برای استراحت دارند.

پس از 3 شب اقامت در شهر شلوغ و پرسروصدای دمشق صبح 5شنبه 29 اسفند اپارتمان استیجاری را تخلیه کرده و به بنگاه معاملاتی جهت تحویل ان مراجعه کردم.مسئول بنگاه به عربی به من حالی کرد که باید بایت استفاده از اب و برق و ... مبلغ 300 لیر دیگر بپردازم.دیگر از کوره در رفتم با عصبانیت به او گفتم در موقع اجاره باید این مطلب را ذکر میکرده و اصلا گرفتن وجه اضافی در هیچ کجا مرسوم نیست و تهدید کردم که با پلیس و نیز سفارتخانه ایران تماس میگیرم(راستش را بخواهید هیچ فایده ای ندارد چون سفارتخانه ما از تنها کسی که پشتیبانی نمیکند ایرانی هاست)طرف هم با کمی سر و صدا و صحبت کردن به عربی نشان داد برایش فرقی نمیکند در هر صورت با پا درمیانی همکارش 150 لیر دادم و پاسپورت خود را پس گرفتم و دمشق را به مقصد لازقیه ترک کردم.

لازقیه یکی از شهرهای ساحلی و توریستی سوریه است که در فصل بهار و مخصوصا تابستان پذیرای توریستهایی از کشورهای اروپایی و نیز عربهای خوشگذران کشورهای کویت و عربستان است.

برای رفتن به لازقیه ابتدا به سمت شهر حمص حرکت کردیم.شهر حمص شهر صنعتی ولی به نسبت تمیزتر از دمشق است. فاصله حما تا حمص 50 کیلومتر و حمص تا دمشق 200 کیلومتر است

سفرنامه امید

 سفر زمینی به سوریه - بخش چهارم

پس از شهر حمص راه خود را به سمت غرب و به سوی شهر ساحلی طرطوس ادامه دادیم.در ادامه مسیر جاده سرسبز  و خیلی شبیه جاده های بین شهری شمال است.فاصله شهر حمص تا طرطوس 100 کیلومتر است که در نقطه ای از آن از کنار مرز لبنان میگذرد و دهکده های مرزی لبنان کاملا مشهود است.

شهر طرطوس یک شهر ساحلی و بندری میباشد که در امتداد یک بلوار ساحلی در کنار دریای مدیترانه قرار دارد.

پس از صرف نهار در یک رستوران در شهر طرطوس به سمت بزرگترین شهر بندری سوریه یعنی لاذقیه به راه افتادیم.فاصله طرطوس تا لاذقیه 100 کیلومتر است که به صورت اتوبان میباشد.

بعد از ظهر روز 29 اسفند به شهر لاذقیه رسیدیم.من در لاذقیه یک دوست داشتم که برایم یک سوئیت در کنار خانه خودش اجاره کرده بود و ما در آنجا مستقر شدیم.شهر لاذقیه متشکل از دو دسته مسلمانان و مسیحیان است و به نسبت تمیزتر و زیباتر از شهر دمشق است و مردمانش نیز با فرهنگ تر میباشند.ضمنا این شهر زادگاه خانواده اسد است.

در نزدیکی لاذقیه منطقه توریستی آن به نام شاطی(ساحل) الرزق قرار دارد که 2 هتل 5 ستاره(البته نه مانند 5 ستاره های ترکیه) قرار دارد و تعداد زیادی نیز ویلا و پلاژ در این منطقه وجود دارد.

ما سه روز در لاذقیه بودیم .من خاطرات بسیار خوبی از لاذقیه در سفر قبلی داشتم ولی حیف که در این سفر در بدو ورود مامورین سوری چهره ای زشت از این کشور در خاطر من مجسم کردند.

در لاذقیه نزدیک به 50 نفر ایرانی که عمدتا دانشجویان دوره تخصص پزشکی میباشند با خانواده زندگی میکنند.ما سال تحویل را در کنار دوستمان بودیم و سپس شب در یک مهمانی به مناسبت سال نو که ایرانیان تشکیل داده بودند در یک سالن پذیرایی (مانند سالنهایی که ما فقط برای عقد و عروسی استفاده میکنیم) شرکت کردیم که خوانندگانی از سوریه و عراق مجلس را گرم میکردند.

عصر روز دوم فروردین به اصرار خودمان و با مخالفت دوستم لاذقیه را به سمت مرز کسب ترکیه ترک کردیم.مسیر لاذقیه تا مرز کسب 80 کیلومتر و تماما جنگلی و کوهستانی و دارای مناظر بسیار زیبایی میباشد.در اطراف جاده باغهای پرتقال و لیمو قرار دارد و گاهی از یک روستا با منظره کوه و دریا در پشت سر رد میشوید.حیف که وقت نداشتم و میخواستم هرچه سریعتر خود را به مرز ترکیه برسانم و اگرنه این مسیر را یک روز طی میکردم.در لاذقیه نیز باک بنزین خود را با بنزین 800 تومانی پر کردم تا مدتی نیاز به بنزین 1800 تومانی ترک پیدا نکنم.

در ادامه مسیر از کنار یک سد و نیز دریاچه 16 تشرین(یه چیزی مثل 22 بهمن خودمان) در پشت آن عبور کردیم

در این منطقه نیز تعدادی ویلاها و مراکز توریستی قرارداشت

تقریبا ساعت 7 عصر بود که به شهر کسب واقع در مرز سوریه با ترکیه رسیدیم.من قصد داشتم که در اینجا نیز مجددا باک خود را پرکنم که متاسفانه تنها پمپبنزین این شهر کوهستانی تعطیل بود.

بالاخره پس از 8 روز موقع ترک سوریه فرارسید .دوباره مرز سوریه و گمرک و ماموران مرزی و خاطرات بد من زنده شد.ترسی وجودم را فرا گرفته بود. در مرز السلامه که وارد سوریه شدم هرچند برخورد ماموران سوریه زشت و زننده بود ولی حداقل چند هموطن در آنجا بودند که در صورت بروز مشکل میتوانستیم به هم کمک کنیم ولی اینجا هیچ کس نبود.تنها فردی که قصد خروج را داشت یک توریست المانی با دوچرخه و یک خانواده ترک بودند.نمیدانشتم ماموران سوری اینجا با من چه میکنند.هوا هم در حال تاریک شدن بود.به خودم میگفتم ای کاش حرف دوستم را گوش کرده بودم و در لاذقیه مانده بودم و روز بعد حرکت میکردم.

سفرنامه امید

عبور از مرز السلامه سوریه و ورود به خاک ترکیه

پس از ورود به محوطه گمرک سوریه ماشین را در گوشه ای پارک کرده و به اتفاق همسر و فرزندم وارد دفتر اداره هجره شدیم.با کمال تعجب دیدم مجددا موقع شام خوردن ماموران است و دوباره خاطره برخورد در بدو ورود برایم تداعی شد.با تردید پاسپورتم را به افسر مربوطه ارائه کردم . با کمال ناباوری او از من عذرخواهی کرد و گفت در حال شام خوردن هستند و به همسر و فرزندم اشاره کرد شما نیازی نیست اینجا باشید و به سوار ماشین شوید.فکر کردم دارم خواب میبینم.ضمنا تا پاسپورت مرا دید چنان تعجب کرد که فکر کردم یک موجود فضایی دیده و با تعجب پرسید ایرانی با ماشین اینجا آمده و حتی از روی تعجب از دفتر بیرون امد تا ماشین را هم ببیند و بیشتر مطمئن شود.آیا اینها همان ماموران سوری هستند.خلاصه پس از یک ربع شام خوردنشان تمام شد و افسر مربوطه برگشت و مجددا از من عذر خواهی کرد و کارهای مربوط به ثبت خروج مرا شروع کرد .در حین کار 3 تا گز اصفهان هم به او دادم که خیلی دوست داشت و تشکر کرد و به دوستانش هم داد.پس از این مرحله نوبت به ثبت خروج ماشین رسید که مامور مربوطه نیز با برخوردی خوب کار را انجام داد و من در کمال ناباوری خاک سوریه را ترک کرده و وارد ترکیه شدم.در بدو ورود مامور ترک مدارک ماشین و بیمه و پاسپورت را مطالبه کرد و بعد هم ماشین خیلی سریع و بدون مشکلی تفتیش کرد و مشخصات مرا ثبت و در کامپیوتر وارد کرد و مرا به بخش مهاجرتی برای ثبت ورود به ترکیه راهنمایی کرد.در آنجا نیز ظرف چند دقیقه کار انجام شد و ما رسما وارد خاک ترکیه شدیم و به طرف در خروجی حرکت کردیم. در گیت خروجی مامور ترک پس از بازدید مدارک و کنترل با کامپیوتر تلفن را برداشت و چیزهایی به ترکی پشت تلفن گفت که من طبق معمول نفهمیدم.سپس با اشاره به من فهماند که به همان بازرسی اولی برگردم.به آنجا مراجعت نمودم و مدارکم را به مامور تفتیش کننده ماشین دادم.او با انگلیسی دست و پا شکسته و بیشتر ترکی به من فهماند که شماره ماشین را اشتباه در کامپیوتر ثبت کرده و ماشین حق خروج ندارد و سپس گفت مشکلی نیست و الان انرا اصلاح میکند ولی وقتی رفت سر کامپیوتر ، برنامه به او اجازه تغییر شماره نمیداد .ظاهرا برای اولین بار بود که چنین اتفاقی میافتاد و من بر بدشانسی خود لعنت میفرستادم.

خلاصه با تلفن از مسئول خود پرسید و او گفت به دلیل محدودیتهای کد کاربری او نمیتواند این کار بکند و به من گفت کمی صبر کنم تا مدیرش بیاید. در این مدت هم از من دعوت کرد در دفترشان با او باشم.در ان موقع در ترکیه زمان تبلیغات انتخابات شوراها بود و تلویزیون خبرهای مربوطه را پخش میکرد و او هم به زعم خودش آنها را برای من ترجمه میکرد.خلاصه پس از 20دقیقه مدیرش آمد و مشکل را حل و بسیار از من عذرخواهی کردند و مرا به سمت گیت خروج راهنمایی و در آنجا نیز مامور مربوطه با احترام در را برای خروج من باز کرد و پا به خاک ترکیه گذاشتم.برخورد ماموران سوری و ترکی در این مرز خیلی با من خوب بود البته نقش گزهای اصفهان را هم دراین زمینه نمیتوان انکار کرد که خیلی برایشان تازگی داشت.

اولین شهر پس از مرز٬ انتاکیه درفاصله 50 کیلومتری است.ساعت به وقت محلی 8:30 شب بود که به طرف انتاکیه راه افتادم.جاده تماما کوهستانی و جنگلی و در برخی جاها تقریبا خراب بود و تاریکی مطلق همه جا را فراگرفته بود و گاه چراغهای چند خانه روستایی نمایان میشد.در جاده من تنها بودم . پس از حدود 1 ساعت به انتاکیه رسیدم و مستقیما سراغ چند هتل رفتم و یک مهمانپذیر را انتخاب کردم.اتاق 3 تخته شبی 40 لیر بدون صبحانه و نسبتا تمیز و قابل قبول.

پس از اسکان برای خوردن شام مختصر(کباب مرغ) بیرون رفتیم و پس از یک ساعت برگشته و خوابیدیم.صبح پس از بیدار شدن شاهد منظره بسیار زیبای طبیعت اطراف بودم. شهری تقریبا در دامنه کوه و با نمایی سرسبز در اطراف و هوایی تقریبا بارانی.پس از ترک هتل و صرف صبحانه تصمیم گرفتیم قبل از ترک گشتی در شهر بزنیم.انتاکیه به دلیل نزدیکی به مرز سوریه محل تردد مردم سوریه برای بردن جنس به سوریه هم هست و مردم به عربی هم صحبت میکنند و بازارهای خوبی داشت که اجناس آن قیمتهای نسبتا خوب و مناسبی داشتند که ما مجبور به گشتن در آنها و خرید کردن شدیم.

بعد از خرج کردن پولها و خرید مقداری لباس به سمت شهر زیبای اسکندرون راه افتادیم

نویسنده خاطره: امید    پست الکترونیک امید

+ محمد ; ۸:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سفرنامه امید از سفر زمینی به ترکیه و سوریه - بخش اول

سفرنامه امید

 از سفر زمینی به ترکیه و سوریه - بخش اول

قسمت اول

من صبح روز 24 اسفند به بازرگان رسیدم
قبل از هرچیز در خوص بیمه مطلبی را بیان کنم
همانطور که شما به تفصیل قبلا توضیح داده اید برای داخل شدن به خاک ترکیه باید اتومبیل را بیمه ترک کرد در بدو ورود و در گمرک ترکیه این کار انجام میگیرد
ولی در بلوار اصلی بازرگان قبل از پایانه یک دفتر خدماتی وجود دارد که نمایندگی بیمه
ak bank ترکیه است و من ماشین خودم را با مبلغ 20000 تومان که ارزانتر از بیمه موجود در گمرک است ولی سقف پوشش بیشتری دارد بیمه کردم و 3 ماه هم اعتبار دارد فکر کنم بهتر باشد.در هر صورت پس از انجام مراحل اداری و گمرکی و بدون مشکلی ساعت 11 صبح به وقت محلی ترکیه گمرک را به مقصد وان ترک کردم
در حالیکه باران نم نم در حال باریدن بود.
در گمرک ترکیه برخورد ماموران بسیار خوب بود و افرادی هم وجود دارند که به اصطلاح کار راه انداز هستند و به فارسی بسیار دست و پا شکسته صحبت میکنند و در بدو ورود به گمرک جلو میایند و مدارک شما را میگیرند و کارهای اداری آن را انجام میدهند و در اخر هم حدود 10 لیر ترک میگیرند
افراد مطمئنی هستند ولی با اینحال همه جا دنبال انها باشیدو اگر میگویند شما بایستید تا من بروم و بیایم گوش نکنید و خودتان را به زبان نفهمی بزنید و دنبالشان بروید

در ابتدای راه حد سرعت در جاده های ترکیه نشان داده شده است که در جاده های معمولی 90 در اتوبان 110 و در مناطق شهری 50 کیلومتر در ساعت است.جریمه سرعت بالا هم در حدود 200 لیر ترکیه است.البته من خیلی مراعات میکردم ولی در برخی جاهابا درنظر گرفتن شرایط تا حدود 150 کیلومتر هم رفتم ولی خیلی باید حواستان جمع باشد
پس از طی 40 کیلومتر به دوبایزید میرسید و کمی بعد از آن بر سر یک 3راهی به سمت وان تغییر مسیر میدهید.

 سفرنامه امید از سفر زمینی به ترکیه و سوریه

قسمت دوم

با توجه به اینکه محمد عزیز در خصوص مسیر ترکیه در پستهای قبلی به خوبی و کاملی توضیح داده اند من خیلی سریع از این قسمتها رد میشوم.
پس از تغییر مسیر به سمت وان به جاده ای کوهستانی رسیدیم که بارش برف شدید و کولاک در ان شروع شده بود و حتی ماشینهای محلی در کناری توقف کرده بودند ولی ما ادامه مسیر دادیم و با اینکه میدان دید به 4-5 متر رسیده بود به سختی از این قسمت که در حدود 20 کیلومتر میشد گذشتیم وسپس به شهر کوچک چالدیران و پس از ان به مرادیه رسیدیم.قبل از مرادیه ابشار قشنگی وجود دارد که محمد جان در سفرنامه خود به ان اشاره کرده بود ولی به دلیل بارش شدید باران موفق به دیدن ان نشدیم و به سمت وان ادامه مسیر دادیم.بعد از مرادیه به جاده ساحلی دریاچه وان رسیدیم و در حدود ساعت 2 بعد از ظهر به وقت محلی به اسکله وان رسیدیم.
پس از کمی استراحت به سمت شهر ادرمیت حرکت کرده و جایتان خالی یک کباب خوشمزه در انجا خوردیم و به سمت تاتوان و سپس بتلیس راه افتادیم ساعت حدود 6 بعد ازظهر به بتلیس رسیدیم که شهری در بین دره است و از انجا به سمت دیاربکر حرکت کردیم.
من قبل از سفر مسیر راه را با استفاده از نقشه های کاغذی و نقشه های گوگل بررسی کرده و کلیه فواصل و مدت زمان طی انها را استخراج کرده و یک برنامه ریزی دقیق انجام داده بودم ولی متاسفانه به دلیل خرابی در برخی از جاده های ترکیه و پایین بودن کیفیت اسفالت و حتی خاکی بودن برخی از انها برنامه سفر به هم میخورد و طی برخی مسیرها با کندی انجام میگرفت و از ان جمله همین مسیر بتلیس به دیاربکر بود که بخشهای از ان به دلیل جاده سازی ، ریزش کوه و بارش شدید باران خراب بود و با سرعت 20-30 کیلومتر پیش میرفتیم تا اینکه ساعت 9 شب به دیاربکر رسیدیم و در یک هتل 3 ستاره در مرکز شهر مستقر شدیم و سپس برای صرف شام و گردش بیرون رفتیم و تازه متوجه شدیم در ترکیه مغازه ها شبها حدود ساعت 7-8 میبندند و تنها رستورانها و بارها باز هستند خلاصه پس از صرف شام کمی پیاده روی کردیم و جایتان خالی توت فرنگی نوبر خیلی درشتی به قیمت هر کیلو 1500 تومان!!! خوردیم و رفتیم خوابیدیم

سفرنامه امید از سفر زمینی به ترکیه و سوریه

قسمت سوم

صبح روز بعد از دیاربکر به سمت شانلی اورفا حرکت کردیم . دیاربکر جاهای دیدنی از جمله یک قلعه دارد.پس از دیاربکر هم کیفیت جاده خیلی بهتر میشود و هم مسیر سرسبز میشود و از حالت بیابانی در میاید.
حدود ساعت 11 به شانلی اورفا رسیدیم و به سوی محل مقدسی که فکر کنم محل دفن حضرت ابراهیم است رفتیم .محل قشنگی با یک پارک سرسبز و حوضچه ماهی است.در بالای تپه ان هم خرابه های قلعه ای است که از طریق یک تونل دیدنی از داخل سنگهای تراشیده شده به پائین متصل است.
پس از خوردن ناهار در حالیکه باران شدیدی میبارید به سوی قاضی انتب حرکت کردیم.در مسیر از سرچشمه فرات گذشتیم.در میانه راه بنزین ایرانی ته کشید من با یک باک پر حدود 50 لیتر 850 کیلومتر رفتم و با توجه به محاسباتی که کرده بودم برای رسیدن به مرز سوریه به 15 لیتر بنزین نیاز داشتم که لیتری 3 لیر ترک حدود 1800 تومان بود.پس از رسیدن به قاضی انتب بدون وارد شدن به شهر مستقیما به سوی شهر کلیس واقع در مرز ترکیه و سوریه و 60 کیلومتری قاضی انتب حرکت کردیم و ساعت حدود 5 عصر به کلیس و سپس گمرک ترکیه رسیدیم در سمت ترک خیلی سریع تشریفات انجام شد و ظرف 20 دقیقه خروج را گرفتیم و وارد خاک سوریه شدیم.

در بدو ورود تابلویی به زبان فارسی ورود شما را به خاک سوریه خوش امد میگوید که با دیدن ان خوشحال شده و احساس غرور نمودم زهی خیال باطل!!!

ترکیه با سوریه حدود 4-5 نقطه مرزی قابل تردد دارد که تمامی ماشینهای ایرانی از این مرز که سلامه نام دارد به خاک سوریه وارد میشود و به همین دلیل ماموران سوریه تقریبا دست و پا شکسته فارسی میفهمند ولی از طرف دیگر محلی شده برای باجگیری انها.شما در هر زمان که به این مرز برسید حداقل یک ماشین ایرانی در حال ورود یا خروج است.من 12 سال پیش از همین مرز وارد سوریه شده بودم و در ان زمان نیز ماموران سوری به عناوین مختلف باج میگرفتند یا به بارهای مسافرین ناخنک میزدند.
پس از ورود به محوطه گمرک ابتدا ورود خود را در اداره هجره ثبت نمودیم و مهر ورود در پاسپورت خورد.ویزاهای توریستی سوریه 14 روزه است.پس از ان برای ثبت ورود ماشین به کیوسکی که روی ان تابلو دخول داشت و داخل ان 3-4 نفر مامور سوری با لباسهای نظامی و بیشتر شبیه سربازان عراقی که در فیلمها میبینیم وجود داشتند مراجعه نمودم که در حال خوردن شام بودند و با نشان دادن مدارک به انها حالی کردم که مهر ورود میخواهم که با برخورد بسیار بد انها روبرو شده و به عربی گفتند که در حال خوردن شام هستیم.در همین حال خروج 4-5 نفر توریست اروپایی که دختر و پسر بودن توجه انها را جلب کرد و اصلا شام خوردن را فراموش کردند و انها را به داخل کیوسک دعوت کرده و با انها عکس گرفته و خوش و بش کردند البته بیشتر با دخترها و این درحالی بود که من با خانواده و در هوای سرد منتظر تمام شدن شام انها بودیم.پس از خوردن شام که حدود 1 ساعت طول کشید به من گفتند باید اول به کیوسک بغلی مراجعه کنم !!!!! به انها مراجعه کردم جوانی بود که برخوردش بهتر بود و پس از دیدن مدارک مرا جهت صدور دستور به اتاق رئیس جماراک(گمرک) معرفی کرد پس از مراجعه به اتاق وی اولین چیزی که جلب توجه کرد تمثال بزرگی از پدر و پسر(اسدین) بود ولی دریغ از رئیس٬ 10 دقیقه منتظر شدم تا مستخدم او در حال خلال کردن دندانهایش پیدا شد و گفت رئیس رفته شام٬ نیم ساعتی منتظر شدم تا ایشان امدند و مجوز ورود را امضا کردند.

سفرنامه امید از سفر زمینی به ترکیه و سوریه

قسمت چهارم

سپس به بانک رفتم تا عوارض ورود را بپردازم قبلا با تحقیق روی اینترنت دیده بودم که سوریه مبلغ 40 دلار بابت عوارض ورود به کشور و 30 دلار بابت بیمه جمعا 70 دلار دریافت میکند ولی مسئول بانک مبلغ 135 دلار درخواست کرد و هرچه من به زبان انگلیسی به او 70 دلار اینترنت را توضیح دادم او به عربی چیزهای را شلغور پلغور کرد که نمیفهمیدم در نهایت نرخ تبدیل دلار به لیر سوری را پرسیدم که گفت 47.5 است نهایتا با ناراحتی 135 دلار به او دادم و او فیشهای مربوطه را به من داد در مقابل چشمان بهت زده من به فارسی دست و پا شکسته گفت 50 لیر (معادل 1000تومان)پول خرد ندارد به من پس بدهد.پس از ان به دفتر بیمه رفتم و فیشهای بیمه را به او پسر جوان و خوش برخوردی که مسئول انجا بود دادم او کمی انگلیسی بلد بود و به من فهماند مهندس کامپیوتر است و درباره ملیت و شغل من پرسید و وقتی فهمید با هم همکار هستیم خیلی خوشحال شد و مرا به چایی دعوت کرد در نهایت مدارک بانک و بیمه را به محل اولی بردم و پس از ثبت ورود در دفتری مرا جهت بازرسی به همان کیوسک دخول فرستادند.درانجا 2 نفر از همان افراد بداخلاق اولی بودند و پس گرفتن مدارک من شروع به ثبت در دفتری نمودند که فرد سومی وارد کیوسک شد و پاسپورت مرا گرفت و گفت ایرانی احمدی نژاد و مشتهایش را به معنی دوستی نشان داد و به من گفت 10 دلار بابت ثبت دفتر بدهم من هم دادم و فکر کردم هزینه ثبت دفتری است سپس روبه نفر دیگر کرد و گفت 10 دلار هم به او بدهم او مسئول تفتیش ماشین است باز هم دادم در نهایت گفت خوب من چی ؟10 دلار هم به من بده اینجا بود که تازه فهمیدم دارند باج میگیرند و خیلی ناراحت شدم ولی دادم نکته قابل توجه اینکه تقریبا بخش عمده ای از درامد سوریه از محل توریستهای ایرانی و نفت مجانی ما است ولی ماموران ان اینگونه با ما برخورد میکنند و اینجا بود که از سفرم به این کشور عقب افتاده احساس پشیمانی کردم.

پس از گرفتن پول دوبار عنوان کرد که ما با هم اخی (برادر)هستیم و دیگر نیازی به تفتیش نیست و به زور مرا دعوت به چایی کرد و به اجبار خوردم بدترین چای عمرم بود احساس بسیار بدی داشتم برخوردشان با جوانهای اروپایی و برخوردشان را با خودم مقایسه کردم !!!
به هرحال پس از حدود 2.5 ساعت علافی اجازه ورود را گرفتم و از گمرک سوریه خارج شدم پس از گمرک شهر کوچک اعزاز قرار دارد وپس از ان شهر حلب دومین شهر بزرگ سوریه در فاصله 60 کیلومتری مرز قرار دارد پس از رسیدن به حلب بنزین ترکی ته کشید و بنزین سوریه به مبلغ هر لیتر 40 لیر 840 تومان زدم و به سمت مرکز شهر برای گرفتن هتل حرکت کردم.بلافاصله تغییر را حس میکنید چهره شهر ، برخوردها،نحوه رانندگی افتضاح سوریها،پمپ بنزین و همه چیز به شما میگوید به یک کشور واقعا جهان سومی وارد شده اید.

سفرنامه امید از سفر زمینی به ترکیه و سوریه

قسمت پنجم

در ابتدا عرض کنم من حدود 12 سال پیش نیز سفری به سوریه داشتم ولی جالب اینکه در این 12 سال هیچ فرقی نکرده بود فقط ماشینهای آنها نو شده بود و چند تا پل و روگذر جدید در دمشق زده بودند.
و اما ادامه مطالب
پس از رسیدن به حلب به سمت مرکز شهر حرکت کرده تا در هتل مسقر شویم.
در منطقه مرکزی شهر ماشین را در جایی پارک کرده و به چند هتل مراجعه کردم.نکته ای که باید در مورد هتلهای سوریه بگویم این است که ستاره های آنها با دنیای واقعی خیلی تفاوت دارد.به طور مثال امکانات و خدمات هتل 4 ستاره به زحمت به حد هتلهای 3 ستاره می رسد ولی قیمتهایشان حتی بعضا بالاتر از هتلهای 4 ستاره دیگر کشورها میباشد.از چند هتل 3 ستاره دیدن کردم.اتاق 2 تخته بودن صبحانه ، پارکینگ و تقریبا نامرتب را شبی 1800 تا 2000 لیر یعنی 36000 تا 40000 تومان میگفتند.تازه به دلیل ممنوعیت پارک در جلو هتل میبایست ماشین را در چند خیابان آنطرف تر پارک میکردم که برایم قابل قبول نبود.دم یکی از هتلها یک راننده تاکسی جلو آمد و به عربی گفت که یک آپارتمان یک خوابه در همان نزدیکی با امکانات دارد به قیمت 1500 لیر به اتفاق رفتیم و بازدید کردیم بد نبود بالاخره پس از چانه زدن به قیمت 1200 لیر گرفتیم و مستقر شدیم.صبح زود پس از صرف صبحانه به قصد دیدن قلعه حلب حرکت کردیم که تقریبا در مرکز شهر قرار دارد.

قلعه ای ایست که در قرون اولیه پس از میلاد ساخته شده و در روی یک تپه قرار دارد و اطراف آن یک خندق بزرگ است.داخل آن نیز ساختمانهایی از سنگ و خشت است که در میان آنها دروازه سنگی بزرگ و تاتر و نیز حمام آن دیدنی است.حلب همانطور که گفتم دمین شهر بزرگ سوریه است و اکثر مناطق آن دارای بافتی قدیمی و کلا شهری کثیف و خیلی به هم زیخته است که رانندگی بد مردمش نیز جلوه بدی از ان ارائه میکند.به قول یکی از مسافران سوریه انگار تاریخ در سوریه متوقف شده است.اکثر بناها و ساختمانها مربوط به 40-50 سال قبل است.پس بازدید از قلعه برای تبدیل دلار دنبال بانک گشتم.در سفر قبلی به سوریه متوجه شدم که در سوریه بانک به معنای دیگر کشورها وجود ندارد و مثلا در دمشق کلا 2-3 بانک وجود داشت و صرافی هم نبود.ولی اینبار تعداد بانکها زیاد شده بود ولی نه مثل ایران زیاد بود و نه تابلو مشخصی داشتند.خلاصه کلی گشتم تا یک بانک به نام باتک تجاری سوریه پیدا کردم و دلار را به لیر تبدیل کردم و به سمت دمشق حرکت کردیم.
مسیر حلب تا دمشق به مسافت 400 کیلومتر اتوبان است .در مسیر پس از 150 کیلومتر به شهر حما رسیدیم این شهر کوچکتر ولی تمیزتر و زیباتر از حلب بود و چرخهای ابی ان برروی رودخانه شهر از نقاط دیدنی ان است.پس از دیدن از این چرخها و صرف ناهار به راه افتادیم و در فاصله 50 کیلومتری به شهر حمص که شهر صنعتی سوریه است رسیدیم به دلیل کمبود وقت وارد شهر نشده و از کمربندی به سمت دمشق رفتیم.از حمص تا دمشق هم 200 کیلومتر است.مسیر حلب تا حمص سرسبز است ولی از حمص به سمت دمشق کم کم بیابانی و مانند بیشتر جاده های خودمان میشود که مسیری خسته کننده است.

حدود ساعت 5 بعدازظهر به دمشق پایتخت سوریه و یکی از مهمترین شهرهای دنیای اسلام در صده های قبلی رسیدیم و به دنبال هتل برای استقرار گشتم.دوباره همان داستان حلب تکرار شد.هتلها اکثر به دلیل نزدیکی به نوروز توسط کاروانهای ایرانی رزرو شده بود و کمتر هتل خالی پیدا میشد آنهایی هم که خالی بود یا خانوادگی نبود و یا از نظر بهداشت و امکانات مناسب نبود.
دوباره شخصی مراجعه کرد مرا به یک اژانس معاملات املاک برد و اپارتمان 2خوابه ای
را معرفی کرد به قیمت 7000 لیر برای 3 شب که پس از چانه زدن به قیمت 5000 لیر گرفتم و مستقر شدیم.

انشاالله بقیه مطالب را در فرصتی دیگر مینویسم

نویسنده خاطره: امید    پست الکترونیک امید

ادامه خاطرات امید: بخش اول - بخش دوم - بخش سوم - بخش چهارم

توضیحات قابل توجه یک رهگذر عزیز در مورد برخورد سوریها: سلام ببخشید از اینکه می خواهم مغایر با نظر شما بگم. ما تقزیبا حدود 7 بار به سوریه رفتیم و خاطرات شیرین و برخورد خوب سوری ها باعث شده که در انتظار سفر دوباره به انجا باشیم .نباید کم لطفی کرد .مهمان نوازی و خوش امد گویی های انها هرگز یادمان نمیرود.اگر میخواهید بنویسید تا دیگران بدانند پس کامل بنویسید..همه جا همه چیز دارد وخوب و بد و زشت و زیبا با هم است. درشتی و نرمی به هم در به است چو رگزن که جراح و مرهم نه است اخرین بار که ما به سوریه رفتیم دوسال پیش بود.

پی نوشت محمد - عاشق سفر: سلام رهگذر عزیز٬ نظر شما کاملا برایمان محترم است و خیلی خوشحالم که خاطرات شیرینی از سفرهای قبلیتان به سوریه دارید شاید از دو سال پیش تاکنون رویه مامورین مرزی سوری عوض شده باشد. با این همه لطفی که دولت ایران به سوریه دارد لب مرز سوریها باید ایرانیها را روی سرشان بگذارند که متاسفانه خاطرات دوستانمان کاملا با این موضوع مغایر است خیلی مایلم که خاطرات شیرین سفرتان و برخوردهای خوب سوریها را برایم بفرستید تا در وبلاگ قرار دهم تا درشتی و نرمی در کنار هم بیاید.

+ محمد ; ۸:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سفر نوروزی سال 88 به ترکیه - بخش هشتم

 

انتهای سفر

مسافرت دو هفته ای ما در حال اتمام بود بنابر این بطرف شهر کمر راه افتادیم تا این شهر را هم ببینیم شهری کوچک٬ زیبا و گران قیمت. برای چنج کردن دلارمان چند صرافی را گشتیم قیمت آنها مناسب نبود. هتل اورنج کانتی را هم رفتیم دیدیم قیمت اتاق دو نفره اش شبی ۱۸۰ یورو (یورو صحیح است). رفتم اتاقش را دیدم کارکنان هتل اکثرا خانمهایی بودند که لباسهای محلی هلندی پوشیده بودند. هتل با وجود قیمت گرانش٬ چنگی به دل نمیزد و از چیزی که تصور میکردم پائینتر بود. حیاط هتل مثل یک کوچه پهن بود که در دو طرفش ساختمانهایی رنگارنگ٬ شبیه یکی از خیابانهای اروپایی ساخته شده بود.

   به هر حال هتل را نپسندیدیم. و به طرف آنتالیا برگشتیم. گردشی مجدد در شهر آنتالیا و بعد بطرف قونیه راه افتادیم.

برنامه ریزی مسیر بازگشت

دوست نداشتم سفرمان به این زودی تمام شود و از کنار دریای مدیترانه دور شویم با یک حساب سر انگشتی جایی برای یک شب ماندن در سواحل شرق آنتالیا باز کردم. اگر صبح زود راه بیفتیم با گذشتن از قونیه ٬ آکسارای و نوشهیر ٬ شب به قیصری میرسیدیم و فردا صبح با گذشتن از سیواس٬ ارزنجان ٬ ارزروم ٬ و دغوبایزید شب به مرز میرسیدیم و ساعت ۹ از مرز میگذشتیم و در یک هتل شهر بازرگان یا ماکو اقامت میکردیم و ...

بنابر این باید یک شب را باید در حوالی شهر ماناوگیت اقامت میکردیم علت انتخاب این شهر هم بخاطر نزدیکی اش به جاده قونیه بود. برای انتخاب هتل٬ در بزرگراه آنتالیا به آلانیا٬ به مرکز توریستی قیزیل اقاچ رفتیم که تقریبا روبروی جاده قونیه و بطرف دریا بود. چند هتل خوب و یک پارک آبی بنام علی بای در این قسمت قرار دارد.

به آلمان خوش آمدید

به اولین هتلی که در این مرکز توریستی سر زدیم هتل ایبرتول بود ظاهر هتل و محوطه بیرونیش ساده و شبیه هتلی سه ستاره بود از رسپشن هتل قیمت گرفتم اتاق دو تخته شبی ۱۲۰ لیر و عجیب آنکه هتل  ALLinclude بود. از اینکه گفتم میخواهم اتاق را ببینم تعجب کرد ولی پذیرفت و گفت چند دقیقه طول میکشد دوست داشتم از هتل دیگری هم قیمت بگیرم. گفتم میرویم و برمیگردیم.

در نزدیکی هتل ایبرتول٬ هتلی دیگر بنام هتل علی بای وجود داشت که ظاهر بهتری داشت. از تلفن نگهبانی با رسپشن هتل صحبت کردم با کمال تعجب متوجه شدم که مسئول مربوطه آلمانی صحبت میکند و اصلا انگلیسی بلد نیست و از من میپرسید آیا دوچلندی بلدم یا نه؟ بعد از کمی معطلی همان مسئول مربوطه طوری که انگار از روی یک کتاب انگلیسی میخواند گفت که قیمت یک اتاق دو نفره هر شب ۱۹۰ اویرو است. تشکر کردم و به هتل ایبرتول برگشتیم.

وقتی از از لابی هتل ایبرتول گذشتیم با دیدن محوطه هتل٬ شگفت زده شدم یک باغ بزرگ و سرسبز با درختان نخل ٬ شبیه دهکده ویلایی در مقابلمان قرار داشت. و از لابی هتل تا اتاقمان با ماشین الکتریکی (شبیه همانی که در فرودگاهها وجود دارند) ما را رساندند و راننده هم در مسیر رستوران ها و پارک آبی و ... هتل را به ما نشان داد در انتهای باغ هم دریا قرار داشت. این هتل ۵ ستاره بود نه سه ستاره.

بعد از تحویل گرفتن اتاق٬ فرصت شد تا بهتر به اطراف خود دقت کنیم. کلونی های دو طبقه با حدود ۱۰ الی ۱۵ اتاق بصورت پراکنده در داخل محوطه ای باغ مانند ساخته شده بود که با کوچه هایی باریک به خیابانی اصلی متصل میشد که از مقابل لابی تا دریا امتداد می یافت. نزدیک ساحل دریا٬ پارک آبی و رستوران و بار قرار داشت. چند فروشگاه و مغازه کوچک در یکی از خیابانها قرار داشت.

هتل دو رستوران داشت که یکی رستوران ایتالیایی که منوی سفارش داشت و دیگری رستوران اصلی که بوفه باز داشت. جالب آنجا بود که مهمانان هتل تقریبا همه آلمانی بودند و جالبتر آنکه تمامی پرسنل رسپشن و رستوران و فروشگاهها هم آلمانی دست و پا شکسته بلد بودند و به زبان آلمانی با ما هم صحبت میکردند (مثلا بجای گود نایت میگفتند گود ناخ). و وقتی جواب انگلیسی ما را میشنیدند خودشان را جمع و جور میکردند. تابلو ها را هم بزبان آلمانی و ترکی نوشته بودند. انگار اینجا خاک آلمان بود دختر کوچولوی ما با یک بچه همبازی شده بود پدر آلمانی بچه٬ وقتی دید ما فارسی حرف میزنیم ٬ تصور میکرد ما فرانسوی هستیم و از ما اینرا پرسید و بعد تند تند به انگلیسی درباره روابط بچه ها حرفهایی زد که خوب نفهمیدم چه میگوید.

حتی وقتی تلفنی از اتاق با رسپشن هتل تماس گرفتم مسئول هتل شروع کرد به آلمانی حرف زدن٬ و وقتی جواب مرا شنید یک نفر دیگر را صدا کرد که انگلیسی بلد بود. در واقع این قسمت از آنتالیا در قرق آلمانی ها بود.

برخورد کارکنان هتل٬ خیلی خوب و محترمانه بود موقع شام در مقابل درب رستوران اصلی هتل٬ یک خانم و یک آقا ایستاده بودند و در مقابلشان گیلاسهایی از نوشیدنیهای مختلف گذاشته بودند و بعد از خوش آمد٬ به میهمانان تعارف میکردند (تمام خوراکیها و نوشیدنی های هتل رایگان بود.)

 

شهر قونیه

بعد از توقفی لذت بخش در سواحل مدیترانه در آنتالیا٬ موقع برگشت به ایران٬ رسیده بود. فاصله شهر ماناوگیت تا قونیه ۳۴۰ کیلومتر است(فاصله آنتالیا تا قونیه ۴۱۰ کیلومتر میباشد) حدود ۱۰۰ کیلومتر ابتدای راه٬ جاده کوهستانی و برفگیر و بقیه راه تقریبا کفی و کیفیت جاده هم خوب بود. و از شهرهای٬ آکسکی و سیدی شهر هم عبور کردیم. در ابتدای شهر قونیه٬ تابلویی جمعیت شهر را ۹۸۱۰۰۰ نفر نشان میداد. در همه جای شهر٬ تابلوهایی٬ محل قرار گیری مقبره مولانا را نشان میداد.

 یا حضرت مولانا

بر روی سر در ورودی مقبره مولانا٬ نوشته شده بود "یا حضرت مولانا". در این سفر فهمیدم٬ مولوی شاعر پارسی گوی ایرانی٬ نه فقط در ایران و ترکیه٬ بلکه در سراسر جهان٬ عاشق و طرفدار دارد چون توریستهای اروپایی زیادی دسته دسته٬ با کمک تور لیدرهای خود با دقت و کنجکاوی٬ توضیحات اشعار و زندگینامه مولوی را گوش میدادند.

محوطه ای که آرامگاه مولوی در آن قرار دارد زیاد بزرگ نیست. و بیشتر شبیه یک مسجد قدیمی و تاریخی است. سنگ مزار مولانا و چندین مقبره دیگر که اکثرا نام چلبی دارند زیر گنبدی فیروزه ای رنگ٬ قرار گرفته.در دور و اطراف٬ سنگ مزارهای قدیمی زیادی به چشم میخورد ظاهرا دفن شدن در محوطه آرامگاه٬ افتخاری بوده که نصیب هر کسی نمیشده.

از همان ابتدای ورود به شهر قونیه٬ شوق و حس عجیبی داشتم حسی که هنگام دیدار عزیزی پس از سالهای طولانی به آدم دست میدهد. این همان مولوی عزیزمان است که دیوان غزلیات و مثنوی معنوی اش را بارها و بارها خوانده بودیم٬ راستی چرا غریب افتاده٬ چرا مثل سعدی و حافظ و فردوسی و ... در خاک ایرانمان آرام نگرفته است؟

برای ورود به محوطه آرامگاه و موزه مجاورش٬ در صف ایستادیم (حدود ۲۰ الی ۳۰ نفر در صف ایستاده بودند) بیشتر زوار بصورت گروهی وارد میشدند بلیط ورودی برای هر نفر ۲۰ لیر است. مردم بومی منطقه مثل امامزادگان٬ آداب زیارت را انجام میدهند روکشهای پلاستیکی برای کفشها و روسری های کوچک برای زنان در سبدهایی مقابل ساختمان اصلی حرم قرار گرفته عکسبرداری از داخل حرم ممنوع است. با وجود کشش زیاد برای عکاسی به قانون احترام میگذارم. داخل حرم چند قبر بزرگ که روی آنها را با روکش هایی قهو ای٬ شبیه نمد پوشانده اند وجود دارد و بر روی هر قبر هم٬ دستار یا کلاهی بزرگ قرار دارد که پارچه ای سبز دور لبه پایینی آنها پیچیده شده٬ قبر بزرگتر مربوط به مولانا است که در وسط واقع شده . با دیدن اسامی "چلبی" که بر روی سایر قبرهایی که در دو طرف قبر مولانا قرار گرفته بیاد شعر "وه چلبی ز دست تو ٬ وز لب و چشم مست تو" مولانا میافتم پس چلبی واقعیت داشته. کمی جلوتر حجره هایی وجود دارند که موزه شده اند دست نوشته هایی قدیمی مربوط به دیوان غزلیات و مثنوی و ... مولانا. شعرها بزبان پارسی هستند اما چند بیت هم بزبان ترکی بر روی در و دیوار نوشته شده اما تا حالا نشنیده بودم مولوی بزبان ترکی هم شعر گفته باشد.

"بشنو این نی چون حکایت میکند     از جدایی ها شکایت میکند"

بیت شعر مشهور مولانا در کتابی قدیمی در موزه قونیه٬ که کلمه "بشنو از"  به کلمه "بشنو این" تبدیل شده بود توجهم را جلب میکند. کدام صحیحتر است نمی دانم.

خیابانهای اطراف آرامگاه مولانا٬ پر از مغازه هایی است که تسبیح٬ مجسمه رقص سما خوانی ٬ پارچه٬ چرم و ... منقش شده به تصویر آرامگاه میفروشند. 

نهار را در جوار آرامگاه مولوی صرف کرده و پس از وداع با مولانا و قونیه٬ به طرف ایران راه میافتیم٬ طبق برنامه٬ ما فقط یک شب دیگر در ترکیه هستیم و فردا شب از مرز بازرگان وارد خاک ایران خواهیم شد. مسافت طولانی و خسته کننده ایست اما چاره ای نیست٬ بقول یکی از عاشقان سفر بدترین قسمت یک سفر٬ زمان بازگشت آن است. شهرهای آکسارای و نوشهیر را پشت سر میگذاریم و شب را در قیصری میمانیم در هتلی بنام پارک هتل٬ که ظاهرا سه ستاره ولی در عمل دو ستاره بیشتر نیست اما برای اقامتی شبانه تمیز و مناسب است. هزینه هتل٬ اتاق دو تخته٬ شبی ۸۰ لیر بود

حکایت بنزین

فردا صبح زود راه افتادیم از شهر قیصری٬ تا بازرگان٬ حدود ۹۵۰ کیلومتر فاصله است. دفعه آخر آنتالیا بنزین زدیم. و باید تا سیواس این بنزین ما را برساند. متاسفانه آمپر بنزین ماشینمان خراب شده بود از روی کیلومتر طی شده مجبور بودم مقدار بنزینمان را تخمین بزنم. اما ۲۰ کیلومتر مانده به سیواس ماشین بنزینش تمام شد و خاموش کرد٬ نزدیکترین پمپ بنزین ظاهرا ۵ کیلومتر جلوتر بود. تا حالا در این موقعیت قرار نگرفته بودم. شروع کردم به هول دادن ماشین تا به پمپ بنزین برسیم. اما سخت تر از چیزی بود که فکرش را میکردم. نفسمان را برید. یک ماشین سواری نگه داشت و پرسید بنزین تمام کرده اید؟ گفتیم آره. با وجود بنزین گران٬ مسلما انتظار نداشتیم کسی به ما بنزین بدهد. راه حل پیشنهادی آقای راننده٬ این بود که ما را تا پمپ بنزین بکسل کند. حاضر بودم برای این لطفش هزینه ای پرداخت کنم. اما او فقط ۱۰ لیر بابت تعمیر سیم بکسلش که پاره شده بود از ما گرفت٬ محبت این آقای سیواسی را هرگز فراموش نمیکنم. بجز اینجا در شهر آغری هم ۱۰ لیتر دیگر برای محکم کاری بنزین زدیم و ساعت ۱۰ شب از مرز قوربولک - بازرگان گذشتیم.

 قرار بود شب را در هتل شهریار بازرگان بمانیم اما ظاهرا هتل در دست تعمیر بود ٬ چون با بقیه هتل های بازرگان آشنایی نداشتم ترجیح دادم به مهمانسرای جهانگردی ماکو برویم شام را هم در یک سالن غذاخوری بزرگ در ابتدای شهر ماکو خوردیم که خیلی عالی بود قیمتش هم منایب بود و ظاهرا سالن طبقه بالای غذاخوری٬ مجلی عروسی بود حیف که اسم غذاخوری یادم نیست٬ دفعات بعد حتما دوباره خواهم رفت.

+ محمد ; ۸:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سفر نوروزی سال 88 به ترکیه - بخش هفتم

 

 جمعه بازار شهر آنتالیا

در مورد مراکز خرید در آنتالیا در این پست قبلا توضیح داده ام٬ اما هر موقع به آنتالیا می رویم برای خرید ارزان٬ دو محل را حتما سر میزنیم یکی خیابان گولوک و دیگری بازارهای محلی هفتگی (جمعه بازار). در این بازارها میتوان با فرهنگ مردم محلی آنتالیا و عادات غذایی و ... آنها بهتر آشنا شد.

چند نوع میوه در این بازار دیدم که جالب بود و بعضی از آنها را تاکنون ندیده بودم مثلا یک نوع گوجه فرنگی ریز که اول فکر کردم ذغال اخته است و نوعی دیگر گوجه فرنگی سیاه که از دور مثل آلو سیاه بود.

 

بطرف شهر کمر

یکی از بهترین جاذبه های آنتالیا برای من وجود هتل های ALLinclude پنج ستاره در اطراف این شهر است اگر هر سال دو ٬ سه تا از این نوع هتل ها را بتوان رفت حداقل تا ۳۰ الی ۴۰ سال طول میکشد. و در این سفر انتخاب اول ما٬ هتل کویین الیزابت Queen Elizabeth و انتخاب جایگزینش٬ هتل اورنج کانتی OrangeCounty بود. هتل کویین الیزابت در ۱۰  کیلومتری شهر کمر و در ۳۵ کیلومتری غرب آنتالیا واقع شده است و بدون رزرو قبلی٬ بطرف این هتل راه افتادیم در مسیر چند مرکز توریستی پر از هتل وجود دارد. که هتل مورد نظر ما در مرکز توریستی گوی نوک GOYNUK قرار داشت. 

 

هتل کویین الیزابت در ۱۰  کیلومتری شهر کمر

حدود ساعت ۱۱ صبح به هتل رسیدیم هتلی زیبا و با شکوه٬ شبیه یک کشتی بزرگ. طبق معمول هتلهای ALL include ورود به لابی و رسپشن باید با هماهنگی نگهبانی انجام شود تلفنی از نگهبانی با رسپشن صحبت کردم و از شنیدن قیمت هتل خشکم زد اما نه از گرانی٬ بلکه از ارزانی. قیمت هر شب اتاق دو نفره اش٬  ۱۵۰ لیر یا ۹۰ هزار تومان بود (ما هر لیر ترک را از صوفیان ۶۰۰ تومان خریده بودیم). لابی هتل خیلی زیبا بود و سه آسانسور شیشه ای مسافران را بالا و پایین میبرد.

معمولا هتل ها ساعت ۲ بعد از ظهر اتاق را تحویل میدهند اما اتاقمان را ساعت ۱۱.۳۰ صبح تحویل گرفتیم. دکوراسیون راهروها و سوئیتها شبیه کابین کشتی بود. سوئیتمان دو اتاق بزرگ تودرتو و خیلی بزرگ( جمعا حدود ۸۰ متر) بود که در هر اتاق دو تخت و جمعا در دو اتاق ۴ تخت وجود داشت تا حالا در هیچ هتلی٬ سوئیتی به این بزرگی و شیکی ندیده بودم.

سوئیتمان٬ یک بالکن بزرگ هم داشت که منظره زیبای هتل پرستیژ و کوه و جنگل پشت آن چشم را نوازش میداد. از هتل پرستیژ هم خیلی خوشم آمد برای سفرهای بعد شاید آمدیم.

هتل کوییت الیزابت با وجود تمام زیبایی و شکوهش چند عیب هم داشت. شهر بازی هتل تقریبا غیر فعال بود و بچه ها را شاکی کرده بود. محوطه هتل کمی باید وسیعتر در نظر گرفته میشد و برای قدم زدن یک باغ کم داشت٬ هتل مستقیما به دریا راه نداشت و با یک پل چوبی به دریا متصل میشد. از برخورد کارکنان هم مشخص بود که مدیریت هتل کمی میلنگد. 

داستان هتل کویین الیزابت

 در لابی هتل عکسی از یک زوج جوان بصورت غیر واضح٬ جلب توجه میکرد در زیر عکس هم٬ به سه زبان ترکی انگلیسی و آلمانی جملات کوتاهی را نوشته بود که کنجکاویم را تحریک کرد متن این جملات این بود

عکس نگاتیو زوج آرشیتکت هتل کوئین الیزابت در لابی هتل

" داستان کویین الیزابت

این پروژه حاصل عشق ابدی این دو آرشیتکت بنامهای هژیر و بیرگل است که در تاریخ ۴ آگوست ۲۰۰۷ تصمیم گرفتند با هم ازدواج کنند."

 

عکس پوزتیو زوج آرشیتکت هتل کوئین الیزابت در لابی هتل

 

از متن بالا بالاخره نفهمیدم این پروژه باعث آشنایی و ازدواج ایندو شده یا آشنایی این دو آرشیتکت٬  ایده ساخت هتل را بوجود آورده؟ اما در هر صورت کارشان خیلی قشنگ بوده برایشان آرزوی خوشبختی میکنیم

گفتگوی تمدنها

هتل کویین الیزابت به نسبت شلوغ بود و اینرا موقع نهار بهتر میشد فهمید چون هر دو سالن غذاخوری متصل به هم هتل٬ پر میشد.

مهمانان هتل بیشتر عرب بودند با یک خانم عرب بنام سارا که خود را ایزراییلی میخواند و ساکن شمال اسراییل بود٬ هم صحبت شدیم خودش و همسرش مهندس آرشیتکت بودند ظاهرا تعطیلات دو هفته ای مدارس در کشورشان بود . جالب بود که خود اعراب فلسطین٬ ملیت ایزراییلی خود را پذیرفته بودند اما ما اصرار داشتیم که شما فلسطینی هستید. از امنیت آنجا پرسیدیم. گفت که جنگ مربوط به جنوب اسرائیل و نوار غزه است. گفتم که ایرانیان فلسطینیان را خیلی دوست دارند با یک لبخند و علامت سر تائید کرد و گفت که میداند. اجباری بودن حجاب در ایران برایش عجیب بود. سارا خودش شلوار لی و بلوز آستین بلند و بدون روسری بود و فکر میکرد زنان در ایران همه چادر و نقاب دارند. وقتی ما گفتیم که نه حجاب در ایران اینقدر سخت گیرانه نیست و فقط روسری و مانتو کفایت میکند باز هم راضی نشد و اعتقاد داشت که حجاب باید دلخواه باشد به نظرش خاتمی از احمدی نژاد بهتر بوده است از بحث سیاسی خوشم نمی آید سعی کردم موضوع صحبت را عوض کنم پرسیدم چند تا بچه داری؟ گفت سه تا و از سختی نگهداریشان گله مند بود. با تور آمده بودند و قیمت تورشان خیلی عالی بود دو نفر بزرگ و سه بچه (یک تا ۱۲ ساله)٬ هوایی٬ همه بمدت ۴ شب ۴۰۰ دلار.

 تابستان ۱۳۸۵ اولین باری که هوایی به آنتالیا رفته بودیم در استخر هتل فالز٬ دو خانم٬ با دختر کوچولویمان که ۱.۵ سالش بود توپ بازی می کردند وقتی با آنها هم صحبت شدیم و فهمیدیم اسراییلی هستند انگار دچار برق گرفتگی شده باشیم تقریبا از آنها فرار کردیم حس میکردیم موقع بازگشت در ایران بازداشت خواهیم شد. الان از این کار خنده ام میگیرد.

چند برنامه نمایشی طنزی هم در شب اجرا شد که مخصوصا پانتومیم "ملیت های مختلف چطور به دستشویی میروند" خیلی خنده دار بود. وقتی نوبت به اسرائیل رسید از صدای دست زدنهای عربها مشخص بود اکثریت با آنهاست.

+ محمد ; ٧:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سفر نوروزی سال 88 به ترکیه - بخش ششم

 

ترخیص ماشینمان از گمرک ترکیه

وقتی به تاشجو (نزدیک شهر سیلیفکه )رسیدیم و از کشتی پیاده شدیم ساعت به وقت ترکیه  ۱.۱۵ ظهر بود. بعد از مهر ورود زدن به پاسپورتها٬ برای ترخیص ماشینمان٬ به دفتر علی باروت(رئیس دفتر کشتیرانی) رفتیم٬ خوشبختانه در دفتر باز بود٬ باز هم یک نامه جهت ترخیص ماشین نوشت و ۱۰۰ لیر هم بابت هزینه گمرک به کارمند موتور سوار دفتر کشتیرانی دادیم تا دستور نامه را بگیرد و دوباره انتظار برای بازگشت موتور سوار. برای ترخیص ماشینمان سه ساعت و نیم معطل شدیم. و ساعت ۴.۳۰ عصر موفق شدیم دوباره سوار ماشین خوشگلمان بشویم. از خوشحالی٬ احساس میکردم ماشین را هدیه گرفته ام

 بعد از سفر دریایی دلهره آورمان٬ انگار تازه متولد شده بودم همه چیز بنظرم زیبا می آمد و قدر داشته هایم را بیشتر میدانستم بزرگترین ثروت٬ زنده بودن و سلامتی خودم بود و بعد٬ همسر و بچه ای سالم و دوست داشتنی بودند که دوستم داشتند. و بقیه نعمتها بنظرم کادویی بودند که سخاوتمندانه بمن بخشیده شده بود. احساس خوبی داشتم. 

بطرف آنتالیا شهر رویایی

با این اوصاف بطرف آنتالیا راه افتادیم از تاشجو به بعد٬ جاده ها کوهستانی ٬ باریک و پیچ در پیچ بود٬ و در بعضی جاها دره هایی در کنار جاده وجود داشت که به دریا ختم میشد. در این جاده بیشتر از ۳۰ الی ۴۰ کیلومتر نمیشد سرعت رفت. پیچ و تاب جاده و بالا و پایین رفتنهای آن٬ دلپیچه های کشتی را مجددا بیادم می آورد و سرعتم را کمتر میکردم.

شهرهای آنامور٬ و قاضی پاشا را پشت سر گذاشتیم هوا دیگر داشت تاریک میشد خواستیم در یکی از هتلهای شهر قاضی پاشا شب را سر کنیم اما هتل مناسبی پیدا نکردیم به شهر بعدی که آلانیا بود رفتیم. شهری که تعریف آنرا در اینترنت زیاد شنیده بودم و حتی سال گذشته از آن عبور کرده بودیم اما اینبار فرصتی بود که شب را در آنجا اقامت کنیم و فردا هم گردشی در شهر داشته باشیم شاید باورتان نشود اما گردش و اقامت چند روزه در آلانیا یکی از آرزوهایم بود. و از این موضوع خیلی خوشحال بودم.

شهر آلانیا = آنتالیایی کوچک

در نزدیکی شهر توریستی آلانیا٬ از ۱۰ کیلومتری خارج شهر تا ابتدای ورودی شهر و روبروی ساحل دریا٬ پر از هتل بود شاید بیش از ۱۰۰ هتل در کنار هم چیده شده بود بنظرم احتمالا٬ تعداد هتلهای اطراف و داخل این شهر ترکیه از کل هتلهای شهر دبی بیشتر است و من حیران از اینکه چطور این همه هتل٬ مسافر٬ گیر می آورند. ساعت ۱۰.۳۰ شب به شهر آلانیا رسیدیم. در مرکز شهر هتل آپارتمانی سه ستاره بنام بارونسا BARONESSA را انتخاب کردیم. هر شب ۴۵ لیر و بعلاوه ۱۰ لیر برای ایر کاندیشن٬ بدون صبحانه٬ با وسایل کامل آشپزخانه. که در واقع یک آپارتمان یک خوابه بود. که گنجایش چهار نفر را داشت. در حیاط هتل٬ دو استخر هم وجود داشت اما حیف که هوا ابری و سرد بود. اما بخاطر تمیزی و موقعیت و قیمت مناسب٬ تصمیم گرفتیم دو شب در اینجا بمانیم.( لیست هتل آپارتمانهای آلانیا).

هتل آپارتمان بارونسا هر شب 55 لیر - مرکز شهر آلانیا

نمای یکی از خیابانهای شهر آلانیا از داخل بالکن هتل بارونسا

شهر آلانیا٬ شهری کوچک و زیبا در فاصله ۱۱۰ کیلومتری شرق آنتالیاست. اکثر توریستهایی که به این شهر می آیند آلمانی و روسی هستند و بر روی اکثر منوهای هتلها و رستورانها و مکانهای توریستی شهر بزبانهای ترکی٬ آلمانی و روسی توضیح نوشته است و از زبان انگلیسی خبری نیست. بیشتر مردم آلانیا بخاطر توریستهای زیادی که به شهر می آیند دارای فرهنگ بالایی هستند و فروشندگان٬ چند زبان خارجی را دست و پا شکسته متوجه میشوند٬ یکی از فروشندگان طلا و جواهر بازار توریستی آلانیا٬ وقتی دید ما فارسی حرف میزنیم بزبان فارسی چند کلمه حرف زد٬ اما چند لغت را بیشتر بلد نبود مثل "گرون نیست٬ ارزونه ببر" وقتی از او پرسیدم فارسی را از کجا یاد گرفته گفت شریکش یک ایرانی مقیم نروژ است. قیمت طلا را پرسیدیم گفت هر گرم طلای ۱۴ عیار ۳۲ دلار. ما هم گفتیم گرونه ایران هر گرم ۲۰ دلاره. تعجب میکرد.

در بعضی نقاط شهر دستگاههای بیسیم زرد رنگی نصب شده بود  که بالای دگمه آن نوشته بود درخواست تاکسی (HACET TAKSI ).

 در مرکز شهر و کنار دریا تپه ای بود که قلعه ای قدیمی بر روی آن قرار داشت. که با ماشین میشد از دیواره های قلعه گذشت و داخل آن گردش کرد هنوز در داخل محوطه قلعه٬ خانه های روستایی و قدیمی ساخته شده از سنگ وجود داشت که مسکونی بود سالمترین بخش قلعه تبدیل به موزه شده بود.

بخشی از قلعه آلانیا

کوچه های سنگفرش روی تپه آلانیا که به قلعه ختم میشد

بالای تپه و داخل قلعه محوطه خیلی وسیع و سرسبز بود ماشین را پارک کردیم و داخل کوچه باغ های قلعه گردش کردیم در لابلای دیوار و خرابه های قلعه سنگ مزارهای متعددی قرار داشت بر روی تابلویی تاریخچه شهر و قلعه آلانیا را نوشته بود و ظاهرا این منطقه چند صباحی در تصرف ایرانیان بوده که تحت عنوان پارسیان از ایرانیان یاد شده بود.

در آلانیا با یک جوان ایرانی مقیم نروژ آشنا شدیم که برای سفر تفریحی به ترکیه آمده بود و میگفت که در نروژ برف و سرمائیست که در ۲۰ سال اخیر سابقه نداشته و از شانس بد٬ چند روزی که به ترکیه آمده بود هوای آلانیا ابری و بارانی شده بود

 

از آلانیا تا  آنتالیا

بعد از اقامتی مفرح در آلانیا٬ بطرف آنتالیا٬ راه افتادیم٬ و این سومین سفرم به این شهر است. و هر بار با دنیایی از خاطرات لذت بخش این شهر را ترک کرده ام. اقامت سال گذشته مان در هتل توپکاپی آنتالیا را هرگز فراموش نمیکنم. تمام هتل هایی که تا حالا رفته ام را از چشمم انداخته است. اما امسال تجربه ای جدید در انتظارمان بود.

جاده آلانیا به آنتالیا بزرگراه با کیفیتی است. و در راه شهرهای توریستی ماناوگیت٬ سیده٬ بلک و سیریک قرار گرفته است در سمت چپ این بزرگراه دریا قرار دارد و در بعضی قسمتها جاده هایی فرعی از بزرگراه به کنار دریا کشیده شده که تابلویی تحت عنوان مرکز توریستی در ابتدای آنها نصب شده که پر از هتل های با کیفیت و زیباست. یکی از این هتل ها را بنام ایبراوتل٬ در راه بازگشت از آنتالیا٬ با قیمت شبی ۱۲۰ لیر گرفتیم که نسبت به قیمتش فوق العاده بود. هتلی بزرگ و ۵ ستاره٬ شامل تمام وعده های غذایی و ... که داستانش را در پست های بعدی خواهم نوشت.

گردشی کوتاه در شهر ماناوگیت داشتیم در مرکز شهر تپه ای سرسبز و همچنین پلی کابلی خودنمایی میکند. شهر از بزرگراه و دریا چند کیلومتر فاصله دارد.

در بزرگراه آنتالیا٬ علاوه بر هتلهای لوکس٬ فروشگاههای بزرگی هم وجود دارند از جمله یک جواهر فروشی لوکس که ساختمان زیبایی دارد. نهار را در نزدیکی آنتالیا و کنار پارکی بنام آنادولو صرف کردیم.

شهر آنتالیا

بعد از رسیدن به آنتالیا تصمیم داشتیم هتل آپارتمان بگیریم آدرس خیابان akdeniz در غرب شهر را دادند اما بعد از چند ساعت جستجو٬ هتل آپارتمان مناسبی پیدا نکردیم. و هتلی تمیز به سبک قدیم در محله  kale ici (قلعه قدیمی آنتالیا) بنام argos hotel به قیمت شبی ۷۰ لیر با صبحانه گرفتیم. 

در سفرهای قبلی ام به آنتالیا فرصتی برای گردش در بخش قدیمی شهر(نزدیک خلیج آنتالیا) پیدا نکرده بودم. و اینبار بعد از پیدا نکردن هتل آپارتمان٬ یکراست به سراغ این قسمت آنتالیا رفتم. این بخش آنتالیا از چند کوچه و بخشهایی از قلعه ای قدیمی تشکیل شده و در ابتدای ورودی هر کوچه گارد ریل نصب شده و از هر ماشین برای یکساعت پارک ۵ لیر دریافت میشود مگر انکه هتلی در این محله رزرو کرده باشید.

داخل این کوچه ها خانه های قدیمی تبدیل به هتل ٬ پانسیون ٬ رستوران و کافه شده اند و با ترکیب زیبایی٬ سبک قدیمی و مدرن را در کنار هم آورده اند. انتهای این کوچه ها به دریا و پارک زیبایی ختم میشود بین هتل ها و پانسیونهای اینجا اتاق٬ از ۳۰ لیر تا ۳۰۰ یورو وجود دارد در حالی که ظاهر بیرونی آنها تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. هتلی بنام puding suite اتاقهایش از ۱۳۰ تا ۳۰۰ یورو بود که داخلش فوق العاده زیبا و لوکس بود ( عکسهای هتل ).

+ محمد ; ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سفر نوروزی سال 88 به ترکیه - بخش پنجم

سفر دریایی به جزیره قبرس

بعد از صرف مختصری غذا٬ در صف گمرک خروجی تاشجو ایستادیم سه ردیف صف بود تقریبا تمام مسافران جوانان با ظاهری شبیه سربازان و زنان با لباس محلی ترک بودند که همراه خود کیسه یا ساکهایی بزرگ حمل میکردند توریستها انگشت شمار بودند. پاسپورتهایمان مهر خروج از ترکیه خورد و سوار کشتی شدیم . مسافران ساکهای خود را روی هم در جلو و عقب کشتی که فضای بازی داشت تلنبار کردند یکی از خدمه های کشتی بر روی میز چرخداری نوشابه٬ کیک و ساندویچ میفروخت. با کمال تعجب ساندویچش فقط سبزی بود و دریغ از حتی یک برش کالباس یا کباب٬ قیمتش ۵ لیر٬ آنرا پس دادیم. دریا زیاد مواج نبود و بدون مشکلی بعد از دو ساعت و ربع بعد به جزیره قبرس رسیدیم. برای خروج همه عجله داشتند٬ دوباره در صف کنترل پاسپورت و ویزا ایستادیم.

کشتی های کوچک در بندر تاشجو

در حال سوار شدن به کشتی قبرس - بندر تاشجو - جنوب ترکیه

در حال سوار شدن به کشتی قبرس - بندر تاشجو - جنوب ترکیه

مسافران ساکهای خود را روی هم در جلو و عقب کشتی که فضای بازی داشت تلنبار کردند

 

گمرک مرزی جزیره قبرس

مسافران دوباره در سه ردیف در صف کنترل پاسپورت قرار گرفتند. یک مامور قبرسی به همراه سگ تعلیم یافته اش ساکها و بعضی از مسافران را بو میکشید ظاهرا بدنبال مواد مخدر میگشت و اسباب دلهره بعضی از مسافران شده بود. اغلب مسافران بجای پاسپورت کارتهای پرس شده ای همراه داشتند که بالای آن جمهوری ترکیه نوشته بود و حاوی مشخصات و عکس فرد بود و بعضی همراه کارت برگه هایی را نشان میدادند و براحتی اجازه عبور می یافتند چند نفر هم پاسپورت کشورهای اروپایی مثل رومانی و آلمانی داشتند آنها هم براحتی عبور کردند طبق معمول٬ انتظار داشتم پاسپورت ایرانی ما مشکل ساز شود و حتی خودم را برای برگشت آماده کرده بودم چون ما فقط آمده بودیم این جزیره را ببینیم اگر نشد ٬ مسئله ای نبود به ترکیه برمیگشتیم و به بقیه سفرمان بسمت آنتالیا ادامه میدادیم.

مصاحبه دریافت ویزا

نوبت به ما رسید پاسپورتها را به همراه برگه رزرو هتل و بلیط های دو طرفه کشتی را نشان دادم مامور کنترل با دیدن پاسپورت ایرانی ما ٬ پرسید آیا برای بار اول است که به قبرس می آییم پاسخ دادیم بله٬ مامور از باجه اش بیرون آمد و از ما خواست دنبالش برویم.

در انتهای سالن اتاقی شیشه ای و بزرگ بود که روی آن با حروف لاتین نوشته بود. MOHAJERAT

مامور مدارک ما را تحویل اتاق داد و گفت منتظر باشیم تا نوبتمان شود چند نفر در انتظار بودند و چند نفر هم داخل بودند و مامور قبرسی داشت بزبان ترکی از آنها سوالهایی میپرسید و رور برگه ای یادداشت میکرد اولین بارم بود که با بخش مهاجرت یک کشور مواجه میشدم احساس خوشایندی نداشتم چون میدانستم سوالهای متعددی میپرسند و بدنبال ضد و نقیض در حرفهایم خواهند بود تا برایشان ثابت شود هدفمان از سفر فقط بازدید است نه سفر به قبرس جنوبی و نه اقامت غیر قانونی.

بنظرم برخورد مامور مهاجرت با مراجعین که ترک بودند زیاد جالب نبود چون صندلی برای نشستن در مقابل میز افسر مهاجرت وجود نداشت و افراد سر پا ایستاده بودند و جواب میدادند. مامور دیگری با لباس شخصی در حین انتظار ما پاسپورت و مدارک ایرانی مان را چند بار نگاه کرده و به فکر فرو رفته بود.

نوبت ما شد من وارد شدم و همسر و دختر کوچولویمان بیرون ماندند. افسران مهاجرت برخوردشان با من نرمتر بود دستور داد یک صندلی برایم آوردند و خواست که بنشینم٬ کاغذی مقابلش گذاشت و به آرامی به انگلیسی شروع به سوال کرد. چقدر پول همراه دارید؟ حدود ۲۰۰۰ لیر٬  ماشینتان در گمرک ترکیه است؟ آره٬  مدارک ماشین را خواست که به وی دادم مامور لباس شخصی جلو آمد و انگار چیزی را بیاد آورده باشد یک کاغذ و خودکار مقابلم قرار داد و به ترکی به افسر مهاجرت گفت که بگو شماره ماشینش را بنویسد. برق از کله ام پرید شماره بین المللی ماشین را حفظ نبودم٬ به حافظه ام فشار آوردم ماشین را مقابلم تجسم کردم و پلاکش را٬ بسختی و با تردید شماره را نوشتم و به افسر دادم شک داشتم درست نوشته ام یا نه. مثل دانش آموزی که ورقه امتحانش را تحویل میدهد و نگران اعلام نتیجه است به دو مامور خیره شدم هر دو چک کردند و خوشبختانه درست بود هر سه لبخند زدیم. افسر پرسید چند روز می خواهید در قبرس بمانید دو روز کافی است گفتم نه چهار روز ممکن است بمانیم و در پاسپورتمان ویزای ۴ روزه زد. و به ما خوش آمد گفت...

به قبرس شمالی خوش آمدید

دوباره به باجه های کنترل پاسپورت برگشتیم٬ همه مسافران رفته بودند و فقط ما مانده بودیم٬ پلیس باجه٬ پاسپورتها را نگاهی کرد و با لبخند به ما اجازه عبور داد. و ما رسما وارد قبرس شدیم.

 

ساختمان گمرک شهر گیرنه - قبرس شمالی

بندر گیرنه در قبرس شمالی

بعد از آنکه از دردسرهای تهیه بلیط ٬ سفر دریایی و دریافت ویزای قبرس شمالی آسوده شدیم و خود را داخل خاک قبرس دیدیم فرصتی شد تا به اطراف خود دقت کنم شهری که ما در آن پیاده شدیم بندر گیرنه نام داشت که هتل های لوکس قبرس در همین شهر قرار دارند٬ ساختمان و محوطه گمرک قبرس کوچک و نسبتا مرتب و حیاطش سرسبز بود٬ تاکسی ها بقیه مسافران را برده بودند و تاکسی خالی در محوطه نبود یک راننده ون یا مینی بوس سعی داشت من را متقاعد کند با او برویم مقصد ما هتل آکوپولکو بود. با دقت به ماشینها اولین نکته ای که بنظرم جالب رسید فرمان سمت راست خودروهای قبرس بود یک خودرو بنز ۲۳۰ نسبتا قدیمی که تاکسی بود سر رسید و ما را سوار کرد٬ تاکسی متر را زد و تا هتل ۲۰ لیر گرفت. هتل حدود ۱۵ دقیقه فاصله داشت. جاده ها سرسبز و خانه های ویلایی زیبایی در مسیر وجود داشت. سیستم جاده های انگلیسی برایم جالب بود. در قبرس همه جور ماشینی وجود داشت از بنزهای قدیمی تا خودروهای لوکس.

 

از بندر گیرنه تا هتل آکوپولکو 20 کیلومتر فاصله بود

 

شهری که ما در آن پیاده شدیم بندر گیرنه نام داشت که هتل های لوکس قبرس در همین شهر قرار دارند و هتلی که ما داشتیم میرفتیم جزء بهترین هتلهای قبرس شمالی بود البته از حد انتظارم پائینتر بود هتل در خارج شهر قرار داشت و در کنار آن هیچ نشانی از آبادانی٬ مغازه یا خانه نبود.

ورودی هتل آکوپولکو

از جاده اصلی بعد از عبور از سردر ورودی هتل ٬ یک خیابان شیب دار٬ که درختهای نخل در دو طرف آن کاشته بودند به مقابل لابی هتل میرفت. در سمت راست٬ خانه های ویلایی و در سمت چپ٬ اتاقهایی در ساختمان ۵ یا ۶ طبقه قرار داشت و انتهای محوطه هتل ساحل و دریا قرار داشت. در تبلیغ هتل نوشته بود که بزرگترین استخر روباز قبرس در این هتل قرار دارد.رزرو هتل شامل صبحانه و شام بود. بخاطر ابری بودن هوا تقریبا هوا خنک بود و مناسب جهت شنا در این وقت سال نبود اما استخر سرپوشیده هتل برای شنا خیلی عالی بود.

خانه های ویلائی در هتل آکوپولکو

داخل خانه های ویلائی هتل آکوپولکو

 

گروه نوازنده در رستوران هتل آکوپولکو

دیزنی لند در قبرس شمالی

خبری که در یکی از مجلات قبرس خواندم مربوط نهایی شدن قرارداد ساخت پارک دیزنی لند در قبرس شمالی بود که با توجه به اینکه هنوز بر سر به رسمیت شناختن قبرس شمالی بحث های زیادی وجود دارد این قرارداد تعجب برانگیز بود.

 گردش در شهر گیرنه

بندر گیرنه شهری کوچک٬ توریستی و زیباست که خانه های آن اغلب ویلایی است و ساختمان بلند بندرت در آن بچشم میخورد شهر در واقع ییلاق مردم پولدار ترکیه شده و برای استراحت خود خانه های ویلایی در این جزیره سرسبز خریداری کرده اند. واحد پول قبرس شمالی همان لیر ترک است و زبانشان یکی از لهجه های ترکی است. در کنار ساحل رستورانها و فست فودهای زیادی وجود دارند که میز و صندلی خود را داخل پیاده روها چیده اند و مردم در کنار دیواره های ساحل دریا در حال پیاده روی و ماهیگیری هستند. قیمت اجناس در فروشگاههای قبرس در حد ترکیه و گاهی گرانتر است. گردش در کوچه پس کوچه هایی که به بندر ختم میشود لذت بخش است در یکی از کوچه ها یک آبخوری قدیمی وجود داشت که سنگ کتیبه ای بخط عربی روی آن نصب شده بود.

یکی از میادین اصلی شهر گیرنه - قبرس شمالی

خیابان ساحلی بندر گیرنه - قبرس شمالی

در حال ماهیگیری - خیابان ساحلی بندر گیرنه - قبرس شمالی

خیابان ساحلی بندر گیرنه - قبرس شمالی

سفر به پایتخت قبرس شمالی

بعد از گردش در شهر بندری گیرنه٬ تصمیم گرفتیم تا به پایتخت قبرس شمالی هم سری بزنیم جالب است که پایتخت قبرس شمالی و جنوبی شهر نیکوزیاست که البته نیکوزیای شمالی را لفکوسا مینامند و فکر کنم تنها شهر دوپاره جهان باشد اینکه چگونه میشود شهری را مثل کیک تولد٬ بین دو کشور به دو قسمت تقسیم کرد برایم عجیب بود.

با این مینی بوسها از شهر گیرنه به شهر نیکوزیا رفتیم

فاصله شهر ها در قبرس شمالی زیاد نیست مثلا فاصله گیرنه و نیکوزیا حدود ۲۰ کیلومتر است و فاصله گیرنه تا فاماگوستا دورترین شهر قبرس شمالی حدود ۷۰ کیلومتر است در شهر گیرنه مینی بوسهایی وجود دارند که با سه و نیم لیر برای هر نفر به نیکوزیا میروند. جاده بین این دو شهر هم بزرگراه و تپه ای است. راستی قیمت بنزین با عدد اکتان ۹۵ در قبرس ۱.۸۵ لیر ترک بود که از ترکیه یک لیر ارزانتر است اما پمپ بنزین ها تعدادشان کمتر و وسعتشان کوچکتر است. مابین گیرنه و نیکوزیا شهرک های ویلایی زیبایی احداث شده بود.

 شهر نیکوزیا از گیرنه بزرگتر بود٬ ظاهرا از مساحت کل شهر نیکوزیا٬ حدود یک سوم به قبرس شمالی داده شده بود. در پارک کوچکی در ابتدای شهر چند اراده لوله توپ قدیمی کنار هم چیده شده است . کمی جلوتر بر روی ساختمانی قدیمی به سبک شرقی کلمات فارسی "یا حضرت مولانا" برای لحظاتی ما را متوقف میکند راستی آوازه مولانا تا کجا پیش نرفته!! مقبره مولانا در قونیه ترکیه قرار دارد و اما این ساختمان موزه مولانا در قبرس است. ساختمان موزه٬ بخاطر آخر هفته بودن تعطیل بود. و ما موفق به بازدید آن نشدیم. همچنین مجسمه های متعددی در شهر نصب شده بود.

 موزه مولانا در شهر نیکوزیا - قبرس شمالی

ظاهر شهر نیکوزیا٬ زیاد مدرن نیست ولی تمیز و زیباست توریست های اروپایی در شهر زیادند مغازه ها اکثرا اجناس ترک دارند٬ دیدن بازار و سیستم مدیریت٬ و حتی پرچم قبرس شمالی٬ میزان وابستگی سیاسی و اقتصادی این کشور به ترکیه را نشان میدهد و من در سفرهای قبلی خود به کشور جمهوری آذربایجان و نخجوان این وابستگی را البته در حد کمتر نزد آنها نیز یافتم. که ظاهرا محدود به این کشورها نیست و در ترکمنستان٬ و ... هم٬ ترکیه٬ جای پاهای محکمی دارد.

مجسمه ها در یکی از خیابانهای نیکوزیا - قبرس شمالی

در نیکوزیا٬ مرز بین قبرس شمالی و جنوبی٬ کوچه باریکی است که چند کیوسک٬ در ابتدای آن قرار دارد برای توریست های اروپایی رفت و آمد بین قبرس شمالی و جنوبی٬ در نیکوزیا براحتی انجام میشود اما ماموران مرزی قبرس٬ با دیدن پاسپورت ایرانیمان٬ انگار بیمار مسری دیده باشند٬ اشاره میکنند که برای ایرانیها٬ امکان ورود به قبرس جنوبی٬ وجود ندارد٬ و ما طبق معمول با لبخند گفته های آنها را تائید میکنیم و با دعایی به جان دولتمردان٬ از آنها فاصله میگیریم.

مرز قبرس شمالی و جنوبی

 

آخر این کوچه به قبرس جنوبی ختم میشود - شهر نیکوزیا - قبرس شمالی

نحوه تقسیم شهر نیکوزیا را هم متوجه شدم به اینصورت بود که٬ در انتها و یا ابتدای کوچه ها٬ دروازه هایی با آرم نظامی و درب بسته وجود داشت که محدوده شمالی و جنوبی را مشخص میکرد. قدم زدن در این شهر٬ این حس را به من میداد که انگار زندگی نیم بندی در آن جریان دارد مثل موجودی که زخم عمیقی دارد و ناتوان از انجام کارهای عادی خود است.

در یکی از فست فودهای نیکوزیا(لفکوزا) ٬ غذا در سینی پلاستیکی در مقابلمان قرار میگیرد که نقشه جزیره قبرس در آن نقش بسته٬ بسختی حس کنجکاوی خود را کنترل میکنم که این سوال را نپرسم "از تقسیم  کشور و شهرتان راضی هستید؟" شاید ما ایرانیها سیاسی ترین مردم دنیا باشیم تا اتفاقی می افتد آنرا بنوعی به سیاست ربط میدهیم. یاد خاطرات آن جهانگرد انگلیسی از ایران افتادم که در تبریز٬ هنگام مواجهه با کارآموزان یک کلاس آموزش زبان انگلیسی٬ از شنیدن سوالات صرفا سیاسی٬ شگفت زده میشود و متاسف از آنکه حتی یک سوال در مورد جهانگردی از او پرسیده نمیشود.

نقشه جزیره قبرس در سینی پلاستیکی غذا - شهر نیکوزیا - قبرس شمالی

+ محمد ; ٧:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سفر نوروزی سال 88 به ترکیه - بخش چهارم

بطرف قبرس شمالی

بعد از گردش در منطقه شگفت انگیز کاپادوکیا برای رسیدن به قبرس شمالی راهی شهر مرسین(ایچیل) شدیم از شهر نوشهیر بطرف شهر نیده رفتیم جاده در این قسمت خشک و نیمه بیابانی و کفی بود بعد از نیده جاده اتوبان شد و از باجه خودپرداز فیش ورود به اتوبان گرفتیم این اتوبان حدود ۱۵۰ کیلومتر بود و در انتها ۲.۲۵ لیر ترک عوارض دادیم کیفیت اتوبان خیلی خوب بود و همچنین دارای تونل های متعددی بود محدوده سرعت مجاز در اتوبان را دقیق متوجه نشدم اما فکر کنم حدود ۱۱۰ یا ۱۲۰ کیلومتر در ساعت بود.

سلامی دوباره به شهر مرسین

از سفر سال قبل شهر مرسین٬ هتل سلتاشای آن٬ خاطره خوبی داشتیم. فروشگاهها و بازار خوبی هم دارد برای گردش٬ چند ساعت در مرسین برای خرید و گردش ماندیم در شهر مرسین مجددا بنزین زدیم هر لیتر ۲.۹۵ و با حدود ۴۰ لیتر باکمان پر شد دفعه قبل شهر سیواس بنزین زده بودیم و تا مرسین ۶۲۰ کیلومتر هم راه آمده بودیم. بعد بطرف شهر سیلیفکه و تاشجو راه افتادیم. از مرسین تا تاشجو محل سوار شدن به کشتی قبرس شمالی ۹۰ کیلومتر راه است.

دردسرهای سفر به قبرس شمالی

با رسیدن به تاشجو هوا تاریک شده بود با اطلاعاتی که یکی از دوستان وبلاگی ام بنام "مراد" داده بود (اطلاعاتی در حد چند خط)٬ میدانستم که برای انتقال خودرو به جزیره قبرس٬ باید با کشتیهایی که ساعت ۱۲ شب حرکت میکنند سفر کنیم. شهری کوچک مثل تاشجو در ترکیه ٬ تاریکی هوا٬ نداشتن ویزا و گذرنامه ایرانی به دلهره مان می افزود تنها دلگرمی مان٬ سفر موفقیت آمیز قبلی٬ دوستمان مراد بود. از چند پلیس محل اسکله را پرسیدیم بعد از مذاکره با هم٬ دو مسیر مختلف را به ما نشان دادند یکی دفتر فروش بلیط بود که تعطیل بود و دیگری محل سوار شدن به کشتی بود که خیلی فرعی خلوت٬ دنج و پرتی بود هیچکس آنجا نبود بیاد سریال ایرانی افتادیم که میخواستند قاچاقی از ترکیه به یونان بروند و سوار کشتی سوراخی شدند که قرار بود هرگز به مقصد نرسد.(اسم سریال یادم نیست).

از خیر سفر شبانه و همراه بردن ماشین به قبرس گذشتیم و ترجیح دادیم در روشنایی روز برای سفر به قبرس اقدام کنیم. پس شب را در هتل ارزان قیمتی بنام KONAK خوابیدیم که از شانسش بدترین هتلی بود که در این سفرمان در آن اقامت داشتیم اتاق دو تخته بدون صبحانه٬ شبی ۳۵ لیر.

ماجراهای خرید بلیط قبرس

فردا صبح زود٬ برای خرید بلیط کشتی به دفتر کشتیرانی تاشجو رفتیم. کارمند فروش بلیط با حوصله برایمان توضیح داد که هزینه بلیط رفت و برگشت هر نفر با عوارض بلدیه ۱۲۷ لیر و هزینه حمل و نقل ماشین به جزیره قبرس ۳۰۰ لیر!!!. البته بعد از دیدن پاسپورتها گفت که چون ماشین در پاسپورت من (شوفر) ثبت شده باید حتما من با ماشین به قبرس بروم ولی بقیه مشکلی ندارند و میتوانند ب قبرس بروند!!! امروز ساعت ۹.۳۰ هم کشتی حرکت میکند. حرکت کشتی ماشین بر هم فردا شب ساعت ۱۲ نیمه شب است. خوب مشکلات پیش بینی نشده داشت برنامه هایمان را بهم میریخت.

دفتر فروش بلیط کشتیرانی ترکیه به قبرس - شهر تاشجو

گفتیم بدون ماشین میخواهیم برویم. کارمند فروش گفت که باید صبر کنیم تا رئیس شرکت بیاید٬ بعد فهمیدیم رئیس اسمش "علی باروت" است. نیم ساعت بعد رئیس آمد با کت و شلوار و کراوات و با دسیپلین٬ تمام کارمندها با حضورش به تکاپو افتاده بودند دفتر علی باروت دو مغازه آنطرفتر دفتر کشتیرانی بود کارمند فروش موقعیت ما را برایش توضیح داد. انگلیسی علی باروت خوب بود برای ما توضیح داد که باید نامه ای از طرف ما به گمرک ترکیه بنویسد با این مضمون که: "چون کشتی حمل ماشین تا دوروز دیگر به قبرس حرکت ندارد ماشین را موقتا در پارکینگ گمرک نگهدارید تا از قبرس برگردیم" . نامه را امضا کردم آنرا برای انجام کارهای اداری و ثبت و موافقت٬ به یک موتور سوار داد نیم ساعت بعد موتور سوار آمد وسایل ضروریمان را از داخل ماشین برداشتیم. خانمم و دختر کوچولویم با وسایل٬ مقابل دفتر کشتیرانی منتظر ماندند و من با ماشین بدنبال موتور سوار راه افتادم حدود ۵ کیلومتر در امتداد ساحل پیش رفتیم. دلهره شب قبل باز بسراغم آمده بود٬ موبایلم را چک کردم خط نمیداد. این سوال آزار دهنده مرتب از ذهنم میگذشت "آیا رفتن به قبرس ارزش اینهمه ریسک و ماجراجویی را دارد؟".

جاده خلوت بود و موتور سوار داشت همچنان میرفت و من با ماشین دنبالش. در ذهنم داشتم به این معادله جواب میدادم که "مگر مسافرت ۳ نفره ما به قبرس چقدر برای این شرکت سود دارد که این همه خودشان را علاف ما کرده اند؟" به یک تابلو رسیدیم که روی آن نوشته بود. SKELE LIMANI

پارکینگ گمرک ترکیه

به سمت راست پیچیدیم و مقابل دروازه های بزرگی توقف کردیم بعدا فهمیدم که اینجا محل سوار شدن به کشتی های حمل ماشین است محوطه مثل پادگان محصور بود و نگهبانی داشت با دیدن دو نفر نگهبان٬ که لباس پلیس پوشیده بودند تمام دلهره ام ریخت. موتور سوار اشاره کرد که منتظرش بمانم نامه را به پلیس نشان داد و با موتور از دروازه گذشت و مدتی گذشت موبایلم زنگ خورد صدای مضطرب خانمم بود "محمد کجایی؟ دلم شور میزنه؟" اما ارتباط یکطرفه بود و هر چه داد زدم صدایم نرسید و تماس قطع شد تلاش من برای برقراری ارتباط مجدد بیفایده بود. تمامی پاسپورتها پیش من بود و فراموش کرده بودم پاسپورت همسر و دخترم را دست خودشان بدهم. موتور سوار نیم ساعت بعد برگشت٬ برگه ای را به پلیس نشان داد و به ماشین من اشاره کرد یکی از پلیسها دروازه را باز کرد تا ماشین را داخل ببرم درست پشت نگهبانی محوطه دیگری وجود داشت که ۲ الی ۳ هزار متر بود و با توریهای فلزی محصور شده بود و چند تا تریلی در آن پارک شده بود و درب آن قفل بود ماشین را در این محوطه پارک کردم٬ مطمئن شدم که جای ماشین امن است اما در واقع بنوعی٬ ماشین تا برگشت ما٬ توقیف بود. 

 ترک موتور نشستیم و به دفتر کشتیرانی برگشتیم. خانمم حسابی دلش شور افتاده بود و با دیدن من٬ نزدیک بود بزند زیر گریه. حق داشت مگر پارک کردن ماشین اینهمه علم شنگه دارد ضمنا حتی پاسپورت پیشش نبود تا در صورت نیاز پیگیر من شود. تجربه شد برای دفعات بعد٬ که دیگر همه پاسپورتها پیش یکی نماند.

توفیق اجباری برای انتخاب هتل

راستی یادم رفت بگویم که دفتر علی باروت یا همان رئیس شرکت٬ دفتر رزرو هتل اکوپولکو در قبرس هم بود. و چون قبرس شمالی تقریبا یک کشور به حساب می آمد علاوه بر بلیط رفت و برگشت٬ برای دریافت ویزا٬ به رزرو  یک هتل هم نیاز داشتیم. خوب حق انتخاب نداشتیم فقط هتل اکوپولکو. هتلی ۵ ستاره و گران قیمت. در واقع چون ایرانیان برای سفر به قبرس شمالی٬ حتما باید هتل رزرو شده داشته باشند علی باروت دردسرهای گمرکی ماشین را قبول میکرد.

هزینه سفری سه روزه به قبرس شمالی

هزینه هتل مذکور هر نفر بزرگسال٬ هر شب ۸۵ لیر بچه ما چون ۴ سال به بالا بود نصف قیمت حساب میشد و جمعا  هر شب یک اتاق سه تخته ۲۱۲ لیر ترک آب میخورد ضمنا صبحانه و شام بوفه اپن بود دو شب برای گردش در قبرس شمالی کافی بود اگر هم خواستیم بیشتر بمانیم هتل ارزانتر میگرفتیم.

هزینه بلیط رفت و برگشت کشتی برای هر نفر٬ ۱۲۷ لیر (بچه رایگان بود).

عوارض خروج از قبرس ۴۰ لیر (موقع برگشت و در قبرس)

هزینه پارکینگ و گمرک در تاشجو ۱۰۰ لیر (بعد از برگشت و به همان موتورسواره پرداختیم)

جمع هزینه ها: ۸۴۰ لیر برای دو شب٬ برای دو نفر بزرگ و یک بچه ۴ ساله

بلیط و کارت سوار شدن به کشتی و پاکت نامه رزرو هتل

فکر نمیکردم هزینه های سفر به قبرس شمالی اینقدر زیاد شود. عمده هزینه ما هتل بود. آقای باروت بلیطها و فرم رزرو دو شب هتل را دستمان داد و گفت که هنگام رسیدن به قبرس فرم رزرو هتل را به پلیس گمرک نشان دهیم. و ما از اینکه مرحله اول سفرمان به جزیره را پشت سر گذاشته ایم نفس راحتی کشیدیم. 

توریست ایرانی افتخار ایرانی

علی باروت شخصیت جالبی داشت نسبت به کارمندانش سخت گیر بود و بارها تلفنی و حضوری طوری تند میشد که من تصور میکردم حتما یکی از کشتی هایش در راه قبرس غرق شده٬ اما نسبت به ما مهربان بود و با وجود مراحل متعدد برای سفر قبرس٬ ما را به کشتی ساعت ۹.۳۰ صبح رساند هر چند کشتی ساعت ۱۰ حرکت کرد. از طرف دیگر به یکی از فست فودها ی نزدیک به ورودی کشتی سفارش ما را کرد. بعلاوه کارت ویزیتش را به من داد و گفت که ایرانیان زیادی را در نوروز به قبرس فرستاده و خوشحال میشود دوستانم را برای سفر به قبرس به دفترش بفرستم. و من از اینکه توریستهای ایرانی به جایگاهی رسیده اند که دیگر کشورها خواستار سفرشان به کشور خود میشوند احساس غرور کردم. و این آرزوی من است که روزی برسد که توریستهای ایرانی در دنیا دارای جایگاهی معادل توریستهای آلمانی و انگلیسی باشند.

و ما با زدن مهر خروج از کشور ترکیه سوار کشتی قبرس شدیم.

پیوندها:

خاطرات یک خبرنگار ایرانی از سفر هوایی به قبرس شمالی قسمت اول - قسمت دوم - قسمت سوم
+ محمد ; ٧:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سفر نوروزی سال 88 به ترکیه - بخش سوم

 شهر قیصری دروازه ورود به منطقه کاپادوکیا

بعد از شهر سیواس به شهر قیصری رسیدیم خیابان اصلی شهر فروشگاههای زیبایی داشت برای پارک ماشین کنار خیابان٬ یک مامور پارکینگ دو لیر از ما گرفت و قبضی را زیر شیشه ماشین قرار داد تا گردش و خریدی در شهر داشته باشیم. بعد به سمت منطقه کاپادوکیا راه افتادیم.

غارنشینی در قرن ۲۱

منطقه کاپادوکیا از دیدنی های ترکیه است روستاها و خانه هایی غار مانند که در دل کوهها تراشیده شده اند. برای دیدن این روستاها بسیار کنجکاو بودم  تصور اولیه من از این منطقه روستاهایی ابتدایی و عقب مانده بود اما با رسیدن به اولین شهر که اورگوپ نام داشت شگفت زده شدم. شهری کوچک و توریستی و زیبا در مقابل ما نمایان شد. در ابتدای ورود به شهر در مرکز آن ظاهرا یک تپه سنگی با چند غار خودنمایی میکند اما هر چه جلوتر میروی به خیابان های سنگ فرش زیبا و باریکی میرسی که پیچ خورده و شما را از پشت تپه تا بالاترین نقطه آن بالا میبرد و در مسیر از دیدن آنهمه "خانه غارهای" قدیمی حیرت زده می شوید. جالب آنجاست که هنوز در این "خانه غارها" مردم زندگی میکنند و بعضی از آنها هتل و رستوران و فروشگاه شده اند. البته بعضی دیگر از خانه غارها متروکه هستند و شبیه دخمه هایی در دل تپه ها قرار گرفته اند

چشم انداز شهر اورگوپ - منطقه کاپادوکیا

 

خانه های تراشیده شده در تپه - شهر اورگوپ

 

خانه یا غاری مسکونی در دل صخره در اورگوپ - منطقه کاپادوکیای ترکیه - نزدیک شهر قیصری

بازدید از شهر اورگوپ آنقدر مفرح و لذت بخش بود که تصمیم گرفتیم شب را در آنجا بمانیم جالب بود که شهر دوازده هزار نفری٬ دو سه هتل ۵ ستاره و تعداد زیادی هتل چهار و سه ستاره و پانسیون داشت.

هتل اکوزون - شهر اورگوپ - بین شهرهای قیصری و نوشهیر - ترکیه مرکزی

در هتلی بنام  hotel akuzun  اقامت کردیم اتاق دو نفره ٬ با صبحانه ٬ شبی ۱۰۰ لیر. هتل خلوت بود و دو سه اتاق آن بیشتر پر نبود. کلی کارت پستال از منطقه کاپادوکیا در لابی هتل وجود داشت که از هر کدام یکی برداشتم از رسپشن در مورد محل قرار گیری بقیه دیدنی های کاپادوکیا سوال کردم یک نقشه جالب به من داد که نشان میداد منطقه کاپادوکیا بسیار وسیع است و منطقه ای مثلثی شکلی است که مابین شهرهای قیصری٬ نوشهیر و نیده واقع شده است.

نقشه منطقه کاپادوکیا که از هتل گرفتیم

 

شهر آوانوس و کارگاههای سفالگری

فردا صبح برای دیدن بقیه مناطق کاپادوکیا به شهر آوانوس avanos رفتیم این شهر پر از کارگاههای سفال گری و سفال فروشی بود دوری در شهر زدیم اما از خانه - غارهای کله قندی و قارچی شکل خبری نبود از توریست اینفورمیشن شهر٬ سراغ کلبه های غاری و کله قندی را گرفتیم به ما گفت که باید به روستای زلوه و قورمه برویم ولی به ما توصیه کرد تا به کارگاههای سفالگری شهر آوانوس هم سری بزنیم چون ایران مهد کوزه و سفال سازی است با بی میلی پذیرفتیم. و به چند کارگاه سفالگری قدیمی ولی مرتب و تمیز سر زدیم چند نفر به استقبالمان آمدند و ما را بداخل کارگاه دعوت کردند.

کارگاه سفالگری شهر آوانوس - نزدیک شهر قیصری - از درب  روبرو وارد شدیم

 جالب بود کارگاه٬ یک تونل غار مانند طویل بود که در دامنه یک تپه با دست کنده شده بود دور تا دور غار٬ سفال های رنگارنگ و با شکلهای متنوع چیده بودند. راهنما٬ ما را به طبقه دوم غار راهنمایی کرد٬  لامپ کم سویی٬ راه پله ای که با کلنگ تراش خورده و به بالا راه داشت را روشن میکرد بعد از بالا رفتن از پله ها ٬ محوطه ای به بزرگی طبقه پایین نمایان شد. یک نفر آقای میانسال پشت چرخ سفال گری نشسته بود و دو نفر خانم جوان هم در کنارش داشتند به دقت کاسه های سفالی را با قلم مو نقاشی میکردند و سرگرم کارشان بودند در مقابلشان نیمکت های چوبی قرار داشت آقایی که پشت چرخ سفالگری نشسته بود زبان انگلیسی را بخوبی حرف میزد از ما خواست تا بنشینیم و نحوه کار او را نگاه کنیم. پذیرفتیم.

سفالگری در شهر آوانوس - نزدیک شهر قیصری

توضیح عکس بالا : این آقا زبان انگلیسی را به خوبی بلد بود و در حین کار برایمان توضیح میداد البته از او برای عکس گرفتن اجازه گرفتیم.

 برایمان چای میوه ای در استکانهای سفالی آوردند آقای سفالگر در حین کار توضیح داد که: "این هنر از پدرانمان به ما یاد داده شده و ما نیز به فرزندانمان یاد خواهیم داد گلها از نوعی خاک که در همین نزدیکیها وجود دارد ساخته میشود و بعد از شکل خوردن در دمای ۱۰۰۰ درجه پخته میشود و بعد لعاب خورده و توسط خانمهایی که اینجا هستند که خواهر و همسرم میباشند با دست نقاشی میشوند" با پایان توضیحاتش یک کوزه بسرعت از تکه ای گل ساخته شد وی برای چرخش چرخ سفالگری اش از حرکات سریع پایش استفاده میکرد و در انتها برای جدا کردن کوزه گلی٬ از سطح چرخ سفالگری٬ از تکه ای نخ استفاده کرد. از ما پرسید آیا مایلیم خودمان کار با دستگاه را امتحان کنیم. وقتمان کم بود نپذیرفتیم. از سفالگری در ایران پرسید اطلاعاتم زیاد نبود گفتم احتمالا شهرهای یزد و اصفهان مرکز سفال گری ایران هستند. چند تکه سفال نقاشی شده خریدیم و خداحافظی کردیم. و بطرف زلوه را افتادیم

داخل کارگاه سفالگری شبیه غار بود - شهر آوانوس - نزدیک شهر قیصری

سفر به ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح - روستای زلوه

فاصله روستاهای دیدنی منطقه کاپادوکیا از هم ۱۰- ۱۵ کیلومتر بیشتر نیست و بوسیله جاده های باریک اما آسفالت به هم وصل شده اند. در هر روستا شما با شگفتی های جدیدی روبرو خواهید شد.

پاسگاه ژاندارمری روستای زلوه ZELVE - منطقه کاپادوکیای ترکیه - برای بهتر خوانده شدن، تابلو را آن بالا بزرگتر کرده ام

بعد از شهر آوانوس AVANOS به سمت زلوه رفتیم تا یکی دیگر از دیدنیهای منطقه کاپادوکیا را ببینیم زلوه روستایی قدیمی و متروکه است که به موزه تبدیل شده است صخره های کله قندی و قارچی شکل٬ که اهالی سابقش آنها را کنده کاری کرده و به غارهایی برای سکونت تبدیل کرده اند . بازدید از این قسمت رایگان بود اما چند کیلومتر جلوتر یک موزه روباز وجود داشت که ورودی داشت بعد از زلوه و گردشی مابین صخره های کله قندی و قارچی بطرف شهر قورمه راه افتادیم.

مابین راه آوانوس تا زلوه و قورمه پر بود از فروشگاههای سفال و کوزه.

شهر قورمه - جریان زندگی در درون صخره ها

شهر قورمه GOREME یکی از شهر های زیبای منطقه کاپادوکیاست که در بعضی از صخره های کله قندی آن هنوز زندگی جریان دارد شهری توریستی کوچک ٬ تمیز و زیبا. که با گردش در شهر انسان روحیه میگیرد. نزدیک قورمه هم موزه روبازی وجود دارد قورمه هتل های قشنگی دارد اگر وقت داشتیم حتما یک شب هم قورمه میماندیم.

مغازه فرش فروشی درون صخره در شهر قورمه - منطقه کاپادوکیا - ترکیه

خانه مسکونی در دل صخره - شهر قورمه - منطقه کاپادوکیای ترکیه

توضیح عکس بالا: به پرده های پشت پنجره دقت کنید هنوز در آن زندگی میکنند.

برای بازدید هوایی منطقه کاپادوکیا٬ جایگاههای بالون سواری متعددی وجود داشت که البته در فروردین ماه تعطیل بود. از روستای دیگری بنام اوچی سر (uchisar) هم بازدید کردیم که یک تپه بلند در وسط آن بود و مثل کندوی زنبور٬ اطراف آن تا قله اش را خانه های غاری ساخته بودند. از دیدنی های دیگر منطقه کاپادوکیا کلیساهای غاری آن است که غریب به ۱۰۰۰ کلیسا در این منطقه وجود دارد که در و دیوارشان نقاشی شده است. و همچنین شهرهای زیر زمینی که در بعضی روستاها٬ مثل Tatlarin ،Kaymakli وجود دارد.- منبع - بزرگترین این شهرهای زیرزمینی غار مانند در روستای Derinkuyu قرار دارد که 11 طبقه داشته و قابلیت زندگی دهها هزار نفر همراه با مکانهایی برای نگهداری آذوقه را داشته است این روستا در 19 کلومتر نوشهیر به سمت نیده میباشد تعداد شهرهای زیر زمینی منطقه کاپادوکیا یکصد عدد تخمین زده میشود که تاکنون 40 شهر زیرزمینی یافت شده و فقط 6 عدد آنها بر روی توریستها باز شده است - منبع


+ محمد ; ٧:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سفر نوروزی سال 88 به ترکیه - بخش دوم

برنامه سفر

مقصد ما در این سفر به سه بخش تقسیم میشد دیدار از منطقه کاپادوکیا - سفر دریایی به قبرس شمالی و دیدار مجدد آنتالیای محبوب. و حالا بقیه ماجرای سفر ما.

شهر ارزنجان ترکیه توقفگاه شب اول

با رسیدن به شهر ارزنجان ترکیه ٬ دیگر از خستگی رمق نداشتیم ساعت  از ۱۰ شب گذشته بود و من با وجود آنکه از رانندگی در شب خوشم نمی آید و باید در ارزروم توقف میکردم ارزنجان را برای اولین شب اقامت در ترکیه انتخاب کردم چون ارزروم را قبلا (سفرنامه ارزروم)  مفصل گشته بودیم و سفرمان تکراری میشد. در ابتدای شهر ارزنجان داخل یک پمپ بنزین نگه داشتیم و از یک آقای چاق که در سوپر مارکت پمپ بنزین کار میکرد سراغ هتل گرفتیم. آقای فروشنده ما را به بیرون سوپرمارکت دعوت کرد و درست در خیابان مجاور به ساختمانی اشاره کرد و گفت که هتلی خوب و ارزان است.

اقامتگاه دولتی شهر ارزنجان( اقای سوپرمارکتی اینجا را به ما نشان داد  ) - شب اول اینجا بودیم

هتلی که به ما نشان داد در واقع مجتمع اقامتی دولتی تقریبا قدیمی بود که در تابلویش نامی از هتل بودنش به چشم نمیخورد اما داخلش به یک هتل دو ستاره شبیه بود و با افتخار عکسهایی از بازدید رئیس جمهوری قبلی ترکیه از ساختمان را بدیوار زده بودند بهرحال برای اقامت یک شبه مناسب بنظر میرسید اتاق دونفره ٬ شبی ۶۷ لیر با صبحانه.

بهترین مسیر برای رسیدن به آنتالیا

فردا صبح زودتر بیرون زدیم تا به شهرهایی از ترکیه که از این به بعد برایمان تازگی داشت برسیم. پارسال همین موقع در سفر دور ترکیه مان شهرهای مرکزی ترکیه را ندیده بودیم شهر بعدی ما سیواس بود فاصله این شهر تا بازرگان ۷۷۰ کیلومتر است و بنزین ارزان قیمت ایرانیمان در اینجا تمام شد و در مرکز شهر سیواس بعد از بنزین زدن (هر لیتر ۳.۰۵ لیر و باک پر با ۱۴۰ لیر) منتظر شدیم تا برایگان ماشینمان شسته شود

پمپ بنزینی که در شهر سیواس برای اولین بار در ترکیه بنزین زدیم - هر لیتر ۳.۰۵ لیر و باک پر ۱۴۰ لیر ترک(هر لیر ۶۰۰ تومان)

 چند تا از مردم سیواس با دیدن ما با خوش رویی سعی در برقراری ارتباط داشتند یکی از آنها از روی نقشه کوتاهترین و بهترین مسیر رسیدن به آنتالیا را بعد از سیواس٬ قیصری٬ نوشهیر٬ آکسارای٬ و قونیه میدانست. این مسیر را هنگام بازگشت از آنتالیا در عمل طی کردیم مسیر خوبی برای رسیدن به آنتالیاست جاده هایش بهتر و کوتاهتر  از مسیر  دغوبایزید ٬ وان ٬ بیتلیس ٬ دیاربکر ٬ قازیانتپ ٬ آدانا ٬ مرسین ٬ آنامور ٬ آلانیا ٬ آنتالیا است. پیشنهاد من هم برای رسیدن به آنتالیا با یک شب استراحت و دو روز رانندگی مسیر سیواس ٬ قیصری ٬ قونیه است.

مردم سیواس ٬ میزبانانی مهربان

نزدیک ظهر بود و یکی دیگر از سیواسیون که کت و شلواری مرتب ولی قدیمی پوشیده بود سعی داشت تا جاهای دیدنی شهر را به ما نشان دهد. مامور اداره مالیه بود خودش یک ماشین فیات قدیمی داشت او جلو و ما بدنبالش ٬ما را به مرکز قدیمی شهر سیواس راهنمایی کرد جایی برای پارک ماشینمان هم پیدا کرد مسئول پارکینگ دو ماشین را به ما نشان داد که پلاک ایرانی داشتند و پارک کرده بودند  فهمیدیم که ما تنها ایرانیانِ مهمان سیواس نیستیم این قسمت از شهر سیواس میدانی با ساختمانهای قدیمی ولی مرتب بود٬ که نشان از قدمت شهر میداد. گردشی کوتاه در شهر و چند عکس یادگاری و بعد وداع با شهر سیواس و میزبانان مهربانش.

سیزده بدر و آیران

روز سیزده بدر بود پس نهار را در خارج شهر سیواس و در جاده قیصری صرف کردیم. در نزدیکی محل اطراقمان مان یک پمپ بنزین و فروشگاه بود که از آنجا دوغهای لیوانی یا آیران (ayran) خریدیم این دوغها بنظرم خیلی خوشمزه است.

دوغ لیوانی یا آیران ترکیه

 

فواصل با مزه

نکته ای که برایم جالب بود فواصل تقریبا ۲۰۰ کیلومتر شهرهای مهم مسیر است.(آغری - ارزروم ٬ ارزروم - ارزنجان ٬ ارزنجان - سیواس ٬ سیواس - قیصری).

+ محمد ; ٧:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سفر نوروزی سال 88 به ترکیه - بخش اول

 

سفر زمینی به ترکیه مرکزی و قبرس شمالی

نوروز امسال اصلا نتوانستم به سفرهایی که از پیش برنامه ریزی کرده بودم بروم دلیل آن معلوم است "مشغله کاری" . سفر دور اروپا که منتفی شد دوست داشتم  یا به تایلند و یا هند ...بروم اما آنهم جور نشد. دوباره توفیق اجباری شد برای سفر زمینی به آنتالیا٬ منتها گفتیم برای آنکه کشور جدیدی٬ دیده باشیم قبرس شمالی را هم از طریق دریایی برویم. مسیر حرکت را متفاوت از مسیر پارسال انتخاب کردیم تا تنوعی باشد و شهرهای جدیدتری را هم ببینیم.

مسیر حرکت ما ٬ در این سفر

مسیر رفت تا قبرس شمالی: بازرگان - دغوبایزید - آغری - ارزروم - ارزنجان - سیواس - قیصری - اورگوپ - نوشهیر - نیده - مرسین - سیلیفکه - تاشجو - قبرس شمالی(دریایی)

مسیر رفت از قبرس شمالی تا آنتالیا : تاشجو - بزیازی - آنامور - غازی پاشا - آلانیا - آنتالیا - کمر

مسیر برگشت از آنتالیا تا بازرگان : آنتالیا - ماناوگیت - قونیه - آکسارای - نوشهیر - قیصری - سیواس - ارزنجان - ارزروم - آغری - دغوبایزید - بازرگان

فاصله بازرگان تا آنتالیا از مسیرهای مختلف

سوال دوست عزیزم امید٬ در مورد فواصل مسیرهای مختلف رسیدن به شهر آنتالیا بصورت زمینی٬ ممکن است برای دوستان دیگر هم مفید باشد که در زیر آورده شده است.


موقع بنزین زدن سعی میکردم کیلومتر ماشین را صفر کنم تا مسافت بین شهرها دستم بیاید و با فاصله مسیرهای دیگر مقایسه کنم ضمنا به حافظه ام اکتفا نکرده و آنها را یادداشت میکردم در ضمن کیفیت جاده ها را هم دقیقا زیر نظر داشتم.

فواصل مسیرها عبارت بودند از:
بازرگان تا سیواس 770 کیلومتر (داخل شهر سیواس گردش کوچکی داشتیم)
سیواس تا قونیه 520 کیلومتر (در برگشت از آنتالیا از این مسیر آمدیم)
قونیه تا آنتالیا 410 کیلومتر (در برگشت از آنتالیا از این مسیر آمدیم)
جمع این مسیر 1700 کیلومتر
اما در مورد کیفیت جاده این مسیر: از بازرگان تا ارزروم دست اندازها زیاد از آن به بعد (بجز در مسیرهای کوهستانی و مرتفع )جاده خوب بود.

اما از مسیر قبلی:
بازرگان تا وان 265 کیلومتر
وان تا مرسین 980 کیلومتر
مرسین تا آنتالیا 480 کیلومتر
جمع این مسیر 1725 کیلومتر
اما در مورد کیفیت جاده این مسیر: از مرز تا نزدیک شهر دیار بکر جاده پر دست انداز است از آن به بعد تا شهر سیلیفکه و تاشجو خوب است اما از تاشجو تا نزدیک آلانیا که 300 کیلومتر میشود جاده باریک کوهستانی و پر از پیچ های تند است و عبور از این قسمت خیلی کند است(حدود 5 الی 6 ساعت طول کشید تا عبور کنیم)

اما مسیر بعدی که موقع رفت ما رفتیم
بازرگان تا سیواس 770 کیلومتر
سیواس تا مرسین 620 کیلومتر ( با گردشی که در منطقه کاپادوکیا داشتیم)
مرسین - تاشجو 90 کیلومتر
تاشجو - آنتالیا 390 کیلومتر
جمع این مسیر 1870 کیلومتر
اما در مورد کیفیت جاده این مسیر: بازرگان تا ارزروم پر دست انداز - از ارزروم تا نیده جاده خوب - از نیده تا مرسین اتوبان - اما از تاشجو تا نزدیک آلانیا که 300 کیلومتر میشود جاده باریک کوهستانی و پر از پیچ های تند است و عبور از این قسمت خیلی کند است(حدود 5 الی 6 ساعت طول کشید تا عبور کنیم)

برنامه روز نخست سفر

برنامه ریزی ابتدای سفر ما آن بود که بجای توقف شبانه در تبریز تا بازرگان برویم و هنگام غروب آفتاب از گمرک و مرز بگذریم و شب در هتل گلدن هیل دغوبایزید( GoldenHill Hotel ) بمانیم و فردا با خیال راحت و پر انرژی بسوی آنتالیا برویم. در سفرهای قبلی از ظاهر این هتل خوشم آمده بود.

 

هتل گلدن هیل دغوبایزید

کولاک

 و بهم خوردن برنامه سفر از روز نخست

 اما در ابتدای سفرمان متوجه شدیم که بارندگی شب قبل غوغا کرده و تقریبا تمام راههای کوهستانی کشور را مسدود کرده و ماشینهای زیادی شب را در کولاک و برف مانده اند (۱۱ فروردین ۱۳۸۸). پلیس راهها را بسته بود و از صف طولانی خودرو ها میخواست که یا منتظر بازگشایی راهها باشند یا به شهر قبلی برگردند و جالب اصرارهای رانندگان برای عبور از جاده های برفگیر بود بعد از ساعتی معطلی از روی نقشه و با سوال از پلیس مسیر دیگری که طولانی تر بود و به زنجان ختم میشد را انتخاب کردیم و راه افتادیم در جاده های کوهستانی هنوز آثاری از کولاک شب قبل وجود داشت و هنوز خودروهایی محاصره شده در برف ٬و بدون سرنشین ٬ در حالی رها شده بودند که چراغ های فلاشرشان روشن بود. و ما از اینکه شب نیست و وضعیت مشابهی نداریم خدا را شکر کردیم.

هتل ائل گولی تبریز

 مشخص بود که شب به مرز بازرگان نمیرسیم و باید در تبریز بمانیم پس تلفنی با هتل محبوب و همیشگی مان ائل گولی تبریز هماهنگ کردیم و شب در آنجا ماندیم. هتل ائل گولی تبریز را خیلی دوست دارم جزء معدود هتل های ایرانی است که واقعا کلاس ۵ ستاره دارد شبی ۹۸ هزار تومان دفعات قبل شبی ۷۰ هزار تومان بود دو بار هم هتل شهریار رفته ایم لوکستر است آخرین بار شبی ۱۲۰ هزار تومان٬ اما ائل گولی را ترجیح میدهم. شباهت و معماری هتل ائل گولی تبریز و گراند حیات دبی خیلی جالب است و چون هر دو هتل را دیده ام از شباهت آنها واقعا متعجب شدم. اینبار چهار یا پنجمین باریست که به این هتل میآییم. 

هتل ائل گولی تبریز

 

صرافی یا ارزفروشان بازرگان٬ کدام بصرفه تر است؟

فردا صبح به سوی بازرگان حرکت کردیم در شهر صوفیان از یک صرافی بنام صرافی کباری لیر ترک خریدیم هر لیر ۶۰۰ تومان. در بازرگان دست فروشها هر لیر را ۶۱۰ تومان میفروختند (تلفن صرافی ۰۹۱۴۳۱۴۰۲۲۶ ). موقع برگشت از ترکیه قیمت لیر ترک گران شده بود وفروش ۶۴۰ تومان بود نزدیک ظهر به مرز بازرگان رسیدیم عده زیادی از ایرانیان که ابتدای نوروز به ترکیه رفته بودند داشتند برمیگشتند و قسمت ورود به ایران شلوغ بود اما قسمت خروج از ایران خلوت بود.طبق معمول دفعات قبل ۵۰۰۰ تومان برای خروج هر نفر پرداخت کردیم و از مرز گذشتیم در قسمت ترک هزینه ۵۰ لیری بیمه آکسا ترک را پرداخت کردیم و پس از کنترل و مهر زدن و ...پاسپورتها از محوطه گمرک ترکیه خارج شدیم و بسوی دغوبایزید راه افتادیم. شهرهای دغوبایزید ٬ آغری و ارزروم برایمان تکراری بود طی یکسال اخیر این سومین باری بود که از این شهرها میگذشتیم. جاده ها دوباره پر از دست انداز شده بود پاییز گذشته جاده ها ترمیم شده بودند اما برف و یخبندان زمستان دوباره جاده ها را به چاله چوله تبدیل کرده بود البته کیفیت نامناسب آسفالت ها را نباید نادیده گرفت چون همین زمستان در جاده های اتوبان آنکارا چندان مشکلی ایجاد نمیکند. شب اول در ارزنجان ماندیم.

عکسهای زیر را با گوشی موبایلم در مرز ایران و ترکیه بعد از عبور از مرز ایران و در سمت مرز قوربولک ترکیه گرفته ام تا خاطرات دوستان تازه شود.

مرز بازرگان به قوربولک ( مرز ایران و ترکیه )- نما از سمت ترکیه

توضیح تصویر فوق: پشت سایبان دروازه های ورود به ایران است و نیمی از تپه روبرو متعلق به ایران و نیمی دیگر متعلق به ترکیه است.

 

 سالن انتظار  گمرک ترکیه - مرز بازرگان ایران به قوربولک ترکیه

 

نمای کوه آرارات از مرز بازرگان به قوربولک - سمت گمرک ترکیه

 

ماشینهای منتظر ورود به ایران - مرز قوربولک ترکیه به بازرگان ایران

 

در انتظار ورود به خاک ایران - مرز قوربولک ترکیه به بازرگان ایران - سمت خاک ترکیه

+ محمد ; ٧:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

فاصله بازرگان تا آنتالیا

 

فاصله بازرگان تا آنتالیا از مسیرهای مختلف

سوال دوست عزیزم امید٬ در مورد فواصل مسیرهای مختلف رسیدن به شهر آنتالیا بصورت زمینی٬ ممکن است برای دوستان دیگر هم مفید باشد که در زیر آورده شده است.

سوال:

سلام محمد جان
من در مسیر برگشت از انتالیا میخواستم از همین مسیر شما برگردم ولی هرچه محاسبه کردم دیدم دورتر است.شما میدانید دقیقا از این مسیر از بازرگان تا انتالیا چند کیلومتر است؟


جواب:

امید جان سلام
موقع بنزین زدن سعی میکردم کیلومتر ماشین را صفر کنم تا مسافت بین شهرها دستم بیاید و با فاصله مسیرهای دیگر مقایسه کنم ضمنا به حافظه ام اکتفا نکرده و آنها را یادداشت میکردم در ضمن کیفیت جاده ها را هم دقیقا زیر نظر داشتم.

فواصل مسیرها عبارت بودند از:
بازرگان تا سیواس 750 کیلومتر (داخل شهر سیواس گردش کوچکی داشتیم)
سیواس تا قونیه 500 کیلومتر (در برگشت از آنتالیا از این مسیر آمدیم)
قونیه تا آنتالیا 300 کیلومتر (در برگشت از آنتالیا از این مسیر آمدیم)
جمع این مسیر 1550 کیلومتر
اما در مورد کیفیت جاده این مسیر: از بازرگان تا ارزروم دست اندازها زیاد از آن به بعد (بجز در مسیرهای کوهستانی و مرتفع )جاده خوب بود.

اما از مسیر قبلی:
بازرگان تا وان 265 کیلومتر
وان تا مرسین 980 کیلومتر
مرسین تا آنتالیا 480 کیلومتر
جمع این مسیر 1725 کیلومتر
اما در مورد کیفیت جاده این مسیر: از مرز تا نزدیک شهر دیار بکر جاده پر دست انداز است از آن به بعد تا شهر سیلیفکه و تاشجو خوب است اما از تاشجو تا نزدیک آلانیا که 300 کیلومتر میشود جاده باریک کوهستانی و پر از پیچ های تند است و عبور از این قسمت خیلی کند است(حدود 5 الی 6 ساعت طول کشید تا عبور کنیم)

اما مسیر بعدی که موقع رفت ما رفتیم
بازرگان تا سیواس 750 کیلومتر
سیواس تا مرسین 620 کیلومتر ( با گردشی که در منطقه کاپادوکیا داشتیم)
مرسین - تاشجو 90 کیلومتر
تاشجو - آنتالیا 390 کیلومتر
جمع این مسیر 1850 کیلومتر
اما در مورد کیفیت جاده این مسیر: بازرگان تا ارزروم پر دست انداز - از ارزروم تا نیده جاده خوب - از نیده تا مرسین اتوبان - اما از تاشجو تا نزدیک آلانیا که 300 کیلومتر میشود جاده باریک کوهستانی و پر از پیچ های تند است و عبور از این قسمت خیلی کند است(حدود 5 الی 6 ساعت طول کشید تا عبور کنیم)

نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 18:50 

+ محمد ; ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

چگونه در ترکیه رانندگی کنیم؟

پلیس ترافیک ترکیه

چگونه در ترکیه رانندگی کنیم؟

در سفرهایی که به ترکیه داشته ام همیشه نگران جریمه شدنم توسط پلیس ترافیک ترکیه بوده ام چون مبالغ جریمه ها بالاست و حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ لیر ترک است. یک ضد حال اساسی٬ در طول سفر خواهد بود٬ خوب این جنبه بد جریمه است اما جنبه خوب آن همان عامل بازدارندگی آن است. راه حل ساده جریمه نشدن٬ رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی ترکیه است یک خبر خوب آنست که قوانین راهنمایی و رانندگی ترکیه خیلی شبیه ایران است. اگر در ایران بندرت جریمه میشوید در ترکیه هم همینطور خواهید بود. تفاوت های مختصری وجود دارد که با کمک دوستان عزیز صاحب تجربه سعی می کنم آنها را در اینجا بیاورم تا مورد استفاده همه قرار گیرد.

نکاتی راجع به رانندگی در ترکیه

۱- رانندگان در ترکیه بندرت بوق میزنند و پشت چراغ قرمز با حوصله می ایستند. و کلا نسبت به ایرانیان٬ با آرامش و دقت بیشتری رانندگی میکنند.

۲- در شهر های ترکیه٬ اطراف میدانها٬ چراغ قرمزهای متعددی نصب شده مواظب باشید آنها را رد نکنید.

۳- گاهی در جاده های خارج شهر٬ رانندگان ماشینهای مقابل٬ با زدن چراغ شما را از وجود پلیس مطلع میکنند و با حرکت دست٬ شما را به کاهش سرعت دعوت میکنند هشدار آنها را جدی بگیرید و از سرعت خود بکاهید. بسته به جاده و تابلوهای حداکثر سرعت مجاز٬ سرعتی حدود ۷۰ تا ۹۰ کیلومتر٬ برای عبور از مقابل پلیس مناسب است.

۴- پلیس گاهی در جاده معمولا ۱۰ الی ۲۰ کیلومتر مانده به شهرها کمین میکنند خیلی دقت کردم تا نحوه کمین آنها را متوجه شدم. معمولا یک پلیس با دوربین سرعت سنج٬ درون یک ماشین شخصی٬ مینشیند. نحوه پارک ماشینشان تابلو است به این صورت که در شانه خاکی سمتی(لاینی) که شما در حال حرکت هستید و رخ به رخ شما میایستند سرعتتان را ثبت میکنند اگر بیشتر از حد مجاز باشد با بیسیم به ماشین پلیسی که ۳ الی ۴ کیلومتر جلوتر ایستاده خبر میدهد ٬ و بر روی قبض جریمه میزان سرعت شما نوشته میشود.

۵- گاهی پلیس ترافیک٬ در خارج شهر٬ بطور تصادفی تعدادی ماشین را متوقف میکند و از آنها تست الکل به عمل می آورد٬ معمولا این تست را در آخر هفته و در نزدیکی بارها و کلوبها و فقط از رانندگان میگیرد. در سفر اخیرمان(نوروز ۸۸) و در نزدیکی شهر ارزروم٬ پلیس ماشینمان را متوقف کرد و از من تست الکل گرفت دستگاهی کوچک شبیه٬ دستگاههای ماموران آب و برق٬ که لوله های یکبار مصرفی روی آنها نصب میشد و باید در آنها فوت میکردم. که میزان الکل ریه را نشان میداد. خوشبختانه من مشکلی نداشتم و اجازه عبور یافتم. اگر از حد مجاز بالاتر باشد بعلاوه جریمه شاید به شما اجازه ادامه مسیر داده نشود. 

۶- در بزرگراهها و اتوبان٬ رانندگان ترک٬ معمولا موقع تعویض لاین راهنما نمیزنند٬ اگر در حال سبقت هستید با چراغ زدن یا بوق آنها را متوجه کنید.(منبع).

۷- کمربندهای خود را حتما ببندید و از نشاندن کودکان بر روی صندلی جلو خودداری کنید(منبع)

پیوندها:

نکاتی راجع به رانندگی در ترکیه (بزبان انگلیسی)

+ محمد ; ٧:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سفر زمینی به ارزروم

نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 10:7 شماره پست: 250

تغییر مسیر برنامه سفر به شرق ترکیه

قرار بود سفر کوتاهی به شهر وان ترکیه داشته باشیم و ظاهرا نزدیکترین مرز ورودی به شهر وان ترکیه مرز رازی است در سفر زمینی شرق ترکیه مان تا وقتی به شهر خوی رسیدیم احتمال تغییر برنامه سفرمان را کم می دانستیم تا اینکه از مردم شهر خوی در مورد امنیت و وضعیت جاده های شهر خوی تا مرز رازی سوال کردیم پاسخ ها ما را متقاعد کرد تا مسیر بازرگان را برای ورود به ترکیه انتخاب کنیم و از مرز رازی منصرف شویم

پاسخ های مردم خوی درباره وضعیت جاده و امنیت مرز ایران و ترکیه

۱- وضعیت جاده: از شهر خوی به شهر قطور و مرز رازی بد نیست و آسفالت است و میتوان به ترکیه رفت ( توضیح: البته دولت ترکیه از عدم آسفالت شدن ۱۵ کیلومتر مسیر خوی به مرز رازی گله مند بوده اند)

۲- امنیت جاده: از شهر خوی تا مرز رازی امنیت جاده خوب است اما بعد از عبور از مرز رازی- کاپی کوی و ورود به خاک ترکیه٬ جاده ها نا امن است و چریکهای جدایی طلب پ. ک. ک در جاده های کوهستانی با گذاشتن سنگ جاده ها را میبندند.  و بعد چه میشود ؟ را دیگر نپرسیدم همین اندازه برای تغییر مسیر کافی بود البته این جواب را از نفر اول که شنیدم کمی تامل کردم اما وقتی نفرات پنجم و ششم هم همین نظر را داشتند دیگر تردید نکردم و به طرف بازرگان تغییر مسیر دادم.

۳- امنترین مرز ورودی به ترکیه بازرگان است و در تمام ساعات شبانه روز میتوان ایمن عبور کرد همه توصیه میکردند از این مرز وارد ترکیه شویم.

۴- مرز سرو ـ اسندره از مرز رازی امنتر است اما در تاریکی عصر و شب احتمال سنگ گذاشتن و بسته شدن راه وجود دارد. 

مرز بازرگان

ساعت ۴ بعدازظهر به شهر بازرگان رسیدیم باک ماشین را پر از بنزین کردم قیمت گران بنزین در ترکیه(در آبان ماه هر لیتر ۲۳۰۰ تومان) ٬ ارزش بنزین ۱۰۰ تومانی ایران را برخ میکشد. برای سفر زمینیمان به شرق ترکیه این باک کفایت خواهد کرد. با هر باک پر ٬ در جاده های بین شهری تا ۷۷۰ کیلومتر ٬ تجربه رانندگی با پژو  ۲۰۶  را داشته ام. قیمت بالای بنزین ترکیه یکی از دلایل اصلی ٫ انتخاب اولیه مرز رازی برای رسیدن به شهر وان بود.

محوطه مرزی بازرگان شلوغ بود و اتوبوسهای حاوی زوار ایرانیان راهی سوریه ٬ برای عبور از مرز ٬ متوقف ٬ و مسافران آنها برای درج مهر خروج از کشور ٬ منتظر و در صف ایستاده بودند. در سمت ایران یکساعت و در سمت ترکیه نیم ساعت ٬ انجام تشریفات اداری ٬ طول کشید.

هوا داشت تاریک میشد و باران هم نم نم میبارید با این اوصاف ما در خاک ترکیه ٬ راه دغوبایزیت٬ اولین شهر مرزی ترکیه را در پیش گرفتیم فاصله این شهر تا مرز ایران ۳۵ کیلومتر است.

شهر دغوبایزید

شهر دغوبایزید ۵۶۰۰۰ و با حومه ۱۱۵۰۰۰ نفر جمعیت و در فاصله ۳۵ کیلومتری مرز ایران و در شرق ترکیه قرار دارد این شهر کوچک ٬ با خیابان های سنگفرش ٬ شهری جذابی برای اقامت نیست البته اگر به شب برخوردید میتوانید در هتل ۳ ستاره گلدن هیل شهر اقامت کنید که در جاده اصلی بازرگان به دوغوبایزید قرار گرفته٬ چند هتل ارزان قیمتتر ولی نه چندان مناسب در مرکز شهر قرار دارد. 

شرق ترکیه ناآرام و ملتهب

هنگام برگشت و  گردش در شهر دغوبایزید متوجه شدیم که شیشه چند مغازه در مرکز شهر شکسته است که حاصل ناآرامی های آنروز بود ماشینهای نظامی و ضد شورش برای کنترل مردم در شهر پرسه میزدند دو شب قبل در شهر ارزروم ٬ تلویزیون ترکیه تصاویری از سنگ پرانی مردم به پلیس در شهرهای آدانا٬ مرسین٬ و حکاری به سبک مردم فلسطین نشان می داد ٬ ظاهرا مسئله جدایی طلبی کردها در کنار مسئله ممنوعیت حجاب و دادگاه کودتاچیان علیه دولت از مسائل مورد اختلاف و تحریک کننده بوده است.

 در جاده دغوبایزید به ارزروم هم کامیونهای پر از نظامی و خودروهای ضد شورش در دسته های چندتایی در حال حرکت بودند که نشانه ای از گسترش شورشها به چندین شهر شرق و جنوب شرقی ترکیه بود

دیدنی های منطقه دغوبایزید

دیدنی هایی از دغوبایزید که موفق به دیدن آنها نشدم .

۱- دومین گودال شهاب سنگی بزرگ دنیا ٬ در دو کیلومتری مرز ایران و سمت ترکیه ٬ به طرف روستای ساری چاووش. بلافاصله پس از خروج از محوطه گمرکی قربولک ترکیه ٬ در جاده باریکی به سمت شمال جاده اصلی قرار دارد.(نقشه گوگل گودال)

۲- قلعه اسحاق پاشا در ۸ کیلومتری جنوب شرقی شهر دغوبایزید تاریخ ساخت سال ۱۷۸۴ میلادی.

 شهر ارزروم

جاده های مرز ایران تا  ارزروم در آبان ماه ۸۷ نسبت به نوروز ۸۷ با لکه گیری های آسفالت جاده ها وضعیت بهتری پیدا کرده بود و در قسمتهایی در حال تعمیر کلی و افزودن باندهای جداگانه بودند. حضور ارتش ترکیه و خودروهای نظامی آنها در جاده ها نشان از وضعیت غیر عادی شرق ترکیه میداد . بعد از رسیدن به ارزروم از مسئول یک پمپ بنزین سراغ هتل خوب شهر را گرفتیم بر روی کاغذ کروکی هتل دیلاور را برایمان کشید جالب بود که بجای چهار راه و میدان با تعداد چراغ قرمزهایی که باید پشت سر می گذاشتیم و چپ و راست  ٬ به ما آدرس داد.

بعد از چند بار چرخیدن دور خیابانهای اصلی شهر و نیافتن هتل دوستان پمپ بنزینی مان ٬ تصمیم گرفتیم خودمان هتلی در مرکز شهر پیدا کنیم. در خیابان کارا بخیر ٬ چند تا هتل را پرسیدیم ظاهرا بهترینشان هتل گراند هیتیت ۳ ستاره بود ولی جا نداشت. بالاخره هتل آمیللر ۲ ستاره را با تمیزی قابل قبول و قیمت اتاق دو نفره ٬ شبی ۷۰ لیر گرفتیم.(نقشه گوگل خیابان کاظم کارا بخیر)

شهر ارزروم بزرگترین شهر شرق ترکیه است این شهر ۲۸۰ کیلومتر بعد از بازرگان و در راه آنکارا و استانبول قرار دارد آب و هوای این شهر در زمستان سرد و برفی و تابستان خنک است. متوسط دمای هوا در زمستان  ۱۱-  است که گاهی تا ۳۰- همراه با بارش برف سنگین هم میرسید در ارتفاعات جنوب این شهر پیست اسکی مشهور پالان دوکن قرار دارد. که امکانات مناسب اسکی در آن فراهم است.

کلمه ارزروم در زبان پارسی بمعنی سرزمین رومیان است جمعیت این شهر حدود ۴۰۰ هزار نفر است.

گردش در شهر ارزروم

شهر ارزروم بر روی شیب نسبتا تند چند تپه ساخته شده شیب شهر برعکس تهران از جنوب به شمال است در شهر ارزروم برعکس شهرهای کوچک ترکیه خبری از خیابان های سنگفرش نیست و همه خیابانها آسفالتند. فروشگاه میگروس و کارفور در خیابان ایستگاه راه آهن شعبه دارند خیابان اصلی شهر٬ خیابان جمهوریت است با پهنای نه چندان زیاد. دست‌بندها، گردن‌بندها، سنجاق‌هاى سینه، گل‌آویز و تسبیح ساخته شده از سنگ از صنایع دستی شهر ارزروم است.دانشگاه اتاتورک ارزروم با ۴۲۰۰۰ دانشجو جزء بزرگترین دانشگاههای ترکیه است.

راه آهن ارزروم

ایستگاه راه آهن ارزروم انتهایی ترین ایستگاه شرق ترکیه است و این شهر را به شهرهای غربی ترکیه متصل میکند هر روز ساعت ۸.۳۵ صبح قطار  Doğu Express از استانبول به سوی ارزروم حرکت میکند و  در آنکارا ٬ اسکی شهر ٬ سیواس و ارزنجان و ارزروم توقف دارد. علاوه بر آن قطار Erzurum Express روزانه از آنکارا به سمت ارزروم حرکت میکند که این قطارها راحتتر هستند.

قطارهای سریع السیر قرار است بین استانبول - آنکارا و آنکارا - قونیه با سرعت ۲۵۰ کیلومتر بزودی راه اندازی شوند

هتلهای شهر ارزروم

بعد از یک شب اقامت در هتل آمیللر در مرکز شهر ارزروم به هتل چهار ستاره palanhotel  نقل مکان کردیم٬ اتاق دو نفره شبی ۱۲۰ دلار ٬ این هتل در خارج شهر و در بلندی های پالاندوکن واقع شده است. پالاندوکن تپه ای است که در جنوب شهر واقع شده و مرکز اسکی ارزروم است تا مرکز شهر حدود ۵ کیلومتر فاصله دارد هتلهای لوکس ارزروم در این قسمت قرار دارند یک هتل ۵ ستاره بنام پولیت رنسانس هتل با شبی ۱۸۰ دلار برای اتاق دو نفره و سه هتل ۴ ستاره ٬ بنامهای ددمان هتل ٬ اسکی لوژ و پالن هتل در این قسمت قرار دارند.

امکانات تله اسکی و اجاره لوازم اسکی و کلاسهای آموزش اسکی در فصل زمستان رونق زیادی دارد. پیست اسکی ارزروم ۱۵ کیلومتر طول دارد

+ محمد ; ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 13

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 9:1 شماره پست: 52

شهر آغری  agri

هنگام برگشت به مرز بازرگان چون به غروب آفتاب برخوردیم در شهر آغری توقف کردیم از طرفی تا مرز فقط شهر کوچک دوغوبایزید وجود دارد. شهر کوچک آغری در فاصله ۱۸۵ کیلومتری  شهر ارزروم و در ۱۲۰ کیلومتری مرز ایران قرار دارد . بلندترین کوه ترکیه بنام قله آغری یا آرارات با ارتفاع ۵۱۶۵ متر نزدیک این شهر قرار دارد. عاشقان کوهنوردی گاهی از ایران هم به این منطقه می آیند. 

شاید شما هم اگر٬ قبل از ورود به آغری شهرهای استانبول ٬ آنتالیا ٬ مارماریس ٬ بدروم ٬ مرسین و سامسون را می دیدید مثل ما تحمل ماندن در این شهر را نداشتید.خود شهر آغری چندان جایی برای گردش و تفریح ندارد ٬ شهر دو سه تا هایپرمارکت متوسط دارد که با خرید و گردش در آنها کمی وقت گذراندیم٬ در شهر توریستی دیده نمی شد.شهر ظاهر تمیز و مرتبی نداشت ٬ و  چند هتل سه و دو ستاره نه چندان جالب هم در مرکز شهر دیده میشد ٬ ما در هتل بویوک آغری مستقر شدیم اتاق دو تخته شبی ۱۰۰ لیر.

چشم انداز بد هتل

در هتل ۳ ستاره بویوک آغری ٬ اتاقی را به ما دادند که به حیاط پشتی هتل دید داشت که بلافاصله بعد از هتل ٬ یک درب بزرگ نرده ای قرار داشت که زباله ها و آشغال های شهر در آنجا ریخته می شد تا بعدا ماشین حمل زباله آنها را به خارج شهر ببرد ٬ که بسیار بد منظره بود . اما از خیر تعویض اتاق گذشتیم.

به طرف مرز ایران

 بعد از استراحت شبانه در شهر آغری ٬ بطرف مرز ایران راه افتادیم ٬ ۸۰ کیلومتر بعد برای بار دوم به شهر دوغوبایزید رسیدیم و این تنها شهری بود که در سفر دور ترکیه مان دو بار از آن رد شدیم. ۴۰ کیلومتر بعد هم به مرز قوربولک رسیدیم .در مرز ترکیه و ایران در کمتر از یک ساعت از مرز گذشتیم .

جاده های خراب شرق ترکیه 

جاده های ارزروم  تا مرز ایران خصوصا آغری به بعد ٬ خیلی دست انداز دارد و شما باید مثل بازی آتاری مارپیچ حرکت کنید یا مرتب ترمز کنید ولی باز هم از دست بعضی از چاله ها نمیتوانید فرار کنید ٬

سلام ایران عزیز

 بعد از عبور از نوار مرزی وارد شهر بازرگان شدیم ٬ احساس خیلی خوبی داشتیم ٬ طی این چند روزی که در سفر دور ترکیه بودیم دلمان برای ایران تنگ شده بود ٬ همه چیز ایران برایمان تازگی داشت شنیدن زبان فارسی چقدر بنظرم شیرین می آمد ٬ آب معدنی های ایرانی به مذاقم خوشمزه تر میرسید ٬ بعد از حدود کمتر از یک ماه دوری از ایران ٬ با تمام وجودم ایران را حس می کردم .جاده های ایران با کیفیت است ٬ بنزین ایران ارزان است ٬ و خیلی نعمات خداداد دیگر در ایران فراوان است اما چه چیزی ما نداریم ؟ که باعث عقب ماندگی ما شده است؟ از حوصله این سفرنامه خارج است... 

 بنزین ایران - بنزین ترکیه

اولین کاری که بعد از ورود به بازرگان کردیم ٬ رفتن به پمپ بنزین بود ٬ و با کارت سوخت باک ماشین را لبریز کردم ۴۲۰۰ تومان شد در ترکیه برای این ۴۲ لیتر بنزین بارها حدود ۱۲۰ هزار تومان پول داده بودم آخرین بار در شهر آغری ٬ فقط برای ۱۰ لیتر بنزینی که ما را تا لب مرز برساند حدود ۳۰ هزار تومان پرداخت کردم.

نظر ارزشمند دوست عزیزمان بولوت: سلام دوستان عزیز ، به دلیل بعضی مسائل سیاسی و وجود ....... شرق ترکیه زیاد دارای امکانات نیست مخصوصا جنوب شرقی !  در ضمن الان آنجا بنزین لیتری 2400 تومن هست ( 90.09.20)  اما گفته باشم ، بنزین اونجا وقتی به موتور خودرو میرسه ماشینت میشه هواپیما !! خیلی با کیفیت تر از بنزین سوپر ماست. در آخر از شما تشکر میکنم .

 

پیوندهای مفید:

سفرنامه تصویری شرق ترکیه(بزبان ترکی)

سفرنامه تصویری  یک یونانی از سفر ترکیه و ایران

+ محمد ; ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 12

نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 10:31 شماره پست: 47

پیش بسوی شهر سامسون

دیگر سفر دور ترکیه ما داشت به انتهای خود نزدیک میشد ٬ مقصد بعدی ما شهر بندری سامسون در ساحل دریای سیاه (عکسها)٬ و در فاصله ۴۲۰ کیلومتری آنکارا بود ٬ ما از شهر غریق قلعه٬ در شرق آنکارا راه افتادیم ٬ بعد از شهر چوروم ٬ جاده مقداری کوهستانی بود و ما ساعت ۲ بعد از ظهر به شهر زیبای سامسون رسیدیم این شهر حدود نیم میلیون نفر جمعیت دارد ٬ هتل سه ستاره و عالی ٬ نورث پوینت را که در خیابانی ساحلی قرار داشت گرفتیم ٬ پشت هتل ٬ بازار زیبای سامسون قرار داشت ٬ قیمت اجناس آنها نسبت به استانبول ارزانتر بود بازارش به صورت کوچه بازار  ولی خیلی مرتب و لوکس٬ با کف سنگفرش بود .

در راه ترابوزان

 سر سبزی کوهها و تپه ها و منظره دریا و شهر های کوچک ٬سفر در حاشیه دریای سیاه را بسیار لذت بخش کرده بود ٬ مناظر این منطقه از ترکیه ٬ شبیه شمال ایران در چالوس و رامسر بود .نزدیک ظهر از سامسون بطرف ترابوزان راه افتادیم و بعد از عبور از شهرهای اردو و گیرسون و کلی شهر های کوچک دیگر غروب به شهر طرابوزان رسیدیم.

شهر ترابوزان

هنگام غروب آفتاب به شهر بندری ترابوزان رسیدیم باران ریز و آرامی شروع به بارش کرده بود شهر های شمالی ترکیه همه زیبا بودند ترابوزان هم جزء شهرهای نسبتا بزرگ ترکیه است. این شهر دیدنی های زیادی دارد که در زیر بعضی از آنها را می بینید.

هتل آکسولار

شب در هتل ۳ ستاره آکسولار بودیم ٬ اتاف دو تخته با صبحانه ۱۰۰ لیر بود البته چون هتل خلوت بود به ما یک سویت دو اتاقه با چهار تخت دادند. کلا شمال ترکیه توریست کمتری وجود داشت ٬ و هتل ها خلوت تر بودند و مسافران هتل ترک های خود ترکیه بودند.

به سوی شهر ارزروم

خیلی دوست داشتیم به سفر خود در حاشیه دریای سیاه ادامه دهیم و بعد از طرابوزان٬ شهر ریزه و هوپا را در مجاورت مرز کشور گرجستان ببینیم و بعد به شهر ارزروم برویم اما دچار کمبود وقت شده بودیم ٬ پس مستقیم از طرابوزان بطرف شهر ارزروم راه افتادیم ٬ جاده های سر سبز و زیبای شمال ترکیه با دور شدن از دریا بتدریج محو شد و جاده پر پیچ و خم و کوهستانی نمایان شد بعد از شهر گوموش خانه و در ارتفاعات نزدیک شهر بایبورت جاده برفی بود و شاید حدود یک متر برف در حاشیه جاده وجود داشت٬ و برف آرام در حال بارش بود ٬ تا نزدیک ارزروم جاده همینطور بود و اطراف شهر هم برف روی زمین وجود داشت .

پیست اسکی ارزروم

پیست اسکی پالاندوکن ارزروم در ۵ کیلومتری جنوب غربی شهر قرار دارد که طولانی ترین و وسیع ترین پیست اسکی در ترکیه است جزء جاذبه های این منطقه محسوب میشود این پیست در ۱۵۰ روز سال قابل اسکی کردن است( ۱۰ دسامبر تا ۱۰ می) و در نزدیک آن امکاناتی مثل هتل ۵ ستاره رنسانس و  هتل ۴ ستاره ددمان و سه تله اسکی و دو تله سیژ و ... در محدوده این پیست ساخته شده است ارتفاع از سطح دریای آن ۲۲۰۰ تا ۳۱۷۵ متر میباشد این پیست بعنوان محل برگزاری مسابقات جهانی اسکی دانشجویان ۲۰۰۸ انتخاب شده بود.( منبع)

شهر ارزروم

شهر ارزروم تا مرز ایران حدود ۲۲۰ کیلومتر فاصله دارد بزرگترین شهر ناحیه آناطولی شرقی است شهر قدمت تاریخی فراوانی دارد و دارای یک موزه است قرارداد ارزروم بین ایران صفویه و عثمانی مشهور است. در این شهر کنسول گری ایران و یک مدرسه ایرانی وجود دارد.

سایت های مرتبط:

مدرسه ی ایرانی در شهر ارزروم ـ ترکیه

آدرس سرکنسولگری ایران در شهر ارزروم

Mountain PALANDÖKEN

Winter Sport Holidays 

+ محمد ; ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 11

نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 11:15 شماره پست: 45

اتوبان استانبول به آنکارا

پس از چند روز توقف در استانبول به سمت آنکارا راه افتادیم ٬ فاصله استانبول تا آنکارا ۴۵۰ کیلومتر است و مسیر اتوبان است ٬ که اتوبان این مسیر بهترین بزرگراه ترکیه می باشد ٬در مسیر این اتوبان ٬ پمپ بنزین و فروشگاههای شیک و مرتبی وجود دارد که تمیزی سرویس های بهداشتی بعضی از پمپ بنزینها در حد یک هتل ۳ ستاره بود ٬ عوارضی هایی که در ورودی اتوبان استانبول به آنکارا وجود دارد پول نقد یا خود پرداز فیش ندارند و فقط با کارت های KGS کار می کنند ٬ البته ساختمانی در نزدیکی این ورودی قرار دارد که کارتهای مربوطه را بفروش می رساند که قیمت این کارتها ۳۰ لیر ترک است ٬ که ما اشتباه کردیم خریدیم ٬ چون فهمیدیم جلوتر باجه هایی برای پرداخت نقد هم وجود دارد ٬ و کارت ۳۰ لیری ما بعد از کسر ۳ یا ۵ لیر روی دستمان مانده است.

فاصله استانبول تا آنکارا را طی ۵ الی ۶ ساعت طی کردیم آنهم با مصرف کردن کمی بیش از نصف باک بنزین ٬ که به خاطر کیفیت خوب بزرگراه بود.

 شهر گران قیمت آنکارا

آنکارا شهر تازه سازی بنظر می رسید از اتوبان وارد یک خیابان شدیم که ما را به مرکز شهر می برد اما خبری از ازدهام و شلوغی یک پایتخت نبود ٬ شهر تمیز ٬ مرتب و آرام می نمود. سفارت آمریکا و استرالیا و ...در این شهر قرار دارد و ایرانیان زیادی به اینجا برای انجام کارهای ویزا و مهاجرت و... رفت و آمد دارند٬ کمی دنبال هتل مناسب گشتیم ٬ اما قیمتها خیلی بالا بود هتلی سه ستاره و با ظاهری تمیز حدود ۲۰۰  یورو  برق از کله ام پراند ٬ چند هتل دیگر رفتیم یا جا نداشت یا ما نپسندیدیم ٬  غروب بود ٬ تصمیم گرفتیم بعد از گردشی کوتاه در شهر آنکارا ٬ برای خواب به شهر کوچکی در نزدیکی آنکارا بنام شهر غریق قلعه برویم ٬

 شهر غریق قلعه

بعد از غروب آفتاب به شهر کوچک غریق قلعه در فاصله ۵۰ کیلومتری آنکارا رسیدیم ٬ در ورودی شهر شعبه ای از دانشگاه آنکارا وجود داشت ٬ در خیابان اصلی شهر از ماشین پلیسی که توقف کرده بود آدرس هتل خوب شهر را پرسیدیم ٬ افسر پلیس که انگلیسی بلد نبود و ما هم ترکی بلد نبودیم به ما فهماند که خودش جلو خواهد رفت تا هتل ما را اسکورت خواهد کرد .

پلیس خوش برخورد ترکیه

ماشین پلیس ترکیه چراغ گردان زنان و ما به دنبالش راه افتادیم٬ چند خیابان را پشت سر گذاشتیم تا به خیابانی که ظاهرا بازار اصلی شهر بود رسیدیم ٬ چند هتل داخل خیابان قرار داشت ٬ ماشین پلیس داخل یک کوچه و مقابل هتلی توقف کرد و افسر پلیس پیاده شد و من هم پیاده شدم ٬ به من حالی کرد که این هتل هم تمیز است و هم ارزان. و خودش داخل هتل شد و به مسئول هتل سفارشات مربوطه را نمود و احترام نظامی گذاشت و رفت ٬ و ما که از این برخورد خوب پلیس ترکیه کمی متعجب و مقدار زیادتری متشکر شده بودیم٬

دانشجوهای مهربان

البته هتلی که پلیس به ما نشان داده بود را نپسندیدیم و برای صرف غذا وارد یک فست فود شدیم که غذاهای ترکی سرو می کرد غذاهای ترکی به نظرمان زیاد خوشمزه نرسید ٬چون اکثرا حاوی چاشنی های تند بودند ٬ از مسئول فست فود سراغ هتل خوب شهر را گرفتیم ٬ او هم از چند دانشجو خواست ما را راهنمایی کنند ٬ یکی از دانشجوها که به انگلیسی مسلط تر بود برای ما توضیح داد که شهر هتل خوبی ندارد اما در خارج شهر ٬ هتلی ۳ ستاره و خوب وجود دارد ٬ که برای رسیدن به آنجا باید دنبالشان برویم و همچنین گفت که رشته ریاضیات درس می خوانند٬  ۴ الی ۵  دانشجو با ماشین خودشان جلو و ما دنبالشان راه افتادیم و  ۵  کیلومتر به سمت آنکارا به مجموعه ساختمانهای دانشگاه رسیدیم که  شامل چند خوابگاه و یک هتل هم  میشد ٬

هتلی بنام ۳۱۸

هتل ۳۱۸ نام هتلی بود که بیشتر فضایی دانشجویی داشت ٬ اما نوساز و خیلی تمیز و برای توقف شبانه عالی بود ٬ دانشجو ها با ما به مقابل رسپشن آمدند و نقش مترجم را بازی می کردند ٬ شبی ۸۰ لیر برای اتاق دو نفره با صبحانه ٬ قیمت مناسبی بود ٬ شب را آنجا ماندیم.

مسابقه چلسی و فنر باغچه

هتل ۳۱۸ علاوه بر لابی رستوران٬ و طبقه زیر رستوران ٬ دیسکو یا بار و یک کافی نت بزرگ داشت٬ که از طبقه زیرین سر و صدای زیادی می آمد ٬ از روی کنجکاوی رفتم ببینم موضوع چیست ؟ دیدم نزدیک به ۴۰ الی ۵۰ نفر دانشجوی دختر و پسر روی صندلی نشسته اند و مسابقه فوتبال رفت چلسی و فنر باغچه را از طریق ویدئو پروژکتوری که روی دیوار انداخته اند تماشا می کنند. و با هیجان تیم فنر باغچه را تشویق می کردند ٬نشستیم و این بازی زیبا را تماشا کردیم٬ جالب بود که فنر باغچه مسابقه را از چلسی دو بر صفر برد ٬ شادی آن جمع دانشجویی دیدنی بود .

پیوندهای مفید:

خاطرات آنکارا از زبان یک مهاجر

 

+ محمد ; ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

پارکهای آبی ترکیه

پارکهای آبی ترکیه

 

اکثر شهرهای توریستی ترکیه دارای یک یا چند پارک آبی مستقل هستند و در بعضی از هتل های لوکس هم پارک های آبی کوچکی برای استفاده مهمانان هتل ساخته شده است در زیر لیست بعضی از پارکهای های آبی ترکیه آورده شده است.

۱- آکوا مارین استانبول :در حاشیه دریای مرمره و خلیج بویوک چکمجه شهر استانبول واقع شده است.

۲-آکوالند و دولفین لند:در شهر آنتالیا و ساحل کونیالتی قرار دارد.

۳- ددمان آکوا پارک : در شهر آنتالیا و نزدیک هتل ددمان قرار گرفته است.

۴- بودروم آکوا پارک : در شهر بودروم واقع شده است.

۵- گراند اوجل آکوا پارک : در شهر فتحیه در نزدیک هتل گراند اوجل قرار دارد.

۶ - آتلانتیس آکوا پارک : در شهر مارماریس قرار دارد.

۷- دریم آکوا پارک : در شهر مارماریس قرار دارد.

۸- کلوپ علی بی : در شهر ماناواگیت در ۲۰ کیلومتری آنتالیا واقع است.

۹- پارک آبی آدالند : در شهر آیدین و در نزدیکی کوش آداسی قرار دارد.

۱۰ - سلطان آکوا سیتی :در شهر فتحیه قرار دارد.

۱۱- دیدم آکوا پارک: مابین شهر های بودروم و کوش آداسی قرار دارد.

۱۲- آکوا فانتزی : در شهر کوش آداسی واقع است.

۱۳- واتر پلانت : در شهر آلانیا قرار دارد.

۱۴-تروی آکوا و دولفیناریوم: در شهر بلک و در ۴۰ کیلومتری آنتالیا واقع شده است.

+ محمد ; ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 10

استانبول و 

 پلیس خوش برخورد ترکیه

در انتهای اتوبان به پل معلق استانبول رسیدیم که آسیا را به اروپا وصل می کند ٬ ترافیک شدیدی در ورودی پل وجود داشت ٬ مقصد ما منطقه سلطان احمد بود و من فکر می کردم در منطقه آسیایی استانبول قرار دارد ٬ برای همین می خواستم قبل از عبور از پل ٬ از اتوبان خارج شوم ٬ اما ترافیک شدید مانع بود ٬ یک لاین در سمت راست بود که خالی بود و هیچ ماشینی به آن وارد نمی شد ٬ با این تصور که این به راه خروج ختم می شود ٬ وارد لاین خالی شدم ٬ اما خبری از راه خروج نبود ٬ دیر فهمیدم و راه برگشتی نبود ٬ این لاین اضطراری برای آمبولانس و پلیس بود ٬ ماشین پلیس هم درست دم پل ایستاده بود و چند راننده دورش حلقه زده و داشت برگه جریمه صادر می کرد ٬ به ما دستور توقف داد ٬ گفتم جریمه شدیم کارمان تمام است ٬ پلیس چند جمله ای را به ترکی گفت و به لاین خالی اشاره کرد من بدون پیاده شدن فقط کلمه سلطان احمد را گفتم ٬ نگاهی به پلاک ماشین انداخت رو به مافوقش کرد و ما را نشان داد و باز به ترکی چند جمله رد و بدل کردند ٬ و با دست اشاره کرد که سلطان احمد بعد از پل سمت راست است و ما میتوانیم برویم ٬ منتها در لاین ماشین های معمولی ٬ تشکر کردم و باز به داخل ترافیک برگشتیم .

منطقه زیبای سلطان احمد استانبول

می خواستیم هتلی در نزدیکی منطقه سلطان احمد بگیریم تا به مناطق دیدنی استانبول نزدیک باشیم پیدا کردن آدرس در شهر شلوغ استانبول کار خیلی سختی است ٬ حدود یک ساعت طول کشید تا آدرس را پیدا کردیم در کوچه ای نزدیک مسجد سلطان احمد ٬ هتلی ۳ ستاره و کوچک ٬ بنام هتل ننا nena hotel  را انتخاب کردیم ٬ همانطور که انتظار داشتیم قیمت هتل ها در استانبول گرانتر بود ٬ - اتاق دو تخته با صبحانه شبی ۷۰ یورو - اما وقتی اتاق های خیلی تمیز آنرا دیدیم فورا قبول کردیم ٬ جای هتل هم که عالی بود ٬ فقط چون پارکینگ نداشت مجبور بودیم ماشین را مقابل هتل پارک کنیم ٬ که مسئول رسپشن٬ به ما اطمینان لازمه را داد ٬ هتل استخر هم نداشت ٬ کارکنان خصوصا مسئول رسپشن ٬ انگلیسی را خیلی روان حرف می زدند ٬ و تمیزی هتل نشانه مدیریت خوب آن بود ٬ رستوران هتل در آخرین طبقه و دارای چشم انداز زیبایی از مسجد آبی یا سلطان احمد و کاخ توپکاپی بود .

ایرانیان خونگرم استانبول

در استانبول به ایرانیانی برخوردیم که ساکن ترکیه بودند٬ موقعی که با دردسر زیاد ٬ منطقه سلطان احمد در استانبول را یافتیم و مقابل هتل ننا توقف کردیم ٬ آقای ایرانی متشخصی به ما نزدیک شد و به ما خوش آمد گفت و این جمله زیبا را گفت: - آخیش باز هم چشم ما به دیدن ماشینی با نمره ایران عزیز روشن شد - و گفت که ساکن استانبول است و مغازه فرش فروشی دارد . در گراند بازار هم یک ایرانی دیگر  مغازه کوچک لباس فروشی داشت ٬ که چند تا لباس از مغازه اش خریدیم ٬ و می گفت ۱۲ سال است در ترکیه زندگی می کند ٬ موقع آدرس پرسیدن از دو جوان هم به خیال اینکه داریم از مردم استانبول آدرس می پرسیم با شنیدن جواب فارسی کلی سور پرایز شدیم آنها خودشان هم توریست بودند .

استانبول زیبا

کوچه هتل ما شیب ملایمی داشت و به خیابانی میرسید که خط تراموای از وسط آن می گذشت در دو طرف خیابان کلی رستوران و فست فود وجود داشت که منو هایشان بر روی پایه هایی در معرض دید قرار داشت ٬ و بعضی دیگر ٬ افرادی را برای دعوت مشتریان به داخل دم در رستوران ٬  گذاشته بودند ٬ از همین قضیه می شد حدث زد که قضیه غذا در استانبول جدی است . پیاده رو ها مملو از توریست های اروپایی و ایرانی بود در سمت چپ ما گراند بازار استانبول قرار داشت که شبیه بازار بزرگ تهران بود ولی کوچکتر ٬ قیمت خورده فروشی هایشان برابر یا بیشتر از ایران بود اما اگر در قسمت عمده فروشی بازار٬ جینی ٬ خرید کنید ارزانتر است.ساختمانهای اطراف بازار هم قدیمی و جالب هستند ٬

تراموای استانبول

یکی از جاذبه های شهر استانبول٬ به نظر من ٬ سوار شدن به تراموای استامبول ٬ و گردش در خیابانهای منطقه سلطان احمد و اطراف آن است ٬

جزایر دریای مرمره در آبهای استانبول

درقسمت آسیایی و اروپایی استانبول ودر خطوط ساحلی دریای (مرمر) از هرطرف که به دریا نگاه کنید جزایر زیبای ( پرنسس ) به چشم میخورد این چهار جزیره بانامهای– کئنالی آدا–بوئرگازآدا– حئیبلی آدا – و بئیوک آدا- از زیبا ترین مناظر طبییعی دنیا برخوردار است و از محاسن دیگر این جزایر این است که دراین جزیرهها اتومبیل وجود ندارد وتماما اهالی از درشکه برای رفت وآمداستفاده میکنند این شامل توریستها هم میشود .همه ساله از این جزایر هزاران توریست دیدن میکنند .( منبع)

دیدنیهایهای اطراف استانبول


در 25 کیلو متری شهر استانبول در ساحل اروپایی دریای سیاه . منطقه ( کیلیوس ) قرار دارد این قسمت دارای پلاز ماسه ایی میباشد ودر تابستان شلوغ وبسیار فعال است. - در سمت اروپایی شهر جنگل ( بلگراد ) با فضای سرسبز وچشمه های آب معدنی فراوان در روزهای تعطیل وتابستان محل پیک نیک اهالی شهر استانبول میباشد- در قسمت آسیایی استانبول تقریبا به فاصله نیم ساعت منطقه (پولونز کوی ) قرار دارد که در قرن 19 مهاجران لهستانی به این منطقه کوچ وساکن شده اند .
این دهکده تماما حال وهوای لهستانی دارد حتی رستورانها در این قسمت غذاهای لهستانی سرویس میدهند ودر تابستان ییلاق مهاجرین اروپای شرقی محسوب میشود. در 70 کیلومتری منطقه آسیایی شهر ساحلی ( شیله ) قرار دارد از قسمت -اوسکودار اتوبوس با طی یک ساعت راه وارد آنجا شده این شهر با هتلهای رستورانهای متنوع یکی از زیبا ترین شهرهای ساحلی استانبول محسوب میشود در ماهای آینده از استانبول به این منطقه خطوط اتوبوسهای دریایی شروع به فعالیت مینماید و دسترسی به این محل و استفاده از پلازهای ان به راحتی میسرر میباشد.
پار ک تفریحی (داریجا) در 38 کیلومتر استانبول واقع میباشد این پارک یکی از باغهای بوتانیک ترکیه محسوب میشود و یکی از باغ وحشهای استانبول است. در این پارک انواع مرغان دریایی که نظیر آن در دنیا یافت نمیشود به چشم میخورد.این محل یکی از تفریگاههای استانبولی هامیباشد.از دیگر دیدنیهای استانبول میتوان شهر بازی سرپوشیده مشهور به تعطیلیا و آکوالند را نابرد .در داخل استانبول در هر ساعت از روز میتوانید چای باغچه های کنار بنادر محلی استفاده کنید از مشهورترین آنها اورتاکوی و اسکودار را میتوان نام برد.( منبع)
منابع :

گالیور در ترکیه

پارک مینیاتورک  miniaturk

مینیاتورک یا پارک مینیاتوری ترکیه در سال ۲۰۰۳ افتتاح شده ٬ که شامل مدل کوچک شده همه ساختمانها و اماکن تاریخی ترکیه و برخی کشورها می باشد٬ در فاصله نزدیکی از میدان تقسیم استانبول قرار گرفته و از اکثر نقاط استانبول با اتوبوس و دولموش میتوان به مینیاتورک رسید ٬ هنگام گردش در بین ساختمانهایی که به دقت شبیه اصل آنها ساخته شده اند یاد کارتون گالیور می افتیم٬ مساجد ایا صوفیا ٬ سلطان احمد ٬ پل معلق استانبول و کشتی و اتوبان و... ٬ ورودی هر نفر ۱۰ لیر است ٬ رستوران و زمین بازی برای بچه ها هم در محوطه وجود دارد

پارک مینی سیتی در شهر آنتالیا هم دارای ساختمانهای مینیاتوری است. 

البته ترکیه اولین کشوری نیست که از این مینی سیتی ها می سازد در مناطق و کشورهای زیر هم از این پارک های مینیاتوری وجود دارد

تجربه ارزشمند دوست عزیزم بولوت : هتل های مناسب استانبول رو میشه در ( آک سارای ) پیدا کرد ، هم تر و تمیز هم مناسب ، وقتی میخواهید هتل کرایه کنید حتما چونه بزنید ، اونا میدونن که ما ایرانی هستیم و اهل چونه زدن برای همین همون هتل 70 یوروئی رو میشد تا 50 الی 60 یورو کرایه کرد ؛ منظورم از هتل همون یه اتاق 2 تخته بدون آشپزخونه هست ، بخواهین خیابانگردی بکنین ، بطوریکه یه چندتا هنرپیشه هم ببینین بهتر شمال استانبول برین ببک ؛ بعد از اون ( اورتا کوی ، إتیلر ، نیشان تاشی ، ساری یر ، لونت levent ، جاده ایستیقلال ، منطقه بشیکتاش ) واسه خیابانگردی عالیه ، واسه خرید همه نوع جنس کاپالی چارشی ( بازار سرپوشیده) خیلی خوبه ( علاوه بر پاساژهائی که توو خیابونای بالا گفتم) ، مراکز تفریحات آبی در جنوب غربی استانبول در بویوک چکمجه و کوچوک چکمجه ( 10 الی 20 دقیقه فاصله با سلطان احمد) خوبه ، موقع بیرون رفتن حتما پاسپورتتون همراهتون باشه ، اما از آنجائی که پاسپورت رو هتل ازتون میگیره حتما کارت هتل همراه تون باشه ، اون کارت میتونه بعضی مسائل رو حل کنه اگه خدای نکرده اتفاقی براتون افتاد. راستی استانبول کشتیهای تفریحی نصف روز و تمام روز یادتون نره 30 الی 100 دلار متغیره. سعی کنین سوار کشتی ای بشین که مال ایرانی هاست ، چون میتونین داخل کشتی از ارکستر ایرانی و بزن و برقص به سبک انواع ایرانی ( بندری ، آذری و ... ) بهره مند بشین.

اطلاعات جامعی درباره استانبول

استانبول ویکی پدیا

هتل های استانبول

عکس های استانبول ۱ - ۲ - ۳ - ۴

عکس های استانبول ۱ - ۲

سفرنامه و خاطرات استانبول 

 

 

 

+ محمد ; ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 9

سفر دور ترکیه

نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 9:40 شماره پست: 40

 شهر کاش kas

چون از آنتالیا ساعت یک ظهر راه افتاده بودیم  نمی توانستیم به شهر مارماریس برسیم برای همین بعد از عبور از شهرهای توریستی ٬ کمر ٬ کوملوجا ٬ فینیکه و قلعه در شهر کوچک کاش توقف کردیم ٬ شهر های مابین راه خیلی کوچک اما تمیز بودند مثلا جمعیت شهر کاش بر روی تابلوی ورودی شهر ۶ هزار نفر نوشته شده بود اما شهر خیلی زیبا و مرتب بود ٬ شهر بر روی شیب تند یک صخره قرار داشت که به یک خلیج پر قایق ختم میشد منظره شهر مثل کارت پستال هایی بود که در بچگی در کتاب فروشی ها می دیدیم. چند هتل زیبا هم در شهر وجود داشت که ما شب را در هتل سه ستاره فلوس گذراندیم.

شهر مارماریس

فاصله کاش تا مارماریس کمتر از نصف روز بود ٬ ما بعد از طی شهرهای فتحیه دالامان ٬ اورتاجا برای نهار مارماریس بودیم ٬ این شهر کوچک ٬ از زیباترین مراکز توریستی ترکیه در ساحل دریای مدیترانه٬ به شمار می رود ٬ شهری بندری و سرسبز که در ساحل یک خلیج وسیع گسترده شده ٬ پارک ساحلی و خلیج پر از انبوه قایقهای سفید رنگ تفریحی ومسافربری و ماهیگیری ٬ که تراکم دکل های آنها تعجب برانگیز بود .هنگام ورود به شهر از تپه ای سر سبز وارد شهر میشویم ٬ شهر به سمت دریا و خلیج شیب تقریبا تندی دارد ٬ خیابانهای فرعی تنگ و گاهی سر از کوچه ها در میآوردیم ولی شهر بطور خیره کننده ای زیباست ٬ خیابان اصلی شهر که به ساحل میرسید سنگفرش بود .

در این موقع از سال ( ایام عید نوروز ) اکثر هتل های شهر خالی  و در حال تلاش برای تعمیر و بازسازی جهت ماههای شلوغ سال بودند ٬  هتلی ۳ ستاره بنام هتل اواسیس را رزرو کردیم ٬ و برای گردش به داخل شهر برگشتیم ٬ مارماریس کوچه بازار های شیک و مرتبی داشت که از کنار ساحل شروع می شد و برای شهری به کوچکی مارماریس خیلی بزرگ می نمود ٬ قیمت ها نسبتا بالاست ٬ پارک آبی آتلانتیس سیتی مارماریس زیباست ٬اما به زیبایی اکوا پارک آنتالیا نیست ٬  پارک آبی کوچکتری بنام آکوا دریم هم نزدیک فروشگاه میگروس و هتل گراند آزور وجود داشت که بالای یک تپه سرسبز بود ٬

سفر به جزیره رودوس

یکی از جاذبه های مارماریس نزدیکی به جزیره یونانی و توریستی رودوس rhodos است کشتی های کوچکی صبح ها مسافران را به رودوس برده و عصرها برمی گردانند ٬  جزیره رودوس شاید نصف جزیره قشم ایران نباشد اما ۵۰۰ هتل با ستاره دارد ٬ برای سفر به این جزیره قبل از حرکت برنامه ریزی کرده بودم چون هر چه دنبال  ویزا برای رودوس در اینترنت گشتم پیدا نکردم و با توجه به نیاز ۵۰۰ هتل این جزیره به توریست ٬ فکر میکردم ویزا نیاز نداریم ٬ اما امان از پاسپورت ایرانی !. هنگام خرید بلیط جزیره متوجه شدیم که برای ترک ها ٬ اروپایی ها ٬ عربها و ... ویزا لازم نیست اما برای ایرانیها ٬ ویزا آنهم از نوع شنگن لازم است ٬ خوب ما طبق معمول کمی ناراحت شدیم و ...

شهر بودروم  BODRUM

بعد از شهر مارماریس به طرف ازمیر راه افتادیم بعد از عبور از شهر های موغلا  و یاتاقان نهار را در بودروم بودیم . شهر بودروم از نظر بافت و چشم انداز خلیج٬ خیلی شبیه شهر مارماریس بود فقط درون شهر بودروم یک قلعه تاریخی بود که موزه بود ٬ توقف و گردشی چند ساعته در شهر داشتیم و بعد به سمت کوش آداسی و ازمیر راه افتادیم ٬ با توجه به شباهتهای احتمالی کوش آداسی با شهر های قبلی تصمیم گرفتیم به شهر بزرگتر ازمیر برویم و از دیدن کوش آداسی صرفنظر کردیم . اما کاش در کوش آداسی مانده بودیم .

ازمیر شلوغ

با عبور از شهرهای یاتاقان ٬ آیدین و سلجوق به حومه شهر ازمیر رسیدیم ٬ ظاهرا جاده اصلی ورود به شهر را داشتند تعمیر می کردند و ما به سختی از جاده باریک فرعی با ترافیک سنگین به سمت ازمیر حرکت می کردیم ٬ حدود دو ساعت در ترافیک ورود به ازمیر گذشت و آفتاب داشت غروب می کرد که ما وارد ازمیر شدیم ٬ شهری بزرگ و شلوغ ٬ و ما که چشممان به دیدن شهرهای کوچک بندری با مناظر زیبا عادت کرده بود ازمیر شلوغ و بزرگ نازیبا می آمد. اما حالا که مدتی گذشته به نظرم ازمیر هم جاذبه های خاصی داشت البته برنامه ما رسیدن به استانبول بود و برنامه ای برای ازمیر نداشتیم . هتلهای ازمیر گرانتر از شهرهایی بود که تاکنون پشت سر گذاشته بودیم ٬ بالاخره هتلی دو ستاره بنام سوزوزلو susuzlu گرفتیم که بدترین هتلی بود که در طول همه سفر هایم گرفته ام ٬ پارکینگ هتل در دو کوچه آنطرفتر بود ٬ راهرو و اتاقها و وسایلش خیلی ابتدایی و کهنه بود. با خودم عهد کردم که از این به بعد هتل ۳ ستاره به پایین نگیرم .

دوندورما DONDURMA = بستنی

از یک سوپر مارکت در ازمیر چند تا چیز خرید کردم دختر کوچولوی ما هوس بستنی کرده بود خیلی ساده از فروشنده که آقای جوانی بود  ice cream خواستم ٬ رفت و برایم دانه دانه از داخل یخچالش همه چیز آورد و به من نشان داد بجز بستنی ٬ و در نهایت گفت نداریم . هنگام خروج از مغازه یک ویترین بزرگ بستنی دیدم ٬ وقتی به فروشنده آنرا نشان دادم با خوشحالی و خنده چند بار تکرار کرد دوندورما ٬ دوندورما . از آن به بعد دیگر دوندورما را فراموش نکردیم و فکر کنم او هم کلمه ice cream را فراموش نکند.

ازمیر تا استانبول

از شب تا صبح نگران ماشین بودم ٬ چون سرایدار٬ سوئیچ ماشین را در پارکینگ هتل ٬که دو کوچه آنطرفتر بود از من گرفت ٬ و من روی دادن سوئیچ به مسئول پارکینگها در همه جا ٬ حتی ایران حساسم و برای همین صبح زود بیدار شدم و رفتم سراغ پارکینگ ٬ دیدم پارکینگ خالی است و سرایدار ٬ همه ماشین ها را بیرون تو کوچه پارک کرده و دارد کف پارکینگ را که ظاهرا حیاط یک اداره بود و او در ساعات تعطیلی ٬ بعنوان پارکینگ کرایه می داده ٬ می شوید ٬ ماشین را چک کردم و از سالم بودنش خوشحال شدم ٬ وسائل را بار ماشین کرده و از خیر صبحانه گذشتیم و به سمت استانبول راه افتادیم.

شهر مانیسا تقریبا به شهر ازمیر چسبیده ٬ و بعد شهر بالیکشیر و بورسا ٬ و بعد از شهر قوچعلی یا ازمیت به استانبول رسیدیم ٬ از شهر ازمیت وارد اتوبان آنکارا به استانبول شدیم ٬ با آنکه ورودی و عوارضی داشت ولی با توجه به قیمت بالای بنزین در ترکیه و صرفه جویی زمانی و سوخت ٬ کاملا ارزشش را داشت ٬ 

تجربه ارزشمند دوست عزیزم بولوت : ازمیری ها سالم ترین افراد ترکیه ! تندرستی و سلامت ایزمیری ها در ترکیه مشهور است ، احتمالا گیر آدم نا اهلی افتادید چون با توجه به بزگیش نسبت به استانبول ارزانتر است ،سواحل کوناک ، کارشی یاکا ، بالچو وا ، خیابانهای غربی ایزمیر بوده و بالای شهر هست ، ایزمیر را بیشتر از استانبول دوست دارم ، همچنین بورسا رو ، بهترین راه برای کاهش هزینه اقامت در بورسا هست ، چون بورسا هم ارزونتر از استانبوله هم میشه گفت بزرگه و دلگیر نیست ، فاصله دریائی بورسا با استانبول حدود 30 الی 40 دقیقه هست ، از صبح ساعت 6:30 هم (فری بوت) اتوبوس دریائی به استانبول هست ، شب تا ساعت چند هست دقیق نمیدونم ، ولی اینم بگم شبای استانبول یه چیزه دیگه هست.

سایت های مفید:

نقشه شهر مارماریس  ۱ - ۲

هتل آپارتمان در مارماریس ۱ - ۲ - ۳

آدرس پارکها و رستوران ها و ... در ترکیه

حمام ترکی

+ محمد ; ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 8

آموزش زبان ترکی 

هنگام سفر به ترکیه برای رفع نیازهای اولیه ٬ لازمست که چند کلمه و جمله پر کاربرد و اعداد متداول رامطالعه کرده و یاد بگیریم تا بر به مشکل نخوریم.کلماتی مثل :نان٬آب٬تخفیف٬بستنی ٬شهر...کجاست٬قیمت این...چند است٬ هتل... کجاست٬و...

آموزش زبان ترکی (به فارسی)

 

حروف الفبای ترکی و تلفظ آنها

اعداد ترکی

کلمات روزمره

افعال

میوه ها و سبزیجات

ضمایر شخصی ٬ اشاره ٬ ملکی

مطالب بیشتر

 

آموزش زبان ترکی (به انگلیسی)

حروف الفبای ترکی و تلفظ آنها

اعداد ترکی

ساعت و تاریخ

جملات عاشقانه

میوه ها و سبزیجات

ضمایر شخصی ٬ اشاره ٬ ملکی

مطالب بیشتر

تجربه ارزشمند دوست عزیزم بولوت : کثر فروشگاههای استانبول مخصوصا فروشگاهای پوشاک و فروشگاهای جدید و یا فروشگاهای پرفروش ؛ یا زبان روسی بلد هستن یا مترجم روسی دارن ، پس اگه روسی بلد هستین روی اون هم حساب کنین ، یه عده ای هم هستن که فارسی هم بلدن !! بدون شوخی میگم ، خیلی کم هستن ولی یه چند تا کلمه فارسی هم بلد شدن ، اگه احیانا خواستین انگلیسی مکالمه کنین حتما از قشر جوان سوال کنین چون 40 الی 60 درصد اقشار جوان تحصیلکرده ان و تحصیلکرده ها هم اکثرا انگلیسی بلدن.

سایت های مرتبط :

زندگی در آنتالیا(انگلیسی)

 turkishfast

آموزش زبان ترکی استانبولی

+ محمد ; ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 7

نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 11:52 شماره پست: 37

                سلامی مجدد به شهر آنتالیا

این دومین باری بود که آنتالیا می آمدیم ٬ دفعه اول مسافرت ما هوایی بود ٬( توضیحات آنرا در اینجا بخوانید) اما اینبار زمینی آمدیم ٬ بیشتر از ۱۵۰۰ کیلومتر راه طی کردیم و سه شب توقف بین راه ٬ در شهرهای وان ٬ غازی عینتاب و مرسین داشتیم ٬ و حالا در آنتالیا بودیم ٬ سلام آنتالیا.

هتل های شلوغ آنتالیا

ساعت ۱۰ شب بود و آنتالیا پر از مسافران نوروزی ایرانی . در شهرهای دیگر هتل ها خالی بودند اما اینجا هتل گیر نمی آمد باور کردنی نبود کنار ساحل لارا و در خارج شهر آنتالیا حدود ۱۵ هتل ۵ ستاره تاپ گران قیمت وجود داشت که هر کدام بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ اتاق داشتند اما هیچکدام جای خالی نداشتند داخل شهر هتل هایی که با تورهای ایرانی قرارداد داشتند مثل هتل ادونیس و هتل فالز و ... پر از مسافران ایرانی بود . مجبور شدیم دنبال هتل های کوچکتر بگردیم ٬ بالاخره در داخل شهر ٬ هتل کوچک دو ستاره ولی تمیز رویال سیتی را پیدا کردیم 

در سرزمین عجایب  world of wonders

قبل از شروع سفر دور ترکیه ٬ شاید ماهها در حال جمع آوری اطلاعات بودم ٬ از جمله این اطلاعات ٬ هتل های آنتالیا بود که دفعه قبلی که انتالیا بودم در هتل زیبای فالز اقامت داشتیم اما اینبار تصمیم داشتم بهترین هتل آنتالیا را انتخاب کنم ٬ بهترین هتلهای آنتالیا ٬ در انتهای ساحل لارا قرار دارند ٬ هتلهایی که وقتی از نزدیک آنها را می بینی احساس می کنی که در سرزمینی رویایی و جادویی آلیس یا سیندرلا قرار گرفته ای ٬ هتلهایی که تمام امکانات و تفریحات را به همراه رستورانهای متنوع رایگان در اختیار قرار می دهند. و گردش و کشف و استفاده از قسمتهای مختلف هتل روزها وقت شما را پر میکند.

هتل توپکاپی  wow topkapi palace 

فردای شبی که به آنتالیا رسیدیم بعد از گردش در شهر به ساحل لارا رفتیم بدنبال هتل های رویایی ٬ اما باز هم همه پر بودند تا در انتها  هتل توپکاپی را گرفتیم هتلی غول پیکر ٬ با ورودی دژ مانند ٬ که به سبک کاخ توپکاپی استانبول ساخته شده بود.هتل ultra all inclusive  بود یعنی غذا و نوشیدنی در تمام وعده ها و رستورانها از صبح تا نیمه های شب رایگان سرو می شود وقتی وارد هتل شدیم یک کاتالوگ و یک نقشه به ما دادند که محل اتاق و رستورانها ٬ پارک آبی ٬ مهد کودک ٬ زمین های ورزشی ٬ باغ ٬ نایت کلوب٬ فروشگاهها و غیره را مشخص می کرد ٬ به نظر من یکی از دیدنی های آنتالیا همین هتل های ۵ ستاره منطقه لارا یا کوندو می باشد ٬ در کنار هتل ما هتل کرملین پالاس قرار داشت که ساختمانهای اطراف میدان سرخ مسکو و آن ساختمان فانتزی کاخ کرملین که شبیه کارتونها بود را داخل آن ساخته بودند هر دو هتل متعلق به یک گروه هتل زنجیره ای بود بنام wow= world of wonders که هتلهای دیگری در شهرهای مختلف ترکیه مثل بودروم ٬ کمر ٬ بورسا داشت ٬ مابین دو هتل دروازه ای بود که میشد بین دو هتل رفت وآمد کرد .

 

 نقشه آنتالیا

 نقشه استان آنتالیا  ۱ - ۲

 نقشه شهر  آنتالیا  ۱

پارک مینی سیتی آنتالیا

مینی سیتی شهری مینیاتوری در آنتالیا است که آثار تاریخی کشور ترکیه را در ابعاد کوچک در خود جای داده است ٬ این ساختمانهای مدل در ابعاد ۲۵ برابر کوچکتر از اندازه اصلی ساخته شده اند .

ساحل کوندوی آنتالیا 

در ساحل کوندو یا لارای شهر آنتالیا حدود ۱۵ هتل ۵ ستاره تاپ قرار گرفته اند ٬ که در ابتدای این مجموعه چند فروشگاه و پاساژ لوکس هم ساخته شده ٬ که توصیه من به شما اینست که هنگام سفر به آنتالیا یکی از انها را انتخاب کنید تا از مسافرتتان لذت بیشتری ببرید فقط در کنار تمام محاسن دو عیب هم دارند

۱- قیمت بالای هتل ها که بسته به فصل و ماه سال برای یک اتاق دو نفره هر شب از ۲۰۰ تا ۳۵۰ دلار متغییر است

۲- حدود ۱۵ کیلومتر  از مرکز شهر دور هستند ٬

 

پمپ بنزین های ترکیه

بعد از ۳ شب اقامت در آنتالیا بعد از نهار ٬ خواستیم به سمت شهر مارماریس راه بیفتیم ٬ اما هنگام خروج از هتل توپکاپی متوجه شدیم که لاستیک جلو سمت راننده ٬ کم باد است ٬ یکی از کارکنان هتل به ما گفت که در پمپ بنزینی که نزدیک هتل تایتانیک است می توانیم لاستیک ماشین را پر باد کنیم٬ در پمپ بنزین دستگاه تنظیم باد اتوماتیکی وجود داشت که باد چرخها را تنظیم کردیم٬ به متصدی مربوطه که لباس فرم داشت ۵ لیر دادم که گل از گلش شکفت و خیلی تشکر کرد بعدا فهمیدیم که بخاطر جلب مشتری پمپ بنزین ها به مشتریانشان خدمات رایگانی مانند تنظیم باد ٬ کارواش ٬ چایی ٬ و غذا ارائه میکنند . برای همین موقع بنزین زدن ٬ دنبال آنهایی بودیم که کارواش اتوماتیک داشتند ٬ در جاده خروجی شهر آنتالیا از یک پمپ بنزین ٬ بنزین زدیم و ماشینمان را رایگان شستیم ٬ از آن به بعد در ترکیه همیشه ماشینمان تمیز بود. با تنظیم باد رایگان پنچرگیری را به ایران موکول کردیم .

+ محمد ; ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 6

بسوی شهر رویایی آنتالیا

از شهر مرسین تا آنتالیا راهی نمانده ٬ کمتر از ۵۰۰ کیلومتر ٬ اما در عین زیبایی مسیر ٬ قسمتی از راه کوهستانی و باریک بود و باعث شد برای رسیدن به آنتالیا به کندی پیش برویم البته هنگام غروب افتاب به شهر آلانیا ـ در نزدیکی و فاصله یکساعتی آنتالیا ـ رسیدیم.

شهرهای مابین مرسین و آنتالیا

بعد از مرسین در مسیر آنتالیا شهرهای کوچک ولی زیبای ٬ اردملی ٬ سیلیفکه ٬ آیدین جیک ٬ بزیازی و آنامور ٬قازی پاشا ٬ آلانیا و ماناوگیت قرار دارد ٬ خیابانهای اصلی این شهر ها اکثرا سنگ فرش بود ٬ بر روی این خیابانها نمی شد تند رانندگی کرد چون باعث لرزشهایی ریز در ماشین می شد.بین مرسین و سیلیفکه باغ های پر بار پرتقال جلب توجه می کرد ٬ درختان پر از پرتقال حتی در مقابل خانه ها وجود داشت.

غار و گودال بهشت و جهنم

در ۷۰ کیلومتری جاده مرسین به سیلیفکه قرار گرفته ٬ قطر دهانه این گودال ۵۰ متر وعمق آن  ۱۲۸ متر است و افسانه ای هم در مورد آن وجود دارد در همین ناحیه و نزدیک روستای Narlikuyu غار Wishing Cave قرار دارد که استاکتیت و استالاگمیت هایی شبیه غار علی صدر ایران دارد.  

قبرس شمالی ترکیه

جزیره قبرس به دو قسمت قبرس شمالی تحت حاکمیت ترکیه و قبرس جنوبی تحت حاکمیت ٬ حکومت قبرس تقسیم شده است که از شهر های مرسین ٬سیلیفکه و آنامور ترکیه امکان سفر با کشتی به قبرس شمالی بدون نیاز به ویزا وجود دارد اما بعد از رسیدن به قبرس شمالی امکان مسافرت به قبرس جنوبی - بعلت رابطه شکرآب دو کشور - وجود ندارد. در قبرس شمالی دو شهر گیرنه و قاضی ماگوسا قرار گرفته است.متاسفانه سفر به قبرس شمالی در برنامه ما نبود٬ حتما دیدنی است.

  در راه آنتالیا : نان محلی

 بعد از شهر سیلیفکه و در جاده های پر پیچ و خم تپه های جنگلی که به دریای مدیترانه مشرف بود ٬ در رستوران بین راهی ٬ توقف کردیم ٬ خانمی با لباس محلی ٬ در کنار تنوری زمینی ٬نوعی نان می پخت که حاوی نوعی سبزی ٬ دانه های پنیر و کره محلی بود ٬ که خیلی خوشمزه بود ٬

میوه های مدیترانه ای

در حاشیه دریای مدیترانه گلخانه های زیادی وجود داشت که بیشتر برای پرورش موز و گوجه فرنگی استفاده می شد . باغ های مرکبات مخصوصا پرتقال بوفور وجود داشت ٬ پرتقال اطراف مرسین ٬درشت ٬شیرین و نسبتا ارزان - هر کیلو دو لیر - بود ٬ موز در ترکیه گران ٬ ریز و نامرغوب بود ٬ بعد از شهر آنتالیا در شهری بنام کوملوجا که ظاهرا مرکز پرورش گوجه فرنگی بود٬ گوجه فرنگی هایی دیدم که حتما باید عکس آنرا ببینید تا کیفیت و ظاهر عالی آنرا متوجه شوید.

شهر آلانیا

آفتاب در حال غروب بود که به شهر توریستی و زیبای آلانیا رسیدیم ٬ شهری کوچک و تمیز با ساحلی ماسه ای گسترده و مناسب برای شنا ٬ همراه با امکانات توریستی مناسب ٬ هتل های فراوان ٬ و ... بیشتر توریست ها روسی و آلمانی و اروپایی هستند.

مسافران ایرانی در ترکیه

 مسافران ایرانی در آلانیا و سایر شهر های ترکیه کمتر دیده می شدند و تنها در شهرهای آنتالیا و استانبول و شهر وان ایرانی دیدیم. در شهرهای مختلف ترکیه ٬ در مقابل سوالهای کنجکاوانه مردم وقتی می گفتیم از ایران آمده ایم و قصد داریم دور ترکیه بگردیم با تعجب به ما نگاه می کردند ٬ و از ایران و احمدی نژاد سوال می کردند . اتوبوسهای ایرانی راهی سوریه ٬ از مرز بازرگان تا شهر غازی عینتاب با ما همسفر بودند ٬ و بعد به شهر مرزی کیلیس رفتند تا بعد راهی شهر حلب شوند ٬ ضمنا لب مرز ترکیه و سوریه ٬ ویزای سوریه بسختی و با دردسر صادر می شود ٬ و باید منتظر جواب از دمشق بود ٬ بهترین کار درخواست ویزای سوریه از داخل ایران است ٬ در استانبول به ایرانیانی برخوردیم که ساکن ترکیه بودند٬ موقعی که با دردسر زیاد ٬ منطقه سلطان احمد در استانبول را یافتیم و مقابل هتل ننا توقف کردیم ٬ آقای ایرانی متشخصی به ما نزدیک شد و به ما خوش آمد گفت و این جمله زیبا را گفت: - آخیش باز هم چشم ما به دیدن ماشینی با نمره ایران عزیز روشن شد - و گفت که ساکن استانبول است و مغازه فرش فروشی دارد. 

نزدیک شهر آنتالیا ما گم شدیم

وقتی به شهر آنتالیا رسیدیم هوا تاریک شده بود هتلی که انتخاب کرده بودیم هتل رویال وینگس بود ٬ در انتهای بزرگراه  آلانیا به آنتالیا از یک هایپر مارکت آدرس هتل را سوال کردم صاحب فروشگاه که یک آقای چاق و خوش قیافه با ریش پروفسوری بود روی کاغذ ٬ کروکی مسیر را برایم کشید ٬ انگلیسی را دست وپا شکسته صحبت می کرد . هتل رویال وینگس در ساحل لارا و در کنار ۱۰ الی ۱۵ هتل دیگر قرار داشت ٬ راهی که آقاهه به ما نشان داد راهی میانبر بود که چند روستا را به هم وصل میکرد و در نهایت به ساحل لارا می رسید هوا تاریک بود و جاده هم تاریکتر ٬ فکر نمی کردم که اینقدر راه طولانی باشد ۲۰ کیلومتر جاده فرعی٬ تابلو راهنما هم نبود ٬ بعضی جاها جاده دو راهی می شد ٬ جاده خلوت ٬ ما هم خسته بودیم ٬ جاده داشت خاکی می شد ٬ از دور ساختمانی بزرگ و نورانی که شباهتی به یک استادیوم در حال ساخت ورزشی داشت نمودار شد ٬ جاده نگهبانی و گاردریل ورودی داشت ٬ دیگر مطمئن شدم که راه را اشتباه آمده ام ٬ صد بار به خودم لعنت فرستادم که چرا موقع شب در این کشور غریب رانندگی کرده ام و مهمتر اینکه چرا جاده فرعی آمده ام ٬ چاره ای نبود دور زدم و حدود ۵ کیلومتر راه را برگشتم و  سر یک دو راهی بدقت گشتم و تابلو مجموعه هتلهای لارا را دیدم و  ۶ - ۵  کیلومتر جلوتر به آخرین هتل مجموعه هتلها رسیدم ٬ این تنها دفعه ای بود که ما در راههای ترکیه گم شدیم و تنها باری بود که در تاریکی شب پیش رفتیم.

پیوندهای مفید:

غارهای ترکیه 

ادامه مطلب
+ محمد ; ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه - 5

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 15:40 شماره پست: 35

پیش به سوی دریای مدیترانه

صبح زود بعد صرف صبحانه  در هتل کتان غازی عینتاب بطرف شهر آدانا راه افتادیم ٬ جاده متاثر از آب و هوای مدیترانه ای بسیار زیبا شده است . در کنار اتوبان قازی عینتاب به مرسین ٬ جاده معمولی هم وجود دارد که زیباتر است و ما از آن دل نمی کنیم و وارد اتوبان نمی شویم ٬ بی صبرانه منتظر رسیدن به دریای مدیترانه-در اصطلاح محلی akdeniz - بودیم . 

شهر آدانا

adana  شهر بزرگی است و با دریا پنجاه کیلومتر فاصله دارد٬ ولی در شمال آن دریاچه سیهان قرار دارد و از داخل شهر هم رودخانه سیهان عبور می کند٬ کبابهای آدانا مشهور است هم بزرگند هم خوشمزه اند

شهر مرسین زیبا

۶۰ کیلومتر بعد از آدانا شهر زیبا و ساحلی مرسین mersin قرار دارد  چون شهر های بعدی کوچک هستند این شهر را برای توقف انتخاب کردیم ٬ خوشبختانه کل بعد از ظهر را برای گردش در شهر وقت داشتیم شهر فوق العاده زیبا بود مخصوصا خیابان ساحلی آن.

برخورد خوب مردم ترکیه

هتل سه ستاره ای بنام mistur را برای اقامت انتخاب کرده بودیم از یک آقای متشخص و کراواتی محل هتل را سوال کردم٬ انگلیسی را خوب صحبت میکرد ٬ سعی کرد مسیر را برایم توضیح دهد اما خیلی چپ و راست داشت ٬ در نهایت مهربانی از ما خواست دنبالش برویم ٬ ماشین فورد فوکوس داشت ٬ هتل در خیابانهای تنگ و باریک وسط شهر قرار داشت و چون موقع ظهر بود و دانش آموزان با لباسهای خوشرنگ و تمیز از مدرسه برمیگشتند خیلی خیابانها شلوغ بود ٬ جای پارک نبود ٬ از آقای متشخص تشکر کردیم و در پارکینگ  هتل در طبقه همکف توقف کردیم . در حین پارک ٬ دختر دانش آموزی که با دختر سه ساله ما همبازی شده بود چند تا دستبند پلاستکی را به او هدیه داد ٬ هتل میستور کوچک ولی تمیز بود. شبی ۸۰ لیر با صبحانه ٬ اما بعد از دیدن اتاقها ٬ هتل را نپسندیدیم ٬ چون ظهر بود برای انتخاب هتل وقت داشتیم ٬

هتل سل تاشا sultasa

 در یک بلوار ساحلی زیبا که چند پارک فانتزی هم داشت چند تا هتل قرار داشت هتل چهار ستاره سل تاشا sultasa را انتخاب کردیم ٬ اتاقی که بهترین ویو را داشت گرفتیم ٬ رو به دریا ٬ و یک پارک زیبا هم حد فاصل دریا و ما. 

خداحافظ مرسین زیبا

کاش وقت زیادتری داشتیم و در شهر مرسین بیشتر می ماندیم ٬ از مرسین خاطره خوبی دارم ٬ مردم خونگرم و مهمان نواز ٬ هتل و ساحل زیبا ٬ شهر و بازار تمیز و مرتب ٬ پارکهای عالی.

پیوند های مفید:

عکس های جالب از گورستان مرسین که مسلمان مسیحی و یهودی در کنار هم دفن شده اند

 

+ محمد ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 1

 

 سفر دور ترکیه - برنامه ریزی و مسیر

از شهر دغوبایزید راهی شهر وان شدیم مقصد اصلی ما شهر آنتالیا و بعد استانبول بود ٬ مسیر خیلی طولانی است ٬ به همین دلیل ٬ مسیر را به چند قسمت تقسیم کردیم ٬ با در نظر گرفتن این موضوعات:

۱- اصراری بر روی رسیدن به شهر خاصی در ساعت خاصی نداشتیم ٬ چون جاده ها برای ما ناشناخته بود ٬ برای هر روز حرکت ٬ چند شهر مقصد انتخاب کرده بودیم ٬ به همراه نام هتلها و مناطق دیدنی آن شهرها.

۲- حرکت و رانندگی در شب ممنوع. برنامه ریزی ما طوری بود که از هر شهر ٬ بعد از صبحانه  حرکت ٬ و تا ساعت ۴ الی ۵ در شهر بعدی مستقر میشدیم.

۳- توقف های کوتاهی برای دیدن شهر هایی که از آنها عبور میکردیم - که بعضا تا دو ساعت هم طول می کشید - در برنامه داشتیم.

۴- مسیر انتخابی ما ٬ ورود از مرز بازرگان و عبور از شهر وان ٬دیاربکر ٬ غازی عینتاب با شتاب بیشتر و حرکت در حاشیه دریای مدیترانه با شتاب کمتر و توقف های بیشتر - چون دریای مدیترانه زیباتر است - و رسیدن به آنتالیا. سپس با عبور از شهرهای زیبای بدروم و مارماریس و شهر ازمیر به طرف استانبول رفتیم ٬ و بعد چند روز اقامت در استانبول ٬ با عبور از اتوبان مدرن استانبول - آنکارا به این شهر رسیدیم ٬ سپس به طرف شهر سامسون تغییر مسیر دادیم ٬ و با عبور از شهرهای ساحل دریای سیاه شامل اردو و طرابوزون ٬ به شهر ارزروم رسیدیم وبا گذشتن از شهرهای آغری و دوغوبایزید مجددا به مرز بازرگان برگشتیم

۵- ما برای این سفر ۲۰ الی ۲۵ روز وقت در نظر گرفته بودیم ٬ با این انعطاف که گوشه چشمی هم به نقدینگی همراهمان هم داشته باشیم.

۶ - کلیه هزینه ها اعم از هتل ٬ بنزین ٬ خوراک ٬ ورودیها و خریدها تا ۵۰ درصد بیشتر پیش بینی شده بود

۷- از سوار کردن افراد متفرقه خودداری کنیم

۸- ایمنی و خطرات سفر به ترکیه را تحقیق کردیم ٬ ترکیه کشور امن و توریستی است و مردم مهربان ومهمان نوازی دارد ٬ اما ما بنا را بر رعایت جانب احتیاط گذاشتیم٬ مثلا عدم توقف در جاده های خلوت ٬ یا عدم رانندگی در شب.

۹- نقشه راهها و مسیرهای پیش بینی شده را بارها مرور و حفظ کردم.

 

نقشه مسیری که در سال 1387 در سفر دور ترکیه مان طی کردیم  - نقشه بزرگتر-

پیوندهای مفید:

چند انگلیسی در سفر دور ترکیه

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 19:45 شماره پست: 34

+ محمد ; ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٥
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 4

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 16:3 شماره پست: 33

در راه شهر غازی عینتاب ( قازیانتپ)

۱۲ کیلومتر ٬ بعد از شهر وان ٬ شهر کوچک ادرمیت Edremit   قرار دارد ٬ در این شهر هتل ۴ ستاره مریت شاهماران واقع شده است . ۱۲۰  کیلومتر بعد با عبور از کنار دریاچه وان به شهر تاتوان میرسیم  در راه تاتوان ودر کنار دریاچه ٬ رستورانها و اقامت گاههای زیادی برای صرف نهار و اقامت کوتاه وجود دارد ٬تاتوان شهری کوچک در حد شهر ادرمیت و با ظاهری تمیز است.

در فاصله ۱۵ کیلومتری بعد از شهر تاتوان شهر کوهستانی بیتلیس ٬ در درون یک تنگه کوهستانی با ظاهر زیبا و جالب قرار دارد . - ۲۰۰ کیلومتر بعد به شهر دیار بکر رسیدیم ٬ این شهر دومین شهر بزرگی است که در راه دیده ایم ٬ شهر شانلی اورفه هم با گلهای لاله رنگارنگ در بلوارهای اصلی شهر زیبا بود

از شهر وان تا شانلی اورفه حدود ۵۶۰ کیلومتر راه طی کرده ایم . تا غازی عینتاب ٬ دومین شهری که قبل از تاریک شدن هوا ٬ شب توقف خواهیم داشت  ۱۴۰ کیلومتر دیگر مانده ٬ دختر کوچولوی ما حوصله اش سر رفته ٬ خودمان هم خسته شده ایم ٬ تصمیم می گیرم که دیگر در مسیر های بعدی ٬ اینقدر طولانی رانندگی نکنم.

غازی عینتاب شهر بزرگی است خواستیم بدنبال هتلی خوب در بین هتلهای غازی عینتاب بگردیم اما بخاطر خستگی تصمیم می گیریم در نزدیکترین هتل تمیز اطراق کنیم ٬ هتل کتان ٬ هتلی  ۲ ستاره در مرکز شهر ٬ که روبروی آن چند فست فود بود . 

اصل نام این شهر عینتاب بوده که لقب غازی هم بعداً‌ به آن اضافه شده.دانشگاه غازی عینتاب مشهور است.

پیوندهای مفید:

عکس هایی از قازی عینتاب

+ محمد ; ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 3

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 17:19 شماره پست: 32

 در راه شهر وان

بعد از عبور از مرز بازرگان و رسیدن به شهر دغوبایزید ما به سمت جنوب ترکیه و شهر وان تغییر مسیر دادیم بهد از طی چند کیلومتر جاده باریک ٬کوهستانی و پر دست انداز شد ٬ در راه یک ایست بازرسی پر طمطراق ارتش ترکیه وجود داشت ٬ که سربازهای آن در حالت آماده باش با تجهیزات کامل سنگر گرفته بودند ٬ مدارک ما را با خوشرویی کنترل کردند و عبور کردیم. بعدا وقتی به شهر وان رسیدیم علت آماده باش را فهمیدیم٬ به علت دستگیری عبدالله اوجالان ٬ رهبر ناراضیان کرد ٬ مناطق کردنشین ترکیه نا آرام بود .

۷۰ کیلومتر بعد از دغوبایزید به شهر چالدیران رسیدیم ٬ شهری کوچک ٬ با بافت روستایی و با خیابانها و کوچه هایی که با سنگ ٬ فرش شده بود ٬ در بسیاری دیگر از شهرهای ترکیه به خیابانهای سنگفرش برخوردیم ٬ چرا؟ احتمالا به خاطر اینکه ترکیه نفت ندارد ٬ شاید هم برای جلب توریست. بهرحال چالدیران زیبا بود ٬ با نان یا ekmek ترکیه اینجا آشنا شدیم هر عدد ۲۰۰ قروش. - هر لیر ترکیه ۱۰۰۰ قروش و معادل ۷۵۰ تومان ایران - اکمک شبیه نان ساندویچ ولی بزرگتر و با کیفیت بهتر است.

۲۰ کیلومتر بعد از چالدیران از کنار شهر کوچک مرادیه  muradiye گذشتیم ٬ آبشار مرادیه جزء جاذبه های این منطقه است. از مرادیه به بعد و در حاشیه دریاچه وان ٬ وضعیت جاده کمی بهتر شد بزرگراهی نه چندان مناسب ٬ ترکیه انگار واقعا مشکل قیر و آسفالت دارد ٬ خلوتی جاده ها ابتدا برایمان جالب بود اما بعد از رسیدن به شهر دیار بکر و ته کشیدن بنزین ماشینمان ٬ و بعد از شوکه شدن از شنیدن قیمت بنزین - لیتری حدود ۳۰۰۰  تومان - ٬ دلیل خلوتی جاده ها را فهمیدیم .

 شهر وان

۷۷ کیلومتر بعد از مرادیه به شهر وان  van رسیدیم شهر کردنشین وان ٬ بزرگترین شهر در شرق ترکیه است ٬ شهر زیبایست ٬ امکانات توریستی متوسطی دارد ٬ چند تا هتل سه و چهار ستاره و فروشگاههای مدرن ٬ ظاهر مدرن بعضی از خیابانهای آن ٬ چشم انداز دریاچه وان ٬ نمایندگی های لوکس فروش اتومبیل های اروپایی ٬ ژاپنی و آمریکایی به شهر رنگ و رویی داده است ٬ آنطور که من فهمیدم. آب دریاچه وان قلیایی بود نمی توان زیاد در آن شنا کرد .قطارهای مسافربری ایران به ترکیه ٬ در ساحل شهر وان توقف کرده و مسافران و بارهای آنها با شناور به شهر تاتوان در آنسوی دریاچه وان انتقال می یابند و دوباره سوار قطار دیگری که به ترکیه تعلق دارد شده و به راه خود ادامه می دهند ٬طی این فاصله ۱۰۰ کیلومتری تقریبا بیش از نصف روز وقت میگیرد!!. - ( لینک: عکس های بسیار زیبا از شهر وان و اطرافش )

شهر وان با جمعیتی نزدیک به 800,000 نفریکی از شهرهای تاریخی و زیبای کردستان ترکیه است که در ‏کنار دریاچه وان از شمال و غرب و در میان کوههای مرتفع سیاه کوه از شرق و کوه آرتوس از جنوب و از آن ‏طرف دریاچه نیز کوه بسیار تاریخی و حماسی و محل داستان "خه ج و سیامند" سیپان قرار دارد. شهر وان ‏دارای آب و هوای بسیار جذاب و دلپذیر، با جاذبه های توریستی وبا ویژگی های خاص خود و وجود درختان و ‏تاکستانهای زیاد داخل شهر جلوه خاصی به آن شهر بخشیده و سیمای آن شهر را با اکثر شهرهای دیگر کردستان ‏ترکیه متمایز نموده است. وجود کازینوها، رستورانها و هتلهای کنار دریاچه امکانات تفریحی و تفننی خوبی ‏را برای مردم فراهم کرده است. دریاچه به علت شور بودن آب آن تنها یک نوع ماهی زیست می کند که در ‏بازار ماهی فروشان فراوان و بسیار خوشمزه و ارزان هم هست.(منبع )

 

استفاده از انرژی خورشیدی

بخاطر قیمت گران برق یا شاید گرانی قیمت گاز و نفت ٬ دیدن صفحات خورشیدی تولید برق و مخازن مخصوص برای گرم کردن آب بر روی پشت بام ها٬ در شهرها و حتی روستاهای ترکیه بسیار متداول است 

فروشگاههای زنجیره ای میگروس 

فروشگاههای زنجیره ای میگروس از جمله فروشگاههای زنجیره ای موفق ترک است که در ۴۹ شهر ترکیه  ۱۰۱۵ شعبه و در کشورهای آذربایجان ٬قزاقزستان ٬ مقدونیه و قرقیزستان ۱۶ شعبه دارد از جمله در شهر وان هم چند شعبه دارد.

گربه های شهر وان

شهر وان به خاطر داشتن گربه های زیبا ٬ VAN KEDİSİ با چشم هایی دو رنگ ٬ شهرت جهانی دارد ٬ در شهر وان مجسمه ای از آنها در یکی از میدانها نصب شده است.

ساختمان های رنگارنگ

در نگاهی کلی ٬ اکثر ساختمانها در ترکیه رنگ آمیزی شده اند ٬ زرد ٬نارنجی ٬ سبز و ...  ٬ و از نمای سنگ بندرت استفاده میکنند.

                                     جزیره آخ تامارا

در سر راه وان ـ تاتوان و در وسط دریاچه وان قرار گرفته و افسانه ای عا شقانه دارد که تایتانیک به پایش نمی ‏رسد.کلیسای آن قدمتی 1100 ساله دارد و اهمیت کلیسا در آن است که در سال 1974 که زمین لرزه تمامی ‏شهر وان و روستاهای آن منطقه را با خاک یکسان نموده است قلعه سالم مانده است.‏ نام آن از آنجا می آید که گویا دختر کشیش که نامش تامارا بوده عاشق یک جوان روستایی در روستای ساحل ‏دریاچه می شود که فاصله جزیره تا ساحل یک کیلومتر است. شبی طوفانی پسر عاشق برای دیدار معشوق خود ‏شنا کنان به طرف جزیره راه می افتد. از بخت بد امواج دریا عرصه را بر ایشان تنگ می کند، در حالیکه ‏معشوقش تامارا با چراغ فانوسی منتظر ایشان است جوان عاشق نرسیده به جزیره و در جنگ با امواج دریا ‏خسته می شود و مدام به معشوقش "تامارا" فریاد می زند. اما باز هم طوفان خشن صدای طفلک بیچاره را به ‏دور می برد و تامارا نیز ناچار به تغییر مکان می دهد و از محل ملاقات دور می شود و در نتیجه جوان نیز ‏دنبال چراغ فانوس می افتد که در نهایت از نفس می افتد و هنگام غرق شدن به معشوقش فریاد می زند آخ ‏تامارا، آخ تامارا، آخ تامارا... و نام این جزیره از اینجا آمده است.‏(منبع )

 

هتلهای وان

 

 

شهر وان چند تا هتل سه و چهار ستاره دارد کیفیت هتلهای آن به پای هتلهای آنتالیا و استانبول نمی رسد اما بد هم نیست.- لیست هتلهای وان -

۱- هتل مریت شاه مارانMerit Sahmaran هتلی ۴ ستاره است که در شهر ادرمیت و ساحل دریاچه وان قرار دارد با مرکز شهرحدود ۱۲ کیلومتر فاصله دارد. اتاق دو نفره آن با صبحانه ٬ شبی حدود  ۷۰  یورو است ٬ استخر آن در حیاط هتل و روبروی دریاچه وان قرار دارد - رزرو اینترنتی -

۲- هتل بویوک وان : Buyuk Urartu Hotel Van  هتلی ۴ ستاره که در مرکز شهر قرار گرفته است اتاق دو نفره  با صبحانه ٬ شبی ۷۰ یورو است این هتل دارای نایت کلوب بوده ولی استخرش زیاد جالب نیست.- رزرو اینترنتی -

۳ - هتل تامارا : هتلی ۴ ستاره که در مرکز شهر قرار دارد اما ظاهرش به ۳ ستاره معمولی بیشتر می خورد ٬ رستوران جالبی دارد وسط میز شما یک باربیکیو با هود قرار دارد ٬ و در جلوی چشمتان سیخ و گوشت ها را کباب میکنند و نوش جان میکنید البته پولی است.قیمت اتاق دو تخته با صبحانه ۷۵ یورو است .

 هتل های سه ستاره شهر وان : ۱- توشبا هتل  ۲- اکدامار هتل  ۳- هتل شاهین

جدول لینک های مفید برای جستجو و رزرو هتل در ترکیه

icemtour

priceline-europe

turkeyvision

turkeyhotellist

silkroadhotels

hoteldirectoryturkey

hostelbookers

turkeytourism

 پیوند های مفید:

آشنایی با استان وان - بخش ۱ - بخش ۲

نقشه مناطق دیدنی استان وان ترکیه

موزه شهر وان

+ محمد ; ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٧
comment نظرات ()

سفر دور ترکیه 2

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 18:24 شماره پست: 16

سفر زمینی به ترکیه

برای ورود به ترکیه نیازی به اخذ ویزا نیست. هر شخصی با داشتن گذرنامه معتبر می تواند به مدت 3 ماه در ترکیه اقامت کند.فاصله 2000 کیلو متری تهران به استانبول را با اتوبوس های شرکتهای سیر و سفر ، همسفر، گیتی پیما و همچنین اتومبیل شخصی می توان طی کرد. برای ورود به ترکیه در مرز مشترک ایران و ترکیه از چند نقطه مرزی میتوانید اقدام کنید

۱- مرز بازرگان  در ۲۹۰ کیلومتری تبریز            

۲- مرز سرو در ۶۰ کیلومتری ارومیه

۳- مرز رازی در۷۰ کیلومتری شهر خوی که خط راه آهن ایران ترکیه از این نقطه میگذرد

بهترین نقطه برای ورود به ترکیه در مرز مشترک ایران و ترکیه مرز بازرگان است فاصله تبریز تا بازرگان ۲۹۰ کیلومتر است . که در مسیر از شهرهای صوفیان٬ مرند ٬ ماکو  میگذریم. جاده تبریز تا بازرگان خوب است که تا مرند بزرگراه است. بلافاصله در انتهای جاده اصلی شهر بازرگان محوطه مرزی قرار دارد ٬     (مثل شهرهای مرزی آستارا و جلفا) تشریفات خروج از مرز به سرعت و روی هم رفته حدود یک ساعت طول می کشد ٬ در مورد همراه داشتن بنزین ٬ پلیس ترکیه از شما سوال خواهد کرد

اما در سمت ترکیه ٬ بعد از عبور از مرز برای رسیدن به اولین شهر مرزی که دوغو بایزید است باید ۴۵ کیلومتر رانندگی کرد . در طی این مسیر بجز یک ایست بازرسی نظامی نشانی از آبادانی به چشم نمی خورد.


تابلو فواصل بین شهرهای ترکیه در نقطه صفر مرزی بازرگان به ترکیه

دوغو بایزید شهر کوچکی است که چند تا هتل دو و سه ستاره دارد اما برای ماندن بجز در موارد ضروری٬ مناسب نمی باشد ٬ بعد از دوغو بایزید باید مسیر خود را انتخاب کنید.

  ۱- بطرف شهر وان در جنوب٬ فاصله حدود ۲۲۰ کیلومتر که حدود نیمه ابتدایی راه ٬ جاده کوهستانی است .                                   

 ۲- بطرف شهر آغری در غرب (امتداد جاده بازرگان دغوبایزید ) در فاصله ۸۰ کیلومتری٬                   

 ۳- بطرف شهر  ایغدیر در شمال در فاصله ۵۵ کیلومتری

 وضعیت جاده های ترکیه

وضعیت جاده های شرق ترکیه در مجاورت ایران بد و پر از دست انداز است مواظب ظاهر شدن ناگهانی آنها باشید.از خلوت بودن جاده ها ٬ مخصوصا در جاده های بین شهری ٬ ممکن است متعجب شوید ٬ در نزدیکی شهرهای بزرگ مانند استانبول ٬ ازمیر یا آنتالیا ممکن است ترافیک هم ببینید. دو طرف پل معلق شهر استانبول ٬ که قاره  اروپا و آسیا را به هم متصل میکند اکثرا ترافیک سنگین است.

در جاده های ترکیه پمپ بنزین های شیک و تمیز بوفور یافت می شوند ٬ که سرویس های بهداشتی اکثرا رایگان و تمیزی دارند ٬ هنگام نزدیک شدن به شهرها چراغ قرمز های زیادی ممکن است سر راهتان وجود داشته باشند سیستم چراغ قرمز های ترکیه  بسیار مرتب هستند٬

جدول فواصل بین شهرهای ترکیه

اتوبانها و عوارضی های ترکیه

در ترکیه چند اتوبان دارای عوارضی وجود دارد که معمولا هنگام ورود به اتوبان ٬ دستگاههای اتوماتیکی وجود دارند که قبض صادر می کنند و در انتها ٬ قبض را تحویل باجه هایی داده و حدود ۳ تا ۵ درهم دریافت میکنند .لاین هایی هم در عوارضی ها وجود دارند که مخصوص کسانی است که دارای کارت KSG یا برچسب مخصوص هستند که مناسب شما نیست از لاین هایی عبور کنید که پول نقد دریافت می کنند.

اتوبان استانبول آنکارا ٬ یکی از بهترین اتوبانهایی است که تاکنون دیده ام ٬ در فواصل منظم پمپ بنزین ٬فروشگاه و سرویس های بهداشتی بسیار تمیزی وجود دارند ٬ که بدون نیاز به خروج از اتوبان می توانید از آنها استفاده کنید.

از شهر غازی عینتاب تا شهر مرسین هم اتوبان خوبی وجود دارد ٬ معمولا در کنار اتوبانها جاده های معمولی هم وجود دارند ٬ ورودی اتوبانها زیاد نیستند ٬ برای ورود به اتوبانها ٬ تابلو های سبز رنگ را دنبال کنید.

قیمت بنزین در ترکیه

قیمت بنزین در سرتاسر ترکیه یکسان و بطور تعجب آوری گران میباشد هر لیتر حدود  ۳ دلار که قیمت آن با نوسانات قیمت جهانی نفت تغییر می کند بنزین بدون سرب در تابلوی پمپ بنزین ها   kursunsuz 92  نوشته می شود بنزین سوپر هم  kursunsuz 95   نوشته می شود ٬ در مورد قیمت بنزین ٬ ترکیه جزء گرانترین کشورهای جهان میباشد .

جدول قیمت یک لیتر بنزین در بعضی از کشور های جهان    (با توجه به نوسان قیمت جهانی نفت٬ قیمتها تغییر میکنند)

 

جمهوری آذربایجان 

 ۶۰۰ تومان

جمهوری ارمنستان

۱۲۰۰ تومان

کشورهای اروپایی

۱۵۰۰ تومان

امارات متحده 

 ۲۶۰ تومان

آمریکا  هر گالن ۴٫۵ لیتری

۴۰۰۰ تومان

انگلستان

۲۰۰۰ تومان

ترکیه

۳۰۰۰ تومان

 سوال زیر از دوست خوبم رضا فرجی مقیم ترکیه پرسیده شده و ایشان زحمت کشیده و جواب مفصل زیر را در وبلاگشان داده اند.( تاریخ ارسال جواب ۱۱ تیر ۸۷ )

در پمپ بنزین های ترکیه اعداد ۹۵ - ۹۷ یا ۹۸ که در مقابل نام بنزین ها نوشته شده (مثلا Kurşunsuz 95 )نشانگر چیست؟ اکتان یا شاخص دیگر؟

پاسخ:

امیدوارم سفر خوشی داشته باشید. بله اعداد نشانگر عدد اکتان است. هر شرکتی هم طبقه بندیهای مخصوص ه خودش را دارد و قیمت بنزین در هر استان (İL) از سوی دولت جداگانه اعلام میشود تفاوت اندکی هم بین شهرهای مختلف استان (İlçe) وجود دارد؛ گرانترین بنزین در استانبول و در قسمت اروپایی عرضه میشود.

توضیحات

YTL/Lt

نوع سوخت

 

K.Benzin 95 Oktan

3,53

Yeni Kurşunsuz 95

بدون سرب 95

Katkılı K.Benzin 95 Oktan

3,49

Süper Plus

بدون سرب 95 اضافه شده

K.Benzin 95 Oktan

3,60

V-Power (Kurşunsuz 97

بدون سرب 95

K.Benzin 98 Oktan

3,65

V-Power Racing (Kurşunsuz 100

بدون سرب 98

(Motorin 50)

3,24

VP Diesel

گازوئیل 50

Motorin 1000

3,14

Diesel Extra

گازوئیل 1000

Motorin 7000

3,12

Diesel Extra

گازوئیل 7000

 

2,97

Gaz Yağı

روغن گاز

 

2,11

Kalyak

 

 

1,49

Fuel Oil 6

نفت

 

1,49

Fuel Oil 5

نفت

 

سایت های مفید

torkiye.com

gototurkey 

دانستنیهای ترکیه

خاطرات یک آتش نشان ایرانی در ترکیه

wikipedia

نقشه راههای ترکیه

قیمت بروز بنزین در ترکیه http://www.benzin.gen.tr

قیمت بروز لیر ترکیه  http://www.doviz.com

+ محمد ; ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٥
comment نظرات ()