عاشق سفر

سفر نوروزی سال 88 به ترکیه - بخش هفتم

 

 جمعه بازار شهر آنتالیا

در مورد مراکز خرید در آنتالیا در این پست قبلا توضیح داده ام٬ اما هر موقع به آنتالیا می رویم برای خرید ارزان٬ دو محل را حتما سر میزنیم یکی خیابان گولوک و دیگری بازارهای محلی هفتگی (جمعه بازار). در این بازارها میتوان با فرهنگ مردم محلی آنتالیا و عادات غذایی و ... آنها بهتر آشنا شد.

چند نوع میوه در این بازار دیدم که جالب بود و بعضی از آنها را تاکنون ندیده بودم مثلا یک نوع گوجه فرنگی ریز که اول فکر کردم ذغال اخته است و نوعی دیگر گوجه فرنگی سیاه که از دور مثل آلو سیاه بود.

 

بطرف شهر کمر

یکی از بهترین جاذبه های آنتالیا برای من وجود هتل های ALLinclude پنج ستاره در اطراف این شهر است اگر هر سال دو ٬ سه تا از این نوع هتل ها را بتوان رفت حداقل تا ۳۰ الی ۴۰ سال طول میکشد. و در این سفر انتخاب اول ما٬ هتل کویین الیزابت Queen Elizabeth و انتخاب جایگزینش٬ هتل اورنج کانتی OrangeCounty بود. هتل کویین الیزابت در ۱۰  کیلومتری شهر کمر و در ۳۵ کیلومتری غرب آنتالیا واقع شده است و بدون رزرو قبلی٬ بطرف این هتل راه افتادیم در مسیر چند مرکز توریستی پر از هتل وجود دارد. که هتل مورد نظر ما در مرکز توریستی گوی نوک GOYNUK قرار داشت. 

 

هتل کویین الیزابت در ۱۰  کیلومتری شهر کمر

حدود ساعت ۱۱ صبح به هتل رسیدیم هتلی زیبا و با شکوه٬ شبیه یک کشتی بزرگ. طبق معمول هتلهای ALL include ورود به لابی و رسپشن باید با هماهنگی نگهبانی انجام شود تلفنی از نگهبانی با رسپشن صحبت کردم و از شنیدن قیمت هتل خشکم زد اما نه از گرانی٬ بلکه از ارزانی. قیمت هر شب اتاق دو نفره اش٬  ۱۵۰ لیر یا ۹۰ هزار تومان بود (ما هر لیر ترک را از صوفیان ۶۰۰ تومان خریده بودیم). لابی هتل خیلی زیبا بود و سه آسانسور شیشه ای مسافران را بالا و پایین میبرد.

معمولا هتل ها ساعت ۲ بعد از ظهر اتاق را تحویل میدهند اما اتاقمان را ساعت ۱۱.۳۰ صبح تحویل گرفتیم. دکوراسیون راهروها و سوئیتها شبیه کابین کشتی بود. سوئیتمان دو اتاق بزرگ تودرتو و خیلی بزرگ( جمعا حدود ۸۰ متر) بود که در هر اتاق دو تخت و جمعا در دو اتاق ۴ تخت وجود داشت تا حالا در هیچ هتلی٬ سوئیتی به این بزرگی و شیکی ندیده بودم.

سوئیتمان٬ یک بالکن بزرگ هم داشت که منظره زیبای هتل پرستیژ و کوه و جنگل پشت آن چشم را نوازش میداد. از هتل پرستیژ هم خیلی خوشم آمد برای سفرهای بعد شاید آمدیم.

هتل کوییت الیزابت با وجود تمام زیبایی و شکوهش چند عیب هم داشت. شهر بازی هتل تقریبا غیر فعال بود و بچه ها را شاکی کرده بود. محوطه هتل کمی باید وسیعتر در نظر گرفته میشد و برای قدم زدن یک باغ کم داشت٬ هتل مستقیما به دریا راه نداشت و با یک پل چوبی به دریا متصل میشد. از برخورد کارکنان هم مشخص بود که مدیریت هتل کمی میلنگد. 

داستان هتل کویین الیزابت

 در لابی هتل عکسی از یک زوج جوان بصورت غیر واضح٬ جلب توجه میکرد در زیر عکس هم٬ به سه زبان ترکی انگلیسی و آلمانی جملات کوتاهی را نوشته بود که کنجکاویم را تحریک کرد متن این جملات این بود

عکس نگاتیو زوج آرشیتکت هتل کوئین الیزابت در لابی هتل

" داستان کویین الیزابت

این پروژه حاصل عشق ابدی این دو آرشیتکت بنامهای هژیر و بیرگل است که در تاریخ ۴ آگوست ۲۰۰۷ تصمیم گرفتند با هم ازدواج کنند."

 

عکس پوزتیو زوج آرشیتکت هتل کوئین الیزابت در لابی هتل

 

از متن بالا بالاخره نفهمیدم این پروژه باعث آشنایی و ازدواج ایندو شده یا آشنایی این دو آرشیتکت٬  ایده ساخت هتل را بوجود آورده؟ اما در هر صورت کارشان خیلی قشنگ بوده برایشان آرزوی خوشبختی میکنیم

گفتگوی تمدنها

هتل کویین الیزابت به نسبت شلوغ بود و اینرا موقع نهار بهتر میشد فهمید چون هر دو سالن غذاخوری متصل به هم هتل٬ پر میشد.

مهمانان هتل بیشتر عرب بودند با یک خانم عرب بنام سارا که خود را ایزراییلی میخواند و ساکن شمال اسراییل بود٬ هم صحبت شدیم خودش و همسرش مهندس آرشیتکت بودند ظاهرا تعطیلات دو هفته ای مدارس در کشورشان بود . جالب بود که خود اعراب فلسطین٬ ملیت ایزراییلی خود را پذیرفته بودند اما ما اصرار داشتیم که شما فلسطینی هستید. از امنیت آنجا پرسیدیم. گفت که جنگ مربوط به جنوب اسرائیل و نوار غزه است. گفتم که ایرانیان فلسطینیان را خیلی دوست دارند با یک لبخند و علامت سر تائید کرد و گفت که میداند. اجباری بودن حجاب در ایران برایش عجیب بود. سارا خودش شلوار لی و بلوز آستین بلند و بدون روسری بود و فکر میکرد زنان در ایران همه چادر و نقاب دارند. وقتی ما گفتیم که نه حجاب در ایران اینقدر سخت گیرانه نیست و فقط روسری و مانتو کفایت میکند باز هم راضی نشد و اعتقاد داشت که حجاب باید دلخواه باشد به نظرش خاتمی از احمدی نژاد بهتر بوده است از بحث سیاسی خوشم نمی آید سعی کردم موضوع صحبت را عوض کنم پرسیدم چند تا بچه داری؟ گفت سه تا و از سختی نگهداریشان گله مند بود. با تور آمده بودند و قیمت تورشان خیلی عالی بود دو نفر بزرگ و سه بچه (یک تا ۱۲ ساله)٬ هوایی٬ همه بمدت ۴ شب ۴۰۰ دلار.

 تابستان ۱۳۸۵ اولین باری که هوایی به آنتالیا رفته بودیم در استخر هتل فالز٬ دو خانم٬ با دختر کوچولویمان که ۱.۵ سالش بود توپ بازی می کردند وقتی با آنها هم صحبت شدیم و فهمیدیم اسراییلی هستند انگار دچار برق گرفتگی شده باشیم تقریبا از آنها فرار کردیم حس میکردیم موقع بازگشت در ایران بازداشت خواهیم شد. الان از این کار خنده ام میگیرد.

چند برنامه نمایشی طنزی هم در شب اجرا شد که مخصوصا پانتومیم "ملیت های مختلف چطور به دستشویی میروند" خیلی خنده دار بود. وقتی نوبت به اسرائیل رسید از صدای دست زدنهای عربها مشخص بود اکثریت با آنهاست.

+ محمد ; ٧:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()