عاشق سفر

سفر دور ترکیه 6

بسوی شهر رویایی آنتالیا

از شهر مرسین تا آنتالیا راهی نمانده ٬ کمتر از ۵۰۰ کیلومتر ٬ اما در عین زیبایی مسیر ٬ قسمتی از راه کوهستانی و باریک بود و باعث شد برای رسیدن به آنتالیا به کندی پیش برویم البته هنگام غروب افتاب به شهر آلانیا ـ در نزدیکی و فاصله یکساعتی آنتالیا ـ رسیدیم.

شهرهای مابین مرسین و آنتالیا

بعد از مرسین در مسیر آنتالیا شهرهای کوچک ولی زیبای ٬ اردملی ٬ سیلیفکه ٬ آیدین جیک ٬ بزیازی و آنامور ٬قازی پاشا ٬ آلانیا و ماناوگیت قرار دارد ٬ خیابانهای اصلی این شهر ها اکثرا سنگ فرش بود ٬ بر روی این خیابانها نمی شد تند رانندگی کرد چون باعث لرزشهایی ریز در ماشین می شد.بین مرسین و سیلیفکه باغ های پر بار پرتقال جلب توجه می کرد ٬ درختان پر از پرتقال حتی در مقابل خانه ها وجود داشت.

غار و گودال بهشت و جهنم

در ۷۰ کیلومتری جاده مرسین به سیلیفکه قرار گرفته ٬ قطر دهانه این گودال ۵۰ متر وعمق آن  ۱۲۸ متر است و افسانه ای هم در مورد آن وجود دارد در همین ناحیه و نزدیک روستای Narlikuyu غار Wishing Cave قرار دارد که استاکتیت و استالاگمیت هایی شبیه غار علی صدر ایران دارد.  

قبرس شمالی ترکیه

جزیره قبرس به دو قسمت قبرس شمالی تحت حاکمیت ترکیه و قبرس جنوبی تحت حاکمیت ٬ حکومت قبرس تقسیم شده است که از شهر های مرسین ٬سیلیفکه و آنامور ترکیه امکان سفر با کشتی به قبرس شمالی بدون نیاز به ویزا وجود دارد اما بعد از رسیدن به قبرس شمالی امکان مسافرت به قبرس جنوبی - بعلت رابطه شکرآب دو کشور - وجود ندارد. در قبرس شمالی دو شهر گیرنه و قاضی ماگوسا قرار گرفته است.متاسفانه سفر به قبرس شمالی در برنامه ما نبود٬ حتما دیدنی است.

  در راه آنتالیا : نان محلی

 بعد از شهر سیلیفکه و در جاده های پر پیچ و خم تپه های جنگلی که به دریای مدیترانه مشرف بود ٬ در رستوران بین راهی ٬ توقف کردیم ٬ خانمی با لباس محلی ٬ در کنار تنوری زمینی ٬نوعی نان می پخت که حاوی نوعی سبزی ٬ دانه های پنیر و کره محلی بود ٬ که خیلی خوشمزه بود ٬

میوه های مدیترانه ای

در حاشیه دریای مدیترانه گلخانه های زیادی وجود داشت که بیشتر برای پرورش موز و گوجه فرنگی استفاده می شد . باغ های مرکبات مخصوصا پرتقال بوفور وجود داشت ٬ پرتقال اطراف مرسین ٬درشت ٬شیرین و نسبتا ارزان - هر کیلو دو لیر - بود ٬ موز در ترکیه گران ٬ ریز و نامرغوب بود ٬ بعد از شهر آنتالیا در شهری بنام کوملوجا که ظاهرا مرکز پرورش گوجه فرنگی بود٬ گوجه فرنگی هایی دیدم که حتما باید عکس آنرا ببینید تا کیفیت و ظاهر عالی آنرا متوجه شوید.

شهر آلانیا

آفتاب در حال غروب بود که به شهر توریستی و زیبای آلانیا رسیدیم ٬ شهری کوچک و تمیز با ساحلی ماسه ای گسترده و مناسب برای شنا ٬ همراه با امکانات توریستی مناسب ٬ هتل های فراوان ٬ و ... بیشتر توریست ها روسی و آلمانی و اروپایی هستند.

مسافران ایرانی در ترکیه

 مسافران ایرانی در آلانیا و سایر شهر های ترکیه کمتر دیده می شدند و تنها در شهرهای آنتالیا و استانبول و شهر وان ایرانی دیدیم. در شهرهای مختلف ترکیه ٬ در مقابل سوالهای کنجکاوانه مردم وقتی می گفتیم از ایران آمده ایم و قصد داریم دور ترکیه بگردیم با تعجب به ما نگاه می کردند ٬ و از ایران و احمدی نژاد سوال می کردند . اتوبوسهای ایرانی راهی سوریه ٬ از مرز بازرگان تا شهر غازی عینتاب با ما همسفر بودند ٬ و بعد به شهر مرزی کیلیس رفتند تا بعد راهی شهر حلب شوند ٬ ضمنا لب مرز ترکیه و سوریه ٬ ویزای سوریه بسختی و با دردسر صادر می شود ٬ و باید منتظر جواب از دمشق بود ٬ بهترین کار درخواست ویزای سوریه از داخل ایران است ٬ در استانبول به ایرانیانی برخوردیم که ساکن ترکیه بودند٬ موقعی که با دردسر زیاد ٬ منطقه سلطان احمد در استانبول را یافتیم و مقابل هتل ننا توقف کردیم ٬ آقای ایرانی متشخصی به ما نزدیک شد و به ما خوش آمد گفت و این جمله زیبا را گفت: - آخیش باز هم چشم ما به دیدن ماشینی با نمره ایران عزیز روشن شد - و گفت که ساکن استانبول است و مغازه فرش فروشی دارد. 

نزدیک شهر آنتالیا ما گم شدیم

وقتی به شهر آنتالیا رسیدیم هوا تاریک شده بود هتلی که انتخاب کرده بودیم هتل رویال وینگس بود ٬ در انتهای بزرگراه  آلانیا به آنتالیا از یک هایپر مارکت آدرس هتل را سوال کردم صاحب فروشگاه که یک آقای چاق و خوش قیافه با ریش پروفسوری بود روی کاغذ ٬ کروکی مسیر را برایم کشید ٬ انگلیسی را دست وپا شکسته صحبت می کرد . هتل رویال وینگس در ساحل لارا و در کنار ۱۰ الی ۱۵ هتل دیگر قرار داشت ٬ راهی که آقاهه به ما نشان داد راهی میانبر بود که چند روستا را به هم وصل میکرد و در نهایت به ساحل لارا می رسید هوا تاریک بود و جاده هم تاریکتر ٬ فکر نمی کردم که اینقدر راه طولانی باشد ۲۰ کیلومتر جاده فرعی٬ تابلو راهنما هم نبود ٬ بعضی جاها جاده دو راهی می شد ٬ جاده خلوت ٬ ما هم خسته بودیم ٬ جاده داشت خاکی می شد ٬ از دور ساختمانی بزرگ و نورانی که شباهتی به یک استادیوم در حال ساخت ورزشی داشت نمودار شد ٬ جاده نگهبانی و گاردریل ورودی داشت ٬ دیگر مطمئن شدم که راه را اشتباه آمده ام ٬ صد بار به خودم لعنت فرستادم که چرا موقع شب در این کشور غریب رانندگی کرده ام و مهمتر اینکه چرا جاده فرعی آمده ام ٬ چاره ای نبود دور زدم و حدود ۵ کیلومتر راه را برگشتم و  سر یک دو راهی بدقت گشتم و تابلو مجموعه هتلهای لارا را دیدم و  ۶ - ۵  کیلومتر جلوتر به آخرین هتل مجموعه هتلها رسیدم ٬ این تنها دفعه ای بود که ما در راههای ترکیه گم شدیم و تنها باری بود که در تاریکی شب پیش رفتیم.

پیوندهای مفید:

غارهای ترکیه 



+ محمد ; ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()