عاشق سفر

سفر دور ترکیه 11

نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 11:15 شماره پست: 45

اتوبان استانبول به آنکارا

پس از چند روز توقف در استانبول به سمت آنکارا راه افتادیم ٬ فاصله استانبول تا آنکارا ۴۵۰ کیلومتر است و مسیر اتوبان است ٬ که اتوبان این مسیر بهترین بزرگراه ترکیه می باشد ٬در مسیر این اتوبان ٬ پمپ بنزین و فروشگاههای شیک و مرتبی وجود دارد که تمیزی سرویس های بهداشتی بعضی از پمپ بنزینها در حد یک هتل ۳ ستاره بود ٬ عوارضی هایی که در ورودی اتوبان استانبول به آنکارا وجود دارد پول نقد یا خود پرداز فیش ندارند و فقط با کارت های KGS کار می کنند ٬ البته ساختمانی در نزدیکی این ورودی قرار دارد که کارتهای مربوطه را بفروش می رساند که قیمت این کارتها ۳۰ لیر ترک است ٬ که ما اشتباه کردیم خریدیم ٬ چون فهمیدیم جلوتر باجه هایی برای پرداخت نقد هم وجود دارد ٬ و کارت ۳۰ لیری ما بعد از کسر ۳ یا ۵ لیر روی دستمان مانده است.

فاصله استانبول تا آنکارا را طی ۵ الی ۶ ساعت طی کردیم آنهم با مصرف کردن کمی بیش از نصف باک بنزین ٬ که به خاطر کیفیت خوب بزرگراه بود.

 شهر گران قیمت آنکارا

آنکارا شهر تازه سازی بنظر می رسید از اتوبان وارد یک خیابان شدیم که ما را به مرکز شهر می برد اما خبری از ازدهام و شلوغی یک پایتخت نبود ٬ شهر تمیز ٬ مرتب و آرام می نمود. سفارت آمریکا و استرالیا و ...در این شهر قرار دارد و ایرانیان زیادی به اینجا برای انجام کارهای ویزا و مهاجرت و... رفت و آمد دارند٬ کمی دنبال هتل مناسب گشتیم ٬ اما قیمتها خیلی بالا بود هتلی سه ستاره و با ظاهری تمیز حدود ۲۰۰  یورو  برق از کله ام پراند ٬ چند هتل دیگر رفتیم یا جا نداشت یا ما نپسندیدیم ٬  غروب بود ٬ تصمیم گرفتیم بعد از گردشی کوتاه در شهر آنکارا ٬ برای خواب به شهر کوچکی در نزدیکی آنکارا بنام شهر غریق قلعه برویم ٬

 شهر غریق قلعه

بعد از غروب آفتاب به شهر کوچک غریق قلعه در فاصله ۵۰ کیلومتری آنکارا رسیدیم ٬ در ورودی شهر شعبه ای از دانشگاه آنکارا وجود داشت ٬ در خیابان اصلی شهر از ماشین پلیسی که توقف کرده بود آدرس هتل خوب شهر را پرسیدیم ٬ افسر پلیس که انگلیسی بلد نبود و ما هم ترکی بلد نبودیم به ما فهماند که خودش جلو خواهد رفت تا هتل ما را اسکورت خواهد کرد .

پلیس خوش برخورد ترکیه

ماشین پلیس ترکیه چراغ گردان زنان و ما به دنبالش راه افتادیم٬ چند خیابان را پشت سر گذاشتیم تا به خیابانی که ظاهرا بازار اصلی شهر بود رسیدیم ٬ چند هتل داخل خیابان قرار داشت ٬ ماشین پلیس داخل یک کوچه و مقابل هتلی توقف کرد و افسر پلیس پیاده شد و من هم پیاده شدم ٬ به من حالی کرد که این هتل هم تمیز است و هم ارزان. و خودش داخل هتل شد و به مسئول هتل سفارشات مربوطه را نمود و احترام نظامی گذاشت و رفت ٬ و ما که از این برخورد خوب پلیس ترکیه کمی متعجب و مقدار زیادتری متشکر شده بودیم٬

دانشجوهای مهربان

البته هتلی که پلیس به ما نشان داده بود را نپسندیدیم و برای صرف غذا وارد یک فست فود شدیم که غذاهای ترکی سرو می کرد غذاهای ترکی به نظرمان زیاد خوشمزه نرسید ٬چون اکثرا حاوی چاشنی های تند بودند ٬ از مسئول فست فود سراغ هتل خوب شهر را گرفتیم ٬ او هم از چند دانشجو خواست ما را راهنمایی کنند ٬ یکی از دانشجوها که به انگلیسی مسلط تر بود برای ما توضیح داد که شهر هتل خوبی ندارد اما در خارج شهر ٬ هتلی ۳ ستاره و خوب وجود دارد ٬ که برای رسیدن به آنجا باید دنبالشان برویم و همچنین گفت که رشته ریاضیات درس می خوانند٬  ۴ الی ۵  دانشجو با ماشین خودشان جلو و ما دنبالشان راه افتادیم و  ۵  کیلومتر به سمت آنکارا به مجموعه ساختمانهای دانشگاه رسیدیم که  شامل چند خوابگاه و یک هتل هم  میشد ٬

هتلی بنام ۳۱۸

هتل ۳۱۸ نام هتلی بود که بیشتر فضایی دانشجویی داشت ٬ اما نوساز و خیلی تمیز و برای توقف شبانه عالی بود ٬ دانشجو ها با ما به مقابل رسپشن آمدند و نقش مترجم را بازی می کردند ٬ شبی ۸۰ لیر برای اتاق دو نفره با صبحانه ٬ قیمت مناسبی بود ٬ شب را آنجا ماندیم.

مسابقه چلسی و فنر باغچه

هتل ۳۱۸ علاوه بر لابی رستوران٬ و طبقه زیر رستوران ٬ دیسکو یا بار و یک کافی نت بزرگ داشت٬ که از طبقه زیرین سر و صدای زیادی می آمد ٬ از روی کنجکاوی رفتم ببینم موضوع چیست ؟ دیدم نزدیک به ۴۰ الی ۵۰ نفر دانشجوی دختر و پسر روی صندلی نشسته اند و مسابقه فوتبال رفت چلسی و فنر باغچه را از طریق ویدئو پروژکتوری که روی دیوار انداخته اند تماشا می کنند. و با هیجان تیم فنر باغچه را تشویق می کردند ٬نشستیم و این بازی زیبا را تماشا کردیم٬ جالب بود که فنر باغچه مسابقه را از چلسی دو بر صفر برد ٬ شادی آن جمع دانشجویی دیدنی بود .

پیوندهای مفید:

خاطرات آنکارا از زبان یک مهاجر

 

+ محمد ; ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()