عاشق سفر

سفر به تایلند - مقدمه

برنامه ریزی برای سفر آسیای جنوب شرقی

از تهران تا بانکوک

بالاخره زمان سفرمان مشخص شد. برای سفر به تایلند ویزای دو بار ورود درخواست داده ایم سفر ما در هفته اول دی ماه شروع میشود و دو هفته در سفر خواهیم بود پرواز تهران - بانکوک ما٬ با هواپیمای ایرباس ماهان٬ ساعت ۱۱ شب خواهد بود این سفر هوایی هفت ساعت طول خواهد کشید و با توجه به اینکه ساعت در بانکوک ۳.۵ ساعت از تهران جلوتر است ساعت ۹.۵ به وقت محلی در فرودگاه جدید بانکوک فرود خواهیم آمد.

 

هزینه های سفر تا اینجا

ویزای تایلند + بلیط دو طرفه تهران - بانکوک هر نفر بزرگسال ۰۰۰/۴۳۵ تومان و بچه ۵ ساله ۰۰۰/۳۷۵ تومان + مبلغ ۰۰۰/۵۰ تومان بابت ویزای دو بار ورود برای هر پاسپورت (بچه در پاس خودم است) = جمعا ویزای دوبار ورود برای دو بزرگسال با دو پاسپورت و یک کودک همراه  بدون هتل ۰۰۰/۳۴۵/۱ تومان  

 فرودگاه جدید بانکوک در ۲۴ کیلومتری جنوب شرقی بانکوک واقع شده و ظاهرا طی تشریفات گمرکی زیاد طول نخواهد کشید و ما برای خروج از فرودگاه و یافتن هتل فرصت کافی داریم. کرایه تاکسی تا شهر از ۲۰۰ تا ۴۰۰ بات میباشد ( اطلاعات بیشتر ) با آنکه عدم رزرو هتل با توجه به نزدیکی تعطیلات کریسمس میتواند ریسک باشد اما اولین محله ای که برای پیدا کردن هتل در بانکوک در نظر داریم محله پراتونوم (هتلهای منطقه ) و اطراف میدان سیام یا خیابان راما ۱ میباشد( نقشه گوگل پراتونوم) که به معبدهای مهم و فروشگاههای اصلی شهر نزدیک است. ظاهرا هتل هایی مثل هتل رویال یا هتل رامادا موقعیت مناسبی دارند. البته اول داخل اتاقها را میبینیم اگر پسندیدیم میگیریم. اگر هتل مناسب پیدا نکردیم به محله چینیها خواهیم رفت که پر از هتل های ارزان قیمت است.

علاوه بر آثار تاریخی و معابد بانکوک (که قبلا در اینجا و اینجا توضیح داده ام). مکانهای دیدنی دیگری هم در برنامه بازدید داریم شامل:

۱- اوشن ورلد (در مرکز خرید سیام پراگون)       ۲- دریم ورلد (نقشه گوگل)   

۳- مراکز خرید پراتونوم    ۴- گورستان چینیها  

نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 12:27 

+ محمد ; ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٩
comment نظرات ()

سفر به تایلند - بخش هشتم

محله بوکیت بینتانگ در کوالالمپور

محله بوکیت بینتانگ در کوالالمپور پر از مراکز خرید و پاساژهای بزرگ و مدرن است که بعضی از آنها با پلهای عابر پیاده به همدیگر و خطوط مونوریل متصل شده اند که مسلما برای فصل گرما و شرجی میتواند بسیار مفید باشد. البته در دی ماه (موقع سفر ما) هوای کوالالمپور خیلی بهاری و خوب بود.

اولین کاری که لازم بود در کوالالمپور انجام دهیم پیدا کردن یک آژانس مسافرتی و تهیه بلیط برگشت به بانکوک بود. چون بلیط برگشت ما به تهران از بانکوک بود. هر چند قطار از کوالالمپور به بانکوک جا داشت و راحت هم بود اما سفر با قطار حدود ۳۰ ساعت طول میکشید که وقت کوتاهمان را به هدر میداد. خوب سفر با هواپیما بهترین گزینه بود. شب قبل در اینترنت٬ پروازهای ارزان قیمت ایر آسیا از کوالا به بانکوک را چک کرده بودم که قیمت بلیط یک طرفه برای هر نفر٬ چیزی حدود ۹۵ دلار بود و بلیط قطار فرست کلاس حدود ۶۰ دلار. اما چون کارت اعتباری نداشتم نتوانستم مستقیما بلیط رزرو کنم.

بلیط هواپیمایی ایر آسیا و کمیسیون ۲۵ درصدی!!!

یک آژانس مسافرتی در محله بوکیت بینتانگ پیدا کردیم که همه کارمندانش چینی بودند. احتمالا میتوانید حدس بزنید چه اتفاقی افتاد. به آقای چینی مسیر و تاریخ پرواز را گفتم او هم سایت شرکت ایر آسیا را چک کرد بعد از جیبش یک کارت اعتباری در آورد و خرید اینترنتی انجام داد و یک پرینت هم از تائیدیه پرداختش گرفت و به عنوان رسید به ما داد و بابت اینکار حدود ۲۵ درصد کمسیون گرفت. یعنی بلیط کوالالمپور به بانکوک برای هر نفر ۱۱۵ دلار آب خورد البته روی دیوار با خط درشت نوشته بود که حق کمسیون خرید اینترنتی بلیط ۲۵ الی ۳۰ درصد است. که نشان میداد اینکار قانونی است و کلاهبرداری در کار نیست.البته بعدا در مورد هواپیمایی ایر آسیا و شگردهایشان برای کاهش قیمت بلیطشان خواهم نوشت.

کتابفروشی های کوالالمپور

 در کوالالمپور٬ به چند کتابفروشی سر زدیم(البته شبها آخر وقت). برایمان خیلی جالب بود اکثرا کتابها٬ اوریجینال و بزبان انگلیسی بود. ولی قیمتهایشان تا حدودی شوک آور بود. قیمتها بسته به نوع کتاب از حدود ۵۰ رینگیت به بالا شروع میشد که حداقل چیزی حدود ۲ الی ۳ برابر قیمتها در تهران بود. دو تا خاطره از کتابفروشیهای کوالالمپور دارم.

 

فرزندان جلوتر از پدر و مادر

یکی از علائق مشترک خانوادگی ما٬ کتاب و گردش در کتابفروشیهاست.اما در این سفر اخیرمان متوجه شدم که دختر کوچولوی ما٬ دست هر دوی ما را در علاقه به کتاب از پشت بسته است. یک شب٬ در یک کتابفروشی در میدان تایمز اسکوئر کوالالمپور٬ حدود یک ساعت لابلای کتابها گشتیم و بالاخره خسته شدیم و خواستیم خارج شویم اما با مقاومت دختر کوچولویمان مواجه شدیم. یک کتاب ۳۰۰ صفحه ای مجموعه داستان کودکان رنگی دستش گرفته بود و ورق میزد. بیرون کتابفروشی یک فست فود بود که ما ترجیح دادیم روی صندلیهای آنجا نشسته منتظر شویم البته مرتب به او سر میزدم دیدم که فروشنده بجای آنکه این بچه را طوری دست به سر کند یک صندلی برایش آورده و یک کارتن کتاب هم بجای میز جلوی او گذاشته تا راحت بتواند کتابها را مرور کند. حدود یک ساعت ما روی صندلی منتظر شدیم تا بالاخره دخترمان راضی شد از کتابها دل بکند. بعدا وقتی به ایران برگشتیم دخترم با کلماتی ساده٬ علاقه قشنگش را اینطور مطرح کرد." بابایی شما شغلت را به یک آقای دیگه بده بعد یک مغازه بخر و اونو کتابفروشی کن تا من بتونم همش کتاب بخونم".

یک زوج عاشق سفر

در یک مورد دیگر٬ در یک کتابفروشی در محله چاینا توون کوالالمپور٬ قصد داشتم یک کتاب در مورد "راهنمای سفر به تایلند یا مالزی" بخرم که متوجه شدم یک پسر و دختر توریست در نزدیکی قفسه کتابهای جهانگردی ایستاده اند و دارند با سر به من اشاره میکنند و با هم صحبت میکنند. آخر سر دختر خانم سر صحبت را باز کرد و پرسید "آیا تایلند میخواهیم برویم؟" گفتم "ما بیش از یک هفته تایلند بوده ایم اما بعد از مالزی مجددا میخواهیم دو روز دیگر هم در بانکوک توقف داشته باشیم." توضیح داد که اهل بارسلونای اسپانیاست و با دوست پسر آرژانتینی الاصلش به سفر آمده. شغلش و طول مدت سفرش را پرسیدم. گفت که تابستانها در یک مغازه تاتو با حنا کار میکند و با پس انداز حقوقش زمستانها به سفر می رود و در مورد طول مدت سفرش تردید داشت اما گفت که حدود ۴ الی ۵ ماه است که از اسپانیا خارج شده اند و که یک ماهش را در تایلند بوده اند. و مقصد بعدیشان جزیره بالی در اندونزی است.اسمش "نوریا" بود. حدود ۲۷ ساله میزد هنگام توضیح٬ در مورد ریشه عربی اسمش٬ به اشغال اسپانیا توسط مسلمانان اشاره کرد. و گفت ردپای آن حمله بر روی اسامی ساکنین تاثیر گذاشته. در نهایت گفت که اگر میخواهید کتاب "راهنمای سفر به تایلند" بخرید کتابهای انتشارات Lonely Planet بهتر است و آنها یک کتاب دارند که حاضرند آنرا به نصف قیمت یعنی ۵۰ رینگیت بفروشند. و آنها این پول را برای ادامه سفرشان لازم داشتند. قبول کردیم و آندو هم با هم مشورتی کردند و دوست پسر "نوریا" برای آوردن کتاب راهی هاستل شان شد.

شهر میمونها

در طی مدتی که دوست پسر "نوریا" برای آوردن کتاب رفته بود فرصت شد تا بیشتر با او صحبت کنیم. از تجربیات سفرش به تایلند برایمان توضیح داد به نظر او تایلند از مالزی بهتر بوده و بیشتر به آنها خوش گذشته. کل سفر آنها بصورت ارزان قیمت و اقامت در هاستل ها بوده. حیف فرصت نشد جزئیات بیشتری راجع به هزینه و وسیله سفر از آنها بپرسم.  اما چند نکته را درباره سفرشان به تایلند گفتند که جالب بود یکی از زیبائی های شهر چیانگ مای در شمال تایلند خیلی راضی بودند و دیگری از شهر میمونها یا Lop Buri که از روی نقشه محل آنرا به من نشان داد که در ۱۰۰ کیلومتری شمال بانکوک و در راه چیانگ مای قرار دارد. "نوریا" میگفت که از بین جزیره های تایلند جزیره کو چانک و کو فانگان (نزدیک جزیره کو ساموئی) را رفته اند اما پوکت را نه٬ چون بدنبال جاهای خلوت و آرام بوده اند. که ایندو جزیره را خیلی عالی توصیف میکردند. از تعریفهای "نوریا" خیلی مشتاق شدم که حتما برای سفرهای بعدی به این جاها بروم مخصوصا شهر میمونها که او خیلی با اشتیاق از آن یاد میکرد.

دوست پسر "نوریا" خیلی کم حرف و خجالتی میزد شاید هم بخاطر مشکل زبان انگلیسی اش بود. کتاب را داخل کتابفروشی آورد اما برای پرداخت پول کتاب "نوریا" پیشنهاد کرد به بیرون کتابفروشی برویم. در نهایت با هم عکسی انداختیم و خداحافظی کردیم آنها فردا شب به جزیره بالی در اندونزی پرواز داشتند.

توضیحات تکمیلی جمشید: انتشارات lonely planet همه ساله کتاب هایی را برای توریست هایی که قصد عزیمت به کشورهای مختلف را دارند منتشر می کند و هر کتاب حاوی اطلاعات متنوع و بسیار کاربردی است . خصوصا اطلاعات جهانگردی که راجع به هاستل ها و هتل ها و پانسیون ها در این کتاب ها درج می شود بسیار دقیق است . به عنوان نمونه اگر شما به یک هاستل که در این کتابها ذکر آن رفته است مراجعه کنید و خدماتی که در کتاب به آن اشاره شده است ارائه نشود و یا اینکه قیمت ها بالاتر باشد ، با یک ایی میل شما به آن موسسه تذکر داده می شود ، در واقع چاپ درج مشخصات مراکز اقامتی در این کتاب ها مستلزم ارائه همان خدمات توسط مرکز فوق است بنابراین اطلاعات فوق العاده دقیقی دارد . در مورد ایران هم یک کتاب منتشر کرده است . ولی این کتابها در ایران یافت نمی شود . اما از سایت Lonely Planet می شود استفاده کرد.

پارک تفریحی "سان وی لیگون"

شاید یکی از آزار دهنده ترین موضوعات در طی سفر٬ کمبود وقت باشد. که باعث میشود با وجود آگاهی شما٬ حتی در چند قدمی یک جاذبه توریستی از دیدارش صرف نظر کنید. در چنین مواقعی٬ این سوال که "در وقت محدودمان کجاها برویم؟" یکی از دل مشغولی های هر توریستی است. یکی از انتخابهای ما برای سفر کوتاهمان به مالزی٬ پارک تفریحی "سان وی لیگون" بود. هر چند در بانکوک پارک تفریحی"دریم ورلد" را رفته بودیم. اما وجود یک پارک آبی زیبا در این مجموعه شدیدا تحریک کننده بود.

شبکه قطار شهری کوالالمپور

برخلاف بانکوک٬ اینبار تصمیم گرفتیم که بجای تور٬ با مترو و اتوبوس٬ خودمان را به سان وی لیگون در جنوب غربی کوالالمپور٬ برسانیم. در مجاورت چاینا توون٬ ایستگاه ترن هوایی  Pasar Seni وجود داشت. در این ایستگاه سوار شدیم و با ۳ رینگیت برای هر نفر٬ تا ایستگاه آخر٬ که Kelana Jaya نام داشت رفتیم. در پایین ایستگاه هم یک ترمینال اتوبوسرانی وجود داشت که اتوبوسهایش تا سان وی لیگون میرفت. کل این مسیر حدود یک ساعت طول کشید. از آن روز فهمیدیم که خطوط مترو و مونو ریل و ترن هوایی و اتوبوس در کوالالمپور آنقدر گسترده ٬ راحت و ارزان است که عملا ساکنین شهر بندرت از تاکسی استفاده میکنند و ما هم در طول مدت اقامتمان در کوالالمپور٬ بجز در مواقع ضروری تاکسی سوار نمیشدیم.

در جستجوی درب ورود پارک

محوطه پارک سان وی لیگون خیلی بزرگ بود و در جلو آن یک فروشگاه خیلی بزرگ و یک هتل ۵ ستاره لوکس وجود داشت. که بعد از پیاده شدن از اتوبوس٬ پرسان پرسان و بسختی فهمیدیم که برای رسیدن به ورودی پارک باید از سمت راست به پشت فروشگاه برویم. چون ورودی پارک برخلاف انتظار بر خیابان اصلی نبود.

هزینه ورود به "سان وی لیگون"

بلیط پارک خیلی گران نبود و بابت بازدید و استفاده از تمامی وسایل بازی در پنج پارک٬ هر نفر خارجی باید ۹۰ رینگیت پرداخت میکرد (حدود ۲۱۰۰۰ تومان). پارکها شامل: شهربازی٬ پارک آبی٬ باغ وحش٬ یک بخش ترسناک و بخش extreme park . البته بخاطر تعمیرات نیمی از بخش پارک آبی کار میکرد

به تگزاس خوش آمدید

طراحی پارک سان وی لیگون٬ الهام گرفته از فیلمهای تگزاسی و وسترن بود. و با وجود وسایل تفریحی متنوع٬ طراحی پارک بنظرم زمخت و خشن رسید. پارک تفریحی "دریم ورلد" بانکوک ظریفتر و قشنگتر بود.

پل معلق سان وی لیگون

برای رسیدن به پارک آبی باید کلی پله را پایین می رفتیم. این پله ها مرا یاد پارک ساعی تهران می انداخت٬ البته در جاهایی پله برقی نصب شده بود. از یک سمت پارک تا سمت دیگر یک پل هوایی معلق خیلی طولانی نصب شده بود که تکانهایش هنگام عبور از آن٬ نفس را در سینه حبس میکرد.

+ محمد ; ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٩
comment نظرات ()

سفر به تایلند - بخش هفتم

از جنوب تایلند تا کوالالمپور

دفتر اتوبوسرانی شهر "هات یائی" مثل یک مغازه بود البته مطمئنا ترمینال اتوبوسرانی اصلی شهر جائی دیگر بود. حدود نیم ساعت در این دفتر معطل شدیم تا اتوبوس آمد. ظاهر بیرونی اتوبوس از داخلش بهتر بود. طبق بلیط، باز هم ردیف آخر به ما رسیده بود. اما در کل قابل تحمل بود چون چندین بار در راه برای غذا و دستشوئی توقف میکرد.

بر باد رفته 

دو دختر و سه پسر جوان توریست فرانسوی در صندلی های جلوتر از ما نشسته بودند که یکی از خانمها میگفت که ساکن پاریس هستند. هر چند فرانسوی صحبت میکردند اما فکر کنم اصلیتشان مال آمریکای جنوبی بود و کارهای عجیبی میکردند مثلا دخترها پایشان را بالای سر صندلی جلوئیشان میگذاشتند که بنظرم کار مودبانه ای برای خانم های پاریسی نبود. هر چه درباره فرهنگ و باکلاسی مردم فرانسه شنیده بودم همه اش بر باد رفت.

نزدیک مرز مالزی به شهر Sadao رسیدیم از این شهر دو راه برای رسیدن به مرز مالزی وجود داشت یکی در سمت غرب که به شهر مرزی Padang Besar میرفت که مرز عبور قطار بانکوک به کوالالمپور بود و یکی در جنوب که امتداد جاده ای بنام Phet Kasem  بود که ما رفتیم. یکساعت بعد از حرکت اتوبوس به مرز تایلند - مالزی رسیدیم. عبور از مرز راحت و بدون دردسر بود. ابتدا در باجه های کنترل پاسپورت تایلند مهر خروج زدیم. ( نقشه گوگل نقطه مرزی تایلند به مالزی )

ویزای لب مرز خوشمزه!!!

فاصله بین باجه های کنترل خروج از تایلند و باجه های کنترل ورود به مالزی نسبتا زیاد بود و موتورسیکلتهای اجاره ای برای طی کردن این مسیر ایستاده بودند که البته ما با اتوبوس خودمان این مسیر را طی کردیم. خوشبختانه مالزی جزو معدود کشورهایی است که لب مرز ویزا به ایرانیان میدهد. خوردن مهر ورود بی دردسر در پاسپورتها٬ برایمان لذت بخش بود. دوستانی که مشکلات دریافت ویزا برای اروپا و یا آمریکا را پشت سر گذاشته اند میدانند دریافت ویزای لب مرز چه مزه ای میدهد.

غذایی که خوردن نداشت

چند کیلومتر پس از مرز اتوبوس برای نهار توقف کرد که علاوه بر مغازه و رستوران در این محل یک صرافی بود که هر دلار را ۳.۳ رینگیت تبدیل میکرد قیمت هر رینگیت مالزی ۳۰۰ تومان بود. بعد در رستوران که بوفه اپن داشت غذای مختصری خوردیم که البته میز و صندلی های خیلی کثیفی داشت. اگر اول میز و صندلی ها را دیده بودم هیچوقت از رستوران غذا نمیخریدم.

حجابی که کمرنگ شد

بعد از ورود به خاک مالزی، اولین چیزی که توجه را جلب میکرد و مانتو و روسری دختر مدرسه ایها و لباس یک شکل و کلاه دانش آموزان پسر بود شبیه همان کلاهی که رهبر مالزی، "ماهاتمیر محمد" بسر میگذارد. اسلام دین رسمی مالزی است و من انتظار دیدن حجاب خانمها و دخترها را داشتم. اما با نزدیک شدن به کوالالمپور این حجابها بتدریج کمرنگ شد بطوری که در طی اقامتمان در شهر کوالا، بجز مواقعی که چشممان به یک مسجد میخورد فراموش میکردیم که در یک کشور اسلامی هستیم ظاهرا شهرهای دور افتاده و کم جمعیت علاقه بیشتری به رعایت پوشش اسلامی داشتند. این موضوع در ترکیه هم مصداق داشت. به این شکل که ساکنان نزدیک مرزهای ایران و سوریه٬ در ترکیه٬ علاقه بیشتری به رعایت حجاب نشان میدادند.

دنیا در سلطه چینی ها

موضوع جالب دیگر وجود خط چینی در زیر تقریبا تمام تابلوهای شهرهای مسیر بود که خبر از وجود جمعیت قابل توجه و بانفوذ چینی ساکن در مالزی میداد. و میشد حدس زد که تمام شهرهای بزرگ مالزی محله چاینا توون دارند. البته تقریبا در تمام شهرهای مهم دنیا٬ محله چاینا توون وجود دارد٬ بنظر من٬ چینیها با جمعیت و اقتصادشان دنیا را تصرف کرده اند. آمریکا عمرا بتواند با آنها رقابت کند. خیلی دوست دارم بعدا یک تحقیق راجع به چاینا توون ها در کشورهای مختلف٬ انجام دهم و نتیجه اش را در همین وبلاگ بیاورم.

برای رسیدن به کوالالمپور از شهرهای جیترا٬ آلور سیتار٬ پینانگ و ایپوه گذشتیم. که در شهر ایپوه حدود یک ساعت توقف داشتیم.

قیمت بنزین در مالزی و تایلند

به خاطر علاقه ای که به سفر با خودرو شخصی ام دارم همیشه قیمت بنزین در کشورهای مختلف برایم جالب بوده قیمت بنزین بدون سرب معمولی٬ در مالزی ۱.۸ رینگیت و قیمت بنزین سوپر ۲.۰۵ رینگیت بود.(هر رینگیت ۳۰۰ تومان). که از تایلند ارزانتر بود. در آنجا هر لیتر بنزین معمولی ۳۰ بات بود.

به کوالالمپور خوش آمدید

به زبان مالایی خوش آمدید "سلامت داتانگ" گفته میشود. که بر روی تابلوهای ورودی شهر دیده میشد. بالاخره ساعت ۷.۳۰ دقیقه شب٬ اتوبوس ما را در مرکز شهر کوالالمپور پیاده کرد. اصلا نمیدانستیم کجای شهر هستیم٬ از طرفی هتل هم که رزرو نکرده بودیم٬ حتی برعکس بانکوک که اسم محلات و خیابانهای مهمش را از حفظ بودم٬ از کوالالمپور بجز برج دو قلو و چاینا توون اسم جایی را بلد نبودم. خوب بهترین کار ممکن تهیه نقشه شهر بود. از یک کیوسک روزنامه فروشی با ۱۰ رینگیت یک نقشه خریدم و از روزنامه فروش خواستم که موقعیتی که در آن قرار داریم را روی نقشه به ما نشان دهد. در خیابان سلطان محمد بودیم. و بعدا فهمیدم که درست روبروی چاینا توون هستیم. 

انتخاب هتل در کوالالمپور

داخل چاینا توون یک هتل بود بنام هتل Malaya که بنظر سه ستاره و مناسب میرسید. قیمت را پرسیدم اتاق دو نفره شبی ۱۷۰ رینگیت. داخل اتاقها نسبتا تمیز بود.تصمیم گرفتیم فعلا در این هتل بمانیم تا موقعیت محلات شهر بتدریج دستمان بیاید. هتلی که بعدا گرفتیم روبروی تایمز اسکوئر در محله بوکیت بینتانگ بود٬ بنام هتل Melia البته با قیمت شبی ۳۰۰ رینگیت٬ که خیلی تمیز و لوکس بود. کاش از اول این هتل را میگرفتیم. اول فکر میکردم بهترین محل شهر کوالالمپور برای گرفتن هتل اطراف برجهای دو قلوست اما محله بوکیت بینتانگ خیلی بهتر بود چون پر از فروشگاه و مراکز خرید بود و خط مترو هم از وسطش میگذشت.

چاینا توون کوالالمپور

خوبی هتل مالایا این بود که درست در وسط بازار چاینا توون بود و میتوانستیم بدون احساس خستگی همه آنرا بگردیم بعد از خروج از هتل و در سمت راست٬ خیابانی باریک به رستورانها و فست فودهای چینی ختم میشد که میز و صندلی های خود را در پیاده رو چیده بودند و کارکنانشان مردم را دعوت به نشستن میکردند کلا دو بار آنجا غذا خوردیم که بنظرم غذاهایشان خوب بود. داخل بازار میوه های تازه محلی که خیلی شبیه میوه های تایلندی بودند هر نایلون کوچک یک رینگیت بفروش میرسید. یکی از روزها هنگام بازگشت به هتلمان در چاینا توون باران شدیدی گرفت که ۳ الی ۴ ساعت طول کشید. شانس آوردیم به هتل نزدیک بودیم.

هزینه تلفن و اینترنت در مالزی و تایلند

سیم کارتهایی که از بانکوک برای موبایلمان خریده بودیم در کوالالمپور آنتن نمیداد و غیر فعال بود. برای همین برای تماس با ایران خواستیم از تلفن هتل مالایا استفاده کنیم. اما مسئول رسپشن گفت که هزینه تلفن از هتل گران تمام میشود و پیشنهاد کرد که برای تماس٬ از کافی نت یک مهمان پذیر کوچک٬ که در یکی از کوچه های چاینا توون و روبروی هتل دراگون بود استفاده کنیم. کافی نت مزبور برای هر دقیقه تماس ۴ رینگیت و برای استفاده از اینترنت ساعتی ۳ رینگیت گرفت. که منصفانه بود. نکته جالب هنگام شماره گیری این بود که هم در تایلند و هم در مالزی٬ کد ایران را بجای ۰۰۹۸ باید ۰۰۱۹۸ میگرفتیم.

در تایلند هم برای استفاده از اینترنت٬ در فرست هتل بانکوک٬ از رسپشن٬ فیش دارای یوزر نیم٬ پسورد٬ خریدم که هر نیم ساعت ۹۰ بات بود. اما هزینه استفاده از اینترنت در کافی نتهای ارزان قیمت داخل شهر بانکوک٬ ساعتی ۳۰ بات بود.

دیدنیهای مالزی

مالزی دیدنیهای زیادی دارد و بجز کوالالمپور شهر پینانگ ٬ جزیره لنکاوی و جنتینگ هایلند از نقاط مهم توریستی مالزی هستند اما چون وقت زیادی نداشتیم تصمیم گرفتیم فقط دیدنیهای کوالالمپور را ببینیم. تا آنجا که من دستم آمد مهمترین دیدنی های کوالا شامل: ۱- برجهای دو قلو ۲- پارک سرگرمی سان وی لیگون ۳- غار باتو   ۴- چاینا توون  ۵- آکواریوم Aquaria KLCC    و ۶- پارک پروانه ها و پرندگان ۷ - باغ ارکید ۸- پارک آهوان موش مانند. که سه مورد آخر همه در لیک گاردن واقع شده اند.  از بین این دیدنی ها آنهایی را که رفتیم و جاهایی که جالب بودند را برایتان خواهم نوشت...

پیوندهای مفید:

 دیدنیهای مالزی

 نقشه گوگل هتل مالایا و چاینا توون کوالالمپور و نقشه گوگل هتل ملیا

 آدرس سایت یک آژانس مسافرتی در میدان تایمز اسکوئر کوالالمپور که تورهای دو سه روزه از مالزی به کشورهای اطراف مثل تایلند٬ جزیره بالی در اندونزی ٬ سنگاپور ٬ هنگ کنگ و ماکائو میگذارد. و قیمتهایی در حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ رینگیت برای هر نفر دارد. راست و دروغ با خودش. البته بجز اندونزی که لب مرز به ایرانیان ویزا میدهد مشکل ویزای سایر کشورها برای پاس ایرانیمان فکر کنم وجود داشته باشد.

برجهای دو قلوی کوالالمپور

اولین جایی که در کوالالامپور برای بازدید انتخاب کردیم برجهای دو قلوی پتروناس یا  KLCC  بود که مخفف کلمات  Kuala Lumpur City Centre است(اطلاعات بیشتر). از چاینا توون تا KLCC حدود ۱۰ رینگیت کرایه به یک تاکسی دادیم. البته تاکسی متر داشت و آنرا روشن کرد ولی بعدا فهمیدیم گیر آوردن تاکسی های منصف در کوالالمپور از بانکوک سخت تر است. نکته جالب در مورد تاکسی های مالزی این بود که بر روی درب های جلو ماشین٬ نام راننده را نوشته بودند. و تاکسیها همه مدلهای مختلف مارک "پروتون" بودند که مدل "جنتو"ی آنها به ایران وارد شده است.   

فروشگاه مدرن سوریا

درست زیر برجهای KLCC فروشگاه لوکس و مدرن سوریا قرار گرفته که البته قیمتهایش مناسب نمیباشد اما در طبقه پنجم آن یک مجموعه تفریحی قرار گرفته که برای وقت گذرانی بد نیست. علاوه بر بازدید از برجها و عبور از پل بین دو برج٬ میتوان از پارک KLCC که روبروی برجها قرار گرفته هم بازدید کرد که بخش فواره های موزیکال آن جالب است. در همین پارک٬ آکواریوم بزرگ Aquaria قرار دارد اما چون نمونه اش را در بانکوک رفته بودیم از دیدنش صرفه نظر کردیم.

تور خرید شکلات در کوالالمپور

بعد از بازدید از برجهای KLCC  برای رفتن به فروشگاههای محله بوکیت بینتانگ دوباره تاکسی گرفتیم. راننده تاکسی با چرب زبانی شروع کرد به تعریف کارخانه های تولید شکلات در مالزی و اینکه علاوه بر بازدید میتوانیم برایگان انواع شکلاتها را بچشیم و اگر مایل بودیم بخریم. خوب ما که با این ترفندها در فروشگاههای جواهرات در بانکوک آشنا شده بودیم. گفتم که ما فقط بازدید منهای خرید خواهیم داشت. راننده هم قبول کرد. تولیدی شکلات٬ داخل یک خیابان فرعی بود. و از پارامترهای یک تولیدی فقط فروشگاهش را داشت. فروشگاه شلوغ بود. بعنوان یک بازدید بد نبود خصوصا که میتوانستیم از آنها بچشیم.

عاشق سفر و عاشق شکلات

من و خانمم عاشق شکلات هستم آنهم شکلاتهای مارک نستله٬ و هر بار سفر میرویم برای مصرف یکی دو ماه٬ ذخیره همراه خود به ایران می آوریم. به خاطر همین یک معیار و محک برای سنجش طعم و قیمت شکلاتهای مالزی داشتیم. از قیمت همان غرفه های نخست مشخص بود که با وجودی که طعمشان به پای نستله هلندی نمیرسد اما قیمتهایشان بالاتر بود. اما با زیرکی سعی کرده بودند تا با بسته بندی شکلاتها در عروسک٬ و ظرفهای لوکس توجه مشتریها را جلب کنند. با تمام این تفاصیل اما چند بسته  خرید کردیم که حدود ۵۰ رینگیت شد.

راننده تاکسی بجز فروشگاه شکلات ما را به یک تولیدی لباس هایی که پارچه هایش با دست نقاشی شده بودند و یک تولیدی کیف و کفش چرم حیوانات مختلف مثل ماهی٬ تمساح و ... در همان نزدیکی برد که چون قیمتها خیلی بالا بود چیزی مناسب خرید نیافتیم. به راننده گفتم دیگر هیچ جا نمیخواهیم برویم ما را به بوکیت بینتانگ برسان. او هم کرایه ۴۵ رینگیت طلب کرد که ۴۰ رینگیت به وی دادم. میدانستم زیاد گرفته اما حدود یک ساعت و نیم همراه ما بود و اشکالی نداشت.

+ محمد ; ۸:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٩
comment نظرات ()

سفر به تایلند - بخش ششم

سفر زمینی از تایلند به مالزی

شوق دیدن کشوری تازه باعث شد تا از پاتایا دل بکنیم و عزم کوالالمپور کنیم آنهم زمینی و با قطار. هر چند میدانستیم که سفر زمینی٬ طولانی و خسته کننده خواهد بود اما ظاهرا چاره ای نداشتیم. قبلا اشاره کرده بودم که بخاطر تعطیلات کریسمس تمام ایرلاین ها قیمت خود را روی ماکزیمم٬ قرار داده بودند و یکی از آژانسهای مسافرتی ۱۵۵۰ دلار برای پرواز از پاتایا به پوکت و از پوکت به کوالا و از کوالا به بانکوک از ما(دو نفر بزرگسال و یک بچه زیر ۵ سال) طلب میکرد که ما عطای سفر هوایی را به لقایش بخشیدیم هر چند اینرا میدانستم که اگر کارت اعتباری میداشتیم با قیمتهایی بسیار بهتر میتوانستیم از طریق اینترنت بلیط های خود را براحتی دریافت کنیم و گیر آژانسهای شیاد تایلند نیفتیم. اما از آنجا که کوبیدن مشت محکم به دهان استکبار جهانی مهمتر از اعتبار جهانی ایرانیان و دریافت کارت اعتباری است ما هم تصمیم گرفتیم از پاتایا به بانکوک٬ با اتوبوس و از بانکوک به کوالالمپور٬ با قطار برویم. 

پی نوشت:در ترکیه٬ یکی از نظافتچی های هتلی بی ستاره در شهر وان٬ داخل کیفش دو سه تا کارت اعتباری مستر کارت و ویزا کارت و ... داشت٬ و در خلال صحبتهایش آنها را به من نشان داد. اما وقتی به بانکهای ترکیه برای دریافت یکی از آنها مراجعه کردم نتیجه ای نگرفتم.

از پاتایا تا بانکوک

 فاصله پاتایا تا بانکوک حدود یک ونیم ساعت است و یکی از کانترهای توریستی ۱۱۰۰ بات برای طی این مسیر با خودرو شخصی از ما طلب میکرد هر چند ما موافق بودیم اما ظاهرا چون روز یکشنبه و تعطیل رسمی بود بعد از نیم ساعت معطلی و چند بار تماس ناموفق تلفنی اعلام کرد که الان تاکسی وجود ندارد. خوب ما هم مثل بچه مودب ها٬ تشکر کردیم و از هتل سی بریز پاتایا لب خیابان آمدیم و با یک وانت تاکسی دربست٬ به قیمت ۹۰ بات٬  خودمان را تا ترمینال اتوبوسرانی پاتایا- بانکوک رساندیم.

ترمینال اتوبوسرانی پاتایا- بانکوک زیاد بزرگ نبود اما مرتب و شلوغ بود و مردم برای دریافت بلیط اتوبوس در صف ایستاده بودند. ظاهرا اتوبوسها به دو یا سه محل از شهر بانکوک حرکت داشتند و از دو یا سه مقصد باید یکی را انتخاب میکردیم به مسئول باجه گفتم که "میخواهیم به ایستگاه قطار بانکوک برویم بلیط هر مقصدی که نزدیکتر است به ما بدهید" او هم گفت که "بلیط EKAMAI را بگیرید". بلیط اتوبوس پاتایا - بانکوک هر نفر ۱۱۳ بات. و ما سه تا بلیط گرفتیم.

بجز ما توریستهای زیادی در صف بودند. ساعت حرکت اتوبوسها نیم ساعت بعد و ساعت یازده و نیم صبح بود و ما طی این فاصله مقداری میوه و خوراکی خریدیم. صندلی ها شماره داشت و ما در ردیفهای آخر افتاده بودیم. صندلی ها زیاد راحت نبودند اما سیستم کولر روشن بود و در مجموع برای یک سفر یکی دو ساعته کیفیت اتوبوسها قابل قبول بود. ضمنا مارک اکثر اتوبوسها بنز بود. 

سکوی انتظار سر پوشیده٬ اما دور باز بود و پنکه هایی که آب پاش داشتند محوطه را تا حدودی خنک میکردند از این نوع پنکه ها در خیلی از محوطه های باز در بانکوک وجود داشت. حتی در بعضی از پیاده رو ها در دریم ورلد.

پایگاه بسیج در واکینگ استریت

شاگرد اتوبوس یک خانم بود و خانم ها بسیاری از مشاغل در تایلند را قرق کرده بودند. در اتوبوس ما دو نفر آقای جوان ایرانی احتمالا کرمانی هم حضور داشتند که خیلی بامزه بودند یکی از آنها کارت عضویت بسیجش را به من نشان داد و با خنده گفت که "قرار است یک پایگاه در واکینگ استریت بزنیم". برای رسیدن به ترمینال مرکزی قطار بانکوک٬ در ایستگاه آخر از اتوبوس پاتایا - بانکوک پیاده شدیم. فکر کنم حدود خیابان سیلوم بود.

لطفا بوق بزنید

بعد از پیاده شدن از اتوبوس نقشه شهر بانکوک را به یکی از راننده تاکسی ها نشان دادم و پرسیدم الان کجائیم؟ از روی نقشه تا ایستگاه قطار مرکزی بانکوک فاصله چندانی نداشتیم. با یکی دو تا از تاکسی مترها سر کرایه چانه زدم٬ از چند روز اقامتمان در بانکوک دریافته بودم که چانه زدن و طی کردن قیمت کرایه٬ زودتر به نتیجه میرسد تا روشن کردن تاکسی متر. راننده از ۱۵۰ بات شروع کرد و نهایتا سر ۱۰۰ بات به توافق رسیدیم. راننده تاکسی خیلی بد رانندگی می کرد و دائم دستش روی بوق بود فکر کنم تا رسیدن به ایستگاه قطار ۱۰۰۰ بار بوق زد. شنیده بودم هندیها خیلی به بوق زدن علاقه دارند و حتی برای تشویق همدیگر برای بوق زدن٬ پشت ماشینهایشان مینویسند "لطفا بوق بزنید". احتمالا طرف رگ و ریشه هندی داشته.

ایستگاه قطار بانکوک

ایستگاه قطار مرکزی Hua Lumphong بانکوک٬ یک سالن سوله مانند بزرگ بود که ۱۰ الی ۱۵ باجه فروش بلیط٬ کنار هم در یک سمت آن بود و دو سمت آن هم مغازه بود که بیشترشان غذاخوری بودند. یک سمت دیگر هم ورودی سالن بود. در وسط سالن عده ای روی صندلی و عده ای دیگر کف زمین در انتظار نشسته بودند.

فرشتگان توریست اینفورمیشن 

در خارج سالن و چسبیده به درب ورودی یک باجه توریست اینفورمیشن بود و در ابتدای ورودمان به سالن یکی از کارمندان که لباس آبی رنگ و رسمی آن باجه را داشت به ما خوش آمد گفت و ما را به یکی از کارمندان باجه حوالت داد تا ما را راهنمایی کند. ما هم مقصدمان را گفتیم و ساعت حرکت اولین قطار از بانکوک به کوالالمپور را پرسیدیم. کارمند توریست اینفورمیشن هم لیست حرکت قطار را چک کرد و گفت که ساعت دو و چهل و پنج دقیقه یک قطار به کوالالمپور حرکت دارد یعنی حدود یک ساعت دیگر. خیلی خوشحال شدیم که به این راحتی بلیط قطار در تعطیلات کریسمس گیر آورده ایم. خانم کارمند٬ ما را با یکی دیگر از کارمندانشان٬ راهی باجه خرید بلیط قطار کرد. اما از جواب متصدی مربوطه٬ آه از نهادمان برآمد. "تا سه روز آینده همه قطارها به مقصد کوالا پر هستند". 

برگشتم تا این خبر را به اطلاع خانمم برسانم و با هم فکری بکنیم اما خانمی که ما را تا باجه خرید بلیط راهنمایی کرده بود. بعد از دیدن ناراحتی من لبخندی زد و گفت که او را دنبال کنم. من که از محبت و صرف وقت این فرشتگان توریست اینفورمیشن داشتم شرمنده میشدم این کارشان را به حساب توریستی بودن تایلند و جذب گردشگر میگذاشتم. خانم ما را به طبقه دوم و داخل یک دفتر راهنمایی کرد. دفتری که تابلو توریست اینفورمیشن بر سر درش نصب بود اما داخلش شبیه یک آژانس مسافرتی بود!!!

و خداوند کلاه برداران را آفرید.

داخل آژانس خانمی دیگر٬ ما را تحویل گرفت و توضیح داد که حالا که قطار جا ندارد یا با هواپیما یا با اتوبوس باید بروید. گفتیم که با اتوبوس را چک کند. اما جوابی که داد زیاد جالب نبود. "ساعت ۷ شب اتوبوس از بانکوک حرکت میکند و ساعت ۷ صبح به شهر "سورات" (یکی از شهرهای جنوبی تایلند و نزدیک پوکت) میرسید٬ بعد با مینی بوس به شهر مرزی "هات یائی" میروید. و این مسیر هم ۴ ساعت طول میکشد. بعد از "هات یائی" با یک اتوبوس به کوالا خواهید رفت. که این مسیر هم ۱۰ ساعت طول میکشد. و جمعا ۲۶ ساعت در راه خواهید بود. و قیمت بلیط از بانکوک تا کوالا٬ جمعا ۲۰۰۰ بات."

از این همه توضیحات سرم سوت کشید ظاهرا مسیر را طی سه مرحله و با تعویض اتوبوس باید طی میکردیم. دوباره با خانمم مشورتی کردیم. چنین مسافرتی خیلی خسته کننده خواهد بود خصوصا که سه کوله پشتی که به یمن خریدهایمان در بانکوک٬ حالا تبدیل به شش تا شده بود و یک بچه ۵ ساله.

من یکبار توسط آژانس های مسافرتی تایلند گزیده شده بودم و احساسم به من میگفت که تمام آمد و رفتهای کارمندان توریست اینفورمیشن٬ و کارمند فروش بلیط با هم هماهنگ شده است تا سودی به جیب آژانس برود و درصدی به آنها برسد. این فکر مثل برق از ذهنم گذشت. "حتی اگر سفر به مالزیمان کنسل شود از این دفتر مسافرتی بلیط نخواهم خرید".

نیم ساعت بعد٬ دوباره به توریست اینفورمیشن طبقه پائین مراجعه کردم دوباره همان کارمندان سابق٬ اما اینبار با کمی اخم٬ مرا تشویق به خرید بلیط از همان آژانس کردند. دیگر شکی نداشتم که اینها باهم همدستند. یک راه حل ضعیف به ذهنم رسید٬ " شاید برای مرحله اول سفر به مالزی٬ یعنی از بانکوک تا شهر "سورات" قطار وجود داشته باشد" به یکی دیگر از باجه های فروش بلیط مراجعه کردم. "ببخشید آقا برای سورات جا دارید" کارمند گفت" آره داریم قطار ساعت سه و ده دقیقه حرکت میکند". خوشحال شدم ۱۲ ساعت اول مسیرمان را با قطار میرفتیم٬ گفتم "لطفا برای سه نفر بلیط بدهید". خانم همکارش پرسید" بعد از سورات کجا میخواهید بروید؟ " گفتم "هات یائی و بعد کوالا لمپور" پرسید " چرا تا هات یائی نمیروید؟". با خوشحالی من هم فورا سه تا بلیط خریدم و کارمند هم کوپه فرست کلاس به ما داد هر نفر ۱۵۹۵ بات و بچه رایگان. از سه مرحله سفرمان تا کوالا٬ دو مرحله اولش یعنی تا مرز مالزی با قطار طی میشد.

قطار بانکوک به جنوب تایلند

قطارهای بانکوک به جنوب تایلند زیاد شیک نبودند. و آنطور که از ظاهر واگن ها مشخص بود سه درجه داشتند ۱- واگنهای ویژه یا فرست کلاس یا درجه یک: که کوپه های دو نفره و چهار نفره داشت. قیمت هر نفر ۱۵۹۴ بات. ۲- واگنهای درجه دو: که صندلی های دو نفره روبروی هم داشت که شبها تبدیل به تخت میشدند و با پرده از راهرو و بقیه جدا میشدند اما برای ساک و چمدان سبدهایی نزدیک سقف نصب شده بود. ۳- واگنهای ارزان که صندلی هایی شبیه اتوبوس داشت.

واگن های فرست کلاس

بلیط مان را به ماموران قطار نشان دادیم آخرین واگن را به ما نشان دادند این واگن سبز رنگ بود و کوپه کوپه بود که مهمانداران قطار به آن٬ واگن درجه یک یا فرست کلاس میگفتند. کوپه ها شماره داشتند و هر کدام از آنها دو نفره بودند ولی بوسیله باز کردن یک درب میشد دو کوپه دو نفره را به هم متصل کرد. فضای داخل کوپه ها کوچک و تقریبا دو متر در ۱.۵ متر بود اما راحت بود. یک روشویی کوچک و چند لیوان و بطری آب معدنی در گوشه کوپه قرار داشت. یک مهماندار برای هر نفر ملحفه٬ پتو و  رویی متکا آورد صندلی هر کوپه موقع خواب تبدیل به دو تخت روی هم بزرگ میشد.

۱۶ ساعت در قطار تایلند

متاسفانه از داخل کوپه ها عکس مناسب ندارم. اما داخل آنها کولر داشت اما واگنهای دیگر پنکه داشتند. اختلاف قیمتها هم مسلما چشمگیر بود چون چند کوپه هنوز خالی بودند اما بخشهای دیگر تقریبا پر بودند. از مهماندار قطار ساعت رسیدن به شهر "هات یائی" را پرسیدم گفت "ساعت ۷ صبح فردا خواهیم رسید". از ساعت ۳.۱۰ عصر تا ۷ صبح فردا ٬ حدود ۱۶ ساعت در راه بودیم. جالب است که بعدا که دقت کردم دیدم زمان رسیدن به مقصد٬ روی بلیط ۷.۱۳ دقیقه نوشته شده است.

نزدیک بود از قطار پیاده شویم

قطار سر ساعت حرکت کرد و در چند ایستگاه دیگر داخل شهر بانکوک مسافر سوار کرد هر توقف حدود ۵ دقیقه بود. ابتدا به سمت شمال بانکوک رفت بعد به سمت غرب پیچید و از روی رودخانه چائو فرایا گذشت و بعد از بانکوک خارج شد. هنگام عبور از روخانه از کنار بازار هفتگی چاتو چاک٬ که بزرگترین بازار هفتگی جهان لقب گرفته٬ گذشتیم. خانمم با دیدن این بازار کم مانده بود ما را برای خرید از قطار پیاده کند٬ اما به او قول دادم که موقع برگشت از کوالالمپور به بانکوک حتما این بازار را برویم.

رستورانی در دور دستها

رستوران قطار اولین واگن متصل به لکوموتیو بود و ما آخرین واگن٬ و برای رسیدن به آن باید تمام واگنها را طی میکردم. رستوران غذاهای گرم هم سرو میکرد و منو هم داشت. از بین آنها یکی را که فکر میکردم کمتر تند است انتخاب کردم. اما مهماندار رستوران شماره صندلی مان را پرسید و گفت که خودش برایمان خواهد آورد.

شب مهماندار قطار٬ نحوه علم کردن تختها را نشان داد و ما از او خواهش کردیم که فردا قبل از رسیدن به شهر "هات یائی" بما اطلاع دهد. البته برای احتیاط٬ ساعت آلارم موبایلم را روی ساعت ۶ صبح بوقت تایلند تنظیم کردم. حدود یک ساعت طول کشید تا با وجود تکانهای قطار بخواب برویم. اما خواب خیلی چسبید.

تنوع نامحدود غذاهای تایلندی

غذایی که برایمان آوردند به همراه یک سطل کوچک یخ ریز شده جمعا ۱۷۰ بات آب خورد٬ غذا شامل برنج ٬ یک خورشت که یادم نیست چه بود٬ و یک سوپ کاهو و میگو و دو برش آناناس بود. با آنکه ما تایلند را به برنجش میشناسیم اما خود آنها زیاد برنج مصرف نمیکردند و برنجی هم که آماده در رستورانها و فست فودها می فروختند مثل لاستیک به هم چسبیده و کشدار بود. که زیاد طعم آنرا نپسدیدم.

اتوبوس بهتر از قطار!!

ساعت هفت و سی دقیقه در ایستگاه شهر "هات یائی" از قطار پیاده شدیم. این شهر تا مرز مالزی ۵۰ و تا بانکوک ۹۳۰ کیلومتر فاصله دارد. در ایستگاه از باجه فروش بلیط قطار٬ در مورد ساعت حرکت قطار به کوالالمپور پرسیدم. ساعت ۳ بعدازظهر به کوالالمپور جا داشت اما ساعت ۶ صبح فردا به کوالا میرسید یعنی یک معطلی هفت ساعته و یک سفر ۱۵ ساعته. در حالی که ما الان در فاصله ۱۰ ساعتی کوالا بودیم پس اتوبوس انتخاب بهتری بود.

شهر مسلمان نشین "هات یائی" 

درست روبروی ساختمان ایستگاه قطار "هات یائی" Hat Yai یک آژانس مسافرتی وجود داشت. مسئول مربوطه که یک آقای سرو زبان دار بود اول اتوبوس ساعت ۱۲ ظهر را رو کرد اما در نهایت گفت که اتوبوس ساعت نه و نیم صبح به مقصد کوالا هم جا دارد. و ۱۰ ساعت در راه خواهیم بود هر نفر ۶۰۰ بات٬ ضمنا بچه هم همان قیمت. قبول کردیم چون با این حساب٬ حدود ساعت ۷ شب همان روز در کوالا خواهیم بود. مسئول آژانس بلیطها را به ما داد و گفت که ساعت ۹ در جلو دفتر منتظر باشیم تا ما را پیش اتوبوس بفرستد. ما هم همه ساکها بجز مدارک و پولها را به دفتر آژانس سپردیم و برای گردش قدم زنان خیابان روبروی ساختمان ایستگاه را در پیش گرفتیم.

ما دو ساعت برای گردش در شهر کوچک "هات یائی" وقت داشتیم. با اینکه اول وقت بود و  فروشگاهها یکی یکی باز میکردند. در این شهر از حجاب بعضی خانم ها مشد فهمید که ظاهرا مسلمانان هم در این شهر زندگی میکنند.

بعد از طی یکی دو خیابان به یک بازار محلی پر از دستفروش رسیدیم که با توجه به ساعات اولیه صبح شلوغی آن عجیب بود. و ما تقریبا همه وقتی را که داشتیم در این بازار گذراندیم. ۲۰ بات از یک نوع موز ریز و سبز خریدم که خیلی بد مزه و گس بود.

ساعت از ۹ صبح گذشته بود که به دفتر آژانس مسافرتی مراجعه کردیم و مسئول آژانس برایمان یک وانت کوچولو گرفت که ظاهرا در این شهر نقش تاکسی را داشت٬ تا ما را به دفتر اتوبوسرانی "هات یائی" به کوالا برساند.

+ محمد ; ۸:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٩
comment نظرات ()

سفر به تایلند- بخش پنجم

حکایت همچنان باقی

آنقدر مطلب برای نوشتن در مورد تایلند دارم که نمیدانم آیا میشود همه آنها را در این وبلاگ آورد یا نه؟ بعضی دوستان اصرار دارند که زودتر در مورد پاتایا بنویسم. اما با اینکار از روال عادی سفرنامه خارج میشویم از این دوستان خواهش دارم که اگر سوال بخصوصی دارند بپرسند تا موردی به آنها پاسخ دهم.

دریم ورلد٬ دیزنی لند تایلند

یکی دیگر از تورهایی که رفتیم دریم ورلد بود. این مجموعه پارک بازی در شمال بانکوک قرار دارد و برخی آن را دیزنی لند از نوع تایلندی میدانند برای رزرو دریم ورلد به آژانسی که در طبقه اول فرست هتل قرار داشت رفتم ۳۰۰۰ بات هزینه تور برای سه نفر. ظاهرا دریم ورلد ساعت ۱۰ صبح باز میکرد پس ساعت حرکتمان را  ۹ صبح تعیین کردیم. یک ون دنبالمان آمد و ما چون میخواستیم هتلمان را عوض کنیم و به پی جی واترگیت هتل نقل مکان کنیم به پیشنهاد مدیر آژانس همه وسایلمان را در صندق عقب ماشین قرار دادیم تا راننده در برگشت ما را به هتل جدید ببرد و هم اتاقمان را در فرست هتل تحویل داده باشیم. کمی از بابت وسایل نگران بودم اما خوشبختانه بی مورد بود. اما بعد متوجه شدم که برای جلوگیری از نگرانی٬ راه بهتر و مطمئن تر آن بوده که وسایل را تحویل هتل میدادیم.

مسافران ون فقط ما بودیم و حدود نیم ساعت رسیدن به دریم ورلد طول کشید٬ پس از رسیدن٬ راننده٬ از دفتر اینفورمیشن پارک٬ سه برچسب گرفت و به لباسمان چسباندیم و سه فیش غذا و سه بلیط جداگانه برای ورود به بخش پارک برفی هم به ما داد و قرار شد ساعت برگشتمان بین ساعت ۳ و ۴ بعدازظهر باشد و تلفنی با او هماهنگ کنیم. برای اینکار او گفت که نیازی نیست از گوشی خودمان تماس بگیریم و برای اینکار به دفتر اینفورمیشن مراجعه کنیم آنها خودشان زنگ میزنند.

آژانسهای توریستی در کشوری توریستی

نکته جالبی که در تایلند متوجه شدم این بود که همه چیز برای راحتتر انجام شدن کارهای توریستی پیش بینی شده بود٬ وقتی یک تور را از هر جا٬ ثبت نام میکردید معمولا یک راهنما و حتما یک خودرو٬ شما را همراهی میکرد و با دادن چند برچسب٬ شما دیگر مشکلی برای ورود و گردش نداشتید. و اگر خودرو و راهنما را خودتان حذف میکردید مبلغی را بابت کرایه تاکسی از تورتان کم میکردند. و به هر حال آژانسها در تایلند خیلی قدرتمند و فعال بودند. و اگر از کلاه برداری تعداد از آنها در ارائه تورها یا هتل ها با قیمت بالاتر بگذریم محل خوبی برای رزرو یک تور بی دردسر و با خیال راحت بودند. البته آژانسها در تایلند٬ بر حسب عادت قیمت تورها را بالاتر میگویند تا جا برای چانه زنی و تخفیف وجود داشته باشد.

طراحی کارتونی و فانتزی پارک از همان ورودی جلب توجه میکرد. طبق نقشه ای که به ما داده بودند پارک پنج بخش داشت که ما با برچسبمان همه را هر چند بار که میخواستیم برایگان میتوانستیم برویم هر چند مدیر آژانس گفت که یک بخش از آن ورودی جدا دارد اما ما تقریبا همه جا را رفتیم. و ورودی جداگانه ای پرداخت نکردیم.

توضیح زیبائیها و جذابیتهای پارک سخت است و ترجیح میدهم چند عکس از دریم ورلد بگذارم. به ما و مخصوصا کوچولویمان خیلی خوش گذشت شاید باور نکنید اما یکی از آرزوهای من از بچگی رفتن به دیزنی لند بوده که با توجه به شباهتهای این پارک با دیزنی لند خیلی برایم جذابیت داشت.

از بانکوک تا پاتایا

ترانسفر از بانکوک به پاتایا با آژانسی بود که هتل برایمان رزرو کرده بود. یک راننده با یک تویوتا کمری ما را تا هتل سی بریز پاتایا رساند حدود دو ساعت در راه بودیم جاده بین این دو شهر بزرگراه بود وجود چند تا مسجد در راه جلب توجه میکرد.

هتل سی بریز پاتایا

هتل سی بریز در جنوب شهر پاتایا و در ساحل جمتین قرار دارد هتل قشنگی است دو استخر در حیاط دارد و یک رستوران هم بین دو استخر با قیمتهایی قابل قبول به مهمانان سرویس میداد. البته فقط صبحانه رایگان بود و کلا در هتلهای تایلند هتلها صبحانه را بوفه اپن و نسبتا مفصل سرو میکنند. فاصله هتل تا دریا یک عرض خیابان بود و براحتی میشد با لباس شنا بین دریا و استخر رفت و آمد کرد. ( هتل سی بریز در فصل شلوغ ایام کریسمس گران بود اما در ایام عادی قیمت اتاق دو نفره با صبحانه بین 1250 تا 1850 بات است اختلاف قیمت اتاق مربوط به موقعیت و دید اتاق است.
اطلاعات بیشتر:سایت هتل سی بریز  و سایتی برای رزرو هتل )

بلافاصله بعد از عبور از عرض خیابان ٬ ساحل ماسه ای کم عرضی شروع میشد که مملو از چترها و کاناپه های رنگارنگ بود. برای لم دادن روی کاناپه باید ۱۰ بات پرداخت٬ معمولا هر ۲۰ الی ۳۰ چتر و کاناپه متعلق به یک خانم است که در جوار چترهایش٬ غذا هم پخته و به مشتریان میفروشد. دستفروشان هم معمولا با سبدهایی پر از غذاهای پخته دریایی و غیره مرتب به سراغتان میآیند. البته سماجتشان خیلی آزار دهنده نیست و اگر با دست یا سر به آنها اشاره کنید خواهند رفت.

بفرمائید غذا و میوه های تایلندی

هوا خیلی خوب بود و تصمیم گرفتیم از هتل تا خیابان واکینگ استریت٬ پیاده برویم. در یک رستورانی که در نزدیکی هتل و در پیاده رو برپا بود مقداری غذا خوردیم و در امتداد خیابان ساحلی راه افتادیم. در مسیر دستفروشانی که غذا و میوه های تایلندی میفروشند حسابی وسوسه مان میکردند و ما هم  ذائقه مان تقریبا به طعم های این کشور داشت عادت میکرد و هر بار یک غذای جدید و ناشناخته را امتحان میکردیم.میگو و ماهی و جوجه باربکیو و یا سوخاری شده خیلی خوشمزه بودند و همیشه دهانمان در حال جویدن بود. در تایلند مردم بجای خوردن سه وعده پر و پیمان چندین وعده سبک میل میکنند بنابراین دستفروشان اغذیه فروش همیشه بازار گرمی دارند. قیمت هر سیخ چوبی٬ کباب مرغ٬ میگو٬ ماهی و ... بین ۲۰ تا ۵۰ بات است. در رستورانها برای خوردن این غذاها شاید تا دو برابر باید پرداخت.

در مقابل میوه های رنگارنگ هم که نمیشد مقاومت کرد مخصوصا که پاک شده بر روی یخ گذاشته و خنک آماده نوش جان شدن باشند معمولا بر روی بساط هر میوه فروشی٬ چند تا میوه جدید هم خواهید دید. که قبلا ندیده اید قیمت هر ظرف یا نایلون کوچک پاک شده و خنک٬ بین ۲۰ الی ۳۰ بات است.بعضی دستفروشان آب نارنگی تازه هم میفروشند هر بطری ۲۰ بات که خیلی خوشمزه است. و در چاینا تون بانکوک دستفروشانی که آب انار تازه هم میفروختند دیدم هر بطری ۵۰ بات٬ که مزه اش جالب بود.

تاکسی های اپن در پاتایا

مسیر خیلی طولانی تر از چیزی بود که فکر میکردیم پس بدنبال تاکسی گشتیم. اما خبری از تاکسی متر نبود شنیده بودم که در پاتایا از وانت بار بجای تاکسی استفاده میشود اما هنوز برایم قابل پذیرش نبود که در مهمترین شهر توریستی تایلند تاکسی٬ متداول نباشد. تا اینکه بعد از کمی علافی فهمیدیم که باید با همین وانت بارها برویم اولش کمی ترسناک بود مبادا با ترمزی از ماشین پرت شویم اما بعد از چند بار سوار وانت شدن بجای تاکسی کم کم عادت کردیم. این وانت ها همه دارای سقف بودند و بر روی سقف دو میله برای حفظ تعادل و چند زنگ برای اطلاع دادن به راننده تعبیه شده بود. و راننده اکثر آنها خانم بود. کرایه برای مسیرهای کوتاه ۱۰ بات و برای مسیرهای طولانی ۲۰ بات.

خیابانی با شهرت جهانی

 از یک زوج سال خورده ولی سرحال٬ که آلمانی و یا روسی و مسافر وانت بودند پرسیدیم برای رفتن به واکینگ استریت کجا باید پیاده شویم با خوش رویی گفتند که میخواهند در همان حوالی پیاده میشوند ظاهرا چند روز بود که به پاتایا آمده بودند. بعد از پیاده شدن از وانت٬ مسیر دقیق رسیدن را به ما نشان دادند و تاکید داشتند که مواظب کیف پولتان باشید. تشکر کردیم و به سمت واکینگ استریت راه افتادیم تا ببینیم این خیابان چه دارد که شهرتی جهانی کسب کرده.

درمانگاه یا مغازه ماساژ

از جایی که ما از وانت پیاده شدیم یک خیابان و حدود ۵۰ متر تا واکینگ استریت راه بود.چند مغازه بزرگ ماساژ در این خیابان وجود داشت که پرسنل هر مغازه لباس متحدالشکلی به تن داشتند شلوغی مغازه های ماساژ صورت خیلی به چشم میخورد٬ مشتریها را روی تخت با چشم بسته خوابانده بودند بر روی چشم آنها چیزی گذاشته و بر روی آنها مثل بیمارستان ملحفه سفید کشیده بودند ابتدا این تصور به ذهن میرسید اینها مرده اند و شاید اینجا درمانگاه است اما نه همه زنده بودند و مشغول ریلاکسیشن. 

میدانستم که بهترین وقت برای رفتن به خیابان واکینگ استریت شب است و ساعت حدود ۸ شب بود. و تازه داشت شلوغ میشد. خیابان مملو از رستوران٬ کاباره و بارهایی که به زیبائی٬ با تابلوها و لامپهای نئون و به سبک لاس وگاس نور پردازی شده اند. هر مغازه برای تبلیغ خود علاوه بر نورپردازی سعی میکرد با ترفندهایی دیگر توجه مشتریها را جلب کند بعنوان مثال یکی لباس وسترنهای تگزاسی و دیگری کنسرت لایو و یا حتی مسابقه بوکس تایی و یا خانمهایی که تقریبا لباسی به تن نداشتند.

نمایش بستنی ترکی

خیابان مملو از توریست بود و جالب وجود زوج های جوان توریست در آنجا بود٬ در اواسط خیابان یک بستنی فروش با وسایل سنتی ترکی ساخت بستنی اش٬ چند نفری را دور خودش جمع کرده بود و با تردستی لیوان خالی از بستنی را دست مشتری میداد و اسباب خنده و تفریح دیگران میشد. هر لیوان بستنی با نمایش تردستی ۸۰ بات. چند تا آقای ایرانی میگفتند که بستنی سازان استانبول (محله آکسارای و تکسیم) با ظروف و میله های بستنی سازی کارهای عجیب و غریبی میکنند و علاوه بر تردستی و نمایش٬ آهنگ هم میزنند.

در خاطرات تایلند چند خانم ایرانی خوانده بودم که آنها به خاطر حضور زنان برهنه و ایرانیان مجرد در این خیابان خیلی عصبانی شده اند. بخاطر قدر دانی از خویشتن داری خانمم٬ از چند خانم گل فروش یک شاخه گل خریدم ۱۰ بات و به او هدیه کردم.

باورتان میشود یا نه!

باورتان میشود یا نه! نام موزه ای در شهر پاتایاست. البته ما برای ماندن در پاتایا دو شب بیشتر برنامه ریزی نداشتیم و اکثر تورهایمان را در بانکوک رفته بودیم پس ترجیح دادیم وقتمان را به گردش در شهر و شنا بگذرانیم هر چند از روی تبلیغ یک روزنامه که در هتل توزیع شده بود خیلی مشتاق دیدن "موزه مجسمه های مومی مادام لویز توسو" شدیم. آدرس را پرسان پرسان و از روی نقشه پیدا کردیم. طبقه سوم فروشگاه رویال گاردن پلازا. همان ساختمانی که موزه معروف Ripley's Believe It or Not در آن واقع شده است.

لطفا یک روز کامل کنار بگذارید.

طبقه سوم رویال گاردن پلازای پاتایا٬ چیزی بیشتر از یک موزه بود و در واقع یک مجموعه پنج قسمتی سرگرم کننده است که گردش در هر پنج قسمت یک روز شما را پر میکند بلیط هر قسمت برای هر نفر٬حدود ۵۰۰ بات و بلیط هر پنج قسمت ۱۱۰۰ بات.(وبسایت مجموعه). جالبی این موزه ها و بخش های سرگرمی این بود که بخشهایی از سرگرمیها یا نمونه کارهایشان را در همان محوطه طبقه سوم ارائه میدادند و توریستها میتوانستند براحتی با فضای موجود ارتباط برقرار کنند. مثلا منشی هایی که فروشنده بلیط بودند با لباسها و گریم های ترسناک یا شخصیتهای فیلمها مردم را به خرید بلیط دعوت میکردند.

در محوطه طبقه سوم هر یک یا دو ساعت یک نمایش رایگان برای تبلیغ اجرا میشد مثل نمایش دختری که صورتش پوشیده از پشم های بلندی بود و یا خانمی که عقربهای بزرگی را در دستش نگه میداشت و ...

مجسمه های مومی موزه مادام توسو  Madame Tussauds wax museum هم خیلی جالب بود مجسمه های افراد مشهوری مثل باراک اوباما٬ گاندی٬ بوریس یلتسین٬ مائو٬ دالایی لاما٬ هیتلر٬بروس لی٬  و بازیگران مشهور فیلمها٬ مثل هری پاتر٬ کلبه وحشت٬ ماموریت غیر ممکن٬ خون آشام٬ و ... که دقیقا شبیه نمونه اصلی آنها ساخته شده بودند و بدون هیچگونه حصاری میشد کاملا آنها را لمس کرد و با آنها عکس انداخت. شباهت آنها واقعا شگفتی آور بود. حتی نرمی پوست بدن مجسمه ها کاملا طبیعی بود.

ظاهرا محل اصلی موزه مادام توسو در لندن است و شعبه هایی در شهرهای توریستی دنیا افتتاح کرده مثل واشنگتن٬ آمستردام٬ شانگهای٬ برلین٬ لاس وگاس٬ لوس آنجلس٬ نیویورک٬ هنگ کنگ و پاتایا. البته اکثر مجسمه ها در شهرهای متفاوت با یکدیگر متفاوتند.( منبع )

بیاد شبهای پاتایا

هر شب در پاتایا تا نیمه های شب بیرون بودیم و خیابان و رستورانها و بارها در ساعت دوازده ونیم شب از ابتدای شب شلوغتر و پر جنب و جوشتر بودند و ما بسختی از این همه سرزندگی و جوشش دل میکندیم و به هتل برمیگشتیم. و متاسف بودیم که دو شب بیشتر در این شهر نخواهیم ماند اگر برنامه سفر به مالزی را نداشتیم حتما بیشتر می ماندیم. آخرین شب وقتی داشتیم با "وانت تاکسی" به هتل برمیگشتیم با حسرت به پاتایای شب زنده دار نگاه میکردم. "حتما دوباره به پاتایا برمیگردیم". نمیدانم شما تا حالا در شهری احساس کرده اید در خانه خود هستید یا نه؟ من در چند شهر این احساس را داشته ام. آنتالیا و آلانیا در ترکیه٬ ایروان در ارمنستان٬ بانکوک و پاتایا در تایلند.

پیوندها:

رزرو هتل در پاتایا

+ محمد ; ۸:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٩
comment نظرات ()

سفر به تایلند - بخش چهارم

 

هتل P.J Watergate بانکوک

دومین هتلی که در بانکوک رزرو کرده بودیم هتل P.J Watergate بود. این هتل روبروی میدان ایندرا ریجنت بانکوک و حدود ۵۰ متر داخل کوچه ای پر از مغازه و دستفروش بود ولی کوچه جو بدی نداشت. عکس هتل را قبلا در اینترنت دیده بودم نمای حیاطش ساده و قشنگ بود و قیمتش برای اتاق دو نفره شبی ۱۷۰۰ بات. تمیزی اتاقهایش قابل قبول بود اما فرست هتل First Hotel از خیلی لحاظ بهتر بود.

ماساژ پای تایلندی 

یک خاطره از طول مدت اقامتمان در هتل پی جی واترگیت دارم. که این خاطره مربوط به مغازه ماساژ پایی است که در همان کوچه هتل وجود داشت. قضیه از این قرار بود که موقع گردش در بانکوک بارها به این مغازه های ماساژ پا برخورد میکردیم. و دختر کوچولویمان کنجکاو شده بود که این مغازه ها چه هستند؟ من هم گفتم که "اینها پای آدم را ماساژ میدهند تا خستگی آنها برطرف شود" او هم اصرار که "پاهام خسته است ماساژ پا میخواهم". یک شب موقع برگشت از بازار داخل کوچه هتل به یک مغازه ماساژ پا مراجعه کردیم. یک خانم موطلایی و قد بلند به استقبالمان آمد گفتم که برای بچه ماساژ پا میخواهیم روی یک کاغذ بزرگ ۲۵۰ بات نوشته بود من هم چانه زدم و آخر سر برای یکساعت ماساژ پای بچه ۱۵۰ بات پرداخت کردیم. بچه ما بعد از ماساژ میگفت پاهام قوی شده و مرتبا روی تختخواب هتل بالا و پائین میپرید. روزهای بعد هر بار از مقابل مغازه شان رد میشدیم به فارسی سلام میگفتند.

خانم موطلایی به همراه یک خانم سبزه که چاق بود و ظاهرا مدیر آن مغازه بود سر صحبت را با ما باز کردند متاسفانه اسامی آنها را بخاطر ندارم اما خانم چاق انگلیسی اش بهتر بود یک دختر دیگر که جوانتر بود و ظاهرا در همان مغازه کار میکرد به جمع ما اضافه شد. خودش را ناتاشا معرفی کرد و وقتی فهمید ایرانی هستیم خواست که با یک کلمه فارسی ما را سورپرایز کند کلمات "خوبی"، "سلام" و "چطوری" را بلد بود

زن یا مرد؟

صدای ناتاشا و خانم موطلایی کلفت بود و اصلا به رفتار و اندام ظریف زنانه آنها نمیخورد. از آنها خواستم که یک کم در مورد خودشان توضیح دهند وقتی کنجکاوی ما را دیدند خانم موطلایی توضیح داد که آنها عمل جراحی کرده اند و اندام مردانه شان را برداشته اند و اندام زنانه دارند درست مثل یک زن. و تمام احساسات و رفتارشان و اندامشان زنانه است تنها فرقشان با یک زن اینست که نمیتوانند بچه دار شوند. و از این قضیه به تلخی یاد میکردند. آنها حتی بعنوان یک زن ازدواج هم میکنند و ناتاشا گفت که هفت سال پیش ازدواج کرده ولی جدا شده و داخل گوشی موبایلش عکس مراسم عروسیش را به ما نشان داد در لباس عروس خیلی ناز بود در کنار شوهر خوش تیپش که کت و شلوار مرتبی پوشیده بود. دلیل جداییش را پرسیدیم گفت "مادر شوهرش باعث شده. آنقدر از اینکه بچه دار نمیشوند در گوش پسرش خوانده که با وجود عشق و علاقه شدیدشان باجبار از هم جدا شده اند". از خانم چاق پرسیدم چه احساسی نسبت به همکاران ل.ی.د.ی... خود دارد آیا آنها را مرد میداند یا زن؟ او هم گفت که آنها را مثل خودش زن میداند و با آنها کاملا مثل خواهران خودش راحت است. و این در تایلند عادی است.

قانونی و عرفی

ظاهرا موضوع تغییر جنسیت در تایلند از نظر قانونی و عرف جامعه حسابی جا افتاده و این گروه از زنان که معمولا قد بلندتری دارند در جامعه تایی بعنوان زن پذیرفته شده اند. البته مثل بقیه گروههای اجتماعی مسلما در بین آنها همه نوع افرادی یافت میشود. اما درصد اعظمی از آنها برای امرار معاش در مغازه ها و جاهای مختلف مشغول کار شرافتمندانه هستند و درصد کمی از آنها در کاباره ها و شوهای مختلف مشغول کارند.

+ محمد ; ۸:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٩
comment نظرات ()

سفر به تایلند - بخش سوم

تورهای دیدنی شهر بانکوک

وقتی میشنویم که بانکوک حدود ۱۲ میلیون نفر جمعیت دارد هرگز تصور نمی شود که در این ازدحام جاهای دیدنی زیادی وجود داشته باشد. ولی تعداد تورهایی که معمولا یکروزه هستند در بانکوک آنقدر زیاد است که انتخاب را سخت میکند. آنهایی را که ما موفق شدیم برویم را خواهم نوشت. یکی از جالبترین آنها٬ تور فلوتینگ مارکت ( بازارچه شناور) بعلاوه فیل سواری و الفنت شو و کروکودیل شو و و یک نمایش سنتی تایلندی در رز گاردن است. این تور از نظر هماهنگی و زمانبندی و کیفیت بهترین توری بود که در تایلند رفتیم. چون همه این قسمتها را در یک روز رفتیم.

تور فلوتینگ مارکت و رز گاردن و الفنت شو

این تور از ساعت شش و نیم صبح شروع شد تور لیدر علت حرکت زود هنگام را ترافیک صبحگاهی در بانکوک ذکر کرد. ظاهرا با شروع ساعت کاری ادارات در ۸ صبح در ترافیک جم٬ گیر میافتادیم. سرو صبحانه در هتل از ساعت ۶ صبح شروع میشد٬ صبحانه را با عجله خوردیم و راس ساعت تور لیدرمان که یک خانم بود بنام "اوویی" در لابی هتل به سراغمان آمد و ما را به محل سوار شدن به خودرو تور راهنمایی کرد تور انروزمان دسته جمعی بود و حدود چهار یا پنج خانواده از هتلهای مختلف سوار یک خودرو ون تویوتا شدیم. و بطرف اولین مقصدمان که فلوتینگ مارکت در شهر دامنون سادوک بود راه افتادیم. 

فلوتینگ مارکت

بعد از حدود یکساعت و طی ۸۰ کیلومتر در جهت غرب بانکوک کنار یک کانال آب پیاده شدیم و سوار قایقهای موتوری باریک و درازی شدیم. هر قایق حدود ۱۰ نفر گنجایش داشت پهنای قایق طوری بود که بیشتر از دو نفر کنار هم نمیتوانستند بنشینند. دو طرف کانال خانه هایی وجود داشت که بعضی از آنها مسکونی و بعضی فروشگاه بودند اما با اطلاعاتی که از اینترنت گرفته بودم میدانستم که هنوز به بازارچه اصلی نرسیده ایم. بعد از یک ربع ساعت قایق٬ به فلوتینگ مارکت رسید و همه پیاده شدیم.

اجاره قایق های پارویی

بعد از پیاده شدن از قایق موتوری تور لیدر مان خانم "اوویی" همه ما را جمع کرد و از لابلای بازاری که کنار کانال آب بود ما را به محلی برد که قایق پارویی اجاره میدادند و گفت که دو ساعت دیگر همین جا جمع شویم. بلیط برای هر نفر ۱۵۰ بات بود و بچه رایگان.                   

فروشگاهی بر روی آب

حدود ۶ نفر در یک قایق نشستیم. دو طرف کانال فروشگاهها و مغازه های زیادی قرار داشتند و بر روی کانال هم قایق های دوره گرد مشغول فروش اجناس خود بودند. این قایقها تقریبا همه چیز داشتند. فروشنده و خریدار هر دو سوار قایق٬ در حال داد و ستد بر روی رودخانه بودند. شکل قایق ها طوری بود که در هنگام گذشتن از کنار یکدیگر بنرمی به هم برخورد کرده و بعد از خرید عبور میکردند.

توجه: اگر به فلوتینگ مارکت رفتید هنگام سوار شدن به قایق٬ مواظب انگشتانتان باشید چون اگر برای حفظ تعادل لبه بیرونی قایق را بگیرید احتمال له شدن آنها با قایق کناری یا روبرویی وجود دارد٬ فقط لبه های داخلی را بگیرید.

ونیز آسیا

چون همه آژانسها توریستها را حدود ۹ صبح به اینجا رسانده بودند روی کانال شلوغ بود. و قایق ها برای عبور از زیر یک پل به کندی پیش میرفتند. بعد از حدود ۱۰۰ متر بخاطر ترافیک شدید قایق ها٬ ترجیح دادیم پیاده شویم و از کنار کانال ادامه مسیر بدهیم. لابلای فروشگاههای کنار آب٬ کمی جلوتر کانال فرعی دیگری نمایان شد. در واقع اینجا کانالهای آب نقش خیابانها را بر عهده داشتند. چنین شبکه ای از فروشگاههای کنار کانالهای آب برای خرید و فروش در داخل خود شهر بانکوک در بخش غربی رودخانه "چائو فرای" هم وجود دارد و بخاطر آن برخی بانکوک را "ونیز آسیا" لقب داده اند.

میوه هایی بهشتی

بعد از گردش در بازار فلوتینگ مارکت و خریدی مختصر٬ چند میوه فروش ما را دعوت به تست مزه میوه ها کردند تا آن موقع به میوه های تایلندی دقت نکرده بودیم اما با چشیدن طعم چند تا از آنها عاشق آنها شدیم و در طول مسافرتمان هر روز چند بار از آنها میخوردیم. میوه هایی جالب و شاید عجیب که هرگز ندیده بودیم.

ما هم یک ظرف یکبار مصرف از میکس میوه ها خریدیم ۳۰ بات که شاید مخلوطی از حدود ۱۰ نوع میوه بود. و معده مان کلی از چشیدن مزه های جدید تعجب کرد.

اسم بقیه آنها را از اینترنت در آوردم.

  ۱- رامبوتان: میوه پشمالو وسط با میوه ای ژله ای 

۲- دوریان: یک برش زرد غلیظ در بالای ظرف 

۳- مانگوستین: میوه های آن مثل حبه های سیر است.

 ۴- دراگون فروت: برش دانه دانه دار    

۵- گواوا:مثل برش سیب اما با طعمی ترش و شیرین

 ۶- مو فونگ (به انگلیسی: استار فروت): ستاره ای شکل و زرد

 ۷ - چامپو (به انگلیسی: رز اپل) به رنگ سرخابی در پایین ظرف

 ۸ - سوم اوه ( به انگلیسی: پومللو) برش پرتقال مانند سمت چپ. به ایران هم آمده

۹ - آناناس: در بالای ظرف

 ۱۰ - چیزی شبیه طالبی یا گرمک بود اما اسم این یکی را نتوانستم پیدا کنم (سمت راست بالای ظرف).

پیوند های مفید:

نام و تصویر میوه های تایلندی

کدام را میپسندید؟ فیل سواری یا نمایش مارها

راس ساعت مقرر تور لیدرمان خانم "اوویی" منتظرمان بود دوباره سوار همان ون سفید تویوتا بطرف مقصد بعدی راه افتادیم. "اوویی" توضیح داد که برنامه بعدی فیل سواری و نمایش مارها یا کبری شو است اما بین این دو٬ یکی را میتوانیم انتخاب کنیم چون برای بقیه برنامه وقت کم می آوریم. یک خانواده از آفریقای جنوبی٬ کبری شو و بقیه فیل سواری را انتخاب کردیم.

الفنت ویلیج

 الفنت ویلیج محوطه ای جنگل مانند بود که باز هم در غرب بانکوک و نزدیک فلوتینگ مارکت قرار داشت. هنگام پیاده شدن یک خانم از کارکنان به هر نفر یک برچسب داد تا به لباسمان بچسبانیم. بعد از باجه ای بلیط خریدیم هر نفر ۶۰۰ بات٬ برای نیم ساعت فیل سواری. راستش دفعه اولی بود که از نزدیک فیل میدیدم و فیلها از تصوری که نسبت به فیل داشتم کوچکتر بودند.

بر روی پشت هر فیل یک صندلی دو نفره بسته بودند که خیلی محکم نبودند و باید با وزن مسافرین تعادل آن حفظ میشد. موقع حرکت هم فیلها خیلی تکان داشتند. فیلی که ما سوار شدیم یک بچه هم داشت که با طناب به پای مادرش بسته شده بود. تا زیاد از مادرش دور نشود. در انتهای مسیر برای خنک کردن بدن فیلها از یک کانال آب آنها را عبور میدادند.  

در حین گردش لابلای درختان٬ کلاه خانمم به شاخه درختان گرفت و روی زمین افتاد فیل دیگری با دو مسافر پشت سر ما بودند فیلبان به زبان تایلندی چیزی به فیلش گفت فیل هم با خرطوم کلاه را از روی زمین برداشت و به فیلبان داد. اصلا به این فیلهای زمخت نمیخورد که قابل تربیت باشند!!

بجز فیل سواری نمایش میمونها هم در آن مجموعه وجود داشت که صدایشان بگوش میرسید اما در برنامه بازدید ما نبود.

الفنت شو و کروکودیل شو

بعد از فیل سواری یک توقف کوتاه در یک فروشگاه صنایع دستی چوبی داشتیم و بعد به مجموعه فیل شو و کروکودیل شو رفتیم. در ابتدای ورود به مجموعه یک رستوران بزرگ با بوفه اوپن بود که نهار را انجا صرف کردیم. نهار جزء تور بود. غذاها را در این رستوران به دو گروه تقسیم کرده بودند غذاهای شرقی (oriental food ) و غذاهای غربی(western food). اما در زیر هر دو گروه کلمه حلال به عربی درج شده بود.

تور لیدری بنام "اوویی"

بعد از رستوران تور لیدرمان "اوویی" مجددا ساعت برگشت به درب ماشین را با همه چک کرد  ظاهرا این قسمت شبیه یک پارک بزرگ بود که برای نمایش حیوانات چند قسمت را در آن ایجاد کرده بودند. "اوویی" ما را تا سکوهای نمایش فیلها راهنمایی کرد و محل نمایش کروکودیلها را هم با دست به ما نشان داد. او تور لیدری فعال و پر انرژی بود. و ما وارد مجموعه الفنت شو شدیم.

نمایش فیلها

نمایش شامل٬ مسابقه فوتبال فیلها٬ نمایش نبرد دو سپاه فیل سوار و نمایشهای طنز با فیلها بود. که از بین آنها مسابقه فوتبال فیلها خیلی با مزه بود. بر روی کاور هر فیل نام تیم های فوتبال کشورها و بازیکن شاخص آن کشورها را نوشته بودند مثل رونی از انگلستان٬ کاکا از برزیل٬ رونالدو از پرتقال و ...

نمایش تمساح

نمایش کروکودیلها٬ که با طنز و شوخی با کروکودیلها همراه بود شامل فرو بردن دست و سر در دهان باز تمساح ها بود. جالب مدت زمان طولانی بود که تمساحها دهان خود را باز نگه میداشتند و مثل مجسمه می ایستادند تا غذایی به دهانشان برخورد کند.

شوخی با دم شیر

در خرجی پارک نمایش٬ دو شیر هم برای عکس انداختن گذاشته بودند که توریستها با راهنمایی دو مربی کاملا به شیرها نزدیک شده و دم و یا بدن آنها را لمس میکردند و عکس یادگاری میانداختند. فکر کنم هر عکس چاپ شده را ۱۵۰ یا ۲۰۰ بات میفروختند.

آخرین برنامه تور: پارک رز گاردن

بعد از نمایش حیوانات٬ سوار بر ون به رز گاردن رفتیم. این پارک هم مجموعه ای از سرگرمی ها را با هم داشت مثل فیل سواری و آشنایی با نحوه کار استادان صنایع دستی و نمایش رسوم تایلند. که قسمت آخر٬ جزء برنامه تور ما بود.

رقص لابلای چوب در نمایش رز گاردن

سالن نمایش سنتی رز گاردن٬ شبیه یک سالن تئاتر بود که نمایشهایی کوتاه٬ راجع به بوکس تایی٬ رقص و موزیک تایلندی٬ مراسم عروسی سنتی و جالبترین قسمت که نمایش رقص لابلای چوبهایی بود که به سرعت توسط چند نفر٬ به هم میخوردند و رقصنده های مرد و زن باید در حال رقص از لابلای آنها عبور کنند.

در بانکوک چه تورهایی برویم؟

در طول مدت اقامتمان در تایلند چند تور دیگر هم رفتیم که همه در خود بانکوک و خیلی جالب بودند٬ البته این نظری شخصی است و ما چون خانوادگی بهمراه یک بچه رفته بودیم اینها را انتخاب کردیم. لیست تورهایی که ما رفتیم:

۱- تور داخل شهر بانکوک٬ رایگان

۲- تور فلوتینگ مارکت + فیل سواری + الفنت و کروکودیل شو + رز گاردن٬ نفری(بزرگسال) ۱۳۰۰ بات

۳- تور شهربازی دریم ورلد٬ نفری ۱۰۰۰ بات

۴- تور شام روی کشتی کروز٬ نفری ۱۰۰۰ بات

۵- اکواریوم اوشن ورلد بانکوک٬ بلیط خانوادگی سه نفره ۱۴۰۰ بات (برای تایلندیها) و ۲۸۰۰ بات برای خارجیها

تورهایی که نرفتیم

تعداد تورها زیاد بود و تورهایی که نرسیدیم اما دوست داشتیم برویم.

۱- تور پارک حیوانات سفری ورلد

۲- تور شهر قدیمی آیوتهایا٬ ترانسفر با کشتی٬ در شمال بانکوک.

 

تورهای مشترک بین بانکوک و پاتایا

ما تقریبا تمام تورهایی که بنظر جالب بودند را در بانکوک رفتیم با آنکه پاتایا هم جاهای جذاب زیادی دارد اما تعداد زیادی از تورهایی که در بانکوک و در پاتایا ارائه میشوند موضوع مشترکی دارند و اگر در بانکوک توری را نرفته اید میتوانید در پاتایا بروید. اما اگر در بانکوک رفته اید مواظب باشید در پاتایا تکراری نروید چند تا نمونه که من میدانم:

۱- بانکوک٬ اکواریوم اوشن ورلد را دارد و پاتایا اکواریوم آندرواتر ورلد. اما اوشن ورلد بانکوک بزرگتر و مفصلتر است .

۲- نمایش فیلها و کروکودیلها در پاتایا هم وجود دارد .

۳- نمونه پارک رز گاردن و سفری ورلد در پاتایا هم وجود دارد.

ضمنا دوستانی که در مورد پاتایا اطلاعات میخواهند قبلا در این پستهای زیر در مورد پاتایا توضیح داده ام لطفا به این آدرس مراجعه کنند.  http://www.iranusa.blogfa.com/cat-28.aspx

پیوندها:

 اطلاعاتی راجع به تایلند

+ محمد ; ٧:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٩
comment نظرات ()

سفر به تایلند - بخش دوم

 

 فرست هتل بانکوک

مراحل چنج دلارها به بات٬ خرید سیم کارت و رزرو هتل حدود یک ساعت وقت ما را گرفت بعد از خروج از فرودگاه حدود ساعت ۹ صبح تاکسی متر گرفتیم بطرف فرست هتل. فرودگاه در شرق بانکوک قرار دارد و تا مرکز شهر حدود ۳۵ تا ۴۰ کیلومتر راه است که با توجه به ترافیک منطقه مرکزی شهر حدود یک ساعت طول میکشد.

 

با اینکه ساعت تحویل اتاق معمولا ۲ بعد از ظهر است اما در ساعت حدود ۱۰ اتاقمان را تحویل گرفتیم قبلا در اینترنت این هتل را دیده بودم انتظار نداشتم هتل اینقدر تمیز باشد هتل سه ستاره اما تمیزی هتل در حد سه و نیم ستاره بود. لابی هتل زیاد بزرگ نبود اما در همان طبقه اول چند فروشگاه و آژانس رزرو تور و مرکز ماساژ پا وجود داشت. هتل دو استخر در طبقات دو و چهار داشت که اتاق ما در طبقه هفتم و مشرف به استخر هتل در طبقه چهارم بود. به خاطر ایام کریسمس٬ یک درخت بزرگ کاج و چند گوزن و نمادهای دیگر در طبقه اول نصب شده بود. تقریبا در تمام مراکز خرید شهر و فرودگاه تزئینات و چراغانی و نمادهای کریسمس جلب توجه میکرد. 

بطرف بازار پراتونوم

بعد از تحویل اتاق فرصتی شد تا یک سر بیرون برویم و موقعیت هتل را بسنجیم هتل بر خیابان پچ بوری قرار داشت و در سمت چپ هتل٬ بعد از پنج دقیقه پیاده روی به دستفروشان پراتونوم رسیدیم. دو طرف پیاده رو دستفروشان بر روی میز یا چرخ بساط خود را کیپ تا کیپ چیده بودند و دنبال مشتری میگشتند و با دیدن توریستها آنها را دعوت به خرید میکردند. در بین دستفروشان کوچه هایی قرار داشت که بعضی از آنها خیلی شلوغ بودند و پر از مغازه و دستفروش. یکی از این کوچه ها که پهن تر بود بطرف بایوک هتل میرفت که بازار خیلی جالبی بود که پر از دستفروشان اغذیه فروش بود تنوع غذایی این دستفروشان اعجاب آور بود در طرف دیگر خیابان پچ بوری ساختمان مرکز فروش لباس پلاتینیوم قرار داشت. 

بازارهای بانکوک

بازارهایی که در طول اقامتمان به آنها سر زدیم و مملو از دستفروش و پاساژهای لوکس بود. توضیحات هر کدام برای بعد.

۱- بازار پاتونوم (پراتونوم)

۲- بازار چاینا توون

۳- نایت بازار سوان لوم

۴- بازار چاتوچاک

۵- بازار سیلوم

۶- بازار سوخومویت (ایستگاه نانا سوی ۳ )

۷- کینگ پاور (در خیابان رانگ نام نزدیک میدان ویکتوری مونومنت)

۸- سیام اسکویر

تور داخل شهر رایگان

شب تا ساعت ۱۲ الی ۱ نصف شب به وقت بانکوک بیرون بودیم و گذشت زمان را احساس نکردیم. شب قبل هم در هواپیما بودیم و حسابی خسته شده بودیم خواب خیلی چسبید اما صبح با صدای زنگ تلفن از خواب بیدار شدیم یک خانم بود و خودش را تور لیدرمان معرفی کرد و گفت که تور رایگان داخل شهر بانکوک ما ساعت ۹ صبح شروع میشود و باید در لابی باشیم. ساعت ۸ صبح بود هنوز خیلی خسته بودم با خودم گفتم کاش این تور را نگرفته بودیم و تا ظهر میخوابیدیم ساعت فیزیولوژیکمان هنوز به ساعت ایران بود و با احتساب سه و نیم ساعت اختلاف الان ساعت چهار و نیم بود. اما تور رایگانمان از دست میرفت. البته بعدا فهمیدیم که هر رایگانی در بانکوک بی دلیل نیست.

تور لیدری بنام نانسی

آژانسی که هتل و تور را برایمان رزرو کرده بود سه تا برچسب دایره ای که نام آژانس بر روی آن نوشته شده بود بما داده بود تا روز موعود به لباسمان بچسبانیم. ما هم با عجله صبحانه خورده و در لابی منتظر شدیم یک خانم با قد متوسط و نسبتا تپل تور لیدر ما بود خودش را نانسی معرفی کرد البته گفت که اسم مستعارش است و اسم اصلی اش Somrat Ketsuwan است. فکر میکردم که تور دسته جمعی است اما فقط ما بودیم٬ به اتفاق یک راننده سوار یک ماشین تویوتا کمری شدیم و بطرف مناطق دیدنی شهر راه افتادیم.

انگلیسی با لهجه تایلندی

تایلندیها انگلیسی را با لهجه محلی حرف میزنند و مشکل میشود بعضی کلماتشان را متوجه شد اما  نانسی انگلیسی را خیلی شمرده و با حرکات کامل لب و دهان و با مزه حرف میزد و بعضی کلمات را دو بار تکرار میکرد تا مطمئن شود ما منظورش را فهمیده ایم که گاهی اسباب خنده ما میشد. اما انصافا انگلیسی اش از ما بهتر بود...

در خیابانهای شهر بانکوک علاوه بر تزئینات کریسمس٬ تصاویر بزرگ متعددی از پادشاه و خانواده اش نصب شده بود که ظاهرا بخاطر تولد پادشاه رامای نهم( بامیبول آدیولادج ) بود نانسی توضیح داد که "مردم پادشاه را خیلی دوست دارند ولی نخست وزیرشان را نه. حکومت تایلند سلطنت مشروطه است و پادشاه امسال شصت و سومین سال سلطنت خود را جشن گرفته و از این لحاظ در دنیا رکورد دار است و نامش در کتاب رکورد های گینس ثبت شده".

 برنامه اصلی تور شامل بازدید از معبد بودای خفته Wat Phra Kaew بود که حدود ۲ ساعت طول کشید. نانسی قسمتهای مختلف را به ما نشان میداد معبد محوطه بسیار بزرگی بود که پر از مجسمه های  بودا در حالت های مختلف بود بودای خوابیده ٬ نشسته٬ ایستاده و با اندازه های متفاوت. که هر چه اندازه مجسمه بزرگتر بود اهمیت بیشتری داشت که بعضی از آنها با طلا روکش شده بودند. مهمترین و بزرگترین آنها بودای خفته بود که حدود ۱۵ متر ارتفاع و ۶۵ متر طول داشت

تور خرید طلا و جواهر در بانکوک

بعد از دیدن معبد دوباره سوار ماشین شدیم و چند تا ساختمان دیگر هم از داخل ماشین دیدیم مثل وزارت دفاع ٬ دانشگاه بانکوک٬ و ... اما همانطور که انتظار داشتم (قبلا در اینترنت خوانده بودم) نانسی به ما گفت که میخواهد ما را به کارگاههای ساخت طلا و جواهر ببرد و ما را تشویق کرد که حتما خرید کنیم. ظاهرا بابت بردن توریست مبلغی جزئی٬ ولی بابت خرید آنها از کارگاه بصورت درصدی پورسانت میگرفتند. ما هم گفتیم. no problem

ساختمان کارگاه و فروشگاه طلا ساختمانی بزرگ و تقریبا شلوغ بود موقع ورود یک کارمند فروشگاه به ما خوش آمد گفت و با آب میوه از ما پذیرایی شد بعد ما را با مراحل ساخت طلا و جواهر آشنا کرد ابتدا چند سنگ بزرگ معدنی که سنگهای آنرا برای ساخت نگین استفاده میکردند به ما نشان داد و بعد ما را به کارگاهی بزرگ که استادکاران به کار مشغول بودند برد حدود ۵۰ نفر نشسته بودند و با ذره بین های یک چشم و ابزارهای دیگر مشغول تراش و سوار کردن نگین ها روی طلاها بودند. در امتداد وارد سالن خیلی بزرگی ( ۳ الی ۴ هزار متری) شدیم که پر از ویترین های طلا و آماده فروش بود. کارمند راهنما دائم همراه ما بود و هر کدام را نشان میدادیم به دست ما میداد. اما قیمت آنها خیلی گرانتر از ایران بود و ما ایرانیان که به لطف علاقه خانم ها به طلا و زیورآلات قیمت طلا در ایران را فوت آب بودیم با یک حساب سرانگشتی ٬ براحتی میفهمیدیم که قیمتها حدود دو برابر ایران است. عیار طلاها زیاد با ایران فرق نداشت اما در هر نمونه کلی قطعات سنگ بکار رفته بود که آنها را خیلی زیبا اما از نظر ریالی کم ارزش میکرد. خیلی سعی کردیم چیزی برای سوغات پیدا کنیم حدود ۵ الی ۶ هزار بات که سنگ تزئینی کم داشته باشد و زیاد با ایرا اختلاف قیمت نداشته باشد اما چیزی پیدا نکردیم. هر چه به انتهای سالن نزدیکتر میشدیم اضطراب بیشتری را در چهره کارمندی که راهنمای ما بود می دیدم. براحتی میشد حدث زد که بخش اعظمی از حقوق آنها پورسانت است. اما ما چیزی نخریدیم.

نانسی هم آشکارا از اینکه چیزی نخریده بودیم چهره اش در هم شد اما خودش را کنترل کرد و دوباره با لبخند ما را سوار کرد و از کارگاه پرسید وقتی از گران بودن طلا ها گفتیم فورا پیشنهاد داد ما را به کارگاه دیگری ببرد. دوباره مشورتی کردیم و در حالی که تو رودربایستی گیر کرده بودیم گفتیم no problem

کارگاه بعدی بزرگتر بود و لوکستر اما با مقایسه قیمتها با ایران و گران بودنشان باز هم چیزی نخریدیم. البته بعدا فهمیدیم که بجز لباس و پوشاک عملا در تایلند قیمتها بندرت از ایران پایینتر بود.

یک مقایسه قیمت جالب

نکته ای که در سفر اخیرمان به کوالالمپور٬ برایم خیلی جالب بود دوربین کانن ساخت مالزی مان را در یکی از عمده فروشیهای دوربین٬ موبایل و کامپیوتر کوالالمپور قیمت کردم ۵۹۵ رینگت بود که با قیمتش در نمایندگیهای کانن در خیابان جمهوری تهران (البته با ضمانت تعویض ) برابر بود و اگر بدون گارانتی حساب کنیم قیمت تهران حتی ۱۵۰۰۰ تومان ارزانتر تمام میشد. چون عملا گارانتی کوالالمپور برایمان بلا استفاده خواهد بود خرید در تهران خیلی به صرفه تر است.

کف دستی که مو درآورد

ما فکر کردیم که قضیه به خوبی و خوشی تمام شده اما نانسی شروع به سوال پیچ کردنمان کرد " تا کی بانکوک هستید؟  شهر مقصد بعدی تان کجاست؟ چه تورهایی را قرار است بروید؟" ما هم با صداقت به سوالاتش جواب میدادیم یک بروشور درباره تورهای مختلف شهر بانکوک به ما نشان داد خوب تا اینجای کار اشکالی نداشت ما هم تور بازارچه شناور + فیل سواری + نمایش رز گاردن را برای فردا انتخاب کردیم که ۳۳۰۰ بات میشد. با موبایل تور را با آژانسش هماهنگ کرد و در یک توقفی که داشتیم فیش تور فردا را به ما داد و پولش را هم خودش گرفت. خوشبختانه تور در موعد مقرر فردا برگزار شد و مشکلی نبود. حرف مشتری را در هوا قاپیدن یعنی این!!!

نمیدانم چرا؟ اما کلاه سرم رفت!!!

ماجرای آنروز تمام نشد نانسی بی مقدمه ما را در مقابل دفتر یک آژانس پیاده کرد و پیشنهاد کرد تا برای هتل پاتایا یا پرواز پوکت جا رزرو کنیم. از این کارش و سماجتش متعجب شدیم خواستیم قبول نکنیم اما گفتم قیمتها را نگاهی بیندازم. یک خانم کارمند آژانس کاغذی جلویش گذاشت تا برای ما برنامه ریزی کند من هم برنامه مان را با تاریخهایشان برایش گفتم. برنامه پروازها برایمان مهمتر از هتل بود مقصد بعدی ما پاتایا بود و بعد پوکت و بعد کوالالمپور. قیمت پروازها از پاتایا به پوکت و از پوکت به کوالالمپور و از کوالا به بانکوک برای سه نفر جمعا ۱۵۵۰ دلار آمریکا. برق از سرم پرید. گفتم که با پروازهای ارزان ایر آسیا چک کند اما توضیح داد که بخاطر تعطیلات کریسمس قیمتهای ایر آسیا هم بالا رفته است. از خیر پروازها گذشتیم. قیمت هتل در پاتایا را که گفت باز هم برق از کله ام پرید. ۴۵۰ دلار برای سه شب در هتل سی بریز پاتایا. نمیدانم بخاطر رودربایستی بود یا خستگی٬ بجای آنکه بلند شوم و بگویم از خیر همه چیزتان گذشتیم و به هتل برگردیم٬ به قیمت ایراد گرفتم و آن خانم هم گفت که بخاطر شب سال نو که ۳۱ دسامبر است برنامه ویژه ای در هتل برقرار است که قیمت هتل را بالا برده اگر قبول کنیم بجای ۳۱ دسامبر ۱ ژانویه به پاتایا برای دو شب برویم حاضر است یک آفر بما بدهد به این صورت که سه شب دیگر در هتل فرست بانکوک بعلاوه دو شب در هتل سی بریز پاتایا همراه با ترانسفر٬ جمعا ۵۲۵ دلار. نمیدانم چرا؟ اما قبول کردم. الان هم از کارم تعجب میکنم. ما در پاتایا با کمتر از ۷۰ الی ۸۰ دلار میتوانستیم  در هتلهای خوب شهر جا پیدا کنیم و هتل فرست هم که قیمتش برای سه شب ۵۱۰۰ بات بود. ترانسفر را هم که حساب کنیم بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار کلاه سرمان رفت. تنها کاری که کردم عوض کردن هتل فرست بود که با پی جی واترگیت عوضش کردم با همان قیمت که بعدا فهمیدم هتل فرست بهتر بوده و این کلاه مضاعفی بود که سرم رفت. من که تمام هتل های بانکوک و پاتایا را حفظ بودم چرا؟!!!

چند توصیه برای رزرو هتل در تایلند

خواهش میکنم شما از این اشتباهات نکنید رودربایستی را کنار بگذارید و خیلی صریح جواب منفی بدهید خودتان برای گرفتن هتل اقدام کنید مثلا از طریق اینترنت هتل بگیرید که کارت اعتباری ویزا کارت و مستر کارت میخواهد اگر ندارید چند راه بیشتر ندارید یا از طریق تور بروید و یا هتل مورد نظرتان را از آژانسهای داخل ایران رزرو کنید و یا موقع رسیدن به بانکوک بدون واهمه به هتل دلخواه خود بروید و اتاق رزرو کنید اگر جا نداشت به هتل بعدی بروید مطمئن باشید حتی در ایام شلوغ کریسمس اگر حول و حوش ظهر اقدام کنید همان اولین یا دومین هتل را خواهید گرفت ضمنا اگر تعداد شبهایی که خواهید ماند در یک هتل سه شب یا بیشتر باشد هتل باید به شما تخفیف بدهد از چانه زدن هم ابایی نداشته باشید. از مسئول رسپشن بخواهید اتاق را به شما نشان دهد حتی از وجود استخر و ...سوال کنید. یک هفته طول کشید تا این تجربیات را در بانکوک بدست آوردم البته با حدود ۲۰۰ دلار ضرر.

برای بقیه روزها اما حواسم جمع بود. روزهای بعدی چند مورد دیگر هم پیش آمد که دیگر اعتماد بی جا و رودربایستی را کنار گذاشتم که بعدا به آنها میرسیم.

پیوندهای مفید:

سایت کلاهبرداری در بانکوک

نقشه شهر بانکوک با قابلیت بزرگنمایی

+ محمد ; ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٩
comment نظرات ()

سفر به تایلند - بخش اول

 

خاطرات سفر به بانکوک

سلام به همه دوستان عاشق سفر٬ بالاخره سفر دو هفته ای ما به تایلند و مالزی به اتمام رسید و روز یکشنبه ما به ایران برگشتیم. اما به خاطر خستگی تا امروز نتوانستم سفرنامه را شروع کنم. بیان تجربیات این سفرها٬ مطمئنا کارگشای بسیاری از دوستانی خواهد بود که بعد از این عازم سفر به این کشورها هستند. مطمئنا اگر قبل از سفر دانستنیهای من به اندازه الان بود سفر ما به گونه ای دیگر میشد. 

طول مدت پرواز تهران ـ بانکوک 

پرواز تهران - بانکوک ما با هواپیمایی ماهان ساعت ده و ربع شب به وقت تهران بود و ما از ۳ ساعت قبل در فرودگاه بودیم. نگرانی ما از طول مدت پرواز بود. ما انتظار ۷ ساعت پرواز را داشتیم اما وقتی سوار هواپیما شدیم و مهماندار اعلام کرد پرواز پنج ساعت و چهل و پنج دقیقه طول میکشد خیلی خوشحال شدیم اما جالب بود که همین مسیر در برگشت از بانکوک هفت ساعت و ده دقیقه طول کشید.

فرودگاه بین المللی و فروشگاههای نامناسب

عدم وجود فروشگاههای مناسب ( دیوتی فری )در فرودگاه بین المللی امام خمینی بعد از گذشت سالها برایم عجیب است !! حتما باز کردن چند تا فروشگاه که بشود چند تا خوراکی و نوشیدنی یا سوغات مناسب خرید کار خیلی سختی است.

بوئینگ ۷۴۷ ملکه آسمانهاست

 هواپیمای مسیر تهران - بانکوک ماهان بوئینگ ۷۴۷  دو طبقه بود که ۵۵۰ مسافر گنجایش داشت و در بین هواپیماهای مسافربری به ملکه آسمانها شهرت دارد (منبع). هر چند اخبار متعدد سقوط هواپیماهای خطوط داخلی در سال ۸۸ دلهره آور بود اما بوئینگ بودن و کم بودن سوانح هوایی خطوط خارجی٬ دلگرم کننده بود.


بوئینگ 747 مشهور به ملکه آسمانها - موقع رفت ما در ردیف صندلی هایی که روی بال هواپیما قرار داشت نشسته بودیم

دردسرهای سه و نیم ساعت اختلاف تهران - بانکوک

ساعت ۱۲ به وقت تهران شام دادند و صبحانه را ساعت ۳ بعد از نصف شب . موقع صبحانه بعضی مسافران غر میزدند که حالا چه وقت صبحانه است اما مهماندار هواپیما گفت که آلان ساعت شش و نیم بوقت بانکوک است ضمنا موقع رسیدن به بانکوک آرزوی خوردن غذای ایرانی خواهید کرد ساعت هفت و نیم به وقت محلی در فرودگاه بانکوک فرود آمدیم. حدود یک ساعت بود که هوا روشن شده بود. و ما فقط شب قبل دو یا سه ساعت بیشتر نخوابیده بودیم. در واقع ساعت در تهران ۴ صبح بود. 


شام در هواپیمایی ماهان - جوجه کباب با برنج٬ سالاد٬ یک نوشیدنی انتخابی و ...

خلبان تایلندی و خلبان بهرامی

 ما در ردیف صندلی هایی که روی بال هواپیما قرار داشت نشسته بودیم و خلبان هواپیما هم یک آقای تایلندی که فکر کنم اسمش چانگ بود. موقع حرکت هواپیما از سقف صدای جیر جیری بگوش میرسید که موقع شتاب گرفتن خیلی شدید شد انگار هواپیما میخواست از آن نقطه نصف شود با مسافران دیگر این موضوع را بشوخی گرفتیم اما دائما این سوال از ذهنم میگذشت که اگر این هواپیما در خطوط اروپایی و یا آمریکائی مشغول سرویس بود باز هم از کنار این سرو صدای عجیب از سقف هواپیما بی تفاوت میگذشتند؟ به هر حال این صداها بعد از کنده شدن هواپیما از زمین قطع شد. نکته جالبی که حتما باید ذکر کنم در مورد خلبان هواپیماست خلبان تایلندی هم بلند شدن و هم فرود بدی داشت اما موقع برگشت با همین هواپیمای ۷۴۷ ماهان خلبان ایرانی بنام بهرامی واقعا شاهکار بود آنقدر این غول آهنی را نرم از باند فرودگاه بلند کرد و آنقدر نرم در تهران بزمین نشاند که تعجب و تحسین همه مسافران را برانگیخت و خیلیها برایش دست زدند واقعا عالی بود.

 

همسفری بنام حسن

در طول پرواز رفت با یکی از مسافران بنام حسن هم صحبت شدیم مجرد و ۳۹ ساله٬ دفعه چهارمش بود که به تایلند سفر میکرد٬ طوری با آب و تاب از تایلند صحبت میکرد که شدیدا مشتاق شده بودیم که هر چه زودتر به بانکوک برسیم هر چند این اشتیاق و تعریف ها را نزد دیگر هموطنانی که تجربه سفر به تایلند را داشتند قبلا دیده بودم. آقا حسن میگفت که در یکی از اقامتهایش ۱۱ ماه در بانکوک اقامت داشته و الان دارد میرود که اگر شد در آنجا ساکن شود و کار کند هر چند با داشتن چند دهنه مغازه در تهران مشکل مالی نداشت. او میگفت که در تایلند مثل خانه خودش راحت است. هر جا هست برایش آرزوی موفقیت میکنم.

 

به تایلند خوش آمدید

بعد از ورود به فرودگاه صف های طویلی مقابل باجه های کنترل پاسپورت تشکیل شد اما در کمتر از نیم ساعت پاسپورتهایمان مهر ورود به تایلند را خوردند و ما که سعی کرده بودیم تا حد ممکن وسیله کمتری با خود همراه بیاوریم هر کدام با یک کوله پشتی٬ دیگری احتیاجی به انتظار برای دریافت بار نداشتیم. از طرفی چون هتل نگرفته بودیم آماده بودیم که چند هتل را در محله پراتونوم بازدید کرده و یکی را انتخاب کنیم.

 

چند توصیه در فرودگاه بانکوک

۱- در قفسه هایی استوانه ای شکل در فرودگاه بانکوک٬ نقشه های رایگان شهر بوفور چیده شده است حتما یکی دو تا از این نقشه ها را بردارید خیلی بدرد میخورند. بعد در راهروهای خروج از فرودگاه تعدادی غرفه و فروشگاه و غذا خوری می بینید٬

۲- مقداری دلار در یکی از صرافی ها به بات (واحد پول تایلند و برابر ۳۱ تومان )چنج کنید چون فروشگاهها معمولا از پذیرش غیر بات خودداری میکنند یا با قیمت پایینتری از شما میخرند. 

۳- یک سیم کارت تایلندی با قیمتی حدود ۱۳۹ بات بخرید و از فروشنده بخواهید تا آنرا نصب و راه اندازی کند بعد از نصب یک اس ام اس در گوشیتان همان لحظه نمایش داده میشود که مقدار اعتبار کارتتان را نشان میدهد. بر روی پاکت سیم کارت شماره تلفن سیم کارت را نوشته آنرا برای دوستان خود اس ام اس کنید فکر کنم با اعتبار ۹۹ بات دو یا سه دقیقه میتوان با تهران تماس گرفت. معمولا خود سیم کارت ۴۰ بات قیمت دارد و برای استفاده های بعدی شارژ خریداری میکنید. 

 

۴- تاکسی هایی که بداخل شهر سرویس میدهند در طبقه پایین قرار دارند و رنگارنگی آنها توجه تان را جلب میکند حتما با سواریهایی که تابلو تاکسی متر دارند بروید. بعد از ورود به تاکسی حتما دقت کنید که راننده تاکسی متر را روشن کند در همان ابتدا ۳۵ بات نوشته میشود و ۵۰ بات هم بابت سرویس از فرودگاه اضافه بر تاکسی متر پرداخت میشود و اگر از بزرگراه برود عوارض رفت و برگشت هم از شما دریافت میشود. ما از فرودگاه تا محله پراتنوم و مقابل فرست هتل که رفتیم ۲۱۷ بات در تاکسی متر ثبت کرد که با مخلفات ۳۰۰ بات پرداخت کردیم. هنگام توقف در ترافیک هر ۳ دقیقه یک بات بطور اتوماتیک به تاکسی متر اضافه میشود. راننده های زیادی با دیدن توریستها از زدن تاکسی متر خودداری میکنند و مبالغ تا دو برابر اضافه تر میگیرند. حتما از آنها بخواهید تاکسی متر خود را روشن کنند یا همان ابتدا و قبل از سوار شدن کرایه را سوال کنید و چانه بزنید معمولا حدود ۲۵ الی ۳۰ درصد بیشتر میگویند. در مجموع کرایه ها برای مسیری مثل فرودگاه امام تا میدان راه آهن ۳۰۰ و مسیرهای کوتاه کمتر از ۱۰۰ بات است.

 

۵ - تعدادی آژانس رزرو هتل و تور در فرودگاه بانکوک مستقر است اگر هتل رزرو نکرده اید میتوانید با مراجعه به یکی از این آژانسها٬ هتل مورد نظر خود را بگیرید. محله و قیمت هتل را بگویید کاتالوگ و بروشورهای هتلهای پیشنهادی را به شما نشان میدهند. اگر ۳ شب یا بیشتر هر هتلی را رزرو کنید یک تور داخل شهر رایگان همراه با راهنمای انگلیسی زبان هم دریافت میکنید.

رزرو هتل در فرودگاه بانکوک

برای انتخاب هتل چند هتلی را که در محله پراتونوم در نظر داشتیم نام بردیم با مبالغی بین ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ بات که هتل رامادا انتخاب اول ما بود که بنظر خیلی هتل خوبی می آمد اما بخاطر تعطیلات کریسمس پر بود. هتل فرست انتخاب بعدی ما جا داشت سه شب اقامت حدود ۵۱۰۰ بات شد که یک تور داخل شهر رایگان هم دریافت کردیم. اما از فرودگاه ترانسفر به هتل با خودمان بود. یک رسید برای هتل و یک رسید برای تور فردا به ما دادند. در تایلند بقول معروف مشتری را رو هوا می قاپند و ترفندهایی برای جذب مشتری دارند که بعضی از آنها از لحاظ مالی و زمانی به ضرر توریستهاست که به آنهایی که تجربه کرده ام اشاره خواهم کرد. بعنوان مثال همین رزرو هتل اگر شخصا به هتل مراجعه کنید ارزانتر تمام میشود چون آژانسها حق کمسیون خود را روی مبلغ اجاره هتل میکشند.

برای عدم سرگردانی و اطمینان از اینکه چه هتلی جای خالی دارد میتوان با مراجعه به یکی از این آژانسها بعنوان مشتری اطلاعات مربوط به جا داشتن هتل ها را چک کرد و بعد اعلام انصراف کرد و شخصا به هتل مراجعه کرد این موضوع را در تایلند درک کردم که تا زمانی که پولی پرداخت نکرده اید معامله قابل انصراف است پس برای پرداخت پول هر چیزی عجله نکنید حتی کرایه تاکسی. 

+ محمد ; ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٩
comment نظرات ()