عاشق سفر

سفر سال 90 به ترکیه

دو فیلم با یک بلیط

سال 90 دو سفر زمینی به آنتالیا داشتیم که جای دوستان خالی ، هر دو آنها خیلی به ما خوش گذشت یکی از آنها در نوروز و دیگری در اواخر شهریور 1390 انجام شد که به خاطر شباهتهایشان هر دو را میخواهم در کنار هم بنویسم و در بعضی جاها با هم مقایسه هایی داشته باشم و در موارد مهم توضیحات مفصلی ارائه دهم.

مسیر سفر زمینی ما از بازرگان به آنتالیا همان مسیر متداول دغوبایزیت - ارزروم - ارزنجان - سیواس - قیصری - قونیه - آنتالیا بود.

من علاقه و دلبستگی زیادی به ترکیه مخصوصا آنتالیا پیدا کرده ام چون از طرفی نسبتا سفرها ارزان تمام میشوند و از طرفی با ماشین و بدون نیاز به ویزا میتوان هر زمان اراده کردید خود را به ترکیه برسانید جاذبه های دیگری چون هتل های پنج ستاره و مردم خونگرم و امکانات توریستی مناسب هم دلایل دیگر میباشند من که عاشق سفر به ترکیه هستم البته سفر به ترکیه گاهی دردسرها و مخاطراتی هم دارد ( مثال )

سفر نوروزی سال 90 به ترکیه

برنامه ریزی سفر

برنامه ما سفر به آنتالیا و مارماریس بود  و زمان حرکتمان اولین روز عید. قرار بر این گذاشتیم که بجای توقف در تبریز یکسره تا بازرگان رانندگی کنیم و در ساعات بین 9 تا 10 شب از مرز رد شویم و بعد در هتل گلدن هیل شهر دغوبایزید شب را سر کنیم.

هتلی که غیب شد

تا قسمت انتهایی سفر طبق برنامه پیش رفتیم و ساعت ده و نیم شب به وقت ایران از مرز بازرگان رد شدیم و نیم ساعت بعد خود را به دغو بایزید رساندیم ساعت ترکیه نه و نیم شده بود باران ملایمی  در حال بارش بود هتل گلدن هیل باید سمت راست جاده اصلی و بر خیابان میبود اما هر چه نگاه کردیم و دقیق شدیم خبری از تابلو هتل نبود ( بعدا دلیلش را فهمیدیم چون تابلوی هتل در آن سوی ساختمان  قرار داشت ) جلوتر هتل دیگری سمت چپ بود اما از آنهم رد شدیم تا اینکه کاملا از شهر خارج شدیم باز هم حس ماجراجوئیمان گل کرد و از طرفی گرانی بنزین هم قلقلکمان میداد که دور نزنیم و به شهر بعدی برویم میدانستم که هتل بعدی در شهر آغری حدود 80 کیلومتر با ما فاصله دارد اما یک و نیم ساعت زمانی که در ترکیه به عقب برگشته بود هم انگیزه ما را برای جلوتر رفتن مضاعف کرد.

هتل گلدن هیل دغوبایزیت - از سمت بازرگان که وارد شهر میشوی تابلویی ندارد فقط از سمت مخالف تابلویش دیده میشود

لطفا نور بالا نزنید

بطرف شهر آغری به مسیر خود ادامه دادیم بعد از حدود 20 کیلومتر کم کم مه شدیدی شروع شد که دید ما را به کمتر از سه چهار متر کاهش داد تمام فلاشر و مه شکن ها را روشن کردم اما فایده ای نداشت به ناچار سرعت را به 30 کیلومتر کاهش دادم جالب انجا بود که وقتی نور بالا میزدم اصلا هیچ چیزی نمیدیدم چون نور ماشین به مه غلیظ میخورد و یک پرده سفید جلویمان ایجاد میکرد تا حال مه به این غلیظی ندیده بودم. خوشبختانه جاده در این قسمت، بزرگراه و خلوت بود به این امید که از آن توده هوای مه آلود رد خواهیم شد به حرکت ادامه دادیم اما فایده ای نداشت

آن سوی مه

حدود دو ساعت در هوای مه آلود جلو رفتیم تا بالاخره به شهر آغری یا آیری رسیدیم آنقدر مه شدید بود که پیدا کردن تابلو مرکز شهر مقدور نیود قبلا در سفر دور ترکیه مان  یک شب در هتل بویوک  این شهر مانده بودیم که خیلی هتل بدی بود در سمت راست به اولین خیابان بزرگی که به ظاهر بطرف مرکز شهر میرفت پیچیدیم و 50 متر بعد یک هتل دیدیم آنقدر هوای مه آلود آزار دهنده بود که وجود یک هتل بی ستاره هم برایمان غنیمت بود.

در مقابل هتل ماشین را پارک کردم ساعت از دوازده شب به وقت ترکیه گذشته بود و درب ورودی هتل بسته بود در زدم و مردی که رب دشامبر حوله ای پوشیده بود در را باز کرد گفتم اتاق میخواهیم گفت برای یک اتاق شبی 65 لیر. خیلی خسته بودیم و اصلا وقت گشتن دنبال هتل بهتر نبود هتل بیشتر شبیه مسافر خانه بود اما جالب وجود تعداد زیادی کاناپه و رب دشامبرهای حوله ای در طبقه بالکن بود انگار در آنجا سونا یا حمامی برقرار بود. وجود مه غلیظ  در نیمه شب، لباس حوله ای هتلدار، و مکان تقریبا نامشخص هتل در آن خیابان فرعی همه عجیب و غریب بود و  ما را یاد فیلمهای  ترسناک میانداخت من و خانمم با شوخی کمی به این قضیه خندیدیم اما ته دلمان کمی استرس داشتیم اما خوشبختانه مشکلی نبود بعدا هر چه گشتم از هتل اسمی و اثری ندیدم . اتاقهای هتل اصلا تعریفی نداشت توالت در بیرون اتاق و مشترک بود اما از شدت خستگی فورا خوابمان برد.

قبلا در شهر آیری یک شب در هتل بویوک آیری اقامت کرده بودیم که آنهم خیلی تعریفی نداشت اما از این هتل اخیر بهتر بود.

ایست و بازرسی شبانه پلیس ترکیه

فردا بعد از بیدار شدن بدون خوردن صبحانه بطرف آنتالیا راه افتادیم. خانمم اصرار داشت که تا آنتالیا یک سره برویم اما امکان پذیر نبود 1350 کیلومتر هنوز از راه باقی مانده بود ساعت 11 شب به قونیه رسیدیم هنگام خروج از شهر چند ماشین ژاندارمری، جاده را بسته و بدنبال مواد مخدر ماشینها را تفتیش میکردند ما را هم نگه داشتند و تمام ساکها را باز کردند و گشتند. هوا سرد بود و لرزش خفیفی در تنمان ایجاد میکرد اما ژاندارمها اصرار داشتند همه وسایل را بازدید کنند به چند بسته قرص سرماخوردگی و آکسار بدقت نگاه میکردند و پرسیدند اینها چیستند؟ گفتیم سرماخوردگی و سعی کردیم با زبان اشاره به آنها منظورمان را بفهمانیم. بقیه قرصها را پذیرفتند اما یک ورق قرص آکسار یا همان قرص دو رنگی که در ورق طلقی شفاف بود و فقط ACA روی آن نوشته بود را به هم نشان میدادند تا اینکه ارشدشان با چند سوال در مورد اثر آنها رضایت داد که ما برویم.

ماشین گشت ژاندارمری ترکیه

نزدیک ساعت 2 شب به وقت ایران به شهر "سیدی شهر " رسیدیم  که تا آنتالیا 200 کیلومتر فاصله دارد اما دیگر بیشتر از آن توان رانندگی نداشتم و اگر داشتم هم دلیلی نداشت که ساعت اولیه صبح در آنتالیا بدنبال هتل بگردیم. چون در اثر خستگی مطمئنا هتل مناسبی پیدا نمیکردیم. پس شب را در سیدی شهر ماندیم در هتلی سه ستاره و خیلی تمیز در مرکز شهر بنام هتل سیهان Seyhan Otel اتاق دو نفره شبی 100 لیر.

فردا صبح قبراق و سرحال به طرف آنتالیا راه افتادیم و بعد از 100 کیلومتر و عبور از کوههای برفگیر، نسیم گرم و رطوبت دریای مدیترانه را احساس کردیم و بعد از سرازیر شدن از کوههای مشرف به جاده آلانیا-آنتالیا به کنار دریا رسیدیم.

سفر شهریور  90 به ترکیه

برنامه سفر

این سفر ما به آنتالیا با فاصله زمانی یک ماه و نیم بعد از سفر اروپای ما انجام شد که از نظر فاصله زمانی منطقی نبود اما چند دلیل باعث شد که آن را انجام دهیم که از حوصله نوشتن خارج است اما شاید مهمترین آن به حداکثر رسیدن فعالیتهای تفریحی در آنتالیا بود.

اینبار تصمیم گرفتیم بعد از رسیدن به مرز شب را در مهمانسرای جهانگردی ماکو سر کنیم که فکر کنم شبی 40 یا 50 هزار تومان هزینه اقامت یک شبه مان شد بعضی از وسایل داخل اتاقهای مهانسرا را نو کرده بودند که با وجود ارزانی آنها خوشحال کننده بود.

انتظار 7 ساعته در مرز

فردا برای عبور از مرز به بازرگان رفتیم که بعد از معطلی 6 یا 7 ساعته ، ساعت 4 بعد از ظهر بطرف ارزروم راه افتادیم بالاخره ساعت 11 شب به وقت ترکیه به شهر ارزنجان رسیدیم در بلوار اصلی ورود به شهر هتل 4 ستاره و خیلی تمیز "هتل بزرگ ارزنجان" را برای اقامت شبانه انتخاب کردیم شبی 120 لیر ترک. که ارزش قیمتش را داشت جلوی هتل محوطه بزرگی برای پارک ماشین وجود داشت

هتل بویوک ارزنجان - شب اول اقامتمان در ترکیه اینجا اقامت داشتیم

فردا صبح موقع صرف صبحانه متوجه شدیم که چند خانواده ایرانی دیگر هم در هتل اقامت داشته اند که اکثرا در حال بازگشت به ایران بودند.فاصله شهر ارزنجان تا بازرگان 500 کیلومتر و تا آنتالیا 1050 کیلومتر است.

آشتی با غذاهای ترکی

غذاهای ترکی که قبلا در رستورانهای ترکیه خورده بودم این ذهنیت  را در من ایجاد کرده بود که غذاهای آنها همه تند و یا همراه با ادویه های نامانوس هستند بجز غذاهای هتلها که بخاطر توریستی بودنشان باب مسافران غیر بومی تهیه میشود اما در سفرهای اخیر مان سعی کردم آنها را با تامل بیشتری امتحان کنم حتی اگر تند باشند و یا مزه های عجیب و غریب داشته باشند. قبلا در تایلند این را تجربه کرده بودیم که هر غذای محلی ای ارزش یکبار تست کردن را دارد. برای همین بجای خوردن خورشتهای کنسرو شده ای که معمولا از ایران همراه میبردیم چند تا رستوران را که ظاهر تمیزتری داشتند برای توقف انتخاب کردیم که تجربه جالبی بود.

بعد از عبور از شهر سیواس، کیفیت رستورانها به تدریج بهتر میشود و  آنطور که من متوجه شدم اطراف شهرهای قیصری و قونیه رستورانهای تمیزتری وجود دارد مثلا ما برای نهار در رستوران یک پارک سرسبز و زیبا، نزدیک شهر قیصری ، توقف کردیم.

این پارک شامل چند غذاخوری و فضای سبز، محل خوبی برای استراحت بین راهی بود - 10 کیلومتر بعد از شهر قیصری سه راه قیصری - آوانوس- نیده

 

یک رستوران در همان پارک با غذاهای متنوع و ارزان مابین 7 تا 10 لیر

 

دو تا از غذاهایی که سفارش دادیم سمت راست قیصری تاوا 10 لیر و سمت چپی تاووک ایزگارا 7 لیر

 

این غذای خورشت مانند "چوبان کاورما" با تکه های گوشت زیاد در یک کاسه سفالی سرو میشد که از بقیه خوشمزه تر بود ظرفی 10 لیر

 

توقفگاههای بین جاده ای در راه ترک

 مابین آکسارای تا چند ده کیلومتر بعد از قونیه، توقفگاههای بزرگی وجود دارند که معمولا پمپ بنزین، فروشگاه و رستوران هم دارند که بعضی از آنها ساختمانهای فانتزی و کارتونی برای جلب توجه مسافران ساخته اند. داخل شهر قونیه هم مخصوصا در بلوار خروجی شهر بطرف آنتالیا غذاخوری و توقفگاههای تمیز و شیکی وجود دارد که برای توقف کوتاه مناسبند.

یک فروشگاه بین شهری مابین قیصری و قونیه

 ساختمانهای فانتزی و کارتونی برای جلب توجه مسافران در مجاورت یک توقفگاه - مابین آکسارای و قونیه

 

یک غذاخوری کنار یک پمپ بنزین در شهر قونیه

 

یک سفره خانه در بلوار خروجی شهر قونیه بسمت آنتالیا

 

یک توقفگاه مابین قونیه و آنتالیا

 

همان توقفگاه مابین قونیه و آنتالیا

دستفروشان محلی در جاده آنتالیا

بعد از قونیه و 30 الی 40 کیلومتر مانده به دریا دستفروشان محلی کنار جاده ایستاده اند که عسل - روغن زیتون - رب انار و ... محلی میفروشند که از عسل آنجا چند کیلو خریده ایم که هر روز صبح داریم با صبحانه میخوریم که به نظرم کیفیت خوبی دارد که به زبان محلی به آن BAL میگویند هر کیلو بین 15 الی 25 لیر. از آنها عسل طبیعی یا اوریجینال و غیر شکردار بخواهید. روغن زیتون آنها تصفیه نشده و دارای بو است به خاطر طبیعی بودنش مطمئنا خواص بیشتری دارد رب انارشان هم در خورشت فسنجان امتحان کردیم خوشمزه بود

یک عسل فروش در 30 کیلومتری کوههای مشرف به دریا - مابین قونیه و آنتالیا - از این فروشنده دو ظرف عسل خریدیم هر کیلو 15 لیر

 

یک آبخوری کنار جاده ای مابین قونیه و آنتالیا

+ محمد ; ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()