عاشق سفر

سفر به تایلند- بخش پنجم

حکایت همچنان باقی

آنقدر مطلب برای نوشتن در مورد تایلند دارم که نمیدانم آیا میشود همه آنها را در این وبلاگ آورد یا نه؟ بعضی دوستان اصرار دارند که زودتر در مورد پاتایا بنویسم. اما با اینکار از روال عادی سفرنامه خارج میشویم از این دوستان خواهش دارم که اگر سوال بخصوصی دارند بپرسند تا موردی به آنها پاسخ دهم.

دریم ورلد٬ دیزنی لند تایلند

یکی دیگر از تورهایی که رفتیم دریم ورلد بود. این مجموعه پارک بازی در شمال بانکوک قرار دارد و برخی آن را دیزنی لند از نوع تایلندی میدانند برای رزرو دریم ورلد به آژانسی که در طبقه اول فرست هتل قرار داشت رفتم ۳۰۰۰ بات هزینه تور برای سه نفر. ظاهرا دریم ورلد ساعت ۱۰ صبح باز میکرد پس ساعت حرکتمان را  ۹ صبح تعیین کردیم. یک ون دنبالمان آمد و ما چون میخواستیم هتلمان را عوض کنیم و به پی جی واترگیت هتل نقل مکان کنیم به پیشنهاد مدیر آژانس همه وسایلمان را در صندق عقب ماشین قرار دادیم تا راننده در برگشت ما را به هتل جدید ببرد و هم اتاقمان را در فرست هتل تحویل داده باشیم. کمی از بابت وسایل نگران بودم اما خوشبختانه بی مورد بود. اما بعد متوجه شدم که برای جلوگیری از نگرانی٬ راه بهتر و مطمئن تر آن بوده که وسایل را تحویل هتل میدادیم.

مسافران ون فقط ما بودیم و حدود نیم ساعت رسیدن به دریم ورلد طول کشید٬ پس از رسیدن٬ راننده٬ از دفتر اینفورمیشن پارک٬ سه برچسب گرفت و به لباسمان چسباندیم و سه فیش غذا و سه بلیط جداگانه برای ورود به بخش پارک برفی هم به ما داد و قرار شد ساعت برگشتمان بین ساعت ۳ و ۴ بعدازظهر باشد و تلفنی با او هماهنگ کنیم. برای اینکار او گفت که نیازی نیست از گوشی خودمان تماس بگیریم و برای اینکار به دفتر اینفورمیشن مراجعه کنیم آنها خودشان زنگ میزنند.

آژانسهای توریستی در کشوری توریستی

نکته جالبی که در تایلند متوجه شدم این بود که همه چیز برای راحتتر انجام شدن کارهای توریستی پیش بینی شده بود٬ وقتی یک تور را از هر جا٬ ثبت نام میکردید معمولا یک راهنما و حتما یک خودرو٬ شما را همراهی میکرد و با دادن چند برچسب٬ شما دیگر مشکلی برای ورود و گردش نداشتید. و اگر خودرو و راهنما را خودتان حذف میکردید مبلغی را بابت کرایه تاکسی از تورتان کم میکردند. و به هر حال آژانسها در تایلند خیلی قدرتمند و فعال بودند. و اگر از کلاه برداری تعداد از آنها در ارائه تورها یا هتل ها با قیمت بالاتر بگذریم محل خوبی برای رزرو یک تور بی دردسر و با خیال راحت بودند. البته آژانسها در تایلند٬ بر حسب عادت قیمت تورها را بالاتر میگویند تا جا برای چانه زنی و تخفیف وجود داشته باشد.

طراحی کارتونی و فانتزی پارک از همان ورودی جلب توجه میکرد. طبق نقشه ای که به ما داده بودند پارک پنج بخش داشت که ما با برچسبمان همه را هر چند بار که میخواستیم برایگان میتوانستیم برویم هر چند مدیر آژانس گفت که یک بخش از آن ورودی جدا دارد اما ما تقریبا همه جا را رفتیم. و ورودی جداگانه ای پرداخت نکردیم.

توضیح زیبائیها و جذابیتهای پارک سخت است و ترجیح میدهم چند عکس از دریم ورلد بگذارم. به ما و مخصوصا کوچولویمان خیلی خوش گذشت شاید باور نکنید اما یکی از آرزوهای من از بچگی رفتن به دیزنی لند بوده که با توجه به شباهتهای این پارک با دیزنی لند خیلی برایم جذابیت داشت.

از بانکوک تا پاتایا

ترانسفر از بانکوک به پاتایا با آژانسی بود که هتل برایمان رزرو کرده بود. یک راننده با یک تویوتا کمری ما را تا هتل سی بریز پاتایا رساند حدود دو ساعت در راه بودیم جاده بین این دو شهر بزرگراه بود وجود چند تا مسجد در راه جلب توجه میکرد.

هتل سی بریز پاتایا

هتل سی بریز در جنوب شهر پاتایا و در ساحل جمتین قرار دارد هتل قشنگی است دو استخر در حیاط دارد و یک رستوران هم بین دو استخر با قیمتهایی قابل قبول به مهمانان سرویس میداد. البته فقط صبحانه رایگان بود و کلا در هتلهای تایلند هتلها صبحانه را بوفه اپن و نسبتا مفصل سرو میکنند. فاصله هتل تا دریا یک عرض خیابان بود و براحتی میشد با لباس شنا بین دریا و استخر رفت و آمد کرد. ( هتل سی بریز در فصل شلوغ ایام کریسمس گران بود اما در ایام عادی قیمت اتاق دو نفره با صبحانه بین 1250 تا 1850 بات است اختلاف قیمت اتاق مربوط به موقعیت و دید اتاق است.
اطلاعات بیشتر:سایت هتل سی بریز  و سایتی برای رزرو هتل )

بلافاصله بعد از عبور از عرض خیابان ٬ ساحل ماسه ای کم عرضی شروع میشد که مملو از چترها و کاناپه های رنگارنگ بود. برای لم دادن روی کاناپه باید ۱۰ بات پرداخت٬ معمولا هر ۲۰ الی ۳۰ چتر و کاناپه متعلق به یک خانم است که در جوار چترهایش٬ غذا هم پخته و به مشتریان میفروشد. دستفروشان هم معمولا با سبدهایی پر از غذاهای پخته دریایی و غیره مرتب به سراغتان میآیند. البته سماجتشان خیلی آزار دهنده نیست و اگر با دست یا سر به آنها اشاره کنید خواهند رفت.

بفرمائید غذا و میوه های تایلندی

هوا خیلی خوب بود و تصمیم گرفتیم از هتل تا خیابان واکینگ استریت٬ پیاده برویم. در یک رستورانی که در نزدیکی هتل و در پیاده رو برپا بود مقداری غذا خوردیم و در امتداد خیابان ساحلی راه افتادیم. در مسیر دستفروشانی که غذا و میوه های تایلندی میفروشند حسابی وسوسه مان میکردند و ما هم  ذائقه مان تقریبا به طعم های این کشور داشت عادت میکرد و هر بار یک غذای جدید و ناشناخته را امتحان میکردیم.میگو و ماهی و جوجه باربکیو و یا سوخاری شده خیلی خوشمزه بودند و همیشه دهانمان در حال جویدن بود. در تایلند مردم بجای خوردن سه وعده پر و پیمان چندین وعده سبک میل میکنند بنابراین دستفروشان اغذیه فروش همیشه بازار گرمی دارند. قیمت هر سیخ چوبی٬ کباب مرغ٬ میگو٬ ماهی و ... بین ۲۰ تا ۵۰ بات است. در رستورانها برای خوردن این غذاها شاید تا دو برابر باید پرداخت.

در مقابل میوه های رنگارنگ هم که نمیشد مقاومت کرد مخصوصا که پاک شده بر روی یخ گذاشته و خنک آماده نوش جان شدن باشند معمولا بر روی بساط هر میوه فروشی٬ چند تا میوه جدید هم خواهید دید. که قبلا ندیده اید قیمت هر ظرف یا نایلون کوچک پاک شده و خنک٬ بین ۲۰ الی ۳۰ بات است.بعضی دستفروشان آب نارنگی تازه هم میفروشند هر بطری ۲۰ بات که خیلی خوشمزه است. و در چاینا تون بانکوک دستفروشانی که آب انار تازه هم میفروختند دیدم هر بطری ۵۰ بات٬ که مزه اش جالب بود.

تاکسی های اپن در پاتایا

مسیر خیلی طولانی تر از چیزی بود که فکر میکردیم پس بدنبال تاکسی گشتیم. اما خبری از تاکسی متر نبود شنیده بودم که در پاتایا از وانت بار بجای تاکسی استفاده میشود اما هنوز برایم قابل پذیرش نبود که در مهمترین شهر توریستی تایلند تاکسی٬ متداول نباشد. تا اینکه بعد از کمی علافی فهمیدیم که باید با همین وانت بارها برویم اولش کمی ترسناک بود مبادا با ترمزی از ماشین پرت شویم اما بعد از چند بار سوار وانت شدن بجای تاکسی کم کم عادت کردیم. این وانت ها همه دارای سقف بودند و بر روی سقف دو میله برای حفظ تعادل و چند زنگ برای اطلاع دادن به راننده تعبیه شده بود. و راننده اکثر آنها خانم بود. کرایه برای مسیرهای کوتاه ۱۰ بات و برای مسیرهای طولانی ۲۰ بات.

خیابانی با شهرت جهانی

 از یک زوج سال خورده ولی سرحال٬ که آلمانی و یا روسی و مسافر وانت بودند پرسیدیم برای رفتن به واکینگ استریت کجا باید پیاده شویم با خوش رویی گفتند که میخواهند در همان حوالی پیاده میشوند ظاهرا چند روز بود که به پاتایا آمده بودند. بعد از پیاده شدن از وانت٬ مسیر دقیق رسیدن را به ما نشان دادند و تاکید داشتند که مواظب کیف پولتان باشید. تشکر کردیم و به سمت واکینگ استریت راه افتادیم تا ببینیم این خیابان چه دارد که شهرتی جهانی کسب کرده.

درمانگاه یا مغازه ماساژ

از جایی که ما از وانت پیاده شدیم یک خیابان و حدود ۵۰ متر تا واکینگ استریت راه بود.چند مغازه بزرگ ماساژ در این خیابان وجود داشت که پرسنل هر مغازه لباس متحدالشکلی به تن داشتند شلوغی مغازه های ماساژ صورت خیلی به چشم میخورد٬ مشتریها را روی تخت با چشم بسته خوابانده بودند بر روی چشم آنها چیزی گذاشته و بر روی آنها مثل بیمارستان ملحفه سفید کشیده بودند ابتدا این تصور به ذهن میرسید اینها مرده اند و شاید اینجا درمانگاه است اما نه همه زنده بودند و مشغول ریلاکسیشن. 

میدانستم که بهترین وقت برای رفتن به خیابان واکینگ استریت شب است و ساعت حدود ۸ شب بود. و تازه داشت شلوغ میشد. خیابان مملو از رستوران٬ کاباره و بارهایی که به زیبائی٬ با تابلوها و لامپهای نئون و به سبک لاس وگاس نور پردازی شده اند. هر مغازه برای تبلیغ خود علاوه بر نورپردازی سعی میکرد با ترفندهایی دیگر توجه مشتریها را جلب کند بعنوان مثال یکی لباس وسترنهای تگزاسی و دیگری کنسرت لایو و یا حتی مسابقه بوکس تایی و یا خانمهایی که تقریبا لباسی به تن نداشتند.

نمایش بستنی ترکی

خیابان مملو از توریست بود و جالب وجود زوج های جوان توریست در آنجا بود٬ در اواسط خیابان یک بستنی فروش با وسایل سنتی ترکی ساخت بستنی اش٬ چند نفری را دور خودش جمع کرده بود و با تردستی لیوان خالی از بستنی را دست مشتری میداد و اسباب خنده و تفریح دیگران میشد. هر لیوان بستنی با نمایش تردستی ۸۰ بات. چند تا آقای ایرانی میگفتند که بستنی سازان استانبول (محله آکسارای و تکسیم) با ظروف و میله های بستنی سازی کارهای عجیب و غریبی میکنند و علاوه بر تردستی و نمایش٬ آهنگ هم میزنند.

در خاطرات تایلند چند خانم ایرانی خوانده بودم که آنها به خاطر حضور زنان برهنه و ایرانیان مجرد در این خیابان خیلی عصبانی شده اند. بخاطر قدر دانی از خویشتن داری خانمم٬ از چند خانم گل فروش یک شاخه گل خریدم ۱۰ بات و به او هدیه کردم.

باورتان میشود یا نه!

باورتان میشود یا نه! نام موزه ای در شهر پاتایاست. البته ما برای ماندن در پاتایا دو شب بیشتر برنامه ریزی نداشتیم و اکثر تورهایمان را در بانکوک رفته بودیم پس ترجیح دادیم وقتمان را به گردش در شهر و شنا بگذرانیم هر چند از روی تبلیغ یک روزنامه که در هتل توزیع شده بود خیلی مشتاق دیدن "موزه مجسمه های مومی مادام لویز توسو" شدیم. آدرس را پرسان پرسان و از روی نقشه پیدا کردیم. طبقه سوم فروشگاه رویال گاردن پلازا. همان ساختمانی که موزه معروف Ripley's Believe It or Not در آن واقع شده است.

لطفا یک روز کامل کنار بگذارید.

طبقه سوم رویال گاردن پلازای پاتایا٬ چیزی بیشتر از یک موزه بود و در واقع یک مجموعه پنج قسمتی سرگرم کننده است که گردش در هر پنج قسمت یک روز شما را پر میکند بلیط هر قسمت برای هر نفر٬حدود ۵۰۰ بات و بلیط هر پنج قسمت ۱۱۰۰ بات.(وبسایت مجموعه). جالبی این موزه ها و بخش های سرگرمی این بود که بخشهایی از سرگرمیها یا نمونه کارهایشان را در همان محوطه طبقه سوم ارائه میدادند و توریستها میتوانستند براحتی با فضای موجود ارتباط برقرار کنند. مثلا منشی هایی که فروشنده بلیط بودند با لباسها و گریم های ترسناک یا شخصیتهای فیلمها مردم را به خرید بلیط دعوت میکردند.

در محوطه طبقه سوم هر یک یا دو ساعت یک نمایش رایگان برای تبلیغ اجرا میشد مثل نمایش دختری که صورتش پوشیده از پشم های بلندی بود و یا خانمی که عقربهای بزرگی را در دستش نگه میداشت و ...

مجسمه های مومی موزه مادام توسو  Madame Tussauds wax museum هم خیلی جالب بود مجسمه های افراد مشهوری مثل باراک اوباما٬ گاندی٬ بوریس یلتسین٬ مائو٬ دالایی لاما٬ هیتلر٬بروس لی٬  و بازیگران مشهور فیلمها٬ مثل هری پاتر٬ کلبه وحشت٬ ماموریت غیر ممکن٬ خون آشام٬ و ... که دقیقا شبیه نمونه اصلی آنها ساخته شده بودند و بدون هیچگونه حصاری میشد کاملا آنها را لمس کرد و با آنها عکس انداخت. شباهت آنها واقعا شگفتی آور بود. حتی نرمی پوست بدن مجسمه ها کاملا طبیعی بود.

ظاهرا محل اصلی موزه مادام توسو در لندن است و شعبه هایی در شهرهای توریستی دنیا افتتاح کرده مثل واشنگتن٬ آمستردام٬ شانگهای٬ برلین٬ لاس وگاس٬ لوس آنجلس٬ نیویورک٬ هنگ کنگ و پاتایا. البته اکثر مجسمه ها در شهرهای متفاوت با یکدیگر متفاوتند.( منبع )

بیاد شبهای پاتایا

هر شب در پاتایا تا نیمه های شب بیرون بودیم و خیابان و رستورانها و بارها در ساعت دوازده ونیم شب از ابتدای شب شلوغتر و پر جنب و جوشتر بودند و ما بسختی از این همه سرزندگی و جوشش دل میکندیم و به هتل برمیگشتیم. و متاسف بودیم که دو شب بیشتر در این شهر نخواهیم ماند اگر برنامه سفر به مالزی را نداشتیم حتما بیشتر می ماندیم. آخرین شب وقتی داشتیم با "وانت تاکسی" به هتل برمیگشتیم با حسرت به پاتایای شب زنده دار نگاه میکردم. "حتما دوباره به پاتایا برمیگردیم". نمیدانم شما تا حالا در شهری احساس کرده اید در خانه خود هستید یا نه؟ من در چند شهر این احساس را داشته ام. آنتالیا و آلانیا در ترکیه٬ ایروان در ارمنستان٬ بانکوک و پاتایا در تایلند.

پیوندها:

رزرو هتل در پاتایا

+ محمد ; ۸:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٩
comment نظرات ()