عاشق سفر

سفر به اروپا - برلین 3

دردسرهای GPS

بعد از رسیدن به اروپا هر چه با GPS  موبایلم در بارسلون، ور رفتم کار نکرد، کم کم داشتم از آن قطع امید میکردم و حتی به این فکر افتادم که یک GPS خودرو از برلین بخرم که نقشه اروپا را هم داشته باشد در فروشگاه  SATURN در کنار هتلمان در برلین انواع و اقسامش را گذاشته بودند که قیمتهایی بین 80 تا 250 یورو داشتند. اما حدس زدم که با نصب سیم کارت شاید مشکل GPS موبایلم حل شود که حل شد . موقعی که برای تور با اتوبوس ما را داخل شهر برلین میگرداندند آنرا تست کردم که خوشبختانه کار کرد. اما هنوز تردید داشتم که در جاده های اروپا واقعا میشود به آن اعتماد کرد یا نه، اگر کار نمیکرد همه  وقت ما به پرسیدن راه میگذشت. من که خیلی به کمک GPS موبایلم دل خوش کرده بودم.

اجاره اتومبیل در برلین

از ایران برای اجاره ماشین سواری با فرزین در برلین هماهنگ کرده بودم و طبق برنامه ریزی مان، ما  8 روز در اروپا باید ماشین اجاره میکردیم.  برای همین روز دومی که به برلین رسیدیم با فرزین تماس گرفتم و قرار ساعت 7 عصر را گذاشتیم. از هتل با مترو خودمان را به نزدیکی دفترش رساندیم و پرسان پرسان آن را پیدا کردیم که در واقع یک گاراژ کوچک با چند مغازه بود که تعمیرگاه و کارواش و یک دفتر اجاره اتومبیل  در آن بود  شرکت کرایه اتومبیل متعلق به فردی بنام جوزف بود  و از ما پرسید که ماشین اتوماتیک میخواهم یا دنده ای؟ ماشین دنده ای یک سواری مزدا 2 مدل 2010 و ماشین اتوماتیک یک اپل آسترا بود گفتم که به دنده ای عادت دارم. اما بعدا پشیمان شدم چون دنده و کلاچ مزدا 2 خیلی سفت بود البته بعد از مدتی به آن عادت کردم.

مزدا دو 2010 را با شبی 35 یورو و بدون کارت اعتباری در برلین اجاره کردیم

جوزف از پاسپورت و گواهینامه بین المللی ام یک کپی گرفت و آدرس هتل و مشخصاتم را در یک فرم یادداشت کرد. چون کارت اعتباری نداشتم از من 300 یورو بابت ودیعه خواست که باز هم چون یورو زیاد همراه نداشتم 500 دلار دادم که قرار شد بعد از برگشت ماشین عینا همانها را به من پس دهد. و اجاره ماشین هم هر 24 ساعت 29 یورو شد که محدودیت کیلومتر داشت یعنی هر روز تا 100 کیلومتر رایگان اما اضافه بر آن به ازای هر 100 کیلومتر 8 یورو باید اضافه پرداخت میکردیم. اصلا از این شرط خوشم نیامد به فرزین گفتم که حالیش کند که مبلغی روی اجاره ثابت ببرد و محدودیت کیلومتر را بردارد. بالاخره روی مبلغ 35 یورو هر 24 ساعت بدون محدودیت کیلومتر طی شده به توافق رسیدیم. و ماشین را تحویل گرفتم. البته سفر ما از فردا شروع میشد اما فرزین به ما گفت که امشب برایتان رایگان حساب خواهد شد و میتوانید از الان ماشین را ببرید. و ما جمعا برای 8 شب 280 یورو به جوزف پرداختیم.

فضای داخل مزدا دو،  البته این تصویر مدل اتوماتیک است اما دنده ای آن دقیقا همین شکلی است

یک کپی از سند ماشین به همراه برگ قرارداد و کارت ویزیت شرکت برای مواقع ضروری به ما تحویل شد. باک ماشین هم نصف بود که قرار شد همانطور تحویل دهیم. به جوزف توضیح دادم که میخواهیم با ماشین به هلند و فرانسه برویم او هم به ما اطمینان داد که با این ماشین از نظر قانونی هیچ مشکلی برای ورود به کشورهای حوزه شنگن نخواهیم داشت.

نمونه ای از یک پلاک خودرو آلمانی - در همه کشورهای شنگن پلاکها یک شکل بودند و تنها حرف اول کشورها در قسمت آبی رنگ درج شده بود مثلا D مخفف دوچ لند است

یک خوردگی کوچک هم روی گلگیر جلو وجود داشت که در قراردادمان قید شد فرزین میگفت که برای یک خوردگی کوچک ممکن است تا 100 یورو از ودیعه ما کم شود.

چند بوسه برای ...

راستش از همان اول که ماشین را تحویل گرفتم با احتیاط زیاد رانندگی میکردم. فورا هم پایه موبایل را روی شیشه جلو نصب کردم و برای امتحان، آدرس هتلمان در برلین را به جی پی اس آن دادم. بزبان فارسی همه مسیر ما را راهنمایی کرد و خیلی راحت ما را تا دم هتل برد خیلی عالی بود چند بار گوشی را بوسیدم. فراتر از انتظار من کار میکرد. حالا دیگر یک راهنمای ایرانی در ماشینمان داشتیم که همه راههای اروپا را بلد بود.

رانندگی در اروپا

ابتدا خیابانهای یکطرفه، چراغهای قرمز، نحوه تغییر لاین، محلهای مجاز پارک کردن همه برایم عجیب و غریب بودند اما با نگاه به ماشین های دیگر کم کم برایم عادی شد و روزهای بعد با رعایت همه قوانین رانندگی میکردم. رعایت قانون هنگام رانندگی در اروپا و مخصوصا آلمان حرف اول را میزد. و از رانندگی های عجولانه و عصبی خبری نبود.

تفاوتهای رانندگی در اروپا با ایران

- به حق تقدم عبور عابر پیاده از خیابان خیلی اهمیت میدادند مخصوصا در خطوط عبور عابر پیاده

- فاصله خود را با ماشین جلویی کاملا حفظ میکردند حتی هنگام ترافیک و توقف. در تونلها فاصله را بیشتر از اتوبانها میکردند

- سرعت خود را در مناطق مسکونی بین 30 تا 50 کیلومتر حفظ میکردند و در بزرگراهها حداکثر 10 کیلومتر بیشتر از حداکثر سرعت مجاز رانندگی میکردند

- اصلا بوق نمیزدند و موقع ترافیک بسیار صبور بودند

- خودرو خود را خیلی مرتب در محلهای خط کشی شده پارک میکردند.

- پارک دوبله اصلا معنی نداشت. و در محل پارک افراد معلول کسی پارک نمیکرد.

- توقف روی خط عابر پیاده اصلا دیده نمیشد.

- بین خطوط رانندگی میکردند و موقع تغییر لاین چراغ راهنمای چند ثانیه ای میزدند. در این مواقع ماشین های لاین دیگر با کم کردن سرعت راه را باز میکردند

- در اتوبانها چراغ بزرگ خود را مخصوصا موقعی که هوا ابری بود روشن میکردند.

- از سمت راست مطلقا سبقت نمیگرفتند.

- در هنگام ورود به میدان، حق تقدم با ماشینی بود که در حال حرکت در میدان بود.

+ محمد ; ٦:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۳۱
comment نظرات ()

سفر به اروپا - شهر برلین 2

ماجرای سیم کارت آلمانی

در اولین روز رسیدنمان به برلین برای خرید سیم کارت به پاساژ کنار هتل پالاس رفتم داخل پاساژ یک فروشگاه خیلی بزرگ وسایل الکترونیکی بنام SATURN  وجود داشت که هر چه متعلق به لپ تاپ و موبایل و جی پی اس بود در آن عرضه میشد در ضمن انواع سیم کارت هم داشت که بین آنها مارک  blauworld را با قیمت 9.90 یورو انتخاب کردم که ظاهرا 9.90 یورو شارژ داشت تعرفه تماس از ایران با ما، مادامی که در خاک آلمان بودیم رایگان و در کشورهای دیگر هزینه رومینگ داشت. و اگر خودمان با ایران تماس میگرفتیم در خاک آلمان هر دقیقه، 15 سنت برای تلفن ثابت، و 25 سنت برای موبایل  و 15 سنت برای اس ام اس. که تعرفه ها برای تماس با شهرهای داخل آلمان هم معادل تماس با ایران بود!!! (وبسایت شرکت). یعنی وقتی از برلین با هامبورگ تماس میگرفتیم هزینه آن با تماس از برلین به تهران یکی بود!!! نحوه راه اندازی سیم کارت را بزبان آلمانی نوشته بود که از یکی از فوشندگان  SATURN پرسیدم که با حوصله برایم به انگلیسی توضیح داد که باید وارد وبسایت شرکت عرضه کننده سیم کارت شوم و یک فرم اینترنتی را پر کنم و برای اینکار میتوانم از کامپیوتر هتل استفاده کنم و آدرس خودم را هم آدرس هتل بدهم.

فروشگاه SATURN در پشت هتل پالاس شهر برلین - فروشگاه لپ تاپ، موبایل و ...

اینترنت پولی دوست دارید یا رایگان؟!!

در هتل دو کامپیوتر وجود داشت که به اینترنت وصل بودند یکی از آنها پولی، ساعتی 10 یورو و دیگری رایگان برای موارد اضطراری. یک زوج مسن برزیلی هم منتظر اینترنت بودند که چند دقیقه ای هم صحبت شدیم خیلی خونگرم و صمیمی و اهل شهر سائوپائولو بودند. بعد از پر کردن فرم اینترنتی سیم کارت، نیم ساعت بعد خط آلمانی ما فعال شد. با ایران تماس گرفتیم و شماره خود را دادیم.

تور اجباری شهر پتسدام

در دومین روز اقامتمان در برلین، تور رایگان بازدید از شهر داشتیم منتها تور لیدر با اصرار یک تور شهر پتسدام را قبل از تور رایگان قرار داد که نفری 20 یورو بود اینطوری همه مجبور میشدند تور پولی را هم بپذیرند و از این ترفند در پاریس و وین هم استفاده شد.

شهر پتسدام  در 20 کیلومتری جنوب غربی برلین

شهر پتسدام در 20 کیلومتری شهر برلین بود و یک خانم آلمانی هم بعنوان تور لیدر در اتوبوسمان حضور داشت. ایشان به انگلیسی توضیح میداد و تور لیدر ایرانیمان ترجمه میکرد.

گل کاری محوطه کاخ ولیعهد سابق آلمان

 

گل کاری محوطه کاخ ولیعهد سابق آلمان

پتسدام یک شهر کوچک، با خانه های گران قیمت و بزرگ بود  که خانه های اشرافی و قصرهای سلطنتی در اطراف یک دریاچه ساخته شده بودند که ما کاخ ولیعهد سابق آلمان و قصر سان سوسی را از نزدیک دیدیم که بیشتر شبیه یک خانه ویلایی بزرگ بودند تا یک قصر پر ابهت.

قصر سان سوسی

 

قصر سان سوسی

بابا جون، ما آسیاب بادی دوست نداریم

در کنار قصر سان سوسی یک آسیاب بادی بزرگ بود که طبق توضیحات تور لیدر آلمانی مان محل آموزش نحوه کار با آسیابهای بادی به هلندیها بود چون بچه ها به کار پدرانشان برای اداره آسیابهای بادی در هلند علاقه ای نشان نمیدهند و تعداد زیادی از آنها بلا استفاده مانده اند.

آسیاب بادی کنار قصر سان سوسی

تور داخل شهر برلین با سرعت نور

در تور داخل شهر برلین هم چند تا ساختمان و بنای قدیمی را تندتند از داخل اتوبوس بما نشان دادند و تنها در کنار دیوار برلین برای عکس انداختن توقف کوتاه ده دقیقه ای داشتیم.

دیوار برلین

بنظرم دیوار برلین، تاثیرگذارترین بخش بازدید ما در شهر برلین بود که  نشان میداد هنوز سایه جنگ جهانی دوم  بر سر این شهر سنگینی میکند. دیوار برلین 30 سال برقرار بود و در سال 1989 فروریخت  یعنی در عمل هیچ انگاشته شد و مردم براحتی از قسمتهای خراب شده عبور میکردند، بعد از آن مردم برای یادگاری  قطعاتی از آنرا میکندند و با خود میبردند و حتی بعضیها با چرثقیل اینکار را میکردند و دولت برای جلوگیری از نابودی کامل آن، جهت یادبود و بازدیدهای توریستی، دور قسمتی از آن توری فلزی کشید هنوز هم در فروشگاههای برلین قطعاتی از دیوار برلین بفروش میرسد. - نقشه گوگل محل فعلی دیوار

دیوار برلین - که بمدت 30 سال برلین را دو نیم کرده بود

 

تاثیرات مخرب دیوار برلین

درست است که دیوار فرریخته اما هنوز دیواری نامرئی بین برلین غربی و شرقی وجود دارد مثلا دستمزد کارمندانی که در بخش شرقی کار میکنند کمتر است خانه های بخش شرقی ارزانتر میباشد میزان افسردگی در بخش شرقی بالاتر است و ... البته دولت آلمان قول داده این مشکلات را برطرف نماید.

باقیمانده های دیوار برلین

آقا جا نمونی

در کنار دیوار برلین موزه ای از تصاویر مربوط به ساخت دیوار قرار داده شده بود که به سرعت چند تا عکس از آنها انداختم اما فرصتی برای خواندن متن کنار آنها نبود. چون تور لیدرمان مرتب صدایمان میکرد "آقا جا نمونی"

موزه ای از تصاویر مربوط به تاریخچه دیوار برلین

 

یکی از تصاویر پای دیوار برلین

 

یکی از تصاویر پای دیوار برلین - رژه ارتش نازی در برلین

 

هزینه تحصیل در آلمان

طبق گفته های تور لیدرمان هزینه تحصیل در آلمان نسبت به بقیه کشورهای اروپائی پائینتر است و امکاناتی مثل خوابگاه  و کمک هزینه تحصیلی هم در اختیار دانشجویان خارجی قرار میگیرد.

+ محمد ; ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۳۱
comment نظرات ()

سفر به اروپا - شهر برلین 1

فرودگاه شون فلد برلین

شهر برلین و اطرافش از داخل هواپیما سرسبز و سقف خانه های آن مثل شمال ایران ، سفالی و اکثرا قرمز بود. از لحظه پیاده شدن از هواپیما ، تا روزی که برلین را ترک کردیم بارندگی ادامه داشت.

فرودگاه شون فلد برلین - هوای بارانی به استقبالمان آمده بود.

 

برلین دو فرودگاه فعال دارد (دایره های زرد) - 1- فرودگاه Tegel Airport در شمال غربی و 2- فرودگاه Schönefeld Airport در جنوب شرقی. که قرار است هر دو فرودگاه تا سال 2012 به فرودگاه براندنبورگ منتقل شوند - منبع - پرواز ما از بارسلون به برلین با پرواز ایزی جت به دومی بود

 

 اقامتگاههای ارزان قیمت در آلمان

هنگام تحویل بارهایمان در فرودگاه برلین این آگهی جلب توجه میکرد هاستل و هتلهای زنجیره ای و ارزان AO HOTEL که قیمتهایی از 12 یورو برای هاستل و 29 یورو برای هتل هایش دارد و در اغلب شهرهای آلمان و همچنین در پراگ و وین هم شعبه دارد. وبسایت

یکی از شعب AO HOTEL در خیابان Joachimstaler   در مرکز شهر برلین

 

هتل پالاس برلین

هتل ما در برلین هتل پالاس بود ظاهر هتل به 5 ستاره نمیخورد ولی خیلی تمیز و راحت بود موضوع بارندگی در برلین آنقدر معمول بود که درب هتلمان تعدادی چتر برای مهمانان گذاشته بودند که بدون هرگونه پرسشی  میتوانستی یکی برداری و از هتل بیرون بزنی.

هتل پالاس شهر برلین خیلی تمیز و راحت بود

 

گردشی در شهر برلین

پشت هتل ما خیابانی بود که بازار اصلی شهر در آنجا قرار داشت. بعدازظهر را به گردش در این خیابان پرداختیم. قیمتها مثل شهر بارسلونا همچنان بالا بود و تقریبا دو تا سه برابر ایران. نقشه گوگل

سنگفرش زیبای یک پیاده رو در برلین خیابان Wittenbergplatz

 

اتوبوسهای توریستی شهر برلین

 

یک مجتمع فروشگاهی در مرکز شهر برلین

 


 فروشگاه زنجیره ای مشهور KaDeWe - زیبا و سرگرم کننده اما گران - طبقات آخر فست فود و رستوران و کافی شاپ بود. - نقشه گوگل فروشگاه -

 

 

خرس نماد شهر برلین - در اکثر جاها مجسمه های گوناگونی از خرس دیده میشد

+ محمد ; ٥:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٩
comment نظرات ()

سفر به اروپا - شهر بارسلونا 4

اطراف هتل توره کاتالونیا

ابتدای رسیدن به بارسلونا زیاد به موقعیت هتل محل اقامتمان توجه نکرده بودم اما جای هتل - توره کاتالونیا- در بارسلون خیلی خوب بود در نزدیکی هتل یک پارک کوچک زیبا بود و در خیابانی در پشت هتل یک فروشگاه بزرگ و چند تا رستوران هم بود که یک شب شام را در رستوران مراکشی آنجا خوردیم که از نظر طعم و قیمت مناسب بود. ایستگاه مترو و چند جای دیدنی هم در نزدیکی هتل قرار داشت.

چشم انداز شهر بارسلونا از طبقه دوازدهم هتل توره کاتالونیا

 

یک سازه در ابتدای ورودی پارک اسپانیا - کنار هتل توره کاتالونیا - که بعدا فهمیدیم یک سرسره است. ظاهرا شهرداری بارسلون علاقه زیادی به سازه های عجیب و غریب دارد.

 

 یک درخت فلزی با صفحات شیشه ای - در خیابان پارالل شهر بارسلونا- نزدیک هتل توره کاتالونیا

از بارسلون تا برلین

ما جمعا 3 شب بارسلون بودیم برخلاف انتظار همه پرواز ما از بارسلون به شهر برلین بود نه پاریس. ظاهرا قرار بود زیگزاگ برویم چون برای رفتن به برلین از روی فرانسه میگذشتیم. مدت زمان سفر 2 ساعت و چهل و پنج دقیقه.

خط هوایی ایزی جت

پرواز ما ساعت 10 از فرودگاه بارسلونا توسط خطوط ارزان قیمت ایزی جت بود اگر از یک ماه قبل برای تهیه بلیط اقدام کنید و در روزهای پیک مسافر سفر نکنید قیمتهای  این هواپیمایی از اتوبوس هم برایتان ارزانتر تمام میشود مثلا برای پرواز از پاریس به برلین یکطرفه با 27 یورو میتوان بلیط تهیه کرد. هرچه فاصله زمانی بین رزرو و پروازتان کوتاهتر باشد قیمتها بالاتر میرود مثلا هر نفر تا 150 یورو. ضمنا پروازهای صبح از پروازهای شب ارزانتر است. هواپیماها نو و تمیز بودند و در کل پروازمان راحت و ایمن بود.

در کنار ارزانی چند عیب هم در خطوط هوایی ایزی جت وجود دارد. مثلا همه مقصدها دارای چند باجه برای دریافت کارت پرواز هستند و یک صف طولانی برای دریافت کارت پرواز داخل سالن تشکیل میشد و نیم ساعت تا 45 دقیقه ما در صف دریافت کارت پرواز و تحویل بارها بودیم. ظاهرا هر نفر یک چمدان یا ساک تا وزن 20 کیلو میتوانست رایگان وارد قسمت بار هواپیما کند و اضافه بار تا هر کیلو 20 یورو جریمه دارد (اطلاعات بیشتر). البته میشود مقداری از وسایلتان را داخل یک ساک بداخل هواپیما ببرید. ضمنا داخل هواپیما غذا و نوشیدنی پولی است. و شما حق بردن آب و مایعات بداخل هواپیما ندارید. از طرفی تاخیر پروازهای ایزی جت تقریبا متداول بود.

همه مقصدها فقط دارای چند کانتر صدور کارت پرواز بودند - فرودگاه بارسلون

 

هواپیمای ایرباس 320 ایزی جت - از بارسلون به برلین  - هواپیماها نو و تمیز بودند - هرجا دوست دارید بنشینید چون کارت های پرواز فاقد شماره صندلی هستند.

 

هواپیمای ایرباس 320 ایزی جت در فرودگاه بارانی برلین

+ محمد ; ٩:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٦
comment نظرات ()

سفر به اروپا - شهر بارسلونا 3

 بخریم یا نخریم؟

قیمت اجناس در بارسلون و وین نسبت به شهرهای پاریس و برلین بهتر بود اما با این وجود بجز چند قلم معدود از فروشگاه زارا و ایستگاه متروی مقابل هتلمان از بارسلون خریدی نکردیم و خریدهایمان را برای سفرهای بعدیمان به ترکیه گذاشتیم قیمت البسه از نظر ریالی در ترکیه نصف قیمتها در اروپا بود. بجز خیابانهای اطراف میدان کاتالونیا، که پر از فروشگاه است یک بلوار دیگر هم به نام Avinguda Diagonal  رفتیم- از ایستگاه مترو ماریا کریستینا به طرف تقاطع لارامبلا- که یک بلوار خیلی پهن با فروشگاههای خیلی بزرگ بود که قیمتهایش بد نبود.

 

فروشگاه لیلا در خیابان Avinguda Diagonal شهر بارسلونا

 

یک آپارتمان پوشیده از گیاه در خیابان Avinguda Diagonal - بارسلونا

 

حکایت بارسلون همچنان باقی

تعداد جاهایی که در شهر بارسلون در طی سه روز بازدید کردیم زیاد بود و از حوصله نوشتن و خواندن خارج است و فقط به فهرست آنها اشاره میکنم و منبعی برای اطلاعات بیشتر هم بصورت لینک برای دوستان  میگذارم. بازدید از این قسمتها توسط تور و گاهی با مترو و گاهی با اتوبوس تدارک دیده شده بود.

  • ساگرادا فامیلیا - کلیسائی عظیم و پر ابهت که ساخت آن تا 2026 طول میکشد  اطلاعات بیشتر
  • پارک گوئل - این پارک بر روی یک تپه در شمال شهر قرار دارد و چند ساختمان کلیسا و موزه در آن قرار دارد.  اطلاعات بیشتر
  • استادیوم نیوکمپ - برای بازدید از داخل بزرگترین استادیوم اروپا باید نفری 26 یورو پرداخت. چند فروشگاه و غذاخوری در محوطه اطراف آن قرار دارد.
  • اکواریوم بارسلونا - شامل یک تونل شیشه ای زیر آبی است که میتوان ماهیها را از نزدیک دید  اطلاعات بیشتر
  • میدان اسپانا
  • کلیسای سانتا ماریا دل مار
  • ساختمانهای ساخته شده توسط آنتونیو گائودی
  • خیابان لا رامبلا

 

کلیسای ساگرادا فامیلیا - اثر معمار مشهور آنتونیو گائودی - بارسلونا

 

پارک گوئل - اثر معمار مشهور آنتونیو گائودی - بارسلونا

 

پارک گوئل - اثر معمار مشهور آنتونیو گائودی - بارسلونا

 

پلیس های اسب سوار در پارک گوئل - شهر بارسلون

+ محمد ; ٧:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٥
comment نظرات ()

سفر به اروپا - شهر بارسلونا 2

آقای مجسمه، اجازه میدهید عکس بیندازیم؟

برای گردش در خیابان لا رامبلا La Rambla یک روز کامل و حتی بیشتر باید وقت گذاشت هنرمندانی که به ارزانترین قیمت، هنر خود را به شما ارزانی میکنند میتوانند شما و مخصوصا بچه ها را ساعتها سرگرم کنند. مجسمه های زنده، نوازنده های گمنام، نقاشان، آکروبات بازها و ...

یک مجسمه کابوی زنده در خیابان لا رامبلا، به همراه قلک و پروانه فعالیتش

 

این آقای مجسمه با این ظاهر عجیبش، هرکه را که نزدیکش میشد با انگشتهای درازش نوازش میکرد.

 

این آقا خودش را به شکل مجسمه کریستف کلمب درآورده

 

 

این جوان نوازنده هر سی دی خود را 10 یورو عرضه میکرد.

 

 

یک نقاش کاریکاتوریست در خیابان لا رامبلا شهر بارسلون- هر پرتره بین 10 تا 20 یورو

 

جشنواره رنگها در بازار روز بارسلون

در میانه خیابان لارامبلا شهر بارسلون یک بازار روز قرار دارد که روز اولی که از مقابل آن گذشتیم تور لیدرمان بدلیل برنامه ریزی اش اجازه نداد آنرا ببینیم اما فردا آنجا را دیدیم که در واقع بازار روز میوه و ماهی و گوشت بود اما جالبی این بازار، تنوع رنگهای خیره کننده آن بود. میوهای گرمسیری و با کیفیت و متنوعی را با قیمت مناسب میشد از آنجا خرید مثلا یک برش هندوانه یک یورو، یک لیوان آب میوه یک یا دو یورو، و...

 

سر در ورودی بازار میوه و ماهی شهر بارسلون - خیابان لارامبلا

 

گوشت و کالباس و ژامبون در ابتدای ورودی بازار روز بارسلون - خیابان لارامبلا

 

میوه های متنوع در بازار روز بارسلون - خیابان لارامبلا

میوه های برش خورده در بازار روز بارسلون - خیابان لارامبلا

 

میوه های برش خورده در بازار روز بارسلون - خیابان لارامبلا

 

آبمیوه های تازه و خنک - بازار روز بارسلون - خیابان لارامبلا

خرچنگ و میگو و صدف در بازار روز بارسلون - خیابان لارامبلا

+ محمد ; ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٥
comment نظرات ()

سفر به اروپا - شهر بارسلونا 1

بارسلون شهری سرسبز و نسبتا بزرگ در حد و اندازه های اصفهان بود که در نظر اول ترافیک سبک و روان خیابانها جلب توجه میکرد که ظاهرا بخاطر نحوه صحیح خیابان کشی و سیستم وسیع متروی شهر بود . (بارسلونا توضیحات کاملتر)

 بارسلونا - در راه فرودگاه به هتل

چون با تور رفته بودیم در فرودگاه بارسلونا یک اتوبوس به همراه تور لیدر ایرانیمان منتظرمان بودند. سالها بود که با تور به سفر خارج از کشور نرفته بودیم و خیلی این موضوع برایم جذاب نبود چون با تورهیجان و ماجراجویی سفر کمرنگ میشود یکی دیگر بجایت فکر میکند و برنامه میریزد و در واقع خودت به سفر خارج از کشور نرفته ای بلکه تو را برده اند... این شد که از میانه راه تقریبا از تور جدا شدیم و با اجاره اتومبیل، خودمان شهرهای مختلف اروپایی را گشتیم که توضیحات آنرا خواهم نوشت.

اتوبوسهای توریستی شهر بارسلونا - بلیط یک روزه هر نفر 24 یورو

هتل ما  گراند تور کاتالونیا 4 ستاره در وسط شهر بارسلون قرار داشت(نقشه گوگل هتل ) که هتلی تمیز و مناسب بود موقع دریافت اتاقها به ازای هر خانواده 50 یورو ودیعه گرفتند و رسید دادند و ما ساعت 2 عصر به وقت محلی (4.5 به وقت ایران) داخل اتاقمان بودیم. شدیدا خسته بودیم چون تقریبا شب قبل اصلا نخوابیده بودیم. با این وصف تور لیدرمان یک تور ساختمانهای قدیمی بارسلونا را برای ساعت 5 همانروز تدارک دیده بود  خوب مسلما نباید آنرا از دست میدادیم. بقیه ایرانیانی که همراه تور ما بودند همه خانوادگی آمده بودند و تقریبا همه بچه داشتند و کلا گروه ما 35 نفر بودیم .

بعد از نیم ساعت استراحت یادمان افتاد که بجز میان وعده مختصر داخل هواپیمای وین به بارسلون غذای دیگری نخورده ایم. در خیابان تاراگونا کنار هتل یک رستوران بود که ماکارونی و یک غذای اسپانیولی سفارش دادیم بنام پایلا paella که جمعا 25 یورو شد.

 

توضیحات تصاویر بالا

1- میان وعده داخل هواپیمای اطریشی - از وین به بارسلونا

2 - ماکارونی در بارسلونا

3- پایلا غذای مشهور اسپانیولی - برنج + میگو و صدف

 مترو بارسلون

ساعت 5 بعدازظهر به همراه تور لیدرمان و با استفاده از لاین سبز رنگ مترو و هر نفر حدود 3 یورو به میدان کاتالونیا رفتیم بلیطها را از دستگاههای خودپردازی دریافت کردیم که سکه های یک ، دو و اسکناسهای پنج، ده و بیست یوروئی و البته کارت اعتباری قبول میکرد که ابتدا کمی گیج کننده بود اما اگر زبان دستگاه را روی انگلیسی میگذاشتی و دستورات را دنبال میکردی راحت بود. بارسلون 11 خط مترو دارد که با حروف L1 تا L11 و با رنگهای متفاوت مشخص میشوند.

خط سبز مترو بارسلون

 

خیابانی به وسعت همه تاریخ اسپانیا  La Rambla

بعد از خروج از  ایستگاه کاتالونیا، وسط بلوار خیابانی به اسم  La Rambla سر در آوردیم که خیلی شلوغ و مملو از توریست بود و در واقع خیابان توریستی بارسلون است و بخاطر هنرمندانی که مثل مجسمه در کنار خیابان میایستند و همچنین نقاشانی که با چند یورو چهره شما را نقاشی میکنند مشهور است. همچنین در اواسط این خیابان کوچه هایی قرار دارد که پر از کلیسا، ساختمانها و قصرهای تاریخی است. یک سمت خیابان به میدان کریستف کلمب در کنار دریا ختم میشود.

La Rambla - اواسط خیابان بعد از خروج از ایستگاه کاتالونیا

در این خیابان نامهای آشنایی مثل مکدونالد، برگر کینگ، کارفور و یک بستنی فروشی ایتالیائی بنام آرمور به چشم میخورد و همچنین فروشگاههایی مشهور مثل زارا و صفورا که همه بخاطر حراج تابستانی شلوغ بودند و برای پرداخت پول باید در صف میایستادیم.

پی نوشت: چند کلمه پر کاربرد اسپانیولی که به احتمال زیاد قبلا هم شنیده اید.

1- سلام - Hola  (اولا)  

2- خدانگهدار - Adios  (آدیوس )  

3- بله - Si  (سی) 

4- نه - No (نو)

5- متشکرم  - Gracias  (گراسیاس) 

6- ببخشید -  perdoneme  (پردونم)

7- حال شما چطور است؟ - ‍Como esta usted  (کومو استا اوستد)

8- به زودی میبینمت. - Hasta pronto  (آستا پرونتو) 

+ محمد ; ۸:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٧
comment نظرات ()

سفرنامه زهرا به مالدیو

بی­شک همه خواننده­ های ارجمند وصف جزیره ­های بی نظیر مالدیو رو با شن­های سفیدش شنیدن یا خوندن، و حتما توی وب­گردی هاشون چند تا عکس از مالدیو دیدن. داستان ما هم از همین عکس­ها شروع شد! و خواستیم تا قبل از اینکه این جزیره ­های زیبا زیر آب برن، به دیدنشون بشتابیم

این عکس هم شاهکار عکاسی نگارنده است هم شاهکار طبیعت

مالدیو یک گنگبار (مجمع الجزایر) با حدود 1200 جزیره است، منبع اصلی درآمد مردمش ماهی­گیری و صنعت توریسم هستش و جمعیتش 100% مسلمان هستند. آب و هوا در High Season استوایی، اما در سایر زمان­ها بارونیه. اطلاعات کامل­تر رو می تونید از ویکی پدیا بخونید.

بازار ماهی فروشی ماله

خلاصه ما بعد از دیدن عکس­های مالدیو و خواندن چند سفرنامه، و اینکه می­دونستیم آذر ماه زمان High Season برای دیدن این کشور هستش، و اینکه این کشور برای پذیرایی از توریست آماده است، اما برای گردش بک­پکرها مناسب نیست! بالاخره دل رو به دریا زدیم و راهی شدیم. چند روزی راجع به خطوط هواپیمایی جستجو کردیم و بالاخره از طریق خطوط قطر ایرویز بلیط خریدیم (ایران پرواز مستقیم نداره).  بعد از خرید بلیط، دست به دامن اینترنت شدیم و شب و روز می­گشتیم و واسه این و اون کامنت و ایمیل می­فرستادیم. پاسخ درخواست­های کاچ­سرفینگ که ناامید کننده بود. همه دوستان مالدیوی سوالها رو خیلی سریع جواب می­دادن، اما همه واسه پذیرایی یه بهونه­ای داشتن؛ یا بنایی داشتن، یا بچه­شون داشت به دنیا میومد، یا مریض بودن، یا مهمون داشتن و یا خارج از کشور بودن! قبل از رفتن تا تونستم راجع به وضعیت غذا، قیمت مواد غذایی، جاهای دیدنی، نرخ بلیط­های زیردریایی، غواصی، ماهیگیری و یا کرایه­های جابه­جایی بین جزیره­ها اطلاعات جمع کردیم و همه رو توی لب تاپ ریختیم و کوله پشتی­ها رو بستیم و راهی شدیم.

هواپیما ساعت 5 صبح تهران رو ترک می­کرد، حدود 2 ساعت بعد وارد دوحه شدیم، که به محض ورود به فرودگاه متوجه شدیم که اسم ما رو صدا می­زنن که از پرواز ماله جا نمونیم. خیلی با عجله گیت مورد نظر رو پیدا کردیم و کارت پرواز تهیه کردیم. و یکی از شیرین­ترین قسمت­های سفر، پرواز دوحه به ماله بود که هیچ مسافری توش نبود، و همه مسافرها سه تا صندلی در اختیار داشتن که راحت بخوابن. خلاصه تمام بی­خوابی شب گذشته جبران شد.

پس از 4 ساعت پرواز ساعت 12:20 وارد حریم هوایی مالدیو شدیم، من کلی از گوگل ارث این 1200 جزیره­ها رو تماشا کرده بودم، اما دیدن جزیره­های فوق العاده کوچیک و زیبا از آسمون یه چیز دیگه است!!!

صحنه به زمین نشستن هواپیما هم خیلی خیلی جالبه. توی این کشور زمین طلاست و سطح خشکی خیلی کمه، برای ساختن باند فرودگاه زمین مصنوعی ایجاد کردن (استحصال) و دو جزیره رو به همدیگه چسبوندن. ولی با این وجود باز هم باند فرودگاه خیلی کوچیکه و هواپیما مجبوره که به صورت میلی­متری از لبه باند بشینه، اما چیزی که مسافر می­بینه اینه که هواپیما داره روی دریا می­شینه! که خیلی هیجان انگیز و دلهره آوره. حتی برای دیدن این صحنه ارزش داره که به مالدیو برین.

به محض ورود با دیدن جزیره فرودگاه خیلی سریع آدم متوجه می­شه که اینجا مثل شهر اسباب­بازیه. همه چیز در ابعاد خیلی کوچیک طراحی شده که باور کردنی نیست. توی فرودگاه یه سیم کارت خریدیم و یادمون رفت که امتحانش کنیم، بعدا متوجه شدیم که یه طرفه است و فقط ما می­تونیم باهاش زنگ بزنیم!

بعضی Resort­ها توی فرودگاه دفتر دارن، و اونهایی هم که دفتر ندارن، حتما تعدادی دلال دارن که قدم می­زنن و با مسافرها صحبت می­کنن و اطلاعات می­دن. ما هم با چندتاشون صحبت کردیم و اطلاعات گرفتیم، تا بریم سر فرصت توی اینترنت Resortها رو ببینیم و تصمیم بگیریم.

باید با فری (لنج) به جزیره بعدی یعنی ماله می­رفتیم. توی مالدیو فری­ها حکم همون اتوبوس­های خط واحد ما رو دارن. و کرایه این فری­های عمومی خیلی کمه. توی همون 5 دقیقه که سوار فری بودیم، داشتیم درباره رستوران پرس و جو می­کردیم که با گارسون یه رستورانه به نام Olive garden آشنا شدیم، (که پیشتر یکی از بچه های کاچ سرفینگ این غذاخوری رو به عنوان یه جای خوب معرفی کرده بود) خلاصه آقای گارسون محل غذاخوری رو روی یه نقشه کوچیک علامت زد و به ما داد. خیلی خوشحال شدیم که رستورانی رو که دنبالش می­گشتیم پیدا کردیم، غافل از اینکه پایتخت مالدیو کلش دو تا خیابونه و اگر هم با ایشون صحبت نکرده بودیم، پیدا کردن این رستوران دشوار نبود.

عریض ترین خیابان ماله

خیابون­های ماله کمابیش به اندازه کوچه­های ما هستند (خیلی کم عرض هستند) و پیاده­روها به اندازه عبور یک یا دو نفر. وسیله نقلیه بیشتر مردم موتور هستش و تعداد کمی تاکسی می­بینین. ناگفته نماند که خانم­ها هم موتور سیکلت دارند. ما در عرض نیم ساعت تمام ساختمان­های مهم ماله از قبیل کاخ ریاست جمهوری، مجلس و مسجد جامع رو دیدیم که البته ابعاد و اندازه همه این ساختمان­ها بین 1000 تا 1500 متر مربع بود.

مجلس شورای ملی مالدیو

یکی دو ساعت توی فروشگاه­های لوازم غواصی گشتیم و دو تا اسنوکر، دو جفت فین، کیف ضد آب و دستبند محافظ در مقابل دریازدگی خریدیم. ما از قبل می­دونستیم قیمت­ این وسایل توی ماله ارزونتر از ایران هستش.

نمایی از سوغات فروشی­های ماله

مردم مالدیو (غیر از دوستان کاچ سرفینگ) بسیار صادق هستند. فروشندگان فروشگاه­ها خیلی مهربون بودن و راهنمایی می­کردن. دیگه نزدیک غروب بود که به رستوران Olive garden رفتیم و غذای دریایی خوردیم. غذا استیک ماهی بود که مزه کباب آهو می­داد و فوق العاده عالی بود!!! چون خیلی شنیده­ بودیم که اینجا آب گرونه کلا هرجا که غذا می­خوردیم باقی مونده آب رو برای شب برمی­داشتیم. روبروی این رستوران یه بستنی فروشی خیلی لوکس هست که بستنی­های خوش مزه با و استثنایی داره، خودتون قضاوت کنید

بستنی اختصاصی ما توی نارگیل

شب اول یکی از دوستای کاچ سرفینگ برای ما توی جزیره Vilingili که خیلی نزدیک به ماله هست یه اتاق گرفته بود، سوار فری شدیم و پرسان پرسان مسافر خونه رو پیدا کردیم. اتاق بدون حمام و توالت خصوصی و کولر شبی 15 دلار و با امکانات یاد شده شبی 25 دلار بود که ما گزینه دوم رو انتخاب کردیم.

صبح روز بعد توی اتاق مقداری نون و پنیر و گردو که دیروز خریده بودیم خوردیم (همراه داشتن نون و پنیر توی این سفرها جزو الزاماته، چون ممکنه یه غذایی که بتونید بخورید توی هر جایی پیدا نشه) و با فری راهی ماله شدیم. توی ماله اون قدر مسیر­ها کوتاهه که همه جا می­شه پیاده رفت. ولی کرایه تاکسی هم گرون نیست و چون همه مسیر­ها یک اندازه است کرایه تاکسی ثابته و حدود 3000 تومن هستش. برای چای خوردن وارد یه کافه شدیم که متوجه شدیم کافه متعلق به یه مسافرخونه است. رفتیم اتاق­ها رو دیدیم، اتاق­ها مجهز به اینترنت و کولر و حمام گرم بودند و قیمت هم شبی 55 دلار بود. تا ظهر چند تا مسافرخونه که از لولنی پلنت پیدا کرده بودیم رو بررسی کردیم، قیمت ها حدود شبی 50 تا 70 دلار بود که ما تمیزترین و بزرگترین را انتخاب کردیم. زمانی که ماله رو می­گشتیم، همه مغازه ها بسته بودند چون جمعه­ها از صبح تا ساعت 2 همه جا تعطیله.

وقتی اتاق گرفتیم خیالمان راحت شد، و بالاخره کوله­ها رو زمین گذاشتیم و رفتیم توی شهر قدم بزنیم و به جنبه مردم­شناسی سفر بپردازیم. یک دستگاه تولید ذرت بوداده توی شهر بود و مردم ماله صف کشیده بودن که ذرت بخرن، و ما با دیدن اون صحنه، وارد صف شدیم و ما هم از خوردن ذرت لذت بردیم. بیشتر مردم مالدیو انگلیسی بلد نیستند، و چون خیلی کم توریست می­بینند، فقط جوان­ها در حد آدرس پرسیدن می­تونن به آدم کمک می­کنن. در واقع توریست اصلا وارد ماله نمی­شه و از همون فرودگاه قایق موتوری هتلی که رزور کرده میاد دنبالش و برای استراحت و ریلکسیشن به جزیره مورد نظر می­ره. طبق نوشته­های توی اینترنت، این سیاست دولتشونه که مردم توسری خور باقی بمونن! البته با این وجود چند سال پیش مردمشون علیه دولت قیام کردن و تقریبا یه دیکتاتور رو به زیر کشیدن و الان یه حکومت تقریبا مردم سالارتر دارند.

شب توی یه فرصت مناسب تمام Resortها رو بررسی کردیم و از قبل هم می­دونستیم که 99 درصد تورهای ایرانی به سان آیلند می­رن. سان آیلند جزیره ارزونی بود، اما چون فاصله­اش از فرودگاه زیاده، هزینه رفتن به اونجا بالا بود. در حالی که جزیره­های گرونتر اما نزدیکتری بودند که ما گزینه دوم را انتخاب کردیم. یکی از گرونترین و زیباترین جزیره­ها که توی تبلیغاتش از دکور جزیره خیلی تعریف شده بود، باندوس بود که ما زنگ زدیم و اتاق رزرو کردیم. باید بگم که زیبایی جزیره خیلی مهمه، چون شما چند روز توی این محیط هستین و هیچ چیزی غیر از جزیره کوچیک و دریا برای دیدن نیست، پس باید زیبا باشه و از دیدن مناظرش لذت ببرین. مهم­ترین مزیت باندوس این بود که درمانگاه داشت، در صورتی که خیلی از Resortها ندارن و اگر خدای نکرده مریض بشین، باید کلی کرایه بدین و بیاین ماله برای مداوا. (البته خیلی از دوستان ممکنه که تصور کنن اون چند روز اتفاقی قرار نیست بیفته، اما باید بگم پشه­ها اونقدر من رو نیش زده بودن، که دیگه امکان مدارا نبود، و من توی باندوس به کلینیک رفتم و از اون عذاب کشنده خلاص شدم. البته برای یه پماد ناقابل 20 هزار تومن دادیم! ولی اگر می خواستیم بریم ماله باید 120 تومن می­دادیم!!!)

روز بعد برای تهیه بلیت زیردریای که دیروز رزرو کرده بودیم به مرکز شهر رفتیم و بالاخره ساعت 11 سوار زیردریایی شدیم. زیردریایی هیجان­انگیز بود، اما به دلیل اینکه آدم توی این سفر دائم زیر آب هستش و حتی می­تونه کوسه­ها رو از نزدیک ببینه دلیلی نداره که یه روز وقت بزاره و سوار زیردریای بشه. که ما از قبل به این نکته توجه نکرده بودیم!

برای رفتن به باندوس در حال تدارک قایق موتوری بودیم که بالاخره به این نتیجه رسیدیم که قیمت ترنسفر هتل ارزونتر هستش. چون هتل ممکنه مهمان­های دیگه­ای هم داشته باشه، و همه رو با یه قایق ببره­، اما به دلیل اینکه واسه Resortها فری عمومی وجود نداره اگر از ترنسفر هتل استفاده نکنید، باید شخصا قایق موتوری بگیرین، و قیمت کرایه قایق گرون هستش. از اونجا که هتل­ها واسه هر روز به هر نفر یک بطری آب آشامیدنی می­دن، و اگر بیشتر لازم داشته باشین باید به قیمت خیلی بالایی از هتل بخرین، ما به سفارش بعضی دوستان، تصمیم گرفتیم یکی دو بطری آب از ماله با خودمون ببریم و کلی هم سعی کردیم توی کوله­ها پنهانش کنیم، اما واقعیت اینه که همون یه بطری کافیه و نیازی به این کارها نیست. با هتل تماس گرفتیم و خواستیم که واسه ما قایق بفرستن، که خیلی سریع فرستادن و ما بالاخره ساعت 2 بعدازظهر به جزیره رویایی باندوس وارد شدیم. همه چیز فوق العاده بود!!! کلی ساحل خلوت و تمیز با شنهای سفید در انتظار شماست! به محض ورود اسنوکرها رو برداشتیم و از جلوی اتاقمون پریدیم توی دریا، که تازه متوجه زیبایی­های دریا شدیم. کلی ماهی جورواجور، موجودات عجیب غریب که قبلا فقط تو کارتون­ها دیده بودیم و تپه های مرجانی فوق العاده زیبا همه در فاصله 10 متری اتاق شما قرار دارن. اطراف جزیره­ها حاشیه بزرگی که معمولا رنگش هم روشن تره و بهش Logon می­گن مخصوص اسنوکرلینگ هستش. اما از اون به بعد یک دفعه رنگ آب تیره می شه و اقیانوس عمیق شروع می شه، که اگر جرات کنین و برین توی مرز Logon حتما کوسه ها رو می بینین.

خیلی مهمه که فین پوشیده باشین، چون مرجان­ها خیلی تیز و برنده هستن و اگر جایی با اون­ها زخم بشه، به این زودی­ها خوب نمیشه

نمایی از اتاق­های باندوس

سه روز توی باندوس بودیم غذا خوب بود، خب طبیعی هم هستش که غذای همچین هتلی عالی باشه. اما مهمتر از اون دریا بود که توی اون سه روز حسابی از لذت بردیم، روز دوم هم به مدرسه دایوینگ رفتیم و لباس غواصی پوشیدیم و به همراه استاد غواصی رفتیم قسمت عمیق اقیانوس. راستش من قبلا توی قشم و مالزی هم غواصی رفته بودم، اما باندوس کلی فرق داشت. مربی کاملا ما رو رها می­کرد تا خودمون حرکت کنیم. و احساس اینکه دقیقا مثل یه ماهی اون زیر توی عمق 12 متری داری جست وخیز می­کنی و تمام چیزهای عجیب و غریب رو با دستت لمس می­کنی، غیرقابل توصیف هستش. یه نکته مهم برای کسانی که غواصی تفریحی میرن اینه که زیر آب زیاد ورجه ورجه نکنن، چون اکسیژن بیشتر مصرف میشه و به جای 1 ساعت زیر آب موندن، باید نیم ساعته بیان بیرون، اتفاقی که برای ما افتاد ;( .

توی جزیره خیلی از جونورهایی که تا حالا ندیدین رو می­تونین از نزدیک ببینین و عکس بگیرین

همسایه خوشگل ما

خلاصه همه چیز بر وفق مراد بود که متاسفانه روز آخر فرارسید و باید هتل رو ترک می­کردیم.

به محض اینکه وارد ماله شدیم، تصمیم گرفتیم که هم یه ماهیگیری توی یکی از جزیره­های مسکونی بریم و بلیت برگشت رو جلو بندازیم، آخه ما یه سفر 10 روزه تدارک دیده بودیم، چون فکر می­کردیم خیلی از جزیره­ها رو می­تونیم بریم و ببینیم و لذت ببریم. اما به محض ورود متوجه شدیم، بهترین جزیره واسه موندن همون ماله هستش بقیه جزیره­ها مثل روستاهای خیلی کوچیک و بی امکانات ما هستند و با توجه به اینکه مردم این روستاها نه انگلیسی بلد بودن و نه اجتماعی بودن، رفتن به جزیره­های مختلف هیچ لطفی نداشت. در ضمن همه این جزیره­ها مثل هم بودن و دیدن یکی از جزیره­ها کافی بود. البته این مورد رو اهالی کاچ سرفینگی مالدیو به ما گفته بودن ولی به گوش نکردیم! مردم توی این جزیره­های کوچیک هیچ کار خاصی نداشتن، یه تعدادی هرروز به ماله می­رفتن واسه کار و بقیه هم یه نَنو جلوی خونه­شون درست کرده بودن و از صبح تا غروب به غیر از زمان ماهی­گیری روی ننو نشسته بودن و همدیگرو تماشا می­کردن. بنابراین رفتیم و تاریخ برگشت رو جلو انداختیم.

مردم در حال فعالیت شدید برای امرار معاش

 بعد از ناهار دنبال یه آژانس می گشتیم واسه night fishing که به یه دلال برخوردیم و خام حرف­هاش شدیم، البته نه اینکه سرمون کلاه گذاشت، اما بعدش فکر کردیم که اگر با یه آژانس رفته بودیم خیلی بهتر بود.

استراحت پس از یک روز کار سخت و طولانی

اسم آقای دلال احمد بود که ظاهرش خیلی مهربون بود و یه دوست به اسم محمد علی داشت، که مدام می­گفت احمد خیلی آدم خوبیه!

احمد عزیز، ماهی های ما و همسرم 

ما با آقای احمد با فری راهی یه جزیره خیلی دور شدیم که شب ما رو ببره ماهیگیری، تصور ما این بود که با مردم محلی توی در یه مراسم ماهی­گیری واقعی شرکت می­کنیم، اما بعد متوجه شدیم که احمد یه قایق واسه ما اجاره کرده و ما رو برد ماهی­گیری! و هیچ دلیلی نداشت ما با فری به یه جزیره بریم که فاصله اش تا ماله 3 ساعت بود. وقتی وارد جزیره شدیم رفتیم که اتاق بگیریم، و خوشبختانه یه اتاق نسبتا تمیز با قیمت شبی 40 دلار گرفتیم. وسایل رو توی اتاق گذاشتیم و رفتیم ماهی­گیری. اون شب من و همسرم 6 ماهی گرفتیم که 2 تا رو به راننده قایق دادیم و 4 تا رو بردیم یه رستوران که واسه ما و احمد و دوست احمد شام تهیه کنه. و چون فراموش کرده بودیم راجع به قیمت از قبل با رستوران هماهنگ کنیم، طرف پول یه غذای کامل رو با ما حساب کرد!

نمای رستوران جزیره

صبح فردا راهی ماله شدیم و ناهار رفتیم رستوران تایلند سالاتای! غذاش فوق العاده بود. مدیر رستوران یه آلمانی بود که میومد و با مشتری­ها خوش و بش می کرد. گفت که زنش هم یه کشور دیگه رستوران داره! راجع به ایران کلی با هم صحبت کردیم! چون دقیقا روز قبلش متکی برکنار شده بود L بالاخره سفر ما به پایان رسیده بود و شب پرواز داشتیم عصری هم توی ماله قدم زدیم و وقت گذرونی کردیم تا غروب که به فرودگاه رفتیم. البته اون قدر ماله کوچیکه که ما همه مغازه ها رو حفظ شده بودیم.

قیمت­ها:

قیمت بلیت رفت و برگشت با قطرایرویز واسه هر نفر 850 هزار تومنه، که اگر کارت نداشته باشین و از نمایندگی­اش توی ایران بگیرین، حدودا 870 هزار تومن باید بپردازین.

قیمت سیم کارت 1 دلار و با 9 دلار شارژ حدودا واسه 1ساعت صحبت کردن کافی بود.

یه ساندویچ و سیب زمینی توی فرودگاه 12 دلار

یه جفت اسنوکر و کیف ضد آب و دستبند محافظ در مقابل دریازدگی 116 دلار

حدودا نرخ یک غذای عالی توی ماله بین 10 تا 14 دلار

اتاق دابل هاف برد سان آیلند شبی 230 دلار، و هزینه ترنسفر رفت و برگشت برای هر نفر 300 دلار

اتاق دابل هاف برد باندوس شبی 350 دلار، و هزینه ترنسفر برای هر نفر 150 دلار

بلیت زیر دریایی 75 دلار

هزینه تغییر تاریخ برگشت برای هر نفر 30 دلار

قیمت سفر night fishing 120 دلار

توصیه­ها:

حتما دستبند و پماد محافظ برای حفاظت در مقابل پشه­ها ببرید.

برای دیدن مالدیو غیر از زمانی که توی هتل هستین 2 روز زمان کاملا کافی هستش.

کسانی که تمایلی به خرید اسنوکر ندارن، اسنوکر رو می­شه از هتل اجاره کرد.  

نویسنده: زهرا (ایشان قبلا سفرنامه سری لانکا را ارسال کرده بودند)

توضیح محمد - عاشق سفر: چون در حال حاضر سفر اروپای ما شروع شده عکسهای همراه این سفرنامه را نمیتوانم ویرایش و ارسال کنم  حتما بعد از برگشت اینکار را خواهم کرد. 

+ محمد ; ۳:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٦
comment نظرات ()

سفر به اروپا - چند نکته مهم

کشورهای اروپائی زیبا هستند و هر کس که از اروپا برمیگردد از زیبائیهای آن حکایتها میکند البته آنها درست میگویند اما برای لذت بخش شدن بیشتر سفرتان به این نکاتی که در زیر مینویسم توجه کنید تا خاطره شیرینتری برایتان بیادگار بماند.

کشورهای اروپای غربی با آنکه جزو دنیای آزاد و سرمایه داری هستند اما بعضی رفتارهای عجیب از آنها سر میزند که اگر قبل از سفر به آنها توجه نکنید میتواند باعث اتلاف وقت و پول و احیانا رنجش شما شود.

مرگ بر دلار ، زنده باد یورو

در سفر به اروپا فقط با خود یورو ببرید نه دلار. این موضوع ظاهرا ساده برای ما کلی دردسر ساز شد چون بانک ملی ظاهرا یورو تمام کرده بود و به ما دلار داد البته حدود 800 یورو هم با خود برده بودیم. به خیال اینکه هتلها و فروشگاههای بزرگ دلار را براحتی قبول میکنند و یا با قیمت مناسبتر از ایران در اسپانیا یا آلمان دلارها را در صرافی ها تبدیل میکنیم.اما در همان ابتدای ورود متوجه شدیم که کاملا  اشتباه میکرده ایم.

 

در سفر به اروپا فقط با خود یورو ببرید نه دلار

هیچ فروشگاهی و حتی هتلها دلار قبول نمیکردند و در موارد نادر با قیمت خیلی پائینی برمیداشتند و حتی قیمت صرافی هایشان هم افتضاح بود هر 100 دلار در ایران 70 یورو ارزش دارد اما در صرافی های اروپا از 50 تا 65 یورو متغیر چنج میشد. جالب بود که در پاریس متوجه شدم باید در صرافی ها سر قیمت چانه زد!!! مثلا در یک صرافی در ابتدای خیابان شانزه لیزه صرافی رقم 50 یورو را پیشنهاد داد اما در نهایت روی 65 به توافق رسیدیم. این موضوع برای من خیلی عجیب بود اگر در یک کشور آفریقایی مثل سومالی یا تانزانیا با این موضوع برخورد میکردم متعجب نمیشدم اما در اروپا؟؟. یعنی کشور سرمایه داری و اقتصاد آزاد اینقدر بی در و پیکر است.؟؟؟ بالاخره من که دلیلش را نفهمیدم.

اسکناس خوب و اسکناس بد

در بدو ورودمان در بارسلون متوجه شدیم که اسکناس 500 یورویی را به سختی میتوان خرد و حتی خرج کرد در یکی از فروشگاهها نوشته بود به دلیل مسائل امنیتی اسکناس 500  پذیرفته نمیشود

 

بدلایل مسائل امنیتی از پذیرفتن اسکناس 500 یورویی در رستورانمان معذوریم

 

و جالب بود که در کل کشورهایی که ما گشتیم این موضوع رواج داشت و حتی متوجه شدم که بعضی فروشگاهها اسکناسهای 200 و 100 یورویی  را هم با  کمی اکراه میپذیرند بهترین اسکناس  50 یورویی است که در همه جا رایج میباشد. ضمنا برای خرد کردن اسکناس، صرافی ها از شما نیم درصد کمیسیون دریافت میکنند.

در هلند اسکناسهای 100 - 200 - 500 و سکه های 1 و 2 سنتی یورو پذیرفته نمیشود (منبع تصویر و توضیحات بیشتر )

 

فروشگاه تعطیل است

فروشگاهها و مغازه ها در اروپا ساعت 8 غروب تعطیل میشوند و جالب آنکه در تابستان هوا تا ساعت نه و نیم شب  هنوز روشن است و شما مجبورید در پیاده روها از مقابل مغازه های بسته عبور کنید تا هوا تاریک شود و به هتل برگردید. البته رستورانها و کلوپ ها تا بعد از نیمه شب باز هستند. بین کشورهایی که قبلا رفته بودم فقط در ارمنستان چنین رسمی یرای تعطیلی فروشگاهها و مغازه ها وجود داشت آنجا هم ساعت 6 یا 7 غروب تعطیل میکردند.

موبایلها خاموش

موقع رسیدن به وین موبایلمان را روشن کردیم تا خبر رسیدن خود را به ایران بدهیم. مسئول آژانس به ما یادآوری کرد که هر بار که وارد یک کشور میشویم با هر بار روشن کردن گوشی های حاوی سیم کارت های دائمی ایرانی 25 هزار تومان هزینه اتصال برایمان منظور میشود و بهترین کار خرید یک سیم کارت 10 یورویی است که  حدود 5 یورو شارژ دارد و در همان کشور در صورت تماس از ایران با شما، هزینه ای از شارژ شما کم نمیشود اما در کشورهای دیگر هزینه رومینگ دارد. البته بعد از خرید سیم کارت باید وارد وبسایت شرکت مربوطه بشوید و مشخصاتتان را ثبت کنید آدرس خواسته شده را هم آدرس هتل را بدهید. معمولا بعد از نیم ساعت خطتان فعال میشود.  

درود بر ایرانسل

نکته دیگر اینکه در فرودگاه امام در تهران متوجه شدم بعضی ها که سیم کارت ایرانسل دارند نوع اعتباریش در 47 کشور و نوع دائمی اش در 125 کشور آنتن میدهد و هزینه آن پائینتر است و برای شارژ آن میتوانید بگوئید از ایران برایتان شارژ بخرند و کد آنرا برایتان اس ام اس کنند یا چند تا شارژ از ایران بخرید و با خود ببرید (اطلاعات کاملتر ).

سلامی دوباره به آفتاب

بهترین زمان برای سفر به اروپا تابستان است اما این جمله گول زننده است چرا که حتی در تابستان هوای اکثر کشورها خصوصا قسمت شمالی اروپا ابری و بارانی است و دمای هوا بین 17 تا 20 متغیر است. با توجه به اینکه تابستان است ما با خود چند تا لباس تابستانی و برای محکم کاری برای هر نفر یک سوئی شرت و یک چتر هم بردیم اما در همان چند روز اول فهمیدیم اینها برای سفری که ما داشتیم اصلا کافی نبود  مخصوصا در برلین که احساس سرما میکردیم. و مجبور شدیم چند تا لباس ضخیم تر بخریم ضمنا در طی 14 روز اقامتمان بجز یک روز در ونیز که هوا آفتابی شد بقیه روزها آفتابی ندیدیم.

+ محمد ; ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٦
comment نظرات ()

سفر به اروپا - مهمان نوازی به سبک اروپائی

خوش مهمان و بد میزبان

برنامه تور بازدید از چهار شهر بارسلونا، برلین، پاریس و وین بود که در هر شهر یک تور بازدید رایگان هم برگزار میکردند. دو سه روز قبل از سفر  قسمت پیام های دریافتی سایت میزبانی hospitalityclub.org رایگانی که عضو بودم را چک  میکردم یک خانم هلندی پیام داده بود که "به اتفاق پارتنرش(شریک زندگی اش) قرار است که شهریور ماه سفری به ایران داشته باشند و گفته بود که  اگر ممکن است چند روزی  مهمان ما باشند"

من هم پیام دادم که "حتما بیائید با تمام توان در خدمتتان خواهیم بود در ضمن سفر ما  به اروپا هم در پیش است و اگر ممکن است  بعد از برلین  ما ماشین اجاره خواهیم کرد و بعد از بازدید از آمستردام یک شب هم سر راهمان در منزل شما توقف داشته باشیم"

جواب داد که برنامه سفرتان را دقیق بفرستید من هم همه برنامه سفرمان را کامل برایش فرستادم اما جوابی که داد خیلی به من برخورد گفته بود که "ما در یک شهر کوچک توریستی نزدیک آمستردام زندگی میکنیم پارکینگ جلوی منزل ما فقط مخصوص ساکنین است و اگر میخواهید ماشینتان را پارک کنید باید در محلی که خیلی دور است آنرا بگذارید و ماشین اجاره کردن اصلا توصیه نمیشود چون هزینه پارکینگ بالاست و در مراکز شهرهای بزرگ به مشکل برمیخورید و با تمام این تفاصیل آیا باز هم میخواهید به منزل ما بیائید یا خیر؟"

 ما در سفرمان اصلا  احتیاجی به این نداشتیم که هیچ شبی را خانه کسی باشیم تمام 14 روز سفرمان هتلهای 4 و 5 ستاره رزرو داشتیم. با خانمم این موضوع را در میان گذاشتم، او هم موافق بود که جواب او بی ادبانه بوده پس از خیر خانه خانم هلندی گذشتیم.  جالب اینجاست که بعد از اتمام سفرمان از ما میپرسد چرا نرفتیم و هنوز انتظار دارد چند روز میهمان ما باشد ظاهرا سفرشان به مهر ماه افتاده.

به کشور ما خوش نیامدید

 این برخورد نه تنها در دنیای مجازی که حتی در برخورد رودر رو با مردم اروپا به دفعات توسط ما تجربه شد . در عمل اروپائیان بد میزبان و خیلی یخ هستند و احساس کردم که در برخوردهایشان  با توریستها دائما نگران نقض شدن آزادی های فردی و امنیتی شان هستند و ما که قبلا برخورد های صمیمی و گرم مردم کشورهایی مثل ترکیه، تایلند و ... را دیده بودیم تا حدودی برایمان این رفتارها عجیب و غیر عادی بود. آیا آنها واقعا میخواستند با رفتارشان به ما بفهمانند که "به کشور ما خوش نیامدید زودتر اینجا را ترک کنید"

در جستجوی مهربانی

در بارسلون از برخورد مردم جا خوردیم آنها وقتی میدیدند به زبانی دیگر صحبت میکنیم برخوردشان سردتر میشد و با بی میلی آدرسی را نشان میدادند. در تجربه ای دیگر در برلین شارژ برای سیم کارت آلمانی ام خریدم که یک فیش پرینت شده به زبان آلمانی بود وقتی از فروشنده برای نحوه وارد کردن کدها سوال کردم با عصبانیت ابراز کرد که باید جوابگوی سایر مشتریان باشد. و بعد از کمی سردرگمی بالاخره یک آقای آلمانی دیگر که کمی انگلیسی بلد بود فیش را برایم ترجمه کرد و من آنرا در موبایلم وارد کردم. 

برخورد توریستها از برخورد میزبانها خیلی بهتر بود با یک زوج مسن برزیلی در برلین آشنا شدم که خیلی مهربان و خونگرم بودند و یا یک خانواده توریست دیگر که فرانسوی بودند در بارسلون برخوردشان خیلی خوب بود اما همانها وقتی میزبان میشدند برخوردشان خیلی سرد و یخ میشد.

در طول سفر این موضوع اسباب سرگرمی ما شده بود و من و خانمم به هر کشور و شهری که میرسیدیم به هم میگفتیم خوب ببینیم برخورد مردم اینجا چطور است اما کلا تفاوت چندانی بجز مواردی انگشت شمار دیده نمیشد. جالب اینجا بود که دختر 6 ساله ما براحتی با بچه های همسن و سال خود ارتباط برقرار میکرد و با آنها همبازی میشد.

+ محمد ; ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٥
comment نظرات ()

سفر به اروپا

 سفر به اروپا = سنگ بزرگ

بالاخره سفر دو هفته ای ما به اروپا به اتمام رسید. سفر به اروپا برای  من سنگ بسیار بزرگی بود که با توجه به هزینه و دردسرهایش همیشه از آن هراس داشتم و البته یکی از دلایل اصلی آن کمبود اطلاعاتی بود که در مورد مراحل آن وجود داشت ولی من دوست دارم این تابو برای ما ایرانی ها شکسته شود درست است که مشکلات دریافت ویزا و غیره وجود دارد اما با اطلاعاتی که من در این سفر بدست آوردم که برایتان خواهم نوشت مطمئنم دوستانی که تاکنون به اروپا سفر نکرده اند راحتتر خواهند توانست برنامه ریزی یک سفر اروپائی را داشته باشند

 

ابهت فرو ریخته

بعد از سفر ابهتی که اروپا برایم داشت کلا درهم شکست  انتظار من از اروپا و مخصوصا شهرهای بزرگش بسیار فراتر از چیزی بود که دیدم  توصیفی که از شهرهای بزرگ اروپائی  میتوانم داشته باشم اینست که مثل هر شهر بزرگی در دنیا از نظر بافت شهری و فرهنگی تنها متفاوت هستند نه تافته جدا بافته. البته این نظر شخصی است و صرفا حسی است که بعد از نخستین سفرم به اروپا دارم.

 

هواپیمای ایرباس اتریشی در حال فرود در فرودگاه وین

 

پرواز سرگیجه آور سه مرحله ای برای رسیدن به بارسلون

سفر ما ساعت 4 صبح  با هواپیمائی اطریش از تهران به وین بود سفری 4.5 ساعته که با توقف 1.5 ساعته در ایروان ظاهرا برای سوخت گیری 6 ساعته شد  ساعت در بیشتر کشورهای اروپائی 2.5 ساعت از تهران عقبتر است پس به وقت محلی ساعت 7.5 صبح در فرودگاه Schwechat وین هواپیمای ما فرود آمد  این فرودگاه تا مرکز شهر وین حدود 20 کیلومتر فاصله دارد و برای رسیدن به شهر از قطار های معمولی (هر نفر 3 یورو) یا قطارهای تندرو (هر نفر 18 یورو) و یا اتوبوس میتوان استفاده کرد.

در صف دریافت اجازه ورود به خاک اروپا - فرودگاه وین - اطریش

البته مقصد بعدی ما توسط آژانس بارسلون برنامه ریزی شده بود که همان روز ساعت 10 صبح به وقت محلی از همان فرودگاه انجام شد. که حدود ساعت 1 ظهر به وقت محلی در فرودگاه بارسلون بودیم. و ما چون قبلا مهر ورود به منطقه شنگن را در وین زده بودیم در فرودگاه بارسلون از قسمتی عبور کردیم که هیچ کنترلی روی پاسپورتها انجام نمیشد.

 

فرودگاه بارسلونا - اسپانیا

ادامه دارد...

+ محمد ; ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱۳
comment نظرات ()